شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان آذربایجان شرقی
ساعت: 17:05 منتشر شده در مورخ: 1399/07/07 شناسه خبر: 1651884
میزگرد موضوع تحلیل چالش‌های نظام آموزشی؛

تراکم مدارس غیرانتفاعی از غرب تا شرق تبریز/ تعلیم منهای تربیت!

تراکم مدارس غیرانتفاعی از غرب تا شرق تبریز/ تعلیم منهای تربیت!
در میزگرد تحلیلی تبریزبیدار چالش های نظام تعلیم و تربیت با حضور فعالین حوزه آموزش و پرورش بحث و تبیین شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تبریزبیدار، میزگرد تحلیلی چالش های تعلیم و تربیت در سیستم آموزش و پرورش با حضور فرید قشلاقی استاد دانشگاه فرهنگیان و فعال فرهنگی، علی حصاری مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان و زهرا یاری دانشجو معلم مهمان در محل تحریریه تبریز بیدار برگزار شد.

مشروح موارد مطرح شده در این میزگرد بشرح ذیل است:

تبریزبیدار: تاثیر گسترش بی رویه مدارس غیر انتفاعی بر نا عدالتی آموزشی چیست؟

خط فکری جریان نفوذ در مدارس غیرانتفاعی

فرید قشلاقی:در مورد رهبر معظم انقلاب در جلسه نشست روسا و مدیران آموزش و پرورش روی مسائل حساس دست گذاشتند. اگر بخواهیم به دنبال جریان نفوذ در آموزش و پرورش باشیم، یک خط فکری آن شاید در حوزه مدارس غیر انتفاعی باشد. رهبر انقلاب همچنین از سیستم آموزش و پرورش تشکر کردند و خداقوت گفتند که آموزش و پرورش توانست در ایام کرونایی عملکرد خوبی نشان دهند و آموزش مجازی را از طریق شاد و شبکه آموزش و دیگر اپلیکیشن های رسانه ای به خانه ها ببرد و همچنین این را مایه افتخار دانستند که سیستم آموزش و پرورش سیستمی است که می تواند به نهاد های دیگر هم کمک کند؛ مثلا در نهاد انتخابات، اکثر نیروهای اجرایی انتخابات چه در پای صندوق های رای، چه در بحث شمارش، نظارت و حتی ناظران شورای نگهبان هم از سیستم آموزش و پرورش آمده و اینجا مشغول شده اند.

تراکم مدارس غیرانتفاعی از شهرک اندیشه تبریز تا آبرسان

 اصولا هدف از تاسیس مدارس غیر انتفاعی در سند اولیه این بود که چون آموزش و پرورش این ظرفیت را نداشت که در سراسر کشور خدمات آموزشی رایگان ارائه دهد، بخش خصوصی به کمک آموزش و پرورش آمد که در مناطق محروم و دور افتاده مدرسه بسازد که استفاده از خدمات آموزشی برای همه وجود داشته باشد، اما الان نه تنها اینطور نیست، بلکه تراکم مدارس غیرانتفاعی در مناطق متمول شهر، زیاد تر است! مثلا در شهرک اندیشه چند مدرسه غیرانتفاعی است که بسیار هم خوب و به جاست چون در آنجا مدرسه دولتی خیلی کم است و ظرفیت پذیرش همه دانش آموزان آن منطقه را ندارد؛ ولی مثلا در آبرسان و ولیعصر و ... لزومی برای تاسیس غیر انتفاعی های متعدد نیست!

 

اخذ شهریه از دانش آموزان برای فرصت مطالعاتی خارج از کشور!

الان مدارس غیر انتفاعی طوری است که برای زنگ ورزش، مربی متخصص استخدام می کنند و در سالن ورزش خود تردمیل و تجهیزات ورزشی کامل دارند. مدرسه ای در تهران می شناسم که سال قبل از دانش آموزان خود ۳۰ میلیون تومان شهریه گرفته به بهانه اینکه فرصت های مطالعاتی خارج از کشور را در مدرسه ایجاد می کند! این مدارس غیر انتفاعی، می خواهند راه مدارس ژاپن را در پیش بگیرند که به روش مونته سوری پایه گذاری شده و روش اکتشافی را در پیش دارد و مثلا برای یادگیری شیمی و فیزیک و ... اتاق های جداگانه ای در اختیار دانش آموزان قرار می دهد که خودشان کشف کنند و یاد بگیرند؛ اما متاسفانه غیر انتفاعی های ایران، به اصل قضیه توجه نمی کنند و این اتاق ها را فقط به صورت موضوعی ایجاد می کنند و نمی توانند یادگیری اکتشافی را در دانش آموزان نهادینه کنند.

تفاوت دیدگاه اولیای ایرانی و ژاپنی نسبت به نظافت کلاس توسط دانش آموز

وقتی صحبت از آموزش و پرورش بی عیب و نقص می شود، حرف ژاپن پیش می آید و مردم هم می گویند مگر ایران چه چیزی کمتر از ژاپن دارد که نمی تواند بنیه آموزش و پرورش را قوی کند؟! اما این را نمی دانند که در مدارس ژاپن، بعد از اتمام کلاس، بچه ها موظفند در عرض نیم ساعت کلاس ها، سالن و حیاط مدرسه را تمیز کرده و همه چیز را سرجایش بگذارند و بعد به خانه بروند. این کار آن ها یک بار تربیتی دارد؛ ولی اگر همین اتفاق در اینجا بیفتد، اولیا اعتراض می کنند که چرا بچه های ما را در مدرسه خدمتکار کرده اید؟

از کدام ساختار باید انتظار بازرسی داشت؟ / تعلیم منهای تربیت

علی حصاری:مدارس غیر انتفاعی بیش از حد نیاز رشد کرده و وارد خلأ بین سطح سنجش و آموزش می شود و همین هم باعث شده است که تعداد مدارس غیرانتفاعی در ناحیه یک تبریز بیشتر از مجموع تعداد مدارس غیر انتفاعی دو استان همجوار آذربایجان شرقی است. این مسئله کمر عدالت آموزشی را می شکند. این امر نشأت گرفته از نگاه مادی به مسائل تربیتی آموزش و پرورش است. بعضی افراد می گویند که باید با بازرسی این قضیه را حل کرد؛ اما کدام بازرسی؟ ما از کدام ساختار باید انتظار بازرسی به این ناعدالتی ها را داشته باشیم؟ برای دانش آموزان تا ۱۵ سالگی، تربیت غیر از تعلیم وجود ندارد. تربیت یعنی یک تغییر عادتی در کسی ایجاد کنیم که دائمی باشد. اما تعلیم یعنی ثبات آن در دست ما نیست. حال می خواهد تعلیم تعلیم دینی باشد، تعلیم اخلاقی باشد، تعلیم اجتماعی باشد و ... تعلیمی که آینده آن تربیت است. نماز اول وقت خوب است، نماز ستون دین است می شود تعلیم. باید ببینیم که چکار کنیم که این رفتار و این عادت مثلا نماز خواندن در فرد نهادینه بشود.

به نام عدالت به کام هوچیگری

عدالت خواهانی که به نام عدالت و به کام هوچیگری کار می کنند چرا به مسئله آموزش و پرورش ورود پیدا نمی کنند، مگر حضرت آقا خودشان نگفته اند که یکی از مسائل اول کشور آموزش و پرورش است؟ پس چرا آن ها توجهی به مسئله آموزش و پرورش ندارند؟ از این  عدالت خواهان سوال دارم که شما با کدام بستر می خواهید عدالت را ایجاد کنند؟ مگر عدالتی که حضرت علی(ع) می فرماید، عدالت ساختاری نیست؟ مگر ساختار این عدالت را نیروی انسانی تشکیل نمی دهد؟ خب حالا نیروی انسانی این ساختار را کدام نهاد تربیت می کند؟ آموزش پرورش. شما باید اول از آموزش و پرورش عدالت خواهی کنید که آموزش و پرورش اصلاح شود تا نیروی عدالت خواه وارد جامعه شود و بتواند در جامعه ایجاد عدالت کند. فقط بلدیم که هیاهویی تحت عنوان عدالت خواهی راه بیندازیم؛ نه اولویت هایمان درست است، نه اهدافمان و نه مسیرمان.

آزمون های استرس زا؛ از سمپاد تا نمونه دولتی

زهرا یاری: حالا که بحث از مدارس غیرانتفایی و استرس و حاشیه های آن شد، جا دارد که به مدارس استعداد های درخشان یا همان تیزهوشان هم اشاره کنیم چون از این قاعده مستثنی نیستند. وجود آزمون ورودی برای مدارس سمپاد که مشخص نیست طبق چه معیارهایی این سوالات طراحی می شوند، علاوه بر استرس فراوان، هزینه های فراوانی را برای خانواده ها به دنبال دارد!

امسال آزمون ورودی به علت شیوع بیماری کرونا و حفظ سلامتی داوطلبان به تعویق افتاد و این تعویق باعث شد که نتایج هم دیرتر اعلام شود. از جمله استرس ها و سردرگمی هایی که این اتفاق به دنبال داشت، این بود که نتایج آخر شهریور اعلام می شد و از طرفی هم  بیان کرده بودند که مدارس دو هفته زودتر بازگشایی خواهند شد! این ناهماهنگی ها کاملا تصادفی است؟

این امر حتی باعث سردرگمی دانش آموزان برای تهیه کتب درسی شده بود. خب حالا می رسیم به سوالات پرحاشیه این مدارس؛ ظاهرا همانند سال گذشته مشکلی در طراحی سوالات وجود داشته که با پیگیری خانواده ها مشخص شد که تقریبا ۱۰ سوال دو پاسخ صحیح دارند و این امر موجب شده که تراز فرزندانشان کمتر شود! آیا درست است که به خاطر خطاهای طراح، اینچنین بی عدالتی رخ دهد؟

ظاهرا در تمام این مدارس از جمله؛ غیرانتفاعی ها یا سمپاد ها، به جای اینکه به کمک مدارس دولتی بروند، استرس فراوانی رو به دانش آموزان تزریق کرده و موجب ایجاد شکاف طبقاتی در بین سطوح مختلف جامعه شده اند.

تبریزبیدار: سند تحول بنیادین نظام آموزشی کشور به کجا رسید؟

سند تحولی که قرار بود جایگزین ۲۰۳۰ شود

فرید قشلاقی:باید پرسید چرا در حال حاضر فقط باید ۳۷ درصد این سند در مدارس کشور اجرا شده باشد؟ حضرت آقا در جلسه نشست روسا و مدیران آموزش و پرورش، حرفی گفتند که واقعا اگر معنای آن را درک کنیم، برای ما حرف سنگینی است! گفتند که: «من سال قبل لزوم عمل به سند تحول بنیادین را اعلام کرده بودم و امسال باز هم باید آن را تکرار کنم!». این یعنی کار روی زمین مانده است. این سند ۹ سال است که به آموزش و پرورش ابلاغ شده و وقتی نوشته شد، قرار بود جایگزین اسناد غربی مثل سند ۲۰۳۰ باشد. برای بعضی ها سوال است که این سند از کجا برخاسته و هدفش چیست؟ برای اینکه این ها را بفهمیم، باید «مبنای فکری سند تحول بنیادین» را مطالعه کنیم. پس ما یک سند داریم و یک مبنای فکری سند. در کنار این دو، باید سندی هم تحت عنوان «سند راهبردی_اجرایی سند تحول بنیادین» نوشته می شد که رهنمود اجرایی کردن سند تحول بنیادین را در آنجا آموزش می داد که وزیران آموزش پرورش،، مدیران مدارس، معلمان و ... بدانند که چطور می توانند این سند را به نحو احسن به سیستم آموزش و پرورش تزریق کنند ولی متاسفانه ۹ سال است که این کار انجام نشده است.

آموزش و پرورش، تنها نهاد رسمی کشور برای تربیت افراد در کنار آموزش دادن آنان است. دانشگاه فقط محل آموزش است؛ مثلا وقتی در دانشگاه کسی تخلفی انجام بدهد، او را تربیت نمی کنند؛ یا به دادگاه می فرستند یا به کمیته انضباطی. ولی اگر دو نفر در مدرسه باهم دعوا کنند، اول آن ها را تربیت می کنند و درست و غلط را به آن ها نشان می دهند و این یعنی تربیت! انحراف در سیستم تربیتی یک جامعه، انحراف کل بخش ها و افراد جامعه را به دنبال دارد!

از مدرسه و آموزش و پرورش صحبت کردیم. حال ببینیم که چرا اصلا آموزش و پرورش تشکیل شده است؟ فلسفه وجودی آموزش و پرورش چییست؟

سند تحول بنیادین از نظر مبانی فکری سه محور دارد؛

۱)فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی

۲) فلسفه تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی

۳) ره نامه نظام تربیت رسمی و عمومی

حتی مبنای فکری سند تحول هم راجع به تربیت است. نمی گوییم شیمی و فیزیک و زمین شناسی؛ می گوییم تربیت. ما تا به حال گفته ایم تعلیم و تربیت ولی در اصل تربیت و تعلیم است (یعنی تربیت مهم تر از تعلیم است).

اول باید  انسان تربیت کنیم بعد به پزشک و مهندس برسیم

ما اول باید انسان تربیت کنیم بعد آن انسان را پزشک یا مهندس عمران و ... تربیت کنیم. الان چند درصد در جامعه نیاز به مهندس و پزشک و ... داریم؟ اصلا چقدر ظرفیت داریم؟ اما جامعه نیاز به انسان دارد. انسانی که ما تربیت می کنیم، قرار نیست حتما دکتر یا مهندس و ... بشود ولی او در جامعه یک شهروند، یک پدر یا یک مادر است.

کسی که می خواهد در این سیستم آموزش و پرورش تاثیر بگذارد، باید انسان تراز جمهوری اسلامی باشد. انسان تراز یعنی چه؟ یعنی؛

۱) مومن باشد(بحث توحید)

۲) خردمند باشد(خرد گرایی)

۳) اندیشمند باشد

رهبر انقلاب می فرمایند: «اول اندیشمند تربیت کنید، بعد دانشمند». تفاوت این دو چیست؟ دانشمند یعنی کسی که بتواند دانش(محفوظات) را حفظ کند. دانش، قدرت است و اندیشه، فکری است که به این قدرت جهت می دهد. خوب است که انسان بخواهد دانشمند باشد ولی دانشمندی که اندیشمند باشد!

مورد بعدی این است که مجاهد باشد و جهادی عمل کند؛ مثلا نگوید که اینجا روستاست و چون بخاری هم ندارد، من نمی توانم اینجا درس بدهم.

اگر توانستیم در سیستم آموزش و پرورش، انسانی تربیت کنیم که این چند ویژگی را داشته باشد، به نیمی از رسالت خود عمل کرده ایم!

آموزش و پرورش ما مثل یک لوکوموتیو تک موتوره است / کنکور مخرب همه یادگیری ها است

الان آموزش و پرورش ما مثل یک لوکوموتیوی است که تک موتوره است و موتور ضعیفی هم دارد. هرچند که در ظاهر، این قطار عریض و طویل است اما در اصل ضعیف و نحیف است. این لوکوموتیو ۱۲ سال راه می رود و به خوبی حرکت می کند ولی در آخر داخل دیواری به نام کنکور می رود و همه چیز را خراب می کند؛ همه یادگیری ها و همه درس خواندن ها را! و آموزش و پرورش را به هدف والای خود نمی رساند. خط فکری آموزش و پرورش، همانند ریل های این لوکوموتیو است. این ریل گذاری ها قبلا در آموزش و پرورش انجام گرفته و این خط فکری به آموزش و پرورش داده شده و برای برداشتن این ریل ها و تغییر مسیر آموزش و پرورش، زمان و مهارت زیادی لازم است. این قطار ضعیف هم نمی تواند هم بار سند تحول بنیادین و هم بار انتظاراتی که مردم از آموزش و پرورش دارند را به دوش بکشد. اگر اینطور پیش برود، در چند سال آتی، هم در بحث تربیت موفق نخواهیم شد و هم بحث آموزش هم به زوال می رود؛ چون تربیت است که آموزش را به دنبال دارد.

دولت حق آموزش رایگان را از نظام گرفته

علی حصاری: هر تفکر و اندیشه ای که بخواهد رشد کند، باید برای خودش آینده بسازد؛ آینده ای که بنیه آن با نیروی انسانی تامین می شود. الان وقتی در یک تشکل بخواهیم حرف ما برو داشته باشد و افراد آن تشکل روی حرف ما هدف گذاری کرده و آن راه را ادامه دهند، باید افراد را با فکر و روش خودمان تربیت کنیم. الان متاسفانه حق تربیت نسل از انقلاب اسلامی توسط سیاستمداران گرفته شده است. وقتی می گوییم تعلیم و تربیت رایگان وظیفه دولت است، من نمی گویم وظیفه دولت است؛ من می گویم حق نظام است، حق سیاستمداران است؛ اما دولت این حق را از انقلاب اسلامی می گیرد. آموزش و پرورش از قبل از انقلاب تا کنون فقط به یک مدل پیشروی می کند و فقط تا کنون چندین بار مدل آن تغییر کرده است: شش سه سه، پنج سه چهار و ... . الان تقریبا ده یا پانزده سال است که حضرت آقا مسئله تحول در آموزش و پرورش را فریاد می زند. باید ببینیم چه چیز هایی نیاز داریم؟ باید راهی داشته باشیم که از آن برویم. سند تحول بنیادین راه ما را نشان می دهد. اگر بخواهیم تحول ایجاد کنیم، یک نفر لازم است که استارت کار را بزند و تحول را شروع کند؛ پس برای ما نیروی انسانی تحول خواه تحول ساز نیاز است. به خاطر همین است که حضرت آقا می فرمایند: «دانشگاه فرهنگیان باید تنها گلوگاه ورود نیروی انسانی به آموزش و پرورش باشد». این نیروهای تحول خواه تحول ساز، باید آموزش و پرورش را به سمتی ببرند که ریل گذاری برای تمدن سازی اسلامی باشند.

 

 

دانشگاه شبهه ساز فرهنگیان!

اگر یک نفر بدون شبهه دینی و سیاسی وارد دانشگاه فرهنگیان شود، قطعا با شبهه بیرون خواهد آمد! چون بستر دانشگاه فرهنگیان برای تربیت نیروی تحول خواه تحول ساز فراهم نشده است. شما ببینید در کدام یک از فرهنگیان های سراسر کشور، برای دروس دانشجو یک واحد تعلیم و تربیت دینی یا اسلامی تعریف شده است؟ اگر حتی ما گزینش را هم به نحو احسن انجام دهیم و نیروی درست و صالح وارد دانشگاه کنیم، باز هم تا وقتی در خود دانشگاه بستر فراهم نباشد، تربیت نیروی تحول خواه ممکن نخواهد بود. ما از جامعه و از دانش آموزان نیازسنجی واقعی نکرده ایم. الان مسئله دهه هشتادی ها و دهه نودی ها، مسئله انقلاب و غیر انقلاب نیست. مسئله ایران و سوریه نیست. مسئله خدا و غیر خدا است. خلأ های تربیتی که باعث می شود ما در آینده نتوانیم بر این نسل جدید تاثیر بگذاریم و مسجد ها از رونق بیفتد و مدارس به سمت و سوی دیگری کشیده شوند، همین خلأ های معرفتی هستند که اتفاقا نکته بسیار مهمی هم هستند که در هیچ یک از فعالیت های فرهنگی و آموزشی و ... در آموزش و پرورش لحاظ نمی شود. این باعث شده که دستگاه تعلیم و تربیت ما یک دستگاه مریض باشد و این یعنی هر چقدر که ورودی خوب و سالمی هم داشته باشیم، خروجیمان بد و ضعیف خواهد بود چون خود دستگاه، تربیت ضعیفی دارد؛ مثل یک چرخ گوشت خراب که روغن پس می دهد؛ شما هرچقدر هم که گوشت تازه و سالم درون این چرخ گوشت بریزید، چون خراب است، خروجی این گوشت ها را خراب بیرون خواهد داد. الان اگر فکری به حال این دستگاه تعلیم و تربیت مریض نکنیم، خروجی های این دستگاه، ساختار مدیریتی نظام دولت را در آینده شکل می دهد که حاصل آن هم می شود برجام فعلی! این تجاوز هایی که اخیرا هم در مدارس دولتی بیشتر شده و خودکشی هایی که در مدارس تیزهوشان یا بعد از قبول نشدن در کنکور انجام می شود، نشان می دهد که شکاف های طبقاتی در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی نهادینه شده است. مردم یاد گرفته اند که همیشه باید شکاف طبقاتی در جامعه بین فقیر و پولدار وجود داشته باشد و این نشان می دهد که شرط موفقیت در جامعه امروز، پدر پولدار است نه استعداد! عدالت آموزشی یعنی اینکه بر اساس استعداد هر فرد باید امکاناتی در اختیار او قرار داد که بتواند به قله های موفقیتی که لیاقتش را دارد صعود کند ولی آیا در جامعه الان اینطور است؟

تبریزبیدار: از کنکور صحبت کردید؛ آثار مخرب این چالش به سیستم تعلیم و تربیتی چیست؟

نابرابری نظام آموزشی با مافیای پولی

فرید قشلاقی: هر چقدر از کنکور بگوییم باز هم کم گفته ایم. خود مسئله کنکور، نابرابری آموزشی را تشدید می کند. فردی که شاید از اول اهل درس خوان نبوده ولی به خاطر پولدار بودنش، ۲۰ میلیون ۳۰ میلیون خرج کلاس تست زنی می کند و تکنیک یاد می گیرد و می شود خانم دکتر یا آقای مهندس!

اگر ما در آموزش و پرورش این طور پایه گذاری کنیم که شش سال آخر مدرسه یا حداقل سه سال آخر را امتحانات نهایی بگیریم و آزمون هایی از دانش آموزان گرفته بشود و بعد میانگین نمرات آزمون این سه سال را محاسبه کنیم و این روش را جایگزین کنکور کنیم، با اینکه کمی هزینه بر است ولی حداقل معیار درستی برای سنجش است و عدالت آموزشی در آن رعایت می شود و بحث سهمیه و تکنیک و فلان از کنکور برداشته می شود. ولی متاسفانه به خاطر مافیای کنکور که بازارشان کساد نشود، این کار انجام نمی گیرد. متاسفانه ما در بحث کنکور و همچنین مدارس غیر انتفاعی، دست به بازتولید رانت زده ایم. شاید درست کردن این شیوه های غلط کمی زمان بر باشد ولی بالاخره باید استارت کار را از یک جایی زد و کار را از یک جا شروع کرد.

علی حصاری: اما برویم سراغ مسئله کنکور. الان به نظر من مسئله کنکور نیست که ما را از عدالت آموزشی دور کرده بلکه این سازمان سنجش است که به نا برابری آموزشی دامن زده است و به سمت نا عدالتی آموزشی ریل گذاری کرده است. مثلا فرض کنید من مقداری لوبیا و جو (بدون سبزی و رشته و نخود و ...) به شما می دهم و از شما انتظار دارم که یک آش کامل پخته و به من تحویل دهید! امکان دارد؟ الان هم سازمان سنجش یک سطح سنجشی در آموزش و پرورش ایجاد کرده که واقعیتی که ما در آموزش و پرورش رایگان به دانش آموزان ارائه می دهیم، متناسب با سطح سنجش مان نیست. شما الان یک نفر را مثال بزنید که کتاب زیست شناسی متوسطه دوم را خط به خط از بر باشد و بتواند در کنکور، زیست شناسی را بالای ۳۰ درصد بزند! اصلا امکان ندارد. چون مطالب جانبی در مدارس دولتی ارائه نمی شود و در مدارس غیر انتفاعی توسط مافیاهای آموزشی ارائه می شود و همان مافیای آموزشی هم سوالات کنکور را طراحی می کند.

پس بین سطح آموزش و سطح سنجش نظام آموزش و پرورش یک خلأ ایجاد شده است که باعث می شود مافیای کنکور و مافیای آموزشی رشد کنند.

انتهای پیام/

 

https://www.dana.ir/1651884
ارسال نظر
نظرات