شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان گیلان
ساعت: 20:40 منتشر شده در مورخ: 1399/07/07 شناسه خبر: 1652011
گفتگو با پیر بسیجی گیلان:

ما در جبهه ها فقط خدا را داشتیم/ خیانت منافقین غیر قابل تحمل بود / آقا فرمود: «لشکر قدس گیلان مانند ستاره درخشید» + عکس

ما در جبهه ها فقط خدا را داشتیم/ خیانت منافقین غیر قابل تحمل بود / آقا فرمود: «لشکر قدس گیلان مانند ستاره درخشید» + عکس
“حاج حسن جوشن” پیر بسیجی گیلان مصداق بارز کلام رهبر انقلاب است؛ آنجا که فرمودند: «یک پیرمرد هفتادساله هم که میرفت جبهه، او هم همین جور؛ او هم میتوانست کار خودش را پیدا کند. توقّعی که از یک پیرمرد در جبهه وجود داشت، کاملاً مشخّص بود، معلوم بود؛ هیچ کس بیکار نمی ماند؛ نه آن بچّه‌ی سیزده‌ساله بیکار میماند، نه آن پیرمرد هفتادساله بیکار می ماند».

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از 8دی، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در ارتباطی تصویری در مراسم تجلیل از یک میلیون پیشکوت دفاع مقدس و مقاومت سخنرانی کردند.

ایشان در بخشی از سخنان شان به نحوه حضور مردم در عرصه دفاع مقدس اشاره کردند و فرمودند: «در دفاع مقدّس برای حضور مردمی یک مدل‌سازی جدیدی انجام گرفت. نحوه‌ی حضور مردمی یک نحوه‌ی شگفت‌آوری است و بر اساس این حضور، بُروز استعدادها [است] که حالا من مختصری درباره‌ی هر کدام از اینها عرض می کنم.

اوّلاً همه‌ی آحاد ملّت ایران، آنهایی که مایل بودند در این عرصه شرکت کنند، هر که بود، هر چه بود، توانست در یک شبکه‌ی زنده، کارآمد، داوطلبانه و پُرشور جای خودش را پیدا کند. فرض بفرمایید یک رزمنده‌ی سیزده چهارده ساله که حالا مثلاً با دست‌کاری در شناسنامه موفّق شده بود خودش را به جبهه برساند، جایش مشخّص بود؛ یعنی میتوانست جای خود را پیدا کند، بیکار نمانَد؛ فرض بفرمایید که آب بیاورد، خبر ببرد، پیام‌رسان باشد و از این قبیل کارها. یک پیرمرد هفتادساله هم که میرفت جبهه، او هم همین جور؛ او هم میتوانست کار خودش را پیدا کند. توقّعی که از یک پیرمرد در جبهه وجود داشت، کاملاً مشخّص بود، معلوم بود؛ هیچ کس بیکار نمی ماند؛ نه آن بچّه‌ی سیزده‌ساله بیکار میماند، نه آن پیرمرد هفتادساله بیکار می ماند».

"حاج حسن جوشن" پیر بسیجی گیلان مصداق بارز این کلام رهبر انقلاب است.

 

 

او در گفتگو با خبرنگار ۸دی، خود را این‌گونه معرفی کرد: «من بسیجی پیر گیلان "جوشنم"، وقف اسلام کرده‌ام جان و تنم»، در  ۲۲بهمن سال ۱۳۱۳ به دنیا آمدم و اکنون با داشتن ۷فرزند و ۲۲نوه و نتیجه، ۸۶سال سن دارم.

این رزمنده‌ پیشکسوت گیلانی بابیان اینکه سال ۵۸ افتخار حضور در بسیج کارگری را پیدا کردم و سال ۶۱ به منطقه اعزام شدم، گفت: اوایل پیروزی انقلاب، منافقین مخصوصاً در گیلان خیلی فعال بودند به بهانه بیکاری، اطراف میدان شهرداری رشت ده‌ها دکه زده بودند و تمام تلاششان این بود که مردم را نسبت به انقلاب بدبین کنند حتی در دانشگاه حاکمیت داشتند و بچه حزب الهی‌ها را بیرون می‌کردند.

جوشن ادامه‌ داد: در زمان بنی‌صدر در هیئت پاک سازی مامور به خدمت شدم و به مدت ۲سال حضور داشتم و بعد از اتمام دوره همه مارا آوردند سازمان قضایی نیروهای مسلح استان گیلان، که بعد با حفظ سمت عضو بدوی بازسازی ادارات کشاورزی استان گیلان هم شدم؛ آن روزها در راهپیمایی بعد از نماز جمعه که به امامت آیت‌الله امینیان در دانشگاه علوم پایه کنونی برگزار شد، مردم بعد از نماز جمعه آمدند و دکه‌های منافقین در اطراف شهرداری را خراب کردند؛ چون این‌ها درصدد بودند مردم را نسبت به این نظام الهی و ولایی بدبین کنند.

این رزمنده‌ پیشکسوت گیلانی افزود: اکثر شب‌ها خواب جبهه‌ها و جنگ را می‌دیدم و وقتی به دادستان می‌گفتم. می‌گفت: در سازمان قضایی هم ما با منافقین جنگ داریم. همین‌جا بجنگ؛ اما من یادم می‌آید تمام آرزوی من این بود به جبهه اعزام شوم تا اینکه خدا کمک کرد. در پی حل یک پرونده مهم در سازمان قضایی، گفتم الوعده وفا مرا بفرست؛ با سپاه تماس گرفتند و من فردای همان روز مصادف با ۱۷دی سال ۶۱ درحالی‌که کارمندان سازمان قضائی تا آستانه اشرفیه مرا بدرقه کردند‌ عازم جبهه شدم.

وی با اشاره به حضورش در فکه رقابیه که در مرز ایران و عراق قراردارد گفت: من مسئول تدارکات، تغذیه، توزیع غذا و صلواتی لشکر بودم و اولین عملیات ما در عملیات والفجر مقدماتی لشکر امام حسین(ع) بود که ما پشتیبان بودیم.

جوشن با اشاره به اینکه خیانت منافقین در جبهه‌ های جنگ غیرقابل‌جبران بود، ادامه داد: اطلاعات جنگی ما در چند عملیات لو رفت و دشمن کاملاً اطلاعات ما را می‌دانست به‌طوری‌که در یک عملیات لشکر امام حسین(ع) را قتل‌عام کرد و در اصفهان عزای عمومی اعلام شد؛ در عملیات کربلای ۴ نیز همین طور و همه اطلاعات از ساعت حرکت تا مسیر و تعداد نیروها را گزارش داده بودند.

پیر بسیجی گیلان بابیان اینکه مسیر ما یک پل بود و دشمن نیمه‌های شب سنگرهای خود را خالی کرده و زیر پل منتظر ما بود گفت: ما طبق برنامه حرکت کردیم و با سنگرهای خالی مواجه شدیم پس ما در سنگر های آنان مستقر شدیم اما به‌محض استقرار ما، دشمن از جلو و عقب مارا قیچی کرد.

 

حاج قاسم سلیمانی با بچه های خط شکن رفسنجان دشمن را به خاک و خون کشید

 

وی در ادامه گفت: پس‌ازاین عملیات شهید سپهبد سلیمانی آمدند و لشکر را از منطقه به سمت شلمچه حرکت دادند و با بچه‌های خط‌شکن نیروهای رفسنجان و پشتیبانی لشکر ۲۵کربلا از مازندران دشمن را به خاک و خون کشید و شلمچه عراق را گرفتیم که مثل بمب در دنیا منفجر شد زیرا همه مستشاران نظامی گفته بودند ایران تا ۶ ماه نمی‌تواند ارتش خود را ساماندهی کند و تعجب کردند.

 

خیانتی که منافقین در جبهه‌های جنگی کردند غیرقابل‌تحمل بود

جوشن در رابطه با علت خیانت افراد به میهن و مردم گفت: نطفه‌ها خلل دارند، همه‌چیز به لقمه و تربیت خانوادگی بستگی دارد، منافقین تمام وجودشان حرام است، خیانتی که منافقین در جبهه‌های جنگی کردند غیرقابل‌تحمل بود؛ چون برخی بومی بودند و به منطقه آشنایی داشتند و هر آن مردم را کمین می‌زدند. این‌ها به شهادت راضی نمی‌شدند، پوست سروصورت را می‌کندند در گونی تحویل می‌دادند و پول می‌گرفتند.

 

 

این رزمنده‌ پیشکسوت گیلانی بابیان اینکه اوایل گرفتاری‌ها زیاد بود، ارتش پاک‌سازی نشده بود و منافقین همچنان فعالیت داشتند، گفت: مردم ولایتمدار ما در صحنه نبرد با تمام جهان می‌جنگیدند درحالی‌که ما از ۳۶کشور اسیر داشتیم.

 

بنی صدر می گفت: «زمین می‌دهیم تا زمان بگیریم!»

وی تصریح کرد: خیانتی که بنی‌صدر انجام داد در تاریخ نام ننگی از خود باقی گذاشت او در مصاحبه‌ها می‌گفت «زمین می‌دهیم تا زمان بگیریم»، یعنی به دشمن چراغ سبز نشان می‌داد به‌طوری‌که دشمن تا ۵کیلومتری اهواز آمده بود و درنهایت شهید چمران وقتی دید در مقابل ادوات جنگی دشمن همه ما تنها چند آرپی‌جی داشتیم می جنگیدیم، آمدند منطقه را آب بست و دشمن در آب فرورفت که این کار او با مخالفت بنی‌صدر مواجه شد اما شهید چمران از امام (ره) دست خط گرفت.

 

لشکر قدس گیلان ۸ دستگاه تانک آکبند دشمن را گرفت

جوشن بابیان اینکه مردم گیلان ازنظر فرهنگ خوب و ولایت مدار هستند و وقتی آقا تشریف آوردند فرمودند: "لشکر قدس گیلان مثل خورشید درخشید" ادامه داد: در عملیات نصر ۴ در منطقه کوهستانی مائوت و شهر مائوت را لشکر قدس گیلان گرفته بود. این را هم بگویم در جبهه رزمندگان تانک دشمن را به آتش می کشیدند اما لشکر قدس گیلان  ۸دستگاه تانک آکبند دشمن را گرفته بود و فقط خدارزمندگان اسلام را کمک می کرد.

این رزمنده‌ پیشکسوت گیلانی ابراز کرد: فقط خدا به ما کمک کرد زیرا دنیا حتی به ما سیم‌خاردار هم نمی فروخت اما در مقابل، آمریکا به صدام ماهواره داد، فرانسه جنگنده میراژ ۲۰۰۰، انگلیس توپ‌های ۱۵۵میلی‌متری، آلمان بمب شیمیایی و  ممالک نفت‌خیز اعراب نیز کمکیهای مالی و نظامی می‌کردند اما رزمندگان اسلام با توکل به خدا و ایمان درصحنه حضور داشتند.

جوشن تأکید کرد: خداوند به ما نعمت ولایت و توفیق شناخت مرحمت کرده و باید بدانیم همیشه ولایت، ولایت و ولایت مهم است.

این رزمنده‌ پیشکسوت گیلانی بابیان اینکه شاهنشاه آریامهر به آمریکا حق توحش می‌داد و مجری دستورات رئیس‌جمهور وقت آمریکا بود افزود: انگلیسی‌ها با تهدید استان چهاردهم ایران، یعنی بحرین را از ما گرفتند در حالی که تمام هم‌وغم خاندان سلطنت این بود که تاج‌وتخت حفظ شود.

وی خطاب به مسئولین گفت: در خدمت اسلام و قرآن باشید، ولایتی شدن توفیق می‌خواهد و باید ایمان قوی، اخلاص، تقوا و حسن نیت داشت، در یک کلمه بگویم شکم‌گرسنه سیر می‌شود اما چشم‌گرسنه هرگز سیر نمی‌شود.

 

جوانان اگر می‌خواهند در هر دو جهان پیروز شوند دنبال ولایت باشند

رزمنده‌ پیشکسوت گیلانی با اشاره به اینکه جوانان باید بدانند که این جنگ برای ما گنج بود و بعدها بیشتر این موضوع مشخص می‌شود گفت:  همین جنگ باعث شد تا همه‌چیز ما حفظ شود و دیگر شیاطین نمی‌توانند حق توحش بگیرند و زور بگویند؛ جوانان  می‌خواهند در ۲جهان پیروز شوند دنبال ولایت باشند.

وی بابیان اینکه تولیدکننده‌ بمب‌های شیمیایی آلمان بود و صدام با آن مردم کرد حلبچه را به خاک و خون کشید گفت: سیانور خیلی عجیب بود مردم پوست بدنشان زرد شده باد می‌کرد و می‌مردند، شیمیایی خردل به تاول زن معروف بود به‌طوری‌که پوست به حدی دچار خارش و حساسیت می‌شد که تاول می‌زد، شیمیایی عصبی که دشمن زمانی که در عملیات لو رفت با این شیمیایی ما را زد، شیمیایی میکروبی از زباله‌های عراق تشکیل می‌شد با هواپیمابر سر ما می ریختند و به‌محض اینکه دست و پای کسی به آن می‌خورد مثل آهن گداخته شده داغ می‌شد و می‌ترکید.

 


رزمنده‌ پیشکسوت گیلانی خاطراتی از حضور رهبر انقلاب به‌عنوان رئیس‌جمهور وقت در جبهه یاد کرد و ادامه داد‌: در سنگری که آقا در آن حضور داشتند ورود کردم و با صدای رسا صلوات گرفتم، آقا نقشه را کنار گذاشتند و من را نگاه کردند. من گفتم ـ دشمن صلح نمی‌خواهد وقت می‌خواهد ـ  آقا سن من را پرسیدند که گفتم اینجا منطقه نظامی است و نمی‌توانم بگویم.

وی افزود: توفیق داشتم که بعد جنگ بارها خدمت مقام معظم رهبری برسم که آخرین بار سرادر علی فضلی که خدا حفظشان کند من را خدمت معظلم له بردند.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1652011
ارسال نظر
نظرات