شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان گیلان
ساعت: 14:51 منتشر شده در مورخ: 1399/07/13 شناسه خبر: 1653931
یادداشت؛

ترکیه ذینفع اصلی مناقشه قره باغ است

ترکیه ذینفع اصلی مناقشه قره باغ است
وقتی به مناقشه آذربایجان و ارمنستان بر سر قره باغ نگاه می کنیم به چند سطح از تحلیل با پیام های مختلف می رسیم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از 8دی، جنگ قره باغ یک معادله پیچیده در عرصه روابط بین الملل است که شاید در نگاه اول نشود به پیچدگی آن پی برد اما آن چه به ذهن آدم تبادر می شود این است که دولت الهام علی اف تصمیم گرفته است که قره باغ را از ارمنستان باز پس بگیرد و به خاک خود ضمیمه کند.

این نکته لازم است در ابتدا تذکر داده شود که هیچ کس نمی تواند کتمان کند که قره باغ جزء لاینکف سرزمین اسلام است و ارمنی ها سالهاست این منطقه از جهان اسلام را به اشغال خود در آورده اند و این مهم را اسناد و قطعنامه سازمان ملل هم تایید می کنند. اشغالگری که منجر شده آزادی اجتماعی و دینی مسلمانان این منطقه از جهان اسلام با خطر مواجهه شود و مشکلاتی را هم برایشان ایجاد کند.

جمهوری اسلامی ایران علاوه بر اینکه یک همسایه قدرتمند در منطقه است با احتساب به دکترین سیاست خارجه خود که دفاع از مسلمین را در هر کجا از دنیا که باشد برای خود فرض دانسته؛ همیشه حامی مردم قره باغ بوده و حتی در این مسیر شهید هم تقدیم کرده است.

ایران سعی کرده به عنوان یک قدرت منطقه ای همیشه در حوزه قفقاز حضور فعال داشته باشد و این حضور زمانی اهمیت پیدا کند که بدانیم قرابت فرهنگی و مذهبی مردمان این منطقه با جمهوری اسلامی ایران این حضور همیشگی را مشروعیت می دهد.

اما بازی آنجایی گره می خورد که در سپهر سیاسی جمهوری آذربایجان بعد از “حیدر علی اف” حکومت به پسرش یعنی الهام می رسد. الهامی که از روز اول حکومت خود با ارتباط گسترده با رژیم صیهونیستی و آمریکا این پالس را به قدرت های سنتی منطقه مثل ایران و روسیه داد که او خواهان بازی در بلوکی غیر از آنچه آنان می خواهند است٬ برای همین با دادن پایگاه به آن دولت ها این ارتباط را نه در خفا بلکه علنی کرد.

این حضور نه تنها در بعد امنیتی مشکلات را همیشه ایجاد کرده بلکه حتی آمریکا سعی کرد با سرمایه گذاری در صنعت گاز و احداث خطوط لوله که یک سر آن به دریای خزر و سر دیگر آن به دریای سیاه وصل می کند علاوه بر کم کردن قدرت اقتصادی ملت ایران، نیاز آذربایحان را به ایران برای فروش گاز خود از بین ببرد.

آذربایحان با توجه به این حمایت های ریز و درشت رژیم صیهونیستی و آمریکا اقدام به پناه دادن به پان ترک ها و حتی بعضا تحریک آذری زبان های داخلی می کند و چه بسا گاهی آنقدر گستاخ می شود که انگار لازم است یکی تاریخ را برای آنان یاد آوری کند که باکو تا تفلیس که نه بلکه تمام قفقاز زیر پرچم ایران بوده و اگر کسی بخواهد ادعای مالکیت کند ملت ایران است نه کسی دیگر.

با همه این تفاسیر جمهوری اسلامی سعی کرده در این سالها علی رغم همه ی نامهربانی‌های خاندان علی اف با دید جلوگیری از ایجاد اختلاف به قضیه نگاه کند و همچنین ارمنستان را به عنوان یک شریک مهم تجاری حفظ کند و در واقع با این استراتژی اجازه ندهد که نه خاندان “علی اف” در آذربایجان و نه حکومت ارمنستان به مسلمان قره باغ بیش از این اعمال فشار کنند.

هرچند نمی توانیم فشار های شدید دولت جمهوری آذربایجان را به مسلمانان آذری نادیده گرفت که شاید مهمترین آن زندانی کردن «حاج علی اکرم علی اف» به جرم عاشق امام خمینی (ره) بودن و بارها زندانی و شکنجه کردن او باشد اما واقعیت این است که دستگاه دپیلماسی جمهوری اسلامی در این سال ها سعی کرده به تمامیت ارضی آن سامان احترام گذاشته و نه اینکه چشم خودش را به آرمان های نظام ببندد بلکه به احترام واقعیت کنونی جامعه جهانی منافع داخلی و مسلمانان منطقه را تامین کند.

اما درباره حوادث اخیر، وقتی به مناقشه آذربایجان و ارمنستان بر سر قره باغ نگاه می کنیم به چند سطح از تحلیل با پیام های مختلف می رسیم که درادامه خلاصه وار ذکر می شود:

اولین پیام این جنگ برای روسیه است. که پوتین باید غلتیدن کشور آذربایجان را در آغوش بلوک غرب شاهد باشد که یقینا این قضیه برای پوتین خیلی سخت و رنج آور خواهد بود چرا که در این سالها روسیه خود را برادر بزرگتر کشورهای استقلال یافته از شوروی از جمله ارمنستان و آذربایجان می داند و همواره سعی کرده جلوی نفوذ بلوک غرب از جمله آمریکا را در منطقه بگیرد ولی باید در این مرحله شاهد قدرت نمایی آمریکایی ها در لوای ارتش آذربایجان باشد.

این قدرت نمایی آنجایی جالب می شود که الهام علی اف بدون توجه به روسیه از کمک های دولت های غربی از جمله ترکیه در این زمینه بهره می برد که به نظر می رسد آذربایجان با این کار به روسیه می خواهد بفهماند که بی نیاز به کمک های روسیه دوران پوتین است.

پس می توانیم اینگونه تحلیل کنیم که این چنگ و دندان نشان دادن آذربایجان در واقع قدرت نمایی در مقابل برادر بزرگتر (روسیه) است که میتوان آن را یک ریسک در نظر گرفت؛ چرا که هر آن ممکن است با یک معامله پشت پرده بین روسیه و آمریکا یا حتی رژیم صیهونیستی، علی اف و دولتش قربانی شود تحلیلی که شاید برای اثباتش باید صبور بود اما آنچه مشخص است روسیه به راحتی اجازه نخواهد داد نفوذش در منطقه قفقاز کاسته شودحتی اگر قیمتش نابودی حکومت خاندان علی اف باشد.

اما پیام دیگری که این جنگ دارد برای جمهوری اسلامی ایران است. همانگونه که گفتیم ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای سعی کرده با مدیریت تحولات مختلف اجازه نفوذ بیش از این را به دشمنان استراتژیک خود در منطقه از جمله قفقاز ندهد؛ اما در این سال ها واقعیت آن است که هم ارمنستان و آذربایجان در بحث حضور سرویس های جاسوسی از جمله آمریکا و اسرائیل و… هرچند غیر علنی ولی بگونه ای رفتار کرده اند که گاها این دو کشور را حیاط خلوتی برای آنان می دانند و برای توجیح تحلیل  عدم موفقیت دندان گیر در مقابل ایران را هوشیاری نیروهای امنیتی دانسته اند که این آسیب پذیری را به حداقل خود برسانند.

اما این بار شاید مسئله فرق کند چرا که در قائله جدید قره باغ شاهد حضور مزدوران جانی داعشی در خاک آذربایجان هستیم که این گسیل شدن تروریست های داعشی به مرزهای شمالی شاید سالهای آینده شاهد مزاحمات هایی از آن ناحیه باشیم.

هرچند آذربایجان این گمانه زنی را باتحریک هایی از جنس مطرح کردن آذربایجان جنوبی و پناه دادن به پان ترکهای متعصب در خاک خود را شروع کرده اما عدم پتانسیل لازم آذربایجان و همچنین نفوذ ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در منطقه موفق نبوده اند ولی حضور داعش و داعشی هیچ تضمینی نمی دهد که دسیسه های رژیم منحوس و جهانخوار و البته دلارهای نفتی خزر برخی عناصر سرسپرده و عقب مانده داعشی چه خارجی و داخلی را وسوسه نکند! و مزاحمت هایی برای جمهوری اسلامی ایجاد نکند.

سطح سوم تحلیل هم به دولتی اشاره دارد که سعی می کند از شمال آفریقا تا غرب آسیا نقش ایفا کرده و گاهی به همسایه اروپایی خود هم یک سیخونک بزند. در این چند روزه هم این نکته تداعی شده است که به نظر می رسد ذینفع مناقشه «قره باغ»، کشور ترکیه باشد که فضای بوجود آمده در قفقاز باعث شده است تا فرصت طلبی رجب طیب اردوغان را به همراه داشه باشد.

ترکیه از یک سوء با تقویت دولت آذربایجان دشمنی بازمانده از سالهای دور خود را به ارمنی ها علنی می کند و از طرف دیگر عده ای از بازماندگان داعشی را که تمامیت این کشور را تهدید می کردند، برای کمک به ارتش آذربابجان به منطقه گسیل داشته که هم از بعد مکانی آن ها را از خاک کشور خودش دور کرده باشد، هم مدتی این جانیان داعشی را در «قره باغ» مشغول می کند که تنها چیری که شاید برای ترک ها مهم نباشد کشته شدن این افراد است و این نکته و کمک تسلیحاتی و لجستیکی دولت اردوغان به ارتش آذربایجان شاید قرارداد نانوشته ای بین دو طرف باشد که در عوض کمک های ترکیه در جنگ، قره باغ قتلگاه نیروه های داعشی باشد.

بحران قره باغ بیشتر از این برای ترک ها مهم است چرا که در فضای مجازی هم به گوش می رسد دولت ارمنستان با تحریک های دولت اردوغان مجاب شده پژاک را به خاک خود راه دهد که این کردهای ضد دولت ترکیه با ارتش آذربایجان بجنگد که این مشغولیت ها همزمان پژاک و داعشی ها سود زیادی را سهم ترکیه خواهد کرد، مضافا بر اینکه اردوغان توانسته به کمک جنگ قره باغ افکار عمومی جهان که دولت ترکیه را بخاطر قائله نفتی در دریای مدیترانه شماتت می کردند پنهان کند و با برجسته شدن قره باغ قائله نفتی به مرتبه بعدی نزول کند.

پس دریک جمع بندی  هر نتیجه ای که در جنگ قره باغ رقم بخورد ترکیه ذینفع اصلی مناقشه خواهد بود.

انتهای پیام/
https://www.dana.ir/1653931
ارسال نظر
نظرات