شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان کرمان
ساعت: 13:01 منتشر شده در مورخ: 1399/07/14 شناسه خبر: 1654094
تراژدی سریالی اهمال کاری‌ها در کلان شهر کرمان؛

قطار زندگی اهالی محله بهاران روی ریل ناامنی+تصاویر

قطار زندگی اهالی محله بهاران روی ریل ناامنی+تصاویر
شهرک بهاران با تنوع بالای قیومیتی که دارد، به نمایشگاهی پر مخاطره از ساختمان های فرسوده، اعتیاد، بیکاری و زمین‌هایی پر از نخاله های ساختمانی تبدیل شده بیشتر به پناهگاه مجرمان شبیه است تا محلی برای زندگی!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از راه آرمان؛ از سمت کمربندی آیت الله خامنه ای که حرکت کنیم نرسیده به جاده سیدی سمت راست به تابلویی می‌رسیم که روی آن محله بنی هاشم نوشته شده است.

محله بنی هاشم در شمال شهر کرمان، جمعیتی بالغ بر دوازده هزار و سیصد نفر از فرهنگهای مختلف شهرستانهای کرمان و توابع آن را به خود اختصاص داده است. ساکنان آن به ترتیب بیشتر از شهرستانهای شهداد، بم، زرند و کوهپایه تشکیل شده است.

برای تهیه گزارش به همراه تیم به سمت شهرک بهاران که در انتهای محله بنی هاشم واقع شده حرکت کردیم. بعد از عبور از یک جاده خاکی به ابتدای شهرک رسیدیم تیرهای چوبی با قطر بسیار باریک که سیم‌های برق از آن عبور کرده بود نظرمان را به خود جلب کرد.

شهرک بهاران، جمعیتی نزدیک به 2 هزار نفر دارد که فقر را در چهره کودکان معصومی که در زمین‌های پر از زباله بازی می‌کنند و در چهره زنان خسته و نان آوری که آن روز دست خالی به خانه بازگشته‌اند، خودنمایی می‌کند.

زمین‌هایی پر از نخاله‌های ساختمانی که مامنی برای معتادان و ولگردان شده است و کوچه های بهاران پر از قیل و قال محرومیت و نداری. پر از گرسنگی و ژنده پوشی؛ پر از خانواده‌های مهاجری که از هر دیاری پی داشتن فردایی بهتر، امروزشان را با سیاهی و بد‌بختی گره زده‌اند.

اینجا، به محله خزان بیشتر شباهت دارد تا به بهار. در میان کوچه‌ها پر از بچه‌های قد و نیم قدی است که تعطیلی مدرسه‌ها و نبود فضایی مناسب آنها را به خود فراخوانده تا در میانه بازی نظاره‌گر بدبختی‌های هم بازی‌های شان باشند و فوق برنامه‌های درسی را در فراخنای بی‌کارگی خود از همبازی‌های کوچک و بزرگشان فرا بگیرند!

اگر سرکی به خانه‌هایی که سال‌هاست به نماد فقر مالی و فرهنگی بدل شده‌اند، بکشیم، فقر را بهتر لمس می‌کنیم و محرومیت را با تمام وجود باور خواهیم کرد.

در میان خانه‌هایی که خالی از هر وسیله‌ای است، خانه‌هایی که اگر یخچالی داشته باشند، در اثر استفاده مستقیم از برق فشار قوی سوخته اند! اینجا دل نگرانی‌ها فریاد می‌زند، می‌توان اشک‌ها را چشید، می‌توان ..... اگرچه دل‌های شان سبز و گرم است، اگرچه صمیمی هستند و همراه، صبور و خونگرم و به سادگی لبخندهای‌شان از تو می‌خواهند و التماس می کنند که برایشان گره گشایی کنید.

یکی از اهالی شهرک در این خصوص گفت: اهالی خونگرم این محله در خمره سرد محرومیت گرفتار شده‌اند، و کسی سراغی از آنها نمی گیرد.

آقای اژدری فرمانده پایگاه مقاومت محله بنی هاشم به خبرنگار راه آرمان گفت: شاید کسی باور نکند که در کوچه‌های خاک آلوده آه از نهان‌ها بیرون می‌‌آید و این سوال را به هر ذهن میهمان می‌کند که آیا واقعاً اینجا محله‌ای از کلان شهر کرمان است؟

وی  ادامه داد: جمعیت با تنوع قومیت‌ها و ملیت‌ها از شهرک بهاران نمایشگاهی ساخته پر از خاطره، ساختمان های فرسوده، بدون آب، برق، گاز، امنیت، بهداشت، اعتیاد، بیکاری، کوچه های خاکی، زمین هایی پر از نخاله های ساختمانی.

خانم خانه داری گفت: در این محله اگر اتفاقی رخ دهد مثل آتش سوزی و یا سرقت، تا آتش نشانی یا نیروی انتظامی خودشان را به این محل برسانند گاهی اوقات تا نیم ساعت طول کشیده و کوچکترین اتفاق تبدیل به مصیبت می‌شود.

وی محله بهاران را یک فرصت دانست که بی توجهی آن را به یک تهدید بدل کرده است و تفزود: هزاران وعده مسئولان یکی را وفا نکنند! این محله به دنبال دردمندانی می گردد تا درد و رنجش را باور کنند.

در کوچه‌ای از بهار، خزان به زمستان تبدیل شده و زوج جوانی که اعتیاد گریبانگیرشان شده و کپر پناهی برای فرزندان معصومش شده است. او متولد سال 66 است اما چهره اش آنقدر خسته نشان می دهد که این روزها نمی توان غبار محرومیت و اعتیادی که بر او مستولی شده پاک کرد.

گفته می شود به دلیل سقوط همسرش در حین جوشکاری از ساختمان از کار افتاده شده و به اعتیاد مبتلا شده است و برای گذران زندگیشان به جمع آوری زباله روی آورده است.

اقوام به دلیل اعتیادشان خواستند تا 4 فرزندشان را به بهزیستی تحویل دهند اما مادر رنج کشیده نگذاشت آغوشش بدون فرزندان سرد شود. دو فرزند بزرگتر را به خانواده همسر و دو فرزند کوچکتر را خود نگه داشته است.

زیاد رغبتی به اینکه با ما هم صحبت شود نداشت. به همین دلیل نخواستیم آزرده خاطر شود از او خداحافظی کردیم و به امید اینکه صدایش را به مسئولی برسانیم آنجا را ترک کردیم.

در کوچه پس کوچه‌های بهاران، غروب خورشید هم رنگ دیگری دارد. رنگ ترس، رنگ ناامنی، رنگ اعتیاد، در این هنگام از پس و پیش دیوارها صداهای وهم آلودی گوش هر رهگذری را می‌آزارد. صداهای گزنده‌ای که نگرانت می‌کند، به جای بوی عطر گل و فضایی برای تنفس بهتر، بوی تعفن اعتیاد و یاس نعشگی و ننگ خماری، بوی تهوع آور فقر و نداری و... اینجا می توان بدترین و دردناکترین صحنه ها را  دید و سراغ گرفت.

باید چشم بازکرد و مردان و زنان، دختران و پسران، جوانان و پیرانی را دید که چگونه فقر و محرومیت از همه داشته‌هایی که حق هر ایرانی است، آنان را در هم چروکیده  و سر در گریبان کرده است.

به گزارش راه آرمان، به خاطر داشته باشیم که در کنار اهالی بهاران، هستند کسانی که دل بیازارند، کسانی که دل در گرو هیچ اندیشه و فرهنگی ندارند. یادمان باشد که هیچ غریبه‌ای بی هول و هراس نمی‌تواند از میان کوچه پس کوچه‌ها بگذرد، حتی اگر همه هراس‌ها وهم باشد و پندار.

کجایند گوش هایی که کر شده اند و چشمانی که کور گشته اند و تنها در انظار عمومی وعده های پوچی می دهند تا جلب توجه کرده و رأیی برای خود جمع کنند اما پس از نشستن بر کرسی مسند دیگر یادی از مظلومیت و محرومیت محله هایی که گذر کردند نمی کنند، زیرا آنان از روز اول هم برنامه‌ای برای فقر زدایی نداشتند.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1654094
ارسال نظر
نظرات