شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان گیلان
ساعت: 15:57 منتشر شده در مورخ: 1399/08/05 شناسه خبر: 1660923

ماجرای درگیری فیزیکی دخترِسگ گردان با شهروند رشتی/ آیا پارک های رشت جای خانم های محجبه نیست؟!

ماجرای درگیری فیزیکی دخترِسگ گردان با شهروند رشتی/ آیا پارک های رشت جای خانم های محجبه نیست؟!
خانمی که توسط یک دخترِ سگ گردان در یکی از پارک های شهر رشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت، در گفتگو با ۸دی، گفت: مگر قرار است همه سگ را دوست داشته باشند؟! یکی هم از این حیوان می ترسد، جای چوب زده خوب می‌شود اما از آن مسئولی دلم گرفته که به من می گوید چرا به پارک رفتی؟ مگر من در ترکیه قدم می زدم؟ من در پارک نزدیک خانه خودم و در یک فضای بزرگ، مردمی و شلوغ پیاده روی می کنم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ۸دی، ماجرای درگیری فیزیکی دختری که سگ هایش منجر به ایجاد ترس و آزار و اذیت شهروند رشتی که برای پیاده روی به یکی از پارک های شهر رشت رفته بود، با حاشیه هایی در فضای مجازی همراه شده است.

خانم زینب رشیدی یکی از شهروندان شهر رشت است که عصر روز یکشنبه ۲۷ مهرماه سال جاری در یکی از پارک های شهر رشت در حال پیاده روی بود اما توسط یک دخترِ سگ گردان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت.

وی در تشریح این حادثه به خبرنگار 8دی، گفت: من در بوستان کشاورز واقع در خیابان رسالت نزدیک منزل خودم برای پیاده روی رفته بودم، این کاری است که ۱۵ سال است هر روز یا یک روز درمیان انجام می دهم، آن روز خانمی که چند باری در پارک او را دیده بودم با سگ های خود در پارک نشسته بود این سگ‌ها بندهای بسیار بلندی داشتند که می‌توانستند خیلی از صاحب خود دور شوند، هنگامی که دیدم سگ ها به طرف من می‌آیند مسیرم را تغییر دادم و سمت دیگری رفتم چون از سگ می ترسم.

این شهروند رشتی ادامه داد: بعد از یک دور پیاده روی به روی نیمکتی نشستم و دیدم که این خانم با آقایانی در رابطه با اینکه چطور به سگ ها غذا می دهد یا رسیدگی می کند در حال صحبت است، من نیز با گوشی کار می‌کردم که ناگهان متوجه شدم زیر پای من سگ است که خیلی ترسیدم و به صاحبش گفتم: «اگر نمی توانید این سگ ها را نگهدارید بیرون نیاورید، مگر پارک جای سگ است» که این خانم به من گفت: «نه! این پارک جای سگ هایی مثل شماست!»

وی ادامه داد: به سمت آن خانم رفتم و گفتم با منی؟ سگ های آن خانم که به طرف من دویدند این خانم هم سمت من پرید، من دست خود را محافظ خود کردم اما او مرا داخل حوضچه پارک هل داد و نمی گذاشت که بیرون بیایم و گلوی من را فشار می داد ناگهان همه چیز برایم سیاه شد و فقط صداهایی می شنیدم که می گفتند: «تکون نمی خوره! بزار بیاد بیرون». وقتی از آب بیرون آمدم دیدم که چند آقایی که آنجا بودند به آن خانم گفتند: «سگ هایت را بردار و برو!» گفتم: «برای چه می گویید برو؟ مگر من را نزده نگهش دارید تا پلیس بیاید».

رشیدی با بیان اینکه من نه به آن خانوم حرف بدی زدم و نه او را کتک زدم افزود: این دلم را به درد آورده است که ۱۵ سال در این پارک رفت و آمد می کنم و همه مرا می شناسند اما به این خانم می گفتند برود.

وی با بیان اینکه با موبایلم که کاملا خیس شده بود توانستم دو عکس خیلی بی کیفیت بگیرم گفت: وقتی این خانم متوجه شد که من عکس گرفتم، دوباره به سمت من پرید سرم را چندین بار به میله زد که دیگر من گیج شدم، بعد مرا به زمین انداخت و گوشه دیوار شروع به لگد زدن کرد تنها چیزی که می شنیدم این بود که می‌گفتند: نکن! هیچ کس او را از من جدا نکرد و هیچ کس دست مرا نگرفت، فقط چند خانوم بازنشسته ای که مدت هاست یکدیگر را در پارک می‌شناسیم رسیدند که در آن زمان دیگر آن دختر فرار کرده بود.

این شهروند رشتی با بیان اینکه در همین شرایط یک آقا به همراه همسرش آمد و گفت من سرهنگ نیروی انتظامی در پشتیبانی ناجا هستم و به من کمک کرد و هم خودم و هم ایشان با پلیس تماس گرفتیم.

وی اذعان کرد: من در پارک منتظر نشستم تا پلیس برسد در این زمان حتی نگهبان پارک هم نیامد و من با لباسی که کاملا خیس شده بود تا زمانی که هوا تاریک شده بود با آن آقای سرهنگ منتظر نیروی انتظامی ماندم.

رشیدی افزود: زمانی که نگهبان پارک آمد خانم ها به او گفتند: «مگر تو نبودی و ندیدی!» پس چرا به پلیس تماس نگرفتی که گفت: «من هیچ دستوری ندارم هر وقت نامه آوردید من دخالت می کنم».

وی ادامه داد: بعد از حادثه همه رفتند و فقط همان شخص پلیس به همراه همسرشان با من ماند و گفت که شما هم نروید و بمانید تا پلیس بیاید و بنویسد؛ زمانی که نیروی انتظامی آمد آن آقا هم شهادت داد و شماره خود را گذاشت و گفت هر جا شاهد خواستید می آیم و گفت چون محجبه هستید و شما را اینطوری زدند و هیچکس جلو نیامده من می‌مانم و شهادت می‌دهم.

این شهروند رشتی با اشاره به اینکه روز بعد به حراست فضای سبز رفتم و حادثه را شرح دادم افزود: یکی از مسئولین آنجا به من گفت شما همیشه ورزش می روید؟ چرا تنها می‌روید؟ و چرا پارک بانوان نمی روید؟ نمی دانم پارک‌بانوان را دیده اید یا نه این پارک از هر طرف اشراف دارد در واقع فقط اسما پارک بانوان است! آنجا هر کس هر طور بخواهد رفتار می کند کما اینکه دوازدهم روز محرم به آنجا رفتم و شاهد برگزاری تولدی در آنجا سه روز بعد از عاشورا بودم، پس ترجیح می‌دهم به یک پارک عمومی بروم.

وی ادامه داد: مشکل من پارک نیست مشکل من این است که این آدم چرا باید سگ را بیاورد داخل پارک! مگر قرار است همه سگ را دوست داشته باشند؟! یکی هم از این حیوان می ترسد، جای چوب زده خوب می‌شود اما از آن مسئولی دلم گرفته است که به من می گوید چرا به پارک رفتی؟ مگر من در ترکیه قدم می زدم من در پارک نزدیک خانه خودم و در یک فضای بزرگ، مردمی و شلوغ پیاده روی می کنم.

رشیدی با اشاره به اینکه ۹ بار اربعین به کربلا رفتم و در۴ سفر از این سفرها تنها و بدون همسرم بودم گفت: مگر می‌شود در مملکت خودم همچین بلایی سرم بیاید.

وی با بیان اینکه به من گفتند آدمی که به عنوان نگهبان در این پارک حضور دارد هیچ وظیفه ای ندارد و تنها یک کارگر فضای سبز است که محافظ اموال عمومی است گفت: به من گفتند الان فضا طوری است که محجبه ها نباید هر جایی بروند! مگر من هر جایی رفتم؟ من یک مادر ۳۹ ساله هستم که یک دختر ۱۷ ساله دارم و شاید هزاران مشکل داشته باشم که در روز باید یک ساعت پیاده روی کنم.

این شهروند رشتی با تاکید بر اینکه بیشتر از چوبی که خوردم از مردمانی که در آنجا بودم ناراحت هستم افزود: یک آقا به من گفت آن خانوم فکر کرد شما به سگش آسیب می رسانید من گفتم بترسید از روزی که ناموس خودتان زیر دست و پا بماند!

وی در رابطه با شکایت خود بیان کرد: اینقدر سلسله‌مراتب دارد که وکیل گرفتم، شاید اگر نگهبان پارک زنگ میزد پلیس زودتر می رسید و اگر زودتر نیروی انتظامی می‌آمدند خانم های دیگری هم بودند تا شهادت بدهند اما انقدر دیر کردند که همه رفتند و فقط من و همسرم با آقای سرهنگ و همسرشان ماندیم.

رشیدی با بیان اینکه به حراست فضای سبز رفتم تا ببینم چرا نگهبان پارک دستور دخالت ندارد افزود: به من گفتند این نگهبانان ما چیزی ندارند و اگر در دعوا دخالت کنند فردا روزی به آنها حمله می کنند گفتم کسی که مرا زد یک خانم بود و هیچ سلاحی سردی هم همراه نداشت و شاید اگر ضربه ناگهانی به من وارد نمی‌شد و کمبود اکسیژن در آب را تجربه نمی کردم می‌توانستم از خود دفاع کنم، که گفتند این افراد پشت دارند!

وی ادامه داد: آیا ما خانم ها باید سلاح سرد یا شوکر همراه خود داشته باشیم؟ چطور در این شرایط بچه های خود را به بیرون بفرستیم؟

این شهروند رشتی با بیان اینکه در این شب ها نمی دانم به کدام اتفاق فکر کنم افزود: چند شب است که از فکر خفه شدن نمی توانم بخوابم، وقتی آب می خورم احساس می کنم در حال غرق شدن هستم، تمام آب های کثیفی که در آن حوض بود و به خوردم رفت به کنار، اما حرف های حراست فضای سبز در سرم می پیچد.

وی با اشاره به آسیب شدید ناحیه گردن و کتف ادامه داد: تاکنون ندیدم که این پارک دوربین داشته باشد اما شاید کسبه محل داشته باشند. تمام خانم های پارک که برای پیاده روی می‌آیند به من گفتند حتماً شکایتم را پیگیری کنم و به ویژه الان که شنیدند نگهبان پارک هیچ مسئولیتی ندارد بیشتر ترسیدند. اگرچه در اینجا غریب هستم و خانواده ام کنارم نیستند اما این شکایت را پیگیری می کنم.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1660923
ارسال نظر
نظرات