شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان یزد
ساعت: 12:54 منتشر شده در مورخ: 1399/08/13 شناسه خبر: 1663637
تبعات سنگین اعتماد به دشمن؛

چرا هزینه سازش بیشتر از مقاومت است؟

چرا هزینه سازش بیشتر از مقاومت است؟
برجسته‌ترین مصداق هزینه تسلیم و سازش را می‌توان به رویکرد دولت کنونی ایران در سیاست خارجی و نتایج حاصل از آن در عرصه اقتصادی داخل کشور نام برد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا، رهبر معظم انقلاب چندی قبل در سخنانی فرمودند «هزینه تسلیم شدن به مراتب بیشتر از هزینه مقاومت و ایستادگی است و فایده و دستاوردهای ایستادگی صدها برابر بیشتر از هزینه‌های تسلیم شدن است.» این واقعیتی است که بارها هم در کشور خومان و هم در کشورهای دیگر تجربه شده است.


روحانی و برجام

آخرین و برجسته‌ترین مصداق برای مقایسه هزینه تسلیم و سازش را می‌توان به رویکرد دولت کنونی ایران در سیاست خارجی و نتایج حاصل از آن در عرصه اقتصادی داخل کشور نام برد.

دولت روحانی از ابتدای روی کار آمدن، تلاش خود را برای مذاکره با غرب و آمریکا گذاشت و  سال‌ها کشور را معطل این مسئله کرد اما در نهایت نتیجه این مذاکرات وضعیت اقتصادی است که امروز شاهد آن هستیم. بدون تردید اگر دولت از همان ابتدا رویکرد مقاومت را انتخاب کرده بود و سرنوشت کشور را به مذاکره با دشمن گره نزده بود، امروز شرایط اقتصادی کشور به مراتب بهتر از الان بود.

حسن روحانی در حالی اعلام کرد در مذاکرات اختیار تام دارد و با دست باز وارد این میدان شد، که امروز و با گذشت هفت سال از عمر دولت، بدترین شرایط اقتصادی را بر مردم تحمیل کرده است.


مذاکرات سعدآباد

این رویکرد سال‌ها قبل از این و دقیقا همان زمانی که همین جناب روحانی رهبری مذاکرات با غرب را به عهده داشت، برای ایران تجربه شده بود. ایران در جریان نشست‌هایی در بروکسل و تهران در مهرماه سال 1382، با تعطیلی و پلمب کارخانه‌های مربوط به صنعت هسته‌ای خود موافقت کرد و اجرای پروتکل الحاقی را هم به‌صورت داوطلبانه پذیرفت اما در عین ناباوری به جای مساعدت از سوی غرب، بدعهدی و فشارهای مداوم و مضاعف می‌بیند.

به طوری که حسن روحانی که آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود در سال 84 در نامه‌ای به دبیرکل وقت آژانس انرژی نوشت: «اکنون مشخص است که مذاکرات، آن‌گونه که در توافقنامه پاریس خواسته شده بود، درحال پیشرفت نیست و این به دلیل خط‌مشی سه کشور اروپایی (اتحادیه اروپا) در طولانی کردن مذاکرات بدون کمترین تلاش برای حرکت به سوی برآورده ساختن تعهدات‌شان، طبق توافقنامه‌های تهران و پاریس است. این استمرار کش‌دار منحصرا معطوف به تامین این مقصود است که تعلیق را تا جایی که امکان دارد حفظ کند، تا آن را در عمل به توقف تبدیل نماید. این، برخلاف روح و مفاد توافقنامه پاریس می‌باشد و در راستای اصول مذاکرات با حسن نیت قرار ندارد.»


رویکرد سازش در زمان دولت‌های اصلاحات و سازندگی

دولت هاشمی رفسنجانی موسوم به دولت سازندگی و همچنین دولت اصلاحات نیز، نگاه مثبتی نسبت به غرب داشتند. اما این نگاه مثبت آن ها، هیچ گاه موجب نشد که غربی ها از رویکرد خصمانه خودشان نسبت به ایران کوتاه بیایند. به طوری که همان زمان که رئیس دولت اصلاحات از گفتگوی تمدن ها سخن می گفت، رئیس جمهور آمریکا، ایران را محور شرارت نامید.


دولت سازندگی و خروج سفرای کشورهای اروپایی

دولت سازندگی نیز هرچند به دنبال توسعه روابط دیپلماتیک با کشورهای غربی بود، اما در همان بحبوحه، یکی از کشورهای اروپایی هاشمی رفسنجانی رئیس وقت دولت را به دادگاه احضار کرد.

ماجرای ترور میکونوس که در رستورانی در برلین، پایتخت آلمان رخ داد و منجر به قتل تعدادی از سران حزب ورشکسته دموکرات کردستان شد، موجب تاثیرگزاری فراوانی در روابط ایران و اروپا گردید.

دستگاه قضایی آلمان که زمینه را برای متهم ساختن جمهوری اسلامی و سران نظام به دست داشتن در این حادثه مهیا دید با همراهی ضد انقلاب خارج نشین، انگشت اتهام خود را به سمت مسئولین نظام یعنی هاشمی رفسنجانی بعنوان رئیس جمهور، فلاحیان وزیر اطلاعات و ولایتی وزیر امور خارجه نشانه رفت به طوری که دادستان وقت آلمان، هاشمی رفسنجانی را بعنوان یکی از عوامل این ترورها به دادگاه احضار کرد.


قاطعیت رهبر انقلاب و عقب‌نشینی خفت‌بار اروپایی‌ها

پس از این حکم مضحک، آلمان و ایران سفرای خود در دو کشور را فرا خواندند و آلمان چهار دیپلمات ایرانی را از این کشور اخراج کرد. همچنین تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز سفرای خود را از ایران فراخواندند. ایران نیز در پاسخ به این حرکت اتحادیه اروپا سفیران خود را از کشورهای عضو این اتحادیه فرا خواند و روابط دو طرف دچار بحران شد، اما در نهایت آلمان و اتحادیه اروپا که با قاطعیت و اقدام متقابل جمهوری اسلامی ایران مواجه شده بودند مجبور به بازگرداندن سفرای خود به ایران شدند به طوری که سفرای اتحادیه اروپا با استفاده از پرواز شبانه سوئیس ایر از زوریخ به سمت تهران پرواز کردند تا قبل از سپیده دم روز بعد در تهران باشند.

رهبر معظم انقلاب در اردیبهشت ۷۶ و همزمان با اعلام حکم دادگاه فرمایشی میکونوس در دیدار  خود با معلمان و کارگران فرمودند: « مگر کسی اهمیت می‌دهد که این‌ها چه گفته‌اند؟ البته دستگاه دولتی ما که بحمداللَّه مواضع بسیار خوبی در مقابل حرکت‌های زشت این‌ها داشته است، از حالا به بعد هم بایستی با کمال قدرت عمل کند و در مرحله اوّل، سفیر آلمان را فعلاً تا مدّتی نباید راه بدهد که به ایران بیاید. بقیه هم که می‌خواهند به‌عنوان یک حرکت به اصطلاح آشتی‌جویانه برگردند، مانعی ندارد. خودشان رفته‌اند، خودشان هم برمی‌گردند. دیدند که رفتن‌شان هیچ اهمیتی ندارد. این‌ها می‌خواهند برگردند، مانعی ندارد؛ اما در رفتن سفرای ایران به کشورهای آن‌ها، هیچ عجله‌ای نباید بشود. باید سرِ صبر و فرصت ببینند چه چیزی مصلحت است؛ هر چه که عزّت اسلامی اقتضا می‌کند - همان طور که همیشه گفته‌ایم - همان گونه عمل کنند».

تنها شش ماه نیاز بود تا سفرای اروپایی دست از پا درازتر عزم بازگشت به ایران کنند، اما جمهوری اسلامی به پشتوانه اقتدار مردمی و براساس دستور رهبر معظم انقلاب، به سفیر آلمان بعنوان آخرین کشوری اجازه بازگشت به کشورمان را داد.

رهبر معظم انقلاب اردیبهشت ماه سال 96 در دیدار با معلمان و فرهنگیان سراسر کشور با یادآوری این اتفاق، اظهار داشتند: «با آنکه رئیس‌جمهور وقت روابط نزدیکی با آن دولت داشت اما همان دولت اروپایی او را متهم و احضار کرد و تنها عاملی که باعث عقب‌نشینی آن دولت اروپایی شد، تودهنی بود که دریافت کرد، بنابراین دشمن، دشمن است و این دولت و آن دولت ندارد».


گفتمان مقاومت و نابودی داعش

دقیقا متناظر با همین سال‌هایی که دولت در حال مذاکره با غرب بود و نتایج آن امروز به روشنی در زندگی مردم مشخص است؛ جریان مقاومت در منطقه و به ویژه در سوریه و عراق در حال مقابله با تروریست‌های داعش بود که در نهایت نتیجه آن بیرون راندن داعش و نفوذ بیش از پیش ایران در منطقه و شکست آشکار آمریکا بود. به طوری که امروز حتی سردمداران غربی نیز به نفوذ بالای ایران در منطقه و نقش بی‌بدیل جمهوری اسلامی در شکست داعش معترف هستند.


مقاومت حزب‌الله لبنان

تجربه مقامت و سازش در کشورهای دیگر نیز نتایج خاص خود را به دنبال داشته است. به طوری که مقاومت حزب الله لبنان و نیروهای جهادی فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی، شکست های پی در پی را به این رژیم جنایتکار تحمیل کرده است.

رژیم صهیونیستی که زمانی در جنگ با شش کشور عربی به پیروزی رسیده بود، بعد از آنکه با مقاومت حزب الله لبنان مواجه شد، سلسله شکست هایش آغاز شد و کارش به جایی رسید که نه 33 روز و 22 روز بلکه دیگر حتی توان دو روز مقاومت را هم ندارد.

این درحالی است که کسانی که کرنش در مقابل دشمن را انتخاب کردند، نتیجه‌ای جز خفت و خواری نصیب‌شان نشد.


ساف و یاسر عرفات

سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) بیش از نیم قرن قبل با هدف نابود کردن رژیم صهیونیستی آغاز به کار کرد اما این سازمان به مرور رویکرد خود را تغییر داد و کار به جایی رسید که یاسر عرفات با اسرائیل و آمریکا به توافق رسیدند و ساف رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت. نتیجه آن توافق اما نه تنها حل‌وفصل مشکلات فلسطینیان با رژیم‌صهیونیستی نشد بلکه امروز کار به جایی رسیده که صهیونیست‌ها مدعی مالکیت قریب به ۹۰ درصد از خاک فلسطین اشغالی هستند و قدس را به‌عنوان پایتخت خود برگزیده‌اند و گروه‌های فلسطینی همچنان راهی جز مقاومت ندارند. 


محمد مرسی در مصر

محمد مرسی که بر اثر انقلاب مردم مصر در ژانویه 2011 روی کار آمده بود، ترجیح داد اتکا به مردم و ادامه رویه انقلابی آن‌ها را با اعتماد به آمریکا عوض کند. او حتی برای جلب اعتماد آمریکایی‌ها پای میز مذاکره با آن ها برای فروش 40 درصد صحرانی سینا هم نشست اما همزمان آمریکا بصورت غیرعلنی از گروه های مخالف در مصر که علیه مرسی فعالیت می کردند حمایت می کرد و در نهایت نیز عاقبت مرسی این شد که داخل قفس برای دفاع از خودش فریاد می کشید.


معمر قدافی در لیبی

حدود یک و نیم دهه قبل دولت لیبی به صورت داوطلبانه تأسیسات هسته‌ای خود را نابود کرد تا در مسیر اعتمادسازی با آمریکا گام بردارد اما شش سال بعد و در جریان هشت ماه جنگ داخلی لیبی، آمریکا و غرب به مخالفان دولت کمک می‌رساندند و عامل اصلی سقوط دولت قذافی بودند. البته تاوان اعتماد به غرب را فقط قذافی نداد بلکه مردم لیبی نیز در سال‌های جنگ داخلی و بی‌سامانی و قتل و غارت پس می‌دهند.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1663637
ارسال نظر
نظرات