شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان آذربایجان شرقی
ساعت: 11:19 منتشر شده در مورخ: 1399/08/22 شناسه خبر: 1666520
در گفت‌وگو تفصیلی با سفیر اسبق ایران در تاجیکستان؛

ایرانیان خارج از کشور ظرفیت مهمی دارند/ شاهکار دولت روحانی در تعطیلی شورای عالی ایرانیان

ایرانیان خارج از کشور ظرفیت مهمی دارند/ شاهکار دولت روحانی در تعطیلی شورای عالی ایرانیان
شعردوست سفیر اسبق ایران در تاجیکستان که سابقه نمایندگی مردم تبریز، آذرشهر و اسکو را نیز در کارنامه خود دارد چندی پیش در گفت‌وگوی تفصیلی به بیان خاطرات و اقدامات خود در دوران مسئولیت‌هایش پرداخت.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، نام علی‌اصغر شعردوست با فرهنگ دیار آذربایجان و ایران عجین شده است. او مدت‌ها با مسئولیت رایزن فرهنگی ایران در سفارت‌خانه‌های مهم نقش ایفا کرده و به گفته خودش در آن دوران اقدامات مهمی در زمینه گسترش فرهنگ و هنر ایران انجام داده است.

شعردوست مدتی هم به عنوان اولین دبیر شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور فعالیت داشته و گام‌های مهمی برای ارتباط بیشتر ایرانیان مقیم خارج از کشور با ایران برداشته است. اقداماتی که در سال‌های اخیر بسیار کمرنگ شده و ظرفیت بسیار بالای ایرانیان خارج از کشور هم‌اکنون در سایه بی‌توجهی مسئولان بلااستفاده مانده است.

شعردوست سابقه نمایندگی مردم تبریز، آذرشهر و اسکو را هم در کارنامه خود دارد. او در اوایل دهه هفتاد به عنوان رایزن فرهنگی ایران در جمهوری آذربایجان نیز فعالیت های مستمری داشت. وی چندی پیش مهمان تحریریه آناج بود و در گفت‌وگوی تفصیلی به بیان خاطرات و اقداماتش در دوران مسئولیت ها پرداخت. در بخش دوم این گفت‌وگوی تفصیلی به اقدامات وی در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور میپردازیم.

آناج: از شورای عالی ایرانیان خارج از کشور برایمان بگویید.

شعردوست: متاسفانه در سالهای اخیر نقش و جایگاه شورای عالی ایرانیان در دیدگاه مسئولان بسیار کم اهمیت جلوه داده شده است. طرح شورای عالی ایرانیان خارج از کشور را خودم نوشتم و خوشبختانه در دولت تصویب شد. پس از پایان مسئولیتم در مجلس و البته پس از کش و قوس های بسیار، آقای خاتمی بنده را صدا زد که این طرح تو، یک و نیم سال است که در دولت تصویب شده است اما تشکیل نشده است.

ما در طرح مان آورده بودیم که هفت وزارتخانه که در موضوع ایرانیان خارج از کشور نقش دارند، در حد وزیر یا معاونان وزیر در شورا حضور داشته باشند تا ایرانیانی که خارج از کشور هستند و تمایل به بازگشت دارند با تایید این وزارتخانه ها درصورت نبود مشکل به کشور بازگردند.

حمایت احمدی‌نژاد از شورای عالی ایرانیان

برنامه های شورای ایرانیان خارج از کشور در دولت دوم آقای خاتمی شکل گرفت و از قضا سمینارهای مهمی نیز برگزار شد. وقتی دولت نهم بر سرکار آمد، بنده استعفای خود را تقدیم آقای احمدی‌نژاد کردم و گفتم که شما با تیم جدیدتان میتوانید که بهتر از بنده ادامه دهید. اما ایشان قبول نکردند و قرار شد ۶ ماه به صورت آزمایشی با یکدیگر همکاری داشته باشیم.

باید این نکته را یادآور شوم که انصافا، آقای احمدی نژاد بسیار بیشتر از آقای خاتمی از بنده و شورای عالی ایرانیان خارج از کشور حمایت کردند. یکی از اقدامات ایشان این بود که دبیرخانه شورا، بودجه مستقلی نداشت و از ذی حساب ریاست جمهوری به ما مبالغی پرداخت میشد، ایشان در همان اقدامات اولیه، برای دبیرخانه این شورا، بودجه مستقلی در نظرگرفتند و بودجه آن را هم تقریبا ۵ برابر کردند. البته نتایج بسیار مهمی هم از این حمایت ها گرفته شد.

شاهکار دولت روحانی!

آناج: وضعیت شورای عالی ایرانیان در دولت تدبیر و امید چه بود؟

شعر دوست: یکی از شاهکارهای آقای روحانی این بود که این شورا را منحل نمود! البته این اقدام آفات زیادی به همراه داشت. در یکی از سمینارها، دو ایرانی مقیم انگلستان حضور داشتند که سفیر ایران بنده را با این دو فرد آشنا کرد.

یکی از این افراد خانم فاطمی، همسر دکتر سید حسین فاطمی، وزیر امورخارجه دولت مصدق بود. ایشان آمد و دفترچه ای را به من اهدا کرد که در آن خاطرات آقای فاطمی تا آخرین دقایق عمرشان نوشته شده بود. البته بنده آن دفترچه را قبول نکردم. پس از گفت و گویی اجمالی ایشان بنده را به منزل خودشان دعوت کرد. وقتی به منزلش رفتم، دیدم که یک محیط بسیار کوچک در محلی بسیار نامناسب زندگی میکند و تقریبا میتوان گفت که همه زندگی اش در یک اتاق ۲۰ متری خلاصه میشد. این مکان، ساختمانی بود که برای در راه ماندگان و متکدیان میدهند!

به خانم فاطمی گفتم، این چه وضعیتی است. همسرشما به نظر ما شهید راه وطن است. تیرباران شده اما شما در محلی نامناسب زندگی میکنید. خب به هرحال اقداماتی صورت گرفت که ایشان به ایران بازگردند.

در مقابل، پیرزن دیگری بنام خانم ابتهاج بود که ایشان همسر ابوالحسن ابتهاج، رئیس سازمان برنامه بودجه محمدرضا شاه بود. هرچقدر که سرکار خانم فاطمی بی پول و فقر بود، خانم ابتهاج، ثروتمند بود. دارایی موجود در بانک خانم ابتهاج در آن سال چیزی حدود ۲۰ یا ۳۰ میلیون پوند بود. در ملاقاتی که با ایشان داشتم، گفتند من حاضرم به ایران بازگردم فقط کافی است که به بنده تضمین نامه ای بدهید.

من چندین پرونده از ایرانیان را به نزد رئیس جمهور بردم و درخواست این دو خانم، یعنی فاطمی و ابتهاج را به صورت ویژه پیگیر شدم. در دیداری که با آقای خاتمی داشتم، موضوع خانم فاطمی را توضیح دادم و گفتم که باید حقوق ایشان را بپردازیم. متاسفانه ایشان حدود ۵۰هزار پوند نیز به بانک انگلیسی بدهکار بود.

ماجرای حضور همسر دکتر فاطمی در ایران

آقای خاتمی در ابتدا موافق بود اما وقتی فهمید که باید حقوق ایشان را از زمان شهادت دکتر فاطمی حساب کنیم، گفت: «میدانی چند ده میلیارد میشود!» هرچند اصلا خانم فاطمی هیچ درخواست مالی نداشت و تنها خواسته اش بازگشت به ایران و پرداخت بدهی اش بود. در آن جلسه گفتم لازم نیست حقوق ایشان را از ابتدا پرداخت کنیم، شما کافی است دستور دهید که ۲۰۰ یا ۳۰۰ پوند به ایشان ماهانه پرداخت کنند تا وضعیت زندگی‌اش بهتر شود و همچنین بدهی ایشان را نیز پرداخت کنیم.

آقای خاتمی به هرحال مصلحت هایی داشتند و گفتند، من همه این پول را نمیدهم، نصفش را من میدهم و نصف دیگرش را رئیس جمهور بعدی بدهد. به هرحال همان گفته آقای خاتمی انجام شد و ۲۵ هزار پوند به سفارت داده شد تا بدهی خانم فاطمی پرداخت شود. مدتی بعد متوجه شدم که سفارت هم مقداری از آن پول را برای خودش برداشته و مقداری از بدهی خانم فاطمی پرداخت شده بود!

این قضیه سپری شد و آقای احمدی نژاد بر سرکار آمدند. من این ماجرا را به ایشان هم گفتم. احمدی نژاد با تعجب از من پرسید: «واقعا خاتمی پول را نداد؟!» جالب اینجا بود که احمدی‌نژاد از آن طرف بام افتاد! خانم فاطمی را به ایران دعوت کردند و از ایشان تجلیل شد.

اما در خصوص خانم ابتهاج هم اتفاقات جالبی به وقع پیوست. ایشان گفته بود که برای حضور در ایران، ضمانت نامه میخواهم. بنده از مسئولان قضایی و امنیتی استعلام کردم و آنها گفتند که حضور ایشان بلامانع است. به هرطریقی ایشان را راضی کردیم که به ایران بازگردند.

من راننده خود را به فرودگاه فرستادم تا ایشان را تحویل بگیرند. ساعت ۲ نصفه شب بود که دیدم، ابتهاج زنگ زد و گفت من میخواهم بازگردم! وقتی دلیلش را جویا شدم، گفت« پاسپورتم را ضبط کرده‌اند». به او گفتم، تا آنجایی که میدانم، ورود شما به ایران بلامانع بود، شما تا اینجا آمده اید، بیایید تا فردا ببینیم که قضیه از چه قرار است.

روز بعد، مشغله کاری زیادی داشتم و موضوع به کل از یادم رفت. دو روز بعد از حضور ایشان در ایران، با وی تماس گرفتم. قبل از تماس نیر از وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی بابت توقیف گذرنامه خانم ابتهاج، سوال کرده بودم که هردو اظهار بی اطلاعی کرده بودند. وقتی با ایشان صحبت کردم، گفتند نیازی نیست که پیگیر گذرنامه باشید چرا که موضوع حل شد.

ایشان به دفترم در تهران آمدند و در همین باره به گفت‌وگو نشستیم. در توضیحاتشان گفتند، من اینجا یک آشنایی داشتم که گفتند ۱۰۰ میلیون تومان بدهید، پاسپورت را پس میگیریم. پول را دادم و قرار است پاسپورت پس بدهند. من از این سخنان به شدت تعجب کردم. بعدها متوجه شدم که کاسه ای زیر نیم کاسه است و قضیه اخاذی در میان است. ظاهرا از آمدن ایشان برخی از نزدیکانشان مطلع بودند و همین باعث شده بود که نقشه ای بکشند و با مامور شیف فرودگاه هماهنگ شوند. تا از این کار به هرکدام پولی برسد.

این موضوع را با آقای قالیباف مطرح کردم و ایشان هم پیگیر شدند و در نهایت پاسپورت را در اختیار ما گذاشتند. من آن زمان به خانم ابتهاج گفتم که اگر بخواهید در ایران اینگونه هزینه کنید ورشکسته خواهید شد. هرچند راننده بنده که آن شب قرار بود ایشان را از فرودگاه به هتل برساند به من گفته بود که خانم ابتهاج فردی که چمدان هایش را از فرودگاه به ماشین انتقال میداد، چک پول ۵۰ هزار تومانی داده بود و این پول در آن زمان، انعام بسیار بسیار بالایی به حساب می آمد. به هرحال ایشان، وارد ایران شدند و در تهران منزلی خریداری کردند.

حکم برائت برای رپیس دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در زمان پهلوی

خاطره دیگری که از ایرانیان مقیم خارج از کشور دارم، مربوط به همسر و رئیس اسبق دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران است. در یکی از روزها این دو نفر مرا به خانه خود دعوت کردند و گفتند اگر حکم اخراج بنده را از دانشکده کشاورزی به حکم بازنشستگی بدون حقوق تبدیل کنید ما سند این خانه را که آن زمان حدود ۳ هزار دلار قیمت داشت به نام هرکجا که بخواهید، خواهیم زد.

پیگیری کردیم و با سختی های فراوان، حکم اخراج وی را که حتی معلوم نبود چه کسی امضا کرده به حکم بازنشستگی تبدیل کردیم. آنها هم سر قولشان ایستادند و خانه را به دفتر نهاد ریاست جمهوری ایران زدند.

ظرفیت های بالایی در بسیاری از ایرانیان خارج از کشور وجود دارد. من بارها دیده‌ام که نسل دوم و سوم ایرانیان خارج از کشور، به ایران ارادت ویژه ای دارند. بسیاری شان، حتی زبان فارسی را نمیدانند اما گوشی زنگ خود را از آهنگ های ایرانی انتخاب میکنند.

ظرفیت بالای ایرانیان مقیم خارج از کشور

بسیاری از ایرانیان نسل دوم و سوم و حتی برخی از افراد نسل اول که چندان اختلافی با ایران و انقلاب اسلامی ندارند، جمهوری اسلامی را کشوری مقتدر در برابر دشمنان میدانند. بسیاری از آنها معتقدند ایران در برابر عراق با وجود آنهمه حمایت از عراق، یک وجب از خاک خود را تسلیم عراق نکرد.

متاسفانه بعد از اتمام دوره ریاست آقای احمدی نژاد، اولین اقدام دولت آقای روحانی تعطیل کردن این شورا بود. تعطیلی شورای ایرانیان، زیان های بسیاری برای کشور به بار آورد. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، با هزینه های خودشان در مراسمات شرکت میکردند. شاید باور پذیر نباشد اما در حال حاضر سرمایه ایرانیان خارج از کشور بیش از ۳ میلیارد دلار است و شما تصور کنید بخشی از این پول وارد کشور شده و در ایران سرمایه گذاری شود. چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1666520
ارسال نظر
نظرات