شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان البرز
ساعت: 21:01 منتشر شده در مورخ: 1399/09/08 شناسه خبر: 1671608
سریال شبکه دو در بوته نقد؛

"از سرنوشت"؛ سریالی که فرهنگ و رسوم ایران را نمایش می‌دهد

"از سرنوشت"؛ سریالی که فرهنگ و رسوم ایران را نمایش می‌دهد
از سرنوشت، فرهنگ سازی را در مشت خود گرفته است و با زبان بی زبانی فرهنگ درست و رسوم ایرانی ها را نشان می دهد، این سریال آرام همچون روند کند قصه اش پیش می رود تا خطایی از آن سر نزند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ «مهدیه سادات نقیبی» منتقد سینما و تلویزیون در نقد سریال «از سرنوشت» فصل سوم به کارگردانی محمدرضا خردمندان در یادداشتی اختصاصی برای تیتریک نوشت: این بار فصل سوم از سریالی را می بینیم که سرنوشت ها انگار باید آن طوری رقم نخورد که تصور می شود، همانند زندگی در واقعیت دقیقا همان است که در سریال از سرنوشت البته با جذابیتهای مختص به خود و کشش های فراوان رو به سوی انتهای داستان می رویم. کاراکترهای جذاب و اصلی از سرنوشت ادامه دهنده داستان و روایت های ناتمام فصل سوم را کامل می کنند اما از آنجا که در فیلم بسیار اهمیت دارد چیدن روایت هایی است که برای مخاطب خواه می توان جذاب و خواه کسل کننده باشد و به نظر می رسد از سرنوشت با تلاش های فراوان سرنوشت و سرگذشت چهارچوب فیلمنامه خود را با موفقیت طی کرده است. 

البته که فصل اول شروع جذاب و دنبال کننده ای را داشت اما با شروع فصل سوم و پخش قسمتهای آن در هفته های گذشته و اکنون نگاه و نظر مخاطب کمی فرق کرده است و عاقبت سهراب و هاشم کمی جالب تر به نظر می رسد. اما از آنجا که هر منتقد تلویزیونی و سینما از ریشه و بن، داستان را تحلیل می کند می توان اندک ضعفی که در اواسط فیلم نامه دیده می شد یادآوری کرد و چیزی به عنوان بحران در روایتگری فیلمنامه را پنهان نکرد. 
 
همان طور که فصل اول و دوم، از سرنوشت داستان را خیلی جدی، جذاب و پر از سوال شروع و تمام کرد در اوایل فصل سوم هم این طور به نظر رسید اما به تدریج در قسمتهای 5 الی 12 جذابیتهای قبل را نداشت و روند کند داستان مخاطب را خسته کرد و انگار داستان همانند فصل دوم قابلیت های لازم را نداشت همین روندِ کسل کننده به مخاطب این اجازه را می داد که درباره نحوه  بازی بازیگران و حتی چرایی پرداخت به ادامه دادن در فصل دیگر سوال ایجاد کند و تمام نقاط قوت را نادیده بگیرد اما این اتفاق کم کم، کم رنگ تر شد تا به نقطه ای رسید که می شد به عنوان نقطه اوج دوم در ساختار فیلم نامه نگاه کرد این نقطه همزمان با اتفاقی ناخوش آیند در عروسی هاشم آغاز و با مرگ اسماعیل پایان یافت و دیگر پر رنگی نقاط ضعف تا حدی دیده نشد. 
 
 
در هر حال نباید چنین پنداشت اگر فیلم نامه دچار ضعف باشد دیگر عوامل هم به درستی کار خود را انجام نداده اند و در حقیقت قضاوت عجولانه برای چنین سریالی که قرار است تا فصل چهارم پیش رود کمی بی انصافی است ، البته که تا کنون قصه از سرنوشت بسیار گیرا و جذاب بوده ، قصه ای که واقعا حقیقت سرنوشت انسان ها در یک شهر انقدر به دور از هم می باشد که اگر یکی از آن ها را بدانیم سرنوشت هایی همچون سهراب و هاشم و دیگر کاراکتر ها در می آید و علت اصلی انتخاب چنین قصه ای حتما این طور بوده که زندگی آنقدر کوتاه است همانند زندگی مهلقا و آنقدر طولانی همچون زندگی شعبان و دیگر کاراکترهای سیاه قصه تا سرنوشت کارهای خود را ببینید اما این که چرا مهلقا یک عمر زیر بار حرف زور شوهرش برود و آرزوی دیدن پسرش را داشته باشد، در نهایت نتواند و از فرط فرسودگی روحی و جسمی پا بر زمین نتوان بگذارد دیگر باید دست سرنوشت را خواند که همیشه آنی نیست که تصور می شود و البته افرادی هستند به عنوان شاخص اصلی داستان اما تا جایی که دیگر فقط قصه حول محور کسانی می گردد که در گذشته اشخاص اصلی را دور میزدند و به نظرشان برنده داستان بودند اما نمی دانند که سرنوشت بر می گردد و روزی همانند سهراب و هاشم به عنوان دو پسر بچه یتیم و بی کس روزی می رسد که تماشاچی قصه های آن ها خواهند بود.
 
 از سرنوشت بیشتر از آن که دیالوگ داشته باشد دارای کنش است کنشی که لازم به گفتن دیالوگ ندارد و تنها بازی خوب می تواند از بسیاری از دیالوگ ها درخشان تر باشد آن چه که نویسنده خواسته اصل کنش و پیامدهایی است که متعاقب رویداد ها روی می دهد. اما نقطه قابل توجه این سریال در ابتدا در آن جا بود که نویسنده در همان ابتدا فیلم را با عطف داستان مجزا به خود در سه الی چهار فصل تقسیم بندی کرده بود و مانند دیگر سریال های تلویزیونی این طور نبود که پس از اتمام یک فصل در انتظار استقبال و تعریف و تمجید مخاطب بماند، او با داستان زیبا و جذابی که در دست داشت کاری کرد که دیگر حرفی برای گفتن باقی نماند و به قول معروف کار خود را با آرامش و بدون شبهه ای انجام داد. این اتفاق در حقیقت از حسن توجهی برخوردار است که کم می شود در سریال های تلویزیونی آن هم با این چنین قصه ای پر از کشش دید بنابراین قصه ی از سرنوشت آن چنان داغ و گیرا است که بتوان با بازیگران و عوامل آن ساعتها به نقد و بررسی نشست. 
 
 
قصه از سرنوشت در کنار پرداخت به مسائل اصلی شخصیت ها سخن از آسیب ها، رنج ها، ناخوشی و خوشی هایی می زند که در زندگی اتفاق می افتد زمانی که مهاجرت در جامعه کنونی مانند آب خوردن راحت و گویا شده اما آرزو حرف از جایگاهی می زند که پس از مهاجرت در آن سر دنیا داشت، زندگی با رفاه این چنینی در کشور خود و در کشور بیگانه غریب و به دور از هر گونه محبت، یا رفاقت سهراب و هاشم آنقدر ریشه کرده که هیچگونه رنج و عذابی نمی تواند آن را خراب کند و این رفاقت با طوفان های زندگی بر هم نمی خورد، توجه به نکته رفاقت های قدیمی کنار رنج های مالی و ... مخاطب را تشویق می کند به این که پای مشکلات بایستد و همانند یک درخت تونمند چندین ساله پرقدرت همچون سهراب به زندگی ادامه دهد. 
 
در کلام آخر به دور از هر گونه باز گویی در ضعف ها و کاستی های سریال از سرنوشت می توان گفت از سرنوشت فرهنگ سازی را در مشت خود گرفته است و با زبان بی زبانی فرهنگ درست و رسوم ایرانی ها را نشان می دهد، از سرنوشت چهارچوب تلویزیون ایران را به دست گرفته است و آرام همچون روند کند قصه اش پیش می رود تا خطایی از آن سر نزند . 
 
انتهای پیام/ 
https://www.dana.ir/1671608
ارسال نظر
نظرات