شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: سیاسی
ساعت: 09:19 منتشر شده در مورخ: 1399/09/12 شناسه خبر: 1673129
سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛

مجلس جاده «برجام یک‌طرفه» را بست/چرا در اقتصاد فخری‌زاده نداریم؟

مجلس جاده «برجام یک‌طرفه» را بست/چرا در اقتصاد فخری‌زاده نداریم؟
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:

 

 

چرا در اقتصاد فخری‌زاده نداریم؟

کمال احمدی در کیهان نوشت:

هفتم آذرماه امسال وقتی خبر دردناک و تلخ شهادت دانشمند هسته‌ای و مدیر توانمند دفاعی‌مان به دست مزدوران رژیم صهیونیستی پخش شد غم عجیبی سراسرایران را فرا گرفت. تلخی این اندوه زمانی فزونی گرفت که برکات وجودی این چهره ارزشمند علمی ‌و مدیر توانا اندکی برای عموم مکشوف شد و مردم فهمیدند چه گوهر گرانبهایی را از دست داده‌اند؛ این دانشمند برتر صنعت هسته‌ای که صفر تا صد تحصیلاتش را در ایران گذرانده بود و به برکت همین تحصیلات و استعداد ذاتی‌اش موفق شده بود دستاوردهای عظیمی ‌در حوزه‌های مختلف اعم از اتمی‌، دفاعی و حتی درمانی خلق کند که آخرین نمونه آن تولید کیت تشخیص کرونا و حتی تلاش برای تهیه واکسن کرونا بود که این واکسن تا مرحله آزمایش انسانی هم پیش رفته بود. علاوه‌ بر این، در صنعت دفاعی به طراحی ساخت لیزرهای خاص پدافندی همت گمارد که این لیزرها توانایی هدف قرار دادن انواع مهاجمان در هوا از جمله پهپادهای دشمن را دارد این دستاورد تنها در اختیار معدودی از کشورهای پیشرفته دنیا قرار دارد.

نکته مهم دیگردرباره این شهید عزیز اینکه او در عین حال که عضو هیئت علمی‌ دانشگاه بود و کرسی تدریس در دانشگاه‌های معتبر را در اختیار داشت اما فقط به امر تدریس و تعلیم تئوری‌های دانشگاهی اکتفا نمی‌کرد بلکه با مدیریت بالای خویش توانسته بود ضمن پیوند علم و عمل پروژه‌های متعددی را برای زیرمجموعه‌های علمی‌خویش تعریف کرده و این پروژه‌ها را از مرحله تئوری و کاغذ به کف کارگاه و صحنه عمل تبدیل کند. حتی با نقشه راه و برنامه‌ریزی شهید فخری‌زاده، این اقدامات به شکل‌گیری نهادی موثر و پویا به نام سازمان پژوهش و نوآوری‌‌های دفاعی موسوم به «سپند» منجر شد که خار چشم دشمنان ملت ایران از جمله نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم‌ اشغالگر قدس شد و او در یک برنامه رسمی ‌بی‌پرده به موفقیت «سپند» اعتراف کرد. واقعیت این است که از دل همان پروژه‌های علمیِ ‌شهید فخری‌زاده و همکارانش ده‌ها شرکت دانش‌بنیان شکل گرفت و انبوهی از کارگروه‌ها و میزهای تخصصی در سازمان پژوهش و نوآوری‌های دفاعی و مجموعه‌های مرتبط با آن، برای تحقق ایده‌های جوانان و متخصصان دانشگاهی کشور برپا شد و دستاوردهای شگرفی از این اقدامات حاصل شد که شاید بسیاری از آنها تا مدت‌ها به دلایل مختلف قابل انتشار نباشد.

استاد شهید محسن فخری‌زاده در عین حال که یک شخصیت برجسته علمی ‌بود اما همزمان مدیر باهوش و توانمندی بود که با بهره‌گیری از توانایی علمی‌ خویش به توفیقات کم‌نظیری در حوزه‌های کاری‌اش رسید که دولت و ملت سال‌ها از این توفیقات بهره خواهند برد. حالا شاید با خواندن و شنیدن این برکات شهید فخری‌زاده سؤالی برای بسیاری از مردم مطرح شود که چرا ما در حوزه اقتصاد که این روزها مهم‌ترین مسئله کشوراست مدیری مثل شهید فخری‌زاده نداریم؟ چرا مدیران اقتصادی ما که اغلب آنها هم درس خوانده رشته‌های اقتصادی هستند و بعضا استاد تمام دانشگاه هم می‌باشند نمی‌توانند برای مشکلات اولیه معیشت مردم همچون گرانی فزاینده، رکود و بیکاری راه‌حل ارائه کنند؟

قبل از پاسخ به این سؤالات ذکر دو نکته مهم ضروری است نخست اینکه هدف از طرح این پرسش‌ها خدای ناکرده ندیدن تلاش‌های مسئولان ذی‌ربط در چهار دهه اخیر در حوزه اقتصاد نیست. ثانیا کسی منکر تأثیر خصومت‌ها و تحریم‌های دشمنان بر ضد ملت ایران و اقتصاد کشورنیست و یقینا این دشمنی‌ها فشارهای زایدالوصفی برحوزه‌های مختلف اقتصادی خصوصاً در سه سال اخیر وارد کرده است اما به اذعان مسئولان دولت فعلی از جمله رئیس‌جمهور محترم تأثیر تحریم‌ها 20 تا 30 درصد است و ریشه مابقی مشکلات در غیر از مسائل تحریمی ‌است. بنابراین با توجه به نکات فوق پاسخ‌های زیر را می‌توان ارائه کرد.

1- عمده مدیران اقتصادی ما خواسته یا ناخواسته طی سال‌های پس از جنگ به اجرای نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول پرداخته و از توجه به نسخه‌های بومی ‌پرهیز کرده‌اند؛ اجرای سیاست تعدیل اقتصادی در دولت سازندگی و ادامه آن در دولت‌های اصلاحات، مهرورزی و تدبیر و امید به ‌صورت‌های مختلف نمونه‌ای از همان توجه تام به توصیه‌های صندوق بین‌المللی پول است. نتیجه اعمال این برنامه‌ها هم افزایش فاصله طبقاتی و شکاف بیشتر درآمدی فقیر و غنی بوده است. این درحالی است که مدیرانی همچون فخری‌زاده بی‌اعتنا به توصیه‌های غربی‌ها و حتی اولتیماتوم‌های آنها مبنی بر پرهیز از نزدیک شدن به صنعت هسته‌ای به بومی‌سازی دانش اتمی ‌و دفاعی کشور پرداخته و با امکانات کم و بودجه ناچیز اقدام به کارستانی در حوزه دفاعی و هسته‌ای کردند.

2- نگاه به غرب خصوصاً طی هفت سال اخیر یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها را به اقتصاد کشور زده و اسباب شرطی شدن اقتصاد را فراهم کرده است. مثلا وقتی دولت تدبیر «آب خوردن مردم را هم به نتایج مذاکرات گره زد» خواسته یا ناخواسته واحدهای تولیدی را به رکود عمیقی فرو برد تا جایی که به گفته وزیر وقت صمت در دولت یازدهم بیش از 10 هزار واحد تولیدی تعطیل یا نیمه‌تعطیل شدند و بنگاه‌های مشهور اقتصادی نظیر «ارج»، «آزمایش»، «داروگر»، «روغن جهان» و... که روزگاری جزو برترین واحدهای تولیدی بودند به خاک سیاه نشستند و قفل تعطیل بر درب آنها زده شد. رکود آن‌قدر شدت گرفت که دولت مجبور شد برای رونق اندک واحدهای تولیدی، بسته‌های خروج از رکود طراحی کند و کارت‌های اعتباری و تسهیلات تشویقی برای خرید لوازم خانگی و خودرو به مردم بدهد.

3- سوءمدیریت یکی دیگر از پاسخ‌های مهم به سؤالات فوق است.مثلا دقت کنید در شرایطی که ساخت مسکن با توجه به اینکه صفر تا صد مصالح ساختمانی در کشور موجود است و این صنعت هیچ ارتباطی با تحریم‌ها ندارد، ناگهان مردم مشاهده می‌کنند جناب عباس آخوندی به‌عنوان مدیر ارشد وزارت راه و شهرسازی دولت آقای روحانی و متصدی ساخت مسکن در کشور بیش از 5سال راه را بر تولید مسکن انبوه توسط دولت می‌بندد و حتی پروژه‌های مسکنی دولت قبلی را هم با موانع مختلف رو‌به‌رو می‌سازد تا جایی که در آخرین روز وزارتش با کمال گستاخی افتخار می‌کند که حتی یک مسکن هم افتتاح نکرده است! حالا همین جناب آخوندی که ماحصل مدیریت او گرانی بیش از 600 درصدی قیمت مسکن را در هفت سال اخیر در پی داشته است این روزها با ژست استاد دانشگاه به ‌ترویج نسخه‌های بی‌خاصیت غربی برای بهبود اقتصاد کشور در رسانه‌های مدعی اصلاح‌طلبی می‌پردازد.
به‌راستی تفاوت مدیران فعال در حوزه هسته‌ای و دفاعی در این است که هیچ‌کدام از آنها مانند وزیر مستعفی، نه جزو مدیران ‌اشرافی محسوب می‌شوند، نه قبیله سیاسی- انتخاباتی دارند که پس از هر انتخاباتی مجبور شوند به آنها - ولو فاقد کمترین کفایت مدیریتی باشند- پست و امتیاز و رانت بدهند و نه دچار تعارض منافع خصوصی و دولتی هستند. هنر آنها این است که در شرایط تحریم صددرصدی و نیاز موجود، کشور را بی‌نیاز کردند و حصار تحریم را شکستند.

هنر مدیران انقلابی این است که چه در تولید بنزین و چه در تولید تسلیحات، به جایگاهی رسیدند که کشور می‌تواند ضمن خودکفایی، صادرکننده باشد و ارزآوری داشته باشد. و این دقیقاً برعکس رفتار مدیریت مدیران ‌اشرافی است که هنرشان، وابسته‌تر کردن کشور و بر باد دادن منابع ارزی است.با دست فرمان این مدیران هرگز نمی‌توانیم امیدی به پیشرفت و حتی رفع تحریم‌ها داشته باشیم.
بنابراین راه فخری‌زاده‌ها را در حوزه اقتصاد هم می‌توان ادامه داد به شرطی که به ظرفیت‌های داخلی اعتقاد و باور داشت و در عمل به آنها توجه کرد چه آنکه رهبر معظم انقلاب سال گذشته در جمع فعالان اقتصادی تأکید کردند: «اگر ملت ایران و فعالان اقتصادی و اندیشمندان کشور بتوانند با تکیه بر توان داخلی تحریم‌ها را بی‌اثر کنند، عامل تحریم‌کننده نیز از ادامه تحریم‌ها دست برخواهد داشت زیرا متضرر خواهد شد. اگر طرف مقابل از سیاست تحریم دست برداشت ما نباید سیاست تکیه بر توان داخلی را تغییر دهیم، برخی منتظرند تا اگر راه آن طرف باز شود، جهت‌گیری اقتصادی کشور را به سمت نگاه به خارج ببرند در حالی‌که چنین نگاهی، غلط است. سیاست‌های تکیه بر توان داخلی باید آنچنان محکم و استوار باشد که اگر تحریم‌ها هم برداشته شد، به این سیاست‌ها آسیبی وارد نشود.»

 

 

 

مجلس جاده «برجام یک‌طرفه» را بست
 
رحیم زیاد علی در جوان نوشت:
 
علی ربیعی، سخنگوی دولت روز گذشته در نشست خبری خود در پاسخ به پرسشی درباره طرح نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفت: «به نظر دولت، موضوع از اختیارات شورای عالی امنیت ملی است و مسئولیت هر گونه تصمیم درباره برجام و برنامه‌های هسته‌ای براساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی فرا قوه‌ای بوده است، هیچ نهاد و قوه‌ای به تنهایی نمی‌تواند خارج از این چارچوب اقدام کند و به نظر می‌رسد مجلس هم نمی‌تواند در این موضوعات وارد شود...» پس از این اظهار نظر بود که علیرضا سلیمی، عضو هیئت رئیسه مجلس از قالیباف خواست به دولت تذکر دهد تا شأن مجلس را رعایت کند و به کار اجرا بپردازد. سلیمی گفت: به نظر می‌رسد تذکر جدی به دولت داده شود تا آن‌ها وظایف‌شان را بدانند و نمی‌توانند هم در جایگاه دولت باشند و هم در جایگاه شورای نگهبان و قوه قضائیه. این موضوع البته با واکنش چند نماینده دیگر هم مواجه شد و آن را «دخالت» دولت در امور قانونگذاری توصیف کردند.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی بعد از تصویب کلیات طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران اظهار داشت: با تصویب کلیات این طرح مجلس این پیغام را به دشمنان ایران اسلامی داد که بازی یک‌طرفه پایان پیدا کرده است. پس از اظهارات قالیباف، نمایندگان مجلس شعار الله اکبر، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر امریکا، خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست، حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست،‌ای رهبر آزاده آماده‌ایم آماده، از مصوبه خود که در راستای منافع ملی ایرانیان و همچنین لغو تحریم‌ها و کاهش مشکلات معیشتی مردم است، دفاع کردند.

باز شدن قفل صنعت هسته‌ای و مقابله با تحریم‌ها

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی در توضیح این طرح گفت: طرح مذکور چند هدف را دنبال می‌کند، هدف اول باز شدن قفل‌هایی است که بر صنعت هسته‌ای کشور وارد شده است، احیای این برنامه در واقع پیگیری اهداف شهدایی مانند شهید فخری‌زاده و شهید شهریاری و سایر شهدای هسته‌ای کشور است؛ افرادی که برای پیشرفت و توسعه کشور جان خود را فدا کرده‌اند. امروز ما به عنوان نمایندگان انقلابی تلاش می‌کنیم مسیر حرکت این شهدا و مسیر پیشرفت و توسعه کشور را احیا کنیم. برنامه هسته‌ای کشور باید طبق نیاز‌ها به پیش رود و انتظار داریم پس از تصویب این طرح توسعه پیدا کرده و روند آن تسریع یابد. وی به هدف دوم این طرح اشاره کرد و افزود: مقابله با تحریم‌هایی را که از سمت کشور‌های غربی به ما اعمال می‌شود، باید هدف دوم طرح فوق دانست، باید این اعمال تحریم‌ها را هزینه‌مند کنیم. تحریم علیه ایران رفتار بی هزینه‌ای نخواهد بود و تغییر محاسبه غلط دشمنان هدف این طرح است. باید به نحوی پیش رویم که نه فقط اعمال تحریم هزینه‌مند باشد، بلکه تخریب امنیت این مردم و به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ای و مقام سیاسی معاون وزیر دفاع ما، رفتار بی هزینه‌ای نخواهد بود.

مجلس به جاده یک‌طرفه پایان داد

دکتر قالیباف در جلسه علنی نوبت عصر و در جریان تصویب طرح دو فوریتی اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از ملت ایران از سوی نمایندگان، گفت: این طرح طی دو جلسه به تصویب رسید که فرصت خوبی را برای مجموعه هسته‌ای کشور در بعد تحقیقاتی و صنعتی ایجاد می‌کند. وی تصریح کرد: چند سالی است که تعهدات یک‌طرفه براساس برجام اجرا می‌شود ولی طرف‌های قبلی به تعهدات‌شان پایبند نبوده و به آن عمل نکردند؛ در واقع تعهدات ما پابرجا بوده، اما غربی‌ها تعهدات برجامی را اجرایی نکردند.

رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مجلس با تصمیم امروز به جاده یک‌طرفه پایان داد، اظهار داشت: البته در این طرح به غربی‌ها فرصت داده شده تا به تعهدات برجامی خود عمل کنند. غربی‌ها نه تنها به تعهدات‌شان عمل نکردند بلکه شاهد خرابکاری‌هایی در نطنز بودیم که به صنعت کشورمان آسیب رساند و حتی اقدامات تروریستی مانند ترور شهید فخری‌نژاد را نیز محکوم نکردند. وی اظهار داشت: نمایندگان امروز تلاش کردند با این تصمیم شاهد رفع تحریم باشیم و غربی‌ها باید بدانند تا به تعهدات‌شان عمل نکنند این مسیر پیش خواهد رفت. البته اگر به تعهدات برجامی عمل کنند براساس ماده ۷ این طرح، موضوع قابل مذاکره خواهد بود.

مواد نه‌گانه طرح چیست؟

طرح اقدام راهبری برای لغو تحریم‌ها ۹ ماده دارد که دولت مکلف است برای لغو تحریم‌ها غنی سازی ۲۰ درصدی را عملیاتی کند و سازمان انرژی اتمی هم استفاده از سانتریفیوژ‌های نسل ۶ و ۸ و همچنین ساخت رآکتور آب سنگین شبیه رآکتور سابق اراک، ساخت کارخانه اورانیوم فلزی را در دستور کارش قرار دهد. مواد نه‌گانه این طرح به شرح زیر است:

ماده ۱: سازمان انرژی اتمی ایران موظف است ظرف مدت دو ماه پس از تصویب این قانون، سالانه به میزان حداقل ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در تأسیسات شهید علیمحمدی فردو تولید و در داخل کشور ذخیره کند و نیز نیازمندی‌های صلح‌آمیز صنایع کشور به اورانیوم با غنای بالای ۲۰ درصد را به طور کامل و بدون تأخیر تأمین کند.

ماده ۲: در جهت تحقق ظرفیت یکصد و نود هزار سو غنی سازی، سازمان انرژی اتمی ایران، مکلف است پس از تصویب این قانون، ظرفیت غنی سازی و تولید اورانیوم غنی سازی شده با سطح غنای متناسب هر یک از مصارف صلح‌آمیز کشور، به میزان ماهانه حداقل ۵۰۰ کیلوگرم افزایش دهد و نسبت به نگهداری و انباشت مواد غنی شده در کشور و مصرف معین حجم مذکور اورانیوم غنی سازی شده، اقدام کند.

ماده ۳: برای تحقق هدف مندرج در ماده ۲، سازمان انرژی اتمی موظف است ظرف مدت سه ماه عملیات نصب، تزریق گاز، غنی سازی و ذخیره‌سازی مواد را تا درجه غنای مناسب، با حداقل ۱۰۰۰ عدد ماشین IR-۲ m در بخش زیرزمینی تأسیسات شهید احمدی روشن نطنز آغاز کند. همچنین سازمان انرژی اتمی مکلف است در همین بازه زمانی، هرگونه عملیات غنی سازی و تحقیق و توسعه با ماشین‌های IR-۶ را به تأسیسات شهید علیمحمدی فردو منتقل و عملیات غنی‌سازی را با حداقل ۱۶۴ ماشین از این نوع آغاز کند و آن را تا انتهای سال ۱۳۹۹ به ۱۰۰۰ ماشین توسعه بدهد.

ماده ۴: سازمان انرژی اتمی موظف است نسبت به بهره‌برداری از کارخانه تولید اورانیوم فلزی در اصفهان طی پنج ماه از تصویب این قانون اقدام کند.

ماده ۵: سازمان انرژی اتمی ایران وظیفه دارد، رآکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک را که به موجب برجام در حال بازطراحی و بهینه‌سازی می‌باشد، ظرف مدت چهار ماه از تاریخ تصویب این قانون با برنامه زمانبندی معین از طریق احیای قلب رآکتور به شرایط قبل از برجام برگرداند. همچنین همزمان با عملیات بهینه‌سازی و راه‌اندازی رآکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک، نسبت به طراحی و ساخت یک رآکتور آب سنگین ۴۰ مگاواتی جدید با هدف تولید رادیو ایزوتوپ‌های بیمارستانی با جدول زمان‌بندی اقدام کند. جدول زمان‌بندی این موضوع باید ظرف یک ماه به اطلاع مجلس برسد.

ماده ۶: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است بر اساس بند‌های ۳۶ و ۳۷ برجام، ظرف مدت دو ماه از تصویب این قانون، دسترسی‌های نظارتی فراتر از پروتکل الحاقی بر اساس برجام را متوقف کند.

ماده ۷: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است پس از سه ماه از تصویب این قانون، گزارش دقیق اقدامات انجام شده از جانب طرف‌های برجامی در زمینه بازگشت به اجرای تعهدات‌شان وفق برجام و رفع کلیه تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران را به مجلس شورای اسلامی ارائه کند. چنانچه تا آن تاریخ روابط بانکی ایران در اروپا و میزان خرید نفت آن‌ها از ایران به شرایط عادی و رضایت‌بخش بازنگشته باشد، دولت مکلف است اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف نماید؛ و چنانچه طرف‌های مقابل برجام به اجرای تعهدات خود در برجام بازگشته باشند، دولت مکلف است پیشنهاد اقدام متقابل ایران در بازگشت به تعهدات برجامی را به مجلس ارائه کند. این پیشنهاد ظرف مدت حداکثر یک ماه در مجلس تصمیم‌گیری خواهد شد. ماده ۸: چنانچه اعضای ۱+۴ نسبت به اجرای تعهدات خود و رفع تحریم‌های هسته‌ای، نظامی، حقوق بشری و ... علیه جمهوری اسلامی ایران اقدام کنند، دولت موظف است گزارش دقیق اقدامات انجام شده و نیز پیشنهاد اقدام متقابل جمهوری اسلامی ایران در جهت بازگشت به تعهدات را به مجلس ارائه دهد. این پیشنهاد ظرف مدت یک ماه به همراه گزارش کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، جهت تصمیم‌گیری در صحن مجلس بررسی می‌شود.

ماده ۹: مستنکفین از اجرای این قانون به تناسب، امتناع یا ممانعت از اجرا به طبقات چهار تا هفت طبقات مجازات تعزیری قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ محکوم می‌شوند.

فرصت یک ماهه برای توقف پروتکل الحاقی

پس از تصویب کلیات طرح، نمایندگان در دو نوبت صبح و عصر وارد بررسی جزییات شدند. در جریان بررسی ماده ۱ حسینعلی حاجی دلیگانی پیشنهاد افزودن عبارت «جهت مسائل صلح‌آمیز» پس از عبارت «تصویب این قانون» را مطرح کرد که نمایندگان این پیشنهاد را با ۱۴۴ رأی موافق، به تصویب رساندند. براساس ماده ۱ اصلاح شده طرح مذکور؛ در راستای تأمین شروط نه‌گانه مقام معظم رهبری در خصوص توافق هسته‌ای، سازمان انرژی اتمی ایران موظف است بلافاصله پس از تصویب این قانون، جهت مسائل صلح‌آمیز نسبت به تولید اورانیوم با غنای ۲۰ درصد اقدام و سالانه به میزان حداقل ۱۲۰ کیلوگرم آن را در داخل کشور ذخیره کند. همچنین سازمان مذکور موظف است نیاز کشور برای مصارف صلح‌آمیز به اورانیوم با غنای بالای ۲۰ درصد را به طور کامل و بدون تأخیر تأمین کند. نمایندگان همچنین با مواد ۲، ۳، ۴ و ۵ این طرح موافقت کردند. در تبصره ماده ۳ ذکر شده است: سازمان انرژی اتمی ایران مکلف است برای انتخاب و تعیین مکان نصب و استقرار ماشین‌های ذکرشده، استاندارد‌های سازمان پدافند غیرعامل را اخذ و اجرا نماید. دولت همچنین مکلف شد در صورت عدم اجرای کامل تعهدات کشور‌های طرف توافق هسته‌ای در قبال ایران «یک ماه» پس از تصویب این قانون، اجرای «تعهدات فراپادمانی» را متوقف کند. این پیشنهاد در نشست علنی دیروز مجلس و در جریان بررسی ماده ۶ طرح دو فوریتی اقدام راهبردی برای رفع تحریم‌ها از سوی الیاس نادران مطرح شد و نمایندگان با آن موافقت کردند. در پی این تصمیم؛ به گفته نادران دولت از زمان تصویب این قانون در مجلس (دیروز) یک ماه فرصت دارد تا تعهدات فراپادمانی خود را متوقف کند و این به آن معناست که هر چیزی مربوط پروتکل الحاقی و کمتر و بیشتر از آن جزو تعهدات دولت نخواهد بود و فقط ایران در حد NPT به تعهدات عمل می‌کند.
 
 
 

 

آیا دولت با لغو تحریم ها مخالف است؟
 
امیرحسین یزدان پناه در خراسان نوشت:
 
دیروز طرحی در مجلس تصویب شد که سه ویژگی مهم دارد:
 
1- با ورود به حوزه پروتکل الحاقی می توان عملا خط و نشان مهمی برای طرف مقابل کشید تا پس از سه سال، اروپا و چه بسا آمریکا را وادار کند با رفع یا کاهش تحریم ها، فشار اقتصادی را از روی مردم بردارد.
 
2- طرح برگشت پذیر است، یعنی کاملا هوشمندانه و مطابق با منافع ملی طراحی شده و اگر طرف مقابل اقدام عینی برای رفع تحریم ها و منتفع شدن ایران از مراودات بانکی بین المللی انجام دهد، به راحتی تعهدات ایران هم قابل بازگشت است. 
 
3- پس از سه سال اجرای تعهداتی که نفعی برای مردم نداشت، این طرح با طراحی هوشمندانه، باعث می شود کشور از حالت انفعال خارج و رفتار ایران برای طرف مقابل مقتدرانه و تعیین کننده شود.
متاسفانه دولت اعلام کرده که با این طرح مخالف است! مخالفت دولت با طرحی با قابلیت بازگشت پذیری که می تواند فشار اقتصادی تحریم ها را از روی دوش مردم بردارد، عجیب و غیرقابل باور به نظر می رسد و احتمالا پاسخ به این سوال را که چرا دولت با این طرح مخالف است باید در رویکردهای سیاسی دولت جست وجو کرد. در حالی که به طور منطقی دولت باید اولین موافق طرح باشد.
 
در سه سال اخیر که آمریکا از برجام خارج شد و 177 تحریم جدید هم علیه ایران وضع کرد، اروپایی ها نیز 11 تعهد مکتوب به ایران دادند اما به هیچ کدام توجه نکردند. در مقابل دولت، یک سال صبر و پس از یک سال پنج گام برای کاهش تعهدات کشورمان طراحی کرد که این گام ها نیز در مدت سپری شده نتوانست طرف مقابل را به اقدام سوق دهد. چرا؟ به این دلیل  که اقدامات دولت در مقابل آمریکا و اروپا قدرت لازم برای تغییر محاسبات آن ها را نداشت و ۱+4 هرگز اقدامات ایران را جدی نگرفت.
 
مثلا دولت اعلام کرده بود که غنی سازی 3.67 درصد را که در برجام به عنوان سقف میزان غنی سازی تعیین شده دیگر به رسمیت نمی شناسد اما آن چه پس از آن رخ داد، غنی سازی 4.1 یا 4.2 درصد بود! یعنی عملا تغییر زیادی ایجاد نشد و طرف مقابل به این جمع بندی رسید که اقدام متقابل ایران بیشتر نمایشی است تا واقعی.
یا مثلا دولت بنا بود تعداد سانتریفیوژهای نصب شده را افزایش دهد اما حتی یک دستگاه هم اضافه نشد. این اقدامات ضعیف دولت باعث شد عملا طرف مقابل هیچ اقدامی برای منتفع شدن ایران از منافع اقتصادی برجام و کاهش تحریم ها انجام ندهد. 
 
اکنون مجلس این معادله را متوازن کرده است و احتمال آن که محاسبات طرف مقابل با این طرح منطقی تر شود و برای جلوگیری از اقدامات عینی و بازدارنده ایران، دست به اقدامات عملی در کاهش فشار اقتصادی بزند، بیشتر از گذشته است. با این حال دولت به صراحت با این طرح مخالفت کرده است. حامیان دولت هم به غلط آن را طرح خروج از برجام می‌نامند.
 
اولا، حامیان دولت در حالی این طرح را به غلط «خروج از برجام» می‌نامند که با اتکا به بندهای 36 و 37 برجام طراحی شده و مبتنی بر همین توافق، اقدامات متقابل ایران را عینی تر کرده است. قبلا دولت اعلام کرده بود که قصد دارد همین موارد  را اجرا کند اما اجرا نکرده و در حقیقت طرح مجلس، «الزام» دولت به اجرای «تعهداتی» است که خود قبلا اعلام کرده بود. بنابراین تعبیر آن به خروج از برجام غلط و فضاسازی رسانه ای - سیاسی است.
دوم این که به نظر می رسد دولت در مخالفت با طرحی که خود قبلا بخش های مختلف آن را اعلام کرده، به دنبال ادامه دادن بازی قبلی مخالفت با هر آن چیزی است که از مجلس یازدهم بیرون می آید. قبلا دولت با طرح حمایت معیشتی از 60 میلیون نفر برای تامین کالاهای اساسی مخالفت کرده بود و هنوز هم این قانون مهم برای معیشت مردم را اجرا نکرده است. به نظر می‌رسد طرح «اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها و صیانت از منافع ملت ایران» که می تواند با بازگرداندن مدار تصمیم سازی کشور از «انفعال» به «اقتدار» و تغییر محاسبات 1+4، تلاش مهم و ان شاء ا... موثری برای کاهش فشار اقتصادی بر مردم باشد هم دچار همین مصیبت شده است و دولت نگران است این طرح سبب کاهش فشار اقتصادی بر مردم و نتایج آن به نام مجلس تمام شود. در غیر این صورت هیچ دلیل منطقی  برای مخالفت با طرحی که می‌تواند هم کشور را از انفعال درآورد و هم احتمال کاهش تحریم ها را افزایش دهد، وجود ندارد.
 
آیا واقعا چنین اتفاقی در شأن مردم آن هم در این شرایط سخت معیشتی هست؟ دولت با سیاسی کاری مقابل طرحی ایستاده که می تواند حتی دست دیپلمات ها را پای میز مذاکره و کمیسیون مشترک برجام که دو هفته دیگر برگزار می‌شود پر کند و قدرت چانه زنی کشور را افزایش دهد.
 
خوب است دولت و حامیان آن که در مخالفت صریح با طرح مجلس تیغ کشیده اند به این پرسش پاسخ دهند که آیا منفعت ناشی از تغییر نگاه دشمن و رفع احتمالی تحریم ها به جیب مردم و حتی خود دولت نمی رود؟ آیا بهتر نیست دولت مقتدرانه پای این طرح بایستد و آن را در محافل بین المللی به ابزاری برای کاهش فشار بر معیشت مردم تبدیل کند؟
 
 
 
 
 
آنچه نیاز داریم؛ اجماع ملی است
 
مرتضی مکی در آرمان نوشت:
 
اقدام تروریستی که روز جمعه انجام شد و دکتر محسن فخری‌زاده، یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران به شهادت رسید، قطعا با اهداف بلندمدت و مشخصی در این برهه زمانی صورت گرفته است و دشمنان انقلاب و آن کسانی که به دنبال این بودند تا از فضایی که دونالد ترامپ طی دوسال گذشته در منطقه ایجاد کرده، بتوانند تا قبل از شکست در انتخابات استفاده کنند، اکنون اهداف خود را شکست‌خورده و خود را ناکام دیدند و با این اقدام تلاش کردند تا جلوی روند تحولات پس از انتخابات آمریکا از جمله موضوعاتی مانند برجام را بگیرند یا آنقدر پل‌ها را تخریب کنند که امکان ترمیم آن وجود نداشته باشد. باید دولتمردان ایرانی و جناح‌های مختلف سیاسی از این هوشمندی برخوردار باشند که این اولین تروری نبوده که 40 سال گذشته در جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. بیش از 17هزار نفر، توسط سازمان منافقین و دیگر جریان‌های تروریستی و مورد حمایت آمریکا و صهیونیست‌ها به شهادت رسیدند. اما ترورهایی که طی یک دهه گذشته انجام شده، به‌صورت مشخص و هدفمندتر انجام شده که آن هم اختلال و جلوگیری از روند توسعه هسته‌ای ایران بوده است.
 
توافقنامه برجام از این جهت یک نقطه عطفی بود که هم به برنامه هسته‌ای در عرصه بین‌المللی را مشروعیت می‌بخشید و هم سیاست ایران‌هراسی را که آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و دولت عربستان سعودی در منطقه ایجاد کرده بودند تا بتوانند در فضای آن تنش از عادی‌سازی روابط ایران با کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای جلوگیری کنند بی‌اثر کرد. هرچند طی دو سال گذشته برجام به کما رفت، ولی احیای برجام می‌تواند به تداوم برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران کمک کند و هم ایران را از شرایط سخت اقتصادی که دارد، خارج کند. کسانی که دکتر محسن فخری‌زاده را به شهادت رساندند، به دنبال اخلال بودند و واکنش‌ها به این اقدام تروریستی باید هوشمندانه و سخت باشد. باید انتقام خون به ناحق ریخته شهید فخری‌زاده و شهید سلیمانی و کسانی که طی 10 سال گذشته در برنامه هسته‌ای ایران اقدام کردند، گرفته شود. اقدام مجلس شورای اسلامی در تصویب طرحی برای خروج از پروتکل الحاقی به نظر نمی‌رسد که از منطق سیاسی جامع و کامل برخوردار باشد.
 
آنچه الان نیاز داریم، اجماع ملی است و حوزه سیاست خارجی نباید دستمایه رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی قرار بگیرد. باید امیدوار بود و تلاش کرد که در مدت باقیمانده به انتخابات ریاست‌جمهوری ایران و مدتی که دولت بایدن می‌خواهد به قدرت برسد، شرایط را به‌گونه‌ای فراهم کرد که یک انتخابات پرشور و بزرگ را برگزار کنیم و در عین حال از این فضا و تهدیداتی که در عرصه بین‌الملل صورت می‌گیرد، حداکثر بهره‌برداری را برای تامین منافع ملی انجام داد. سفر جرد کوشنر، داماد ترامپ به منطقه نشان از این دارد که آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها دست‌بردار نیستند و به دنبال استفاده از مدت باقیمانده ریاست‌جمهوری ترامپ برای تنش‌آفرینی علیه ایران هستند و باید در این زمینه بیشتر هوشیار باشیم. هوشمندی و هوشیاری جمهوری اسلامی قطعا همانطور که تا الان دستان ترامپ را برای بهره‌برداری از خروج از برجام بست و نتوانست از آن در جهت تامین منافع صهیونیست‌ها و عربستان استفاده کند، چنانچه این سیاست برای مدت دیگری ادامه پیدا کند، آنها نمی‌توانند از فضای ملتهب منطقه برای نابودی برجام استفاده کنند.

 

 

 

سه پرسش مهم از مجلس ایران

محمد یوسفی آرامش در ابتکار نوشت:

در عبور از سال سختی که می‌گذرانیم، خبر تلخ تروری دیگر در آبسرد تهران، بر غم‌های پیشین مردم افزود و نگرانی‌ها و پرسش‌هایی را در حوزه امنیت اجتماعی پدید آورد. به اندازه کافی، اخبار و انتقادات مختلفی در کشور و رسانه‌های اجتماعی در این خصوص نقل شده است و با توجه به پیچیدگی و حساسیت موضوع، بهتر است تا موارد مربوطه توسط کارشناسان متخصص آن حوزه بررسی شود؛ اما در میان همه این نارضایتی‌ها، شروع جریانی جدید در میان گروهی از جریان‌های خاص و همچنین برخی در مجلس ایران، قابل توجه است. تقریبا پس از یک روز از آن واقعه ناگوار، گروهی در خارج و داخل مجلس در تلاش بودند تا این ترورِ محکوم و غیرانسانی را به برجام ربط دهند. پرسش اساسی که پس از این جریان فکری به وجود می‌آید این است که «آیا دیگر دانشمندان هسته‌ای ایران نیز پس از برجام شهید شدند؟»

با نگاهی به تاریخ وقایع شوم ترور در کشورمان، درمی‌یابیم که بسیاری از شهدای هسته‌ای و دانشمندان کشورمان پیش از قرارداد برجام ترور شده‌اند و این موضوع بسیار پیش تر از برجام رخ داده است.
آشکار است که ترور در هر کشوری به هر شکلی غیرانسانی و ناجوانمردانه است و امیدوارم روزی برسد تا هیچ ملتی از اخبار این وقایع دردناک رنج نبرد و غمگین نشود؛ اما سیل عظیمی از انتقادات درخصوص ارتباط دادن هر واقعه ناگواری در کشور به برجام، غیرقابل پذیرش است؛ فراموش نکنیم دولت و ملت ما در طی سالیان گذشته چشم اندازی را برای آینده ایران ترسیم کرده است و قطعا ثبات، رشد و توسعه اقتصادی یکی از این چشم‌اندازهای مهم است که از ارکان کلیدی هر دولتی است. آیا این صحبت به این معناست که ایران باید از داشتن حق هسته ای و یا موشک محروم باشد؟! به هیچ وجه، رشد تسلیحاتی حق مسلم هر ملتی است و هر کشوری که موفق به رشد و توسعه در بلندمدت و ایجاد تغییراتی بزرگ شده، پیش از آن از امنیت تسلیحاتی بهره برده است.

این حق مسلم ایران و هر کشور مستقل دیگری است که برای تضمین رشد و توسعه خود از توان نظامی بهره مند باشد؛ اما پرسش به شدت مهم‌تر از برخی نمایندگان مجلس ایران این است که «چرا ما بسیاری از مفاهیم پایه ای را با هم خلط مبحث می کنیم؟!» آیا نمی توان قدرت نظامی داشت و در عین حال با دیگر کشورهای دنیا بر سر منافع جدید صحبت کرد؟! قطعا می‌توان. چرا ما گمان می‌بریم مذاکره کردن با یک قدرت خارجی به معنای پایان تسلیحات نظامی و یا نقطه ضعف ماست؟! آیا برخی مسئولان ما از این موضوع مهم آگاه نیستند که رشد و توسعه اقتصادی تعاریفی‌ دارد و برای کشوری که بخش اعظمی از تولید آن وابسته به مواد اولیه وارداتی است، تحریم در شرایط کووید 19 و همچنین وضعیت نا به سامان صادرات نفتی، شرایط پیچیده‌ای را رقم می‌زند. آیا حمله برخی به برجام، چیزی غیر از شعار توسعه و رشد اقتصادی نیست؟! همان شعاری که پیش از انتخابات مجلس، توسط برخی نمایندگان مطرح می‌شد. با گذشت بیش از 5 ماه از شروع به کار مجلس، شاهد کدام تغییر در حوزه اقتصاد کلان بوده‌ایم که در زندگی مردم ملموس بوده باشد؟ آیا برخی واقف به بار معنایی شعارهایی که می‌دهند نیستند؟

سوال سوم و مهم دیگر آن است که «برنامه مجلس برای توسعه و رشد غیرنفتی کشور چیست؟»

در شرایطی که پیش بینی می‌شود ارزش نفت با توجه به شرایط جهانی در سال‌های آینده شاهد کاهش چشمگیر شود، برای کشوری که تا به امروز به برکت نفت و درآمد ارزی آن سرپا بوده، چه برنامه ای دارید؟
حقیقت این است که ایران در شرایط نامطلوب اقتصادی به سر می برد و هرگونه حرکت نسنجیده توسط عده ای با اندیشه های تند تر نسبت به دیگر مردم جامعه، می تواند اثرات نامطلوب و شدید اقتصادی و اجتماعی بر زندگی مردم بگذارد. توسعه اقتصادی یکی از آرمان ها و چشم اندازهای کلیدی تعریف شده برای مردم بوده است، که در طی این سالیان هر بار با تصمیم مسئولین مربوطه، به تاخیر افتاده است.
از طرفی دیگر، عقلانی آن است تا تصمیمات متقابل در خصوص وقایع اخیر در فضای تخصصی سازمان های مربوط به آن بررسی شود، و دیگر جریانات تندروی فکری از دخالت کردن و تحریک کردن مسئولان مربوط در تصمیمات تخصصی، پرهیز کنند.

 

 

انتهای پیام/ک

https://www.dana.ir/1673129
ارسال نظر
نظرات