شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان خراسان جنوبی
ساعت: 11:36 منتشر شده در مورخ: 1399/09/20 شناسه خبر: 1675947
گزارش؛

گلایه جمعی از رزمندگان خراسان جنوبی از بی‌مهری مسئولان/ سیاسی‌کاری‌هایی که بر پیج‌وخم مشکلات می‌افزاید

گلایه جمعی از رزمندگان خراسان جنوبی از بی‌مهری مسئولان/ سیاسی‌کاری‌هایی که بر پیج‌وخم مشکلات می‌افزاید
در این گزارش؛ تعدادی از رزمندگان بیرجندی از حسرت‌ها و خون دل‌هایشان می‌گویند، از حسرت شهادت تا ماندن برای شاهد شدن بی‌مهری‌ها و تبعیض‌هایی که خون به دلشان می‌کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، بارها و بارها از تریبون‌های متعدد شنیده‌ایم که درخت تنومند و مثمر انقلاب اسلامی ایران مرهون از جان گذشتگی شهدایی است که با خون خود آن را آبیاری کردند. اما عرصه جنگ و جهاد فرزندان شهدا، جانبازان، ایثارگران و رزمندگانی را هم برای ما به یادگار گذاشت تا یادآوری برای ما باشد و بدانیم که چه کسانی با زخم های سنگین؛ این امنیت و آسایش را به ما ارزانی داشته اند. این یادگاران در هر محفل و مجلسی که باشند؛ چشم و چراغ آنجا هستند و باید قدر و منزلت آن‌ها را دانست.

اما اگر از دید رزمندگانی که هنوز هم در آرزوی شهادت مانده اند؛ به این موضوع بنگریم، صدای شکستن قلبمان هر دلی را خواهد لرزاند. در این گزارش؛ تعدادی از رزمندگان بیرجندی از حسرت‌ها و خون دل‌هایشان می‌گویند، از حسرت شهادت تا ماندن برای شاهد شدن بی‌مهری‌ها و تبعیض‌هایی که خون به دلشان می‌کند. تقریبا حرف همه شان یکی است؛ همه برای خدا و در پاسخ به لبیک "هل من ناصر ینصرنی" رهبرشان رفته اند و اجرشان را هم از کسی جز خود خدا نمی خواهند. می‌گویند که اگر خدای ناکرده؛ باز هم شاهد هر اتفاق و تهدیدی برای کشور باشند، جانشان را کف دست گذاشته و جسمشان را سپر بلا خواهند کرد.

عشق به شهادت و عوارضی که حالا نمایان شده

مصطفی قاسمی یکی از رزمندگان دفاع مقدس، با آهی از دل می گوید: دوستانی که لیاقت داشتند؛ جلوی چشمان ما به آرزوی شهادتشان رسیدند، برخی هم جانباز شدند، اما از قبیل بنده هم کم نبودند که رزقشان شهادت نبود.

او که برای اولین بار؛ زمانی که کلاس سوم راهنمایی بوده به جبهه اعزام شده است، می گوید: تا سال چهارم دبیرستان، چهار بار به جبهه رفته ام و 12 ماه سابقه جبهه دارم. در میدان نبرد شهر ماهوت عراق، موج انفجار و شیمیایی زده شد که من هم از آن بی‌نصیب نماندم. پس از این انفجار به بیمارستان اعزام شدم، اما پس از به هوش آمدن و دو سه روز بستری در بیمارستان، به هوای اینکه هیچ اتفاقی برایم نیفتاده است، با چند نفر از دوستانم، از بیمارستان فرار کردم و دوباره به خط مقدم برگشتم.

قاسمی اذعان می کند: با توجه به آسیبی که از موج انفجار و شیمیایی خورده ام، اکنون حتی یک شب هم بدون قرص اعصاب نمی توانم بخوابم، مشت کوبیدن به در و دیوار، پرت کردن وسایل و تشنج، جزو عاداتم شده. از عوارض شیمیایی هم مشکلات گوارشی را به ارث برده ام و تاکنون چندین بار عمل گوارشی انجام داده ام.

این رزمنده می گوید: در آن زمان این آسیب ها خود را نشان نمی داد و بنده هم نسبت به پیگیری موضوع و ثبت جانبازی بی توجه بودم. اما اکنون به خاطر ضعف بدن بر اثر افزایش سن، این مشکلات بیشتر خود را نشان می دهد.

گلایه از بنیاد شهید و جانبازان

او اکنون برای پیگیری جانبازی اش به بنیاد شهید و امور ایثارگران مراجعه کرده است اما معتقد است که متاسفانه فقط اسم بنیاد شهید و جانبازان مطرح است و هیچ کس حاضر نیست کاری بکند.

وی با اشاره به اینکه تاکنون چند بار به این نهادها مراجعه کرده ام اما به جای پاسخگویی درست، فقط شاهد پاسکاری بوده ام، بیان می کند: جواب بنیاد جانبازان این است که باید بروم و از منطقه ای که در آنجا زخمی شده ام، نامه بیاورم. اما حالا با گذشت بیش از 30 سال از جنگ تحمیلی، آن هم زمانی که هیچ دفتر و سیستم کامپیوتری وجود نداشته است، بنده چنین مدارکی را از کجا باید پیدا کنم؟ در حالی که با تشکیل یک کمیسیون پزشکی و بررسی آسیب ها و همچنین شهادت همرزمان، این موضوع قابل اثبات است.

این رزمنده می گوید: پرستاری خانواده از من به خاطر مشکلات روحی و جسمی و از طرفی بی‌مهری‌های مسئولان سبب شده تا مورد سرزنش فرزندانم قرار بگیرم. در این خصوص رزمندگان هم از سمت واحدهای اعزام کننده و هم از سمت دستگاه‌ها و اداراتی که در آن شاغل هستیم، شاهد بی‌مهری هستند.

کاش شهید می‌شدیم

قاسمی تأکید می‌کند: در آن زمان هیچ گروه، امتیاز، پست و مقام و هیچ چیز دیگری مطرح نبود و اصلا چنین چیزهایی برای کسی قابل درک نبود، بلکه عشق به دفاع و شهادت بود که ما را به میدان نبرد می برد و وقتی هم که آسیب می دیدیم اصلا برایمان مهم نبود و همچنان در صحنه حضور داشتیم. البته روحیه و تز فکری ما اینگونه بود.

او ادامه می دهد: درست است که برای خانواده ها، هیچ چیزی جای عزیزان را نمی گیرد، اما در حالی که خانواده های شهدا و جانبازان از خدمات مسکن، شغل و امتیازهای متعدد برخوردارند، در این بین رزمندگان از هیچ امتیازی برخوردار نیستند و اصلا دیده نشده اند. ای کاش ما هم به شهادت می رسیدیم و این روزها را نمی دیدیم. رزمندگانی که از بدشانسی خود؛ شهید نشدند و ماندند تا اکنون شاهد تبعیض ها و بی عدالتی ها باشند.

سیاست‌زدگی مدیران؛ رزمندگان را کنار زده است

این رزمنده با صراحت می گوید: رزمندگان شاغل در ادارات به دلیل اینکه قابل خرید و فروش و آدم کسی شدن نیستند، به دلیل سیاست زدگی مدیران، کنارزده شده اند البته نه آشکارا؛ بلکه به صورت غیر علنی. به طوری که از ابتدای دولت تدبیر و امید حتی به رزمندگان شاغل، اضافه کاری هم داده نمی شود و بی توجهی ها، بی رحمی ها و ظلم تمام و کمال در حق این رزمندگان از ابتدای روی کار آمدن این دولت شروع شده و تاکنون به سرحد خود رسیده است.

او با اعتقاد بر اینکه مسئولان برای حمایت از ایثارگران و رزمندگان شعار می دهند، ادامه می دهد: تعداد کمی از رزمندگان پیدا می شوند که پست و مقام گرفته اند؛ که آنها هم افرادی هستند که در ابتدا پای انقلاب ایستاده بودند اما اکنون در وادی های دیگری سیر می کنند و چون حالا رنگ عوض کرده اند، پست و مقام می گیرند. البته تعداد اینگونه افراد بسیار کم است و رزمندگان خودفروشی نمی کنند.

انتصاباتی که بر مبنای فعالیت‌های انتخاباتی است

قاسمی با اشاره به اینکه متاسفانه اکنون انتصابات نه بر اساس شایسته سالاری بلکه بر اساس حضور و فعالیت های افراد در ستادهای انتخاباتی، چاپلوسی و تملق است، با اظهار گلایه می گوید: چرا باید در انتصابات و ارتقای پست ها و ... رزمندگانی که با جان و دل به ندای رهبرشان لبیک گفتند و در جبهه حاضر شده اند، دیده نشوند؛ چرا اینقدر مورد بی توجهی قرار گرفته اند؟ در حالی که در صحنه های مورد نیاز نظام و انقلاب؛ باز هم همین افراد حاضرند و آقایان دیگر دنبال سوراخ موش برای پنهان شدن هستند.

او با اعتقاد به اینکه کسی که با خدا معامله می کند، اجرش را هم از خدا می گیرد، می گوید: اما تبعیض هایی که وجود دارد قابل تحمل نیست و ذهنیت و اعتقادات انسان را تهدید می کند. شرایط طوری است که در محل کار گاهی نگاه خوبی به رزمندگان ندارند.

رزمنده‌ای که پس از 20 سال متوجه جانبازی‌اش شد

محمود رفعتی یکی دیگر از رزمندگان دفاع مقدس نیز که در سن 15 سالگی به جبهه رفته است می گوید: 7 ماه و 10 روز سابقه حضور در منطقه دارم. اما بر اساس ضرورتی که وجود داشت، 2 ماه دیگر هم پس از قطعنامه و اعلام صلح و آتش بس در منطقه حضور داشتم که متاسفانه این مدت جزو سوابق محسوب نمی شود و به همین دلیل در این خصوص نیاز است تا قانون مورد بازنگری قرار گیرد.

او در سال 66 و در عملیات والفجر 10 در حلبچه حضور داشته، عملیاتی که با بمباران شیمیایی همراه بود و این رزمنده را هم به گونه ای که خودش هم نفهمید، درگیر کرد.

رفعتی از ایجاد تاول هایی بر روی دست و پاهایش و تب هایی می گوید که اصلا علتش را هم نمی دانسته و بقیه هم دلیل آن را به مزاج و خورد و خوراک او ربط می داده اند. اما پس از 20 سال، و وقتی که به یک برنامه رادیویی گوش می دهد، دکتر مجنونی عوارض شیمیایی را بیان می کند و همین موقع است که او متوجه می شود؛ علامت هایی که دارد؛ علامت های یک جانباز شیمیایی است.

 این رزمنده با اشاره به اینکه هنوز هم دست و پاهایم تاول می زند، اما نه به شدت سال های اول، می گوید: برای ثبت جانبازی، یک بار به واحد اعزام کننده مراجعه کرده، اما چون جوابی نگرفته، دوباره اقدام نکرده است و همچنان با یادگاری های آزاردهنده جنگ سر می کند.

لطف دولت تدبیر و امید در کاهش بی‌سابقه حقوق رزمندگان

ابراهیم جانی رزمنده دیگری نیز در گفت‌وگو با خاورستان، موضوع مسکن و معیشت را دغدغه بیشتر رزمندگان می داند و بیان می کند: متاسفانه رزمندگان مورد بی مهری و بی توجهی مسئولان قرار دارند و حتی اگر در ادارات از رزمنده بودن یا جانبازی ات با خبر شوند، اصلا کارت را هم راه نمی اندازند.

او می گوید: در حالی که 22 ماه سابقه حضور در جبهه و 10 درصد جانبازی از ناحیه دست و پا به علت موج انفجار دارم، اما از هیچ امتیازی برخوردار نیستم. با توجه به اینکه شغلم بنایی است و توان مالی اندکی دارم، حتی برای قسط بندی شهریه دانشگاه فرزندم هم با من همکاری نشد.

جانی در خصوص حق رزمندگی که دریافت می کند هم می گوید: با توجه به اینکه شغل دولتی ندارم، از حقوق رزمندگی دولت برخوردار شده ام. این طرح که در دولت احمدی نژاد اجرایی شد، در ابتدا حقوق واریزی ام 300 هزار تومان بود که تا پایان دولت به 800 هزار تومان هم رسید. اما متاسفانه با روی کار آمدن دولت روحانی، این مبلغ به 400 هزار تومان کاهش و اکنون به 680 هزار تومان رسیده است.

مسیر پر پیچ و خم یک رزمنده برای شغلی که حقش است

رزمنده دیگری هم که  اکنون در یکی از ادارات کل استان مشغول خدمت است، نمی خواهد نامی از او برده شود تا مشکلاتش دوچندان شود، می گوید: از سن 14 سالگی به جبهه رفتم و 10 ماه و 4 روز به صورت داوطلبانه و بسیجی سابقه دارم. همچنین 28 ماه خدمت سربازی ام را هم در جبهه حضور داشتم و در عملیات آزادسازی حلبچه بود که جانباز شیمیایی 20 درصد شدم.

او که هم خودش و هم برادرش جانباز هستند، هدفش از حضور در جبهه را فقط "فی سبیل الله" می‌داند و می‌گوید: هنوز هم بر همین اعتقاد مانده‌ام، اما از برخوردهایی که تاکنون دیده ام، دلم به درد می آید.

وی یادآور می شود: در حالی که جانبازان 25 درصد به بالا از امتیازهای متعددی برخوردار هستند، اما جانبازان 20 درصد از هیچ امکانات و مزایایی از جمله امکانات رفاهی، وام و تسهیلات، شهریه دانشگاه، امتیاز شغلی و ... برخوردار نیستند.

فارغ از مبحث سهمیه و امتیاز، اما او درد دلهای دیگری هم دارد و مسیر پر پیچ و خمی را برای اشتغالش طی کرده است. او اینگونه موضوع را شرح می دهد که؛ در سال 1370 در یکی از ادارات مشغول بکار شدم و در صورتی که از ستاد پشتیبانی جنگ معرفی شده بودم، اما هیچ قراردادی برایم تنظیم نشده بود و پس از 8 سال کار در این اداره، به بهانه استخدام نیروی قراردادی دیگر، در سال 1378 از کارم اخراج شدم. دوباره برای استخدام در آزمون شرکت کردم و در بین 2500 داوطلب، رتبه 30 را کسب کردم، اما باز هم فرد دیگری به جای من بکارگیری شد.

او ادامه می دهد: با نامه نگاری ها و رفت و آمدهایی که به تهران داشتم قرار شد دوباره به کارم برگردم، اما باز هم فرد دیگری جایگزین من شد. تا اینکه در دولت نهم و در سال 85، بنا به درخواستی که ارائه کرده بودم، از سوی استانداری دعوت بکار شدم.

دردمندی از ظلم یک مدیر

این رزمنده می گوید: اکنون مدرک لیسانس دارم که با سابقه جانبازی ام، فوق لیسانس محسوب می شود، اما بجای اینکه پس از چندین سال خدمت، ارتقای پست بگیرم، چند بار است که به سمت پایین تری به زیرکشیده می شوم.

او با اظهار دردمندی بیان می کند: این در حالی است که مدیر اداره، برخی افراد را فقط به دلیل چاپلوسی، دور خودش جمع کرده و یک جانباز شیمیایی با سن بالا را که حتی گرد و خاک را هم نمی تواند تحمل کند؛ آن هم با آن همه سابقه کار، در بدترین و سخت ترین پست قرار داده است.

وی با افسوس می گوید: چرا باید شاهد تبعیض و فساد در ادارات باشیم؟

بازی‌های سیاسی در حق یک رزمنده معلم

محمدرضا محسنی یکی دیگر از رزمندگانی است که 12 ماه سابقه حضور در جبهه دارد و در سال 1366 عملیات نصر 6 از ناحیه سر، دست و پهلو مجروح شده و جانباز 25 درصد است، چون با عشق به جبهه رفته است، اصلا به فکر پیگیری و ثبت سوابق نبوده است.

این رزمنده نیز اکنون در رسته فرهنگی و به عنوان یک معلم خدمت می کند. اما دل پری از مسئولان و بازی های آنها دارد و می گوید: چندین سال است که در مدرسه سمت مدیر یا معاون داشته ام، اما اکنون پس از 32 سال خدمت صادقانه و در سال آخر خدمتم، تنها به دلایل سیاسی و جریانات چپ و راست، به عنوان سرپرست خوابگاه در یک مدرسه شبانه روزی روستایی منصوب شده ام.

ای کاش دولت رزمندگان را هم مورد توجه قرار می‌داد

یک رزمنده دیگر که او هم از سال دوم دبیرستان به جبهه رفته و 15 ماه را داوطلبانه در مناطق جنگی بوده است، می‌گوید: بنده و سایر رزمندگان، در کنار افرادی جنگیده ایم که لیاقتشان شهادت و جانبازی بود اما در هر صورت عشق و هدف همه ما یکی بود.

وی می افزاید: اینکه دولت به خانواده های شهدا و جانبازان توجه خاص و ویژه ای دارد، بسیار خوشحال کننده و در واقع حق آنها است، اما رزمندگان هم صادقانه و بدون هیچ چشمداشتی در صحنه حضور پیدا کرده بودند و اکنون برخورداری آنها از برخی امتیازات، تسهیلات، مسکن و ... جزو حقوقشان است و ای کاش دولت نسبت به رزمندگان هم توجهی می داشت.

او که جانباز شیمیایی 5 درصد است و حالا هم خودش و هم خانواده اش از مشکلات عصبی او رنج می کشند، می گوید: آیا توجه به رزمندگان، سهم زیادی برای کسی است که مخلصانه در جبهه حضور یافته و هنوز هم آثار رنج و عذاب آن را با خود همراه دارد؟

بنابراین گزارش؛ متاسفانه بر اساس گفته‌های این رزمندگان؛ تجلیل و تشکر مسئولان از رزمندگان و ایثارگران و پاسداشت مقام بالای آن‌ها تنها در حد شعار بوده است. به‌طوری که نه‌تنها جهت تکریم آن‌ها اقدام مثبتی انجام نشده است؛ بلکه رفتارهای سیاسی سبب شده تا برخورد مدیران با این افراد، به ظلم در حقشان بیانجامد.

این در حالی است که اگر این انقلاب و این انسان‌های مخلص و سلحشور نبودند، آینده مملکت مشخص نبود.متاسفانه رفتارهای سیاسی عرصه را بر رزمندگان دفاع مقدس تنگ کرده است.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1675947
ارسال نظر
نظرات