شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان همدان
ساعت: 13:36 منتشر شده در مورخ: 1399/09/23 شناسه خبر: 1676947
یادداشت:

امکان رسوخ در ساختار قدرت نظام اسلامی از اهداف شایعه پراکنی و جنگ روانی دشمن است

امکان رسوخ در ساختار قدرت نظام اسلامی از اهداف شایعه پراکنی و جنگ روانی دشمن است
بزرگنمایی قدرت اقلیت ناچیز یهود و امکان رسوخ در درون ساختار قدرت نظام اسلامی از اهداف شایعه پراکنی و جنگ روانی دشمن است. از وجود چنین پیش زمینه ای در قوم یهود استفاده ابزاری می‌شود و به صورت مصداقی به برخی افراد حاضر در لایه‌های قدرت و ساختار تصمیم سازی نظام اسلامی منتسب می‌سازند، باید احتمال داد اهداف دیگری به جز آنچه که در ظاهر معرفی می‌کنند در پس این شایعات نهفته است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر همدان؛ هر از چند گاهی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ملاحظه می‌کنیم، مطالبی را در مورد نفوذ قوم یهود، در ساختار تصمیم سازی یا ساختارهای دیگر منتشر می‌شود.

در ابتدا باید گفت کلیت بحث چه در خصوص وراثتی بودن دین ‌یهود و اینکه در بیشتر مواقع ایشان تظاهر به تغییر دین می‌‍‌‌کنند تا در درون جوامع بزرگتر نفوذ کنند و چه در خصوص پنهان کاری‌های افراد این قوم حقایق تاریخی زیادی در دسترس است و در مورد اینکه طبق طرح و نقشه دین خود را تغییر می‌دهند نیز سابقه چند هزار ساله وجود دارد؛

اما اینکه از وجود چنین پیش زمینه ای در قوم یهود استفاده ابزاری می‌شود و به صورت مصداقی به برخی افراد حاضر در لایه‌های قدرت و ساختار تصمیم سازی نظام اسلامی منتسب می‌سازند، باید احتمال داد اهداف دیگری به جز آنچه که در ظاهر معرفی می‌کنند در پس این شایعات نهفته است.

در تشریح چرایی انتشار این نوع شایعه پراکنی‌ها چند نکته حائز اهمیت است، که در ذیل توضیح داده می‌شود:

اول اینکه وجود نفوذ و حضور نفوذی در همه‌ی نظام‌های عالم امکان پذیر است، از جمله در مورد نظام اسلامی که نظامی نوپا و مستقل از شرق و غرب و مبتنی بر مذهب تشیع می‌باشد؛

چون برای اکثریت جهان نظامی ناشناخته و بی بدیل بوده است برای همین تلاش کرده اند بطرق مختلف در ساختار قدرت نظام اسلامی نفوذ پیدا کنند و شواهد و قرائن زیادی برای آن وجود دارد.

از جمله احتمالاتی که هست اینکه یهود و تشکیلاتی جهانی مانند فراماسونری و شبکه بهائیت تلاش هایی را برای رسوخ در لایه های تصمیم سازی نظام کرده باشند و وارد ساختار قدرت در ایران بعد از انقلاب شده باشند.

اما به نظر می‌رسد این نوع اخبار که جهت گیری آن به سمت معرفی مصداق بدون معرفی استناد تاریخی مورد قبول و قابل ردیابی است را بایستی با دیده شک و تردید نگاه کرد و نبایستی آنرا جزو هشدار جریان انقلاب حساب کنیم و این برداشت را محتمل تر بدانیم که معاندین برای تخریب کلیت ساختار کارگزاری در نظام اسلامی از طریق بی اعتمادسازی سعی در انتشار این قبیل شایعات می‌کنند.

زیرا در نگاه اولیه مشاهده می‌کنیم چند تکنیک عملیات روانی در آن بکار رفته است؛ ابتدا برچسب را مشاهده می‌کنیم، یک انگ به یک فرد زده می‌شود بدون انکه امکان رد یا قبول آن برای فعالین فضای مجازی میسر باشد؛

نکته دیگر دروغ است، طبق سفارش گوبلز که گفته بود دروغ هرچقدر بزرگتر باورپذیری آن بیشتر، در اینجا نیز یک دروغ بزرگ را بخورد مردم می‌دهند نه به قصد تخریب یک فرد یا خانواده بلکه به قصد تخریب یک نظام القا؛ وقتی امکان تایید و یا رد شایعه تولید شده میسر نباشد این القا روانی بوجود می آید که اگر این فرد با این مقدمات توانسته وارد لایه های قدرت بشود از کجا معلوم که دیگران سالم باشند؟

دومین نکته که احتمالات بالا را تقویت می‌کند این مسئله است که اخیرا یک جریانی راه افتاده تا از اساس انقلاب اسلامی را دسیسه ی آمریکا معرفی کند و در همین ارتباط ملاحظه شد که شخصی که سابقه سال ها وزارت و حضور در کابینه های مختلف را در نظام اسلامی در کارنامه دارد، گفت امام فرزند ناخلف امریکا بود!

و در همین خط سیر دارند، تولید شائبه می‌کنند که اصولا تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نیز با هماهنگی خود آمریکا بوده، آنهم با این توجیه که برای پایین کشیدن کارتر و راه اندازی ماشین جنگی آمریکا در جهان، جریانی در داخل آمریکا لازم داشتند تا اینکار را بکنند!

در نتیجه نگارنده بر این باور است که این نوع متن ها را بایستی در خط سیر بنگاه شایعه پراکنی و جنگ روانی دشمنان نظام اسلامی تحلیل کرد زیرا از این طریق چند هدف را دنبال می‌کنند: اول بزرگنمایی قدرت اقلیت ناچیز یهود و امکان رسوخ در درون ساختار قدرت نظام اسلامی؛

دوم نامعتبرسازی کارگزاران در نظام اسلامی از طریق صغرا کبرا کردن های متعدد و متراکم(هجم عملیات روانی بالا)بدون پشتوانه اسنادی؛

سوم لاقید سازی توده نسبت به اصل و اساس انقلاب اسلامی بوسیله بزرگ سازی دروغ و شایعه؛

هدف قراردادن وفاداری به نظام اسلامی به پشتوانه ایمان و باور عمومی به مذهب و رهبران دینی؛

در این حالت ملاحظه می‌فرمایید وجود یک خانم دانشجو که در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران، برای چند بازه زمانی محدود، سمت مترجمی دانشجویان پیرو خط امام در لانه جاسوسی را بعهده داشته است، تا چه اندازه برای این نوع سناریو نویسی و مرتبط ساختن آن با قضیه تغییر دادن دین در بین بخشی از یهود آن هم بصورت مصلحتی، می‌تواند یک سوژه ناب باشد برای دستگاه تبلیغاتی دشمنان انقلاب اسلامی؛

از جهتی دیگر ضمن تأیید امکان نفوذ در لایه‌های تصمیم سازی و قدرت در نظام اسلامی، با وجود دشمنان عدیده ای که نظام اسلامی و ملت ایران دارد، بایستی گفت که هیچ لزومی ندارد تا تصور کنیم حتما و ناگزیر این نفوذی ها بایستی یهودی باشند، تا کارهایی ضد دین و برخلاف مصالح و منافع ملت را انجام بدهند.

مهم این است که به این نتیجه منطقی رسید که نفس عمل فعلی چه افراد و جریان‌هایی کاملا” با منافع ملی و هویت دینی ما در تضاد است؛

برای همین در عوض اینکه سعی شود این قبیل شایعاتی را که آدرس ناکجا آبادی به مردم می دهد بدون تعمق بپذیریم و منتشر کنیم، بایستی یاد بگیریم تا از عملکرد و نتیجه اقدامات افراد و جریانها، پی به مخرب بودن فرد یا شبکه و جریان حامی او ببریم و به این شکل ماهیت مخرب آنها را به جامعه معرفی کنیم.

به عنوان نمونه همین مطالبی را که در مورد خانم ابتکار در فضای مجازی در حال دست به دست شدن است، اگر نتوان ثابت کرد که او و خانواده اش یهودی هستند، آنگاه چون منشاء عملکرد او منتسب به یهودی بودن اجدادش شده است، لزوما با عدم اثبات یهودی بودن اش، مخرب بودن عملکرد او هم به زیر سوال می رود و یا اینکه دیگر اهمیتی توسط عموم جامعه به آن داده نمی شود، در حالی که نفس عمل در بسیاری مواقع می تواند مخرب و علیه منافع ملی اتخاذ شده است.

اما خوب که نگاه می کنید ملاحظه می‌شود که این شایعات کارکرد عکس پیدا کرده است و به جای معرفی نفوذی، اقدام به شستشوی نفوذی و ای بسا جریان حامی او کرده است!

هوشنگ نادری

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1676947
ارسال نظر
نظرات