شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان همدان
ساعت: 18:32 منتشر شده در مورخ: 1399/10/01 شناسه خبر: 1679857

بانوی همدانی جاده پیما/از کودکی با رویای رانندگی قد کشیدم

بانوی همدانی جاده پیما/از کودکی با رویای رانندگی قد کشیدم
اشتغال بانوان در پیشه های مردانه همیشه جالب توجه و جذاب بوده است. خانم راننده مورد مصاحبه ی ما در اتوبان های تهران تا بندر عباس به سالهای رفته ی زندگی و خوشبختی ۴ فرزندش فکر می کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر همدان؛ در ذهنیت اکثر جوامع، کار و پیشه های بانوان از مشاغل مناسب آقایان به طور قرار دادی فرضی، تفکیک شده است. معمولا پیشه های پرخطر، پرمشغله و شغل های یدی مخصوص آقایان و اشغال ایمن، آسان و لطیفی مثل پرستاری، تعلیم و هنروری مناسب روحیات بانوان است.

در این میان اشتغال یک بانو در جایگاهی که افکار عمومی آن را به نام آقایان ثبت کرده است به هیچ عنوان غیر ممکن نیست اما همیشه جالب توجه و شنیدنی بوده است.

در ادامه مصاحبه ی خبرنگار عصر همدان را با یکی از شیر زنان همدانی می خوانید که در پیشه ای مردانه و با علاقه مشغول کار است او در میان سختی های پیمانکاری، تاکسی و اتوبوس رانی، از عشق به پدر و مادرانه های لطیفش برای ۴ فرزند خود می گوید.

عصر همدان: خانم راننده برایمان از حال و احوال زندگی بگویید.

خانم راننده: حال و احوال زندگی همیشه و برای هر کسی جای شکر دارد من هم همیشه شکر گزار بوده ام سختی ها تمام شده است و زندگی آرامی دارم بعد از سختی های کار و زندگی و همچنین از دست دادن پدرم حالا دارای یک خانواده و چهار فرزند سالم و صالح هستم و در شغلی مشغول هستم که با تمام وجود دوستش دارم.

عصر همدان: چه شد که فکر راننده بودن به ذهن شما خطور کرد؟

خانم راننده: از کودکی با این رویا قد کشیدم. متاسفانه زمانی که دختر بچه ای ۲ ساله بودم مادرم را از دست دادم. پس این اتفاق تلخ بیشتر عاشق پدرم شدم و به عنوان تنها جان پناه بعد از خدا، عاشقانه دوستش داشتم. هر رفتار و علاقه ی او برای من یک الگو بود. پدرم جز اولین رانندگان ماشین های سنگین در همدان و اولین کسانی که گواهی نامه ی پایه ی یک  داشتند بود دیدن و زندگی کردن با او از کودکی مرا یک راننده بار آورد.

عصر همدان: از چه زمانی وارد این کار شدید و سیر کاری شما چگونه بود؟

خانم راننده: سال ۶۸ گواهی نامه گرفتم با فاصله ی چند سال راننده ی پایه یک شدم وقتی به سن قانونی برای مستقل شدن و مشغول کار شدن رسیدم یک شرکت خدماتی تاسیس کردم در این شرکت انجام کار های خدماتی ارگان های مختلفی مثل بیمارستان ها و ادارات را به صورت پیمانکاری قبول می کردیم اما جای من انگار پشت فرمان بود. برای همین پاشنه ور کشیدم برای راننده تاکسی شدن. یک اتومبیل تهیه کردم و بعد از انجام مراحل اداری در مسیر خیابان شهدا تا میدان امام (ره) مسافر کشی می کردم. این اواخر با ماشین ون هم کار می کردم اما از تاکسی رانی خسته شدم و فکر اینکه رانندگی در جاده فرصت خلوت کردن با خودم و سال های رفته را در اختیارم قرار می دهد مرا به پایانه ی مسافر بری کشاند.

عصر همدان: یعنی الان اتوبوس رانی می کنید؟ در چه مسیری؟ نگاه های متعجب اطرافیان شما را آزار نمی دهد؟

خانم راننده: بله اتوبوس من الان در مسیر تهران شیراز فعال است اما خودم تقریبا تمام جاده ها را پیمودم برای بعضی ها دیگر عادی شده بعضی افراد هم تعجب می کنند حتی گاهی بعضی مسافران از این که یک خانم از تهران تا بندر عباس همراهیشان کند می ترسند و می خواهند که با یک راننده آقا به مقصد برسند اما این که از شغلم لذت می برم تمام سختی ها را آسان می کند. بقیه آقایان راننده هم مثل برادر کمک حالم هستتند. من و همسرم همکار هستیم گاهی باهم جاده نوردی می کنیم و این از لذت بخش ترین قسمت های کار من است.

عصر همدان: تا به حال تصادف داشته اید آیا خاطره ای از رانندگی برای مخاطبان عصر همدان دارید؟

خانم راننده: نه خدا را شکر تا به حال تصادف نکردم فقط یک بار از آرامش بیش از حد راننده جلویی عصبی شدم و متاسفانه سبقت غیر مجاز گرفتم این تخلف باعث ضبط گواهی نامه ام شد و خوب تربیتم کرد. در مورد خاطره هم بگذارید از شب عروسی یکی از اقوام برای مخاطبانتان بگویم من با اتوبوس ولوو به عروسی رفتم آقای داماد هم با دیدن این صحنه ذوق زده شد و با پارک کردن ماشین خودش، عروس خانم را سوار اتوبوس من کرد. از اقوام هم خواست تا صندلی خالی برای اتوبوس باقی نگذارند آن شب اتوبوس من هم ماشین عروس بود هم کاروان پشت سر عروس و داماد. در آخر با هیاهو و شادی فراوانی عروس خانم و آقا داماد را به خانه ی بخت بردیم.

 عصر همدان: از فرزندان بگویید آیا آنها را هم راننده بار آورده اید؟

خانم راننده با خنده: حامد فرزند اولم متولد سال ۶۹ است و اکنون برای خودش آقای مهندسی شده دو دختر بعدی من درس مامایی خوانده اند هر دو را خانم دکتر خطاب می کنم همچنین دختر کوچکم آتنا ۵ سال دارد و گاهی شاگرد شوفر مامانش می شود. عاشقانه هر ۴ فرزندم را دوست دارم و بهترین روز ها برایم سالروز تولد آنهاست.

عصر همدان: خانم راننده با تشکر از مصاحبه ی شیرین شما در پایان آیا مایل هستید تصویر یا نامتان در سایت عصر همدان درج شود؟

خانم راننده: امیدوارم از شنیدن داستان زندگی من لذت برده باشید و همه در شغلی که دوست دارید فعالیت کنید اگر ممکن است از نام یا تصویر من استفاده نکنید.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1679857
ارسال نظر
نظرات