شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان همدان
ساعت: 10:30 منتشر شده در مورخ: 1399/10/03 شناسه خبر: 1680358
یک عکس سلفی به یاد ماندنی؛

روایت دختر شهید ترابی کمال از دیدار خانواده شهدای مدافع حرم همدانی با حاج قاسم سلیمانی

روایت دختر شهید ترابی کمال از دیدار خانواده شهدای مدافع حرم همدانی با حاج قاسم سلیمانی
دلتنگی فرزندان شهدای مدافع حرم و پدر معنوی آنها حاج قاسم سلیمانی قصه ای است که هر از گاهی در گوشه و کنار ایران فرزندی غیور به پا برمی خیزد و از رفع دلتنگی اش با حاج قاسم می گوید.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عصر همدان، حاج قاسم سلیمانی و شاگردانش که صف به صف در پی خوانخواهی اش خواهند آمد، مردان نبردی هستند که طمع شهادت رهایشان نمی کند و در نهایت علم حق را در دنیا برپا می کنند.

فاطمه ترابی، دختر شهید مدافع حرم مرتضی ترابی کمال از شهرستان بهار استان همدان، در آستانه سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی به بیان خاطره سردار شهید جبهه های شام و عراق پرداخت.

دلتنگی فرزندان شهدای مدافع حرم و پدر معنوی آنها حاج قاسم سلیمانی قصه ای است در ایران که در هر گوشه و دیارش فرزندی غیور به پا برمی خیزد و از رفع دلتنگی اش با حاج قاسم می گوید.

گویا فرزندان شهدا حساب ویژه ای با حاج قاسم داشتند و مهربانی و سادگی و خلوص او همه را جذب می کرد و کمی از دلتنگی انها برای پدرانشان کم می شد.

نام او در بین فرزندان شهدا عمو قاسم نام داشت، فاطمه ترابی کمال فرزند شهید مدافع حرم مرتضی ترابی کمال در گفتگو با خبرنگار ما گفت: تقریبا یک سال قبل از شهادت حاج قاسم ایشان به همدان سفر کردند و به خانواده های شهدای مدافع حرم اطلاع دادند در حسینیه امام همدان همایشی است و بعد از حضور در آنجا متوجه شدیم دیداری با حاج قاسم داریم.

وی ادامه داد: حاج قاسم سخنرانی کوتاهی در حسینیه امام داشتند و بعد از آن به سپاه انصار الحسین (ع) برای صرف نهار رفتیم و فرزندان شهدای مدافع حرم همگی حضور داشتند.

بانوی همدانی افزود: سادگی و خلوص او قابل وصف نیست؛ به قدری نورانی بودند که کمتر کسی نهار خورد و همه سعی کردند از حضور او بهره ببرند، در آن زمان گوشی موبایل ام را در آوردم و یک سلفی با ایشان گرفتم که گفتند چه کار می کنی ؟ گفتم با شما یک سلفی گرفتم خندیدند و رفتند.

وی گفت: با هر خانواده شهید مدافع حرمی یک عکس گرفتند و به علت عجله ای که داشتند بیشتر از چند ساعت نتوانستیم میزبانش باشیم؛ اما در همان مدت کوتاه توانستم دل نوشته ای را بنویسم اما محافظش اجازه نداد به او بدهم، ولی در نهایت به دست ایشان رسید.

انتهای پیام

https://www.dana.ir/1680358
ارسال نظر
نظرات