شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان البرز
ساعت: 12:41 منتشر شده در مورخ: 1399/10/09 شناسه خبر: 1682372
یادداشت؛

"یادداشت های ناتمام"؛ روایتی از سال‌های جبهه و جنگ/ کتابی که رهبر انقلاب آن را توصیه کرد

"یادداشت های ناتمام"؛ روایتی از سال‌های جبهه و جنگ/ کتابی که رهبر انقلاب آن را توصیه کرد
اثر علی سمندریان به یادداشت هایی از خاطرات و سختی ها با رنگ و بوی جبهه و جنگ می پردازد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حمیده علیزاده منتقد در نقد کتاب «یادداشت های ناتمام» در یادداشتی اختصاصی برای "تیتریک" نوشت: کتاب یادداشت های ناتمام خاطراتی از سال های جبهه و جنگ است که توسط علی سمندریان، سید محمد شکری، اصغر آبخضرو کمال سپاهی نوشته شده است. این کتاب توسط انتشارات سوره مهر در سال 1388 به چاپ رسیده است. کتاب خواندنی و دلنشینی که در 126 صفحه گردآوری شده است. نام این کتاب از اولین داستان و یادداشتی است که توسط علی سمندریان با عنوان یادداشت های ناتمام نوشته شده است. کتاب متشکل از چهار خاطره است با نام های یادداشت های ناتمام، لحظه توسل، در مهران و شب آتش.

داستان های روایت هایی ساده و بی آلایش هستند که به زیبایی به رشته تحریر در آمده اند. یادداشت هایی از خطرات و سختی ها با رنگ و بوی جبهه و جنگ و همانطور که در ابتدای کتاب هم به آن اشاره شده است داستان اول از روزگاران جنگ می گوید و در انتهای این داستان وصیت نامه این شهید بزرگوار آورده شده است. داستان دوم لحظه توسل که کمال سپاهی، بی سیم چی گردان حبیب این داستان را نوشته است؛ این خاطره از توسل رزمندگان به حضرت زهرا می گوید و اینکه چگونه با توسل مانند معجزه ای به پیروزی رسیدند. داستان بعدی در مهران است که توسط شهید سید محمد شکری نوشته شده و اتفاقات را در مهران لحظه به لحظه روایت گر است. شب آتش نوشته اصغر آبخیز که گوشه کوچکی از عملیات مسلم بن عقیل که شبی پر از حادثه و پر آتش است را به ما نشان می دهد.

برشی از این کتاب: چهار شنبه 19/ 9/ 1365 ساعت 6:40 بعد از ظهر

خدایا! خداوندا! خودت را به من بنمایان همچنان که به شهدا و مقربان درگاهت نمایاندی. خدایا! عاشقم کن و دلی شکسته و چشمی اشکبار عنایت فرما، چنان که با عرفا و صاحای طریقت کرده ای. الهی! از سر لطف و کرمت عنایتی به این بنده سراپا گناه بنما. خدایا! خودت گفته ای که خریدار جان های مومنان هستی، بر من مباد که از میدان بیع شراء بازگردم و تو سراغی از متاع من همانا جان من است که در کف نهاده و به پیشگاهت آورده ام، نگیری. پروردگارا! اگر چه متاع من بی ارزش و بی مقدار است، ولی تو از اره کرم و با دیده لطف به متاع کم ارزش و بی مقدار من بنگر و نظری هم به سوی این حقیر بنما.

در این کتاب خواندنی لحظه هایی به یاد ماندنی و خاص که شاید هیچ گاه در زندگی آن ها را تجربه نکرده باشیم را می خوانیم، با خواندن این کتاب لحظه هایی از فداکاری، دلتنگی وحتی ترس ها را که به تصویر کشیده شده است را می خوانیم.

در بخشی از کتاب لحظه توسل این گونه آمده است: بغض مرا خفه می کرد. وجودم چون کاغذی در حال مچاله شدن بود. در میان هاله ای از اشک که امان نمی داد، گفتم:«از جلو چه خبر؟»

سر از قرآن بیرون کشید و گفت: « الحمدلله. خط دشمن شکسته.»

رمز عملیات چه بوده؟

یازهرا! در فکر فرو رفتم. خطی که آن همه مستشار نامی شرق و غرب آن را آرایش داده بودند، خطی که صدام گفته بود:« اگر نیروهای ایرانی بتوانند ان را بشکنند من کلید بصره را به به آن ها خواهم داد.»خطی که مجموع موانع دنیا را در آن به کار گرفته بودن، خط سیم های خاردار حلقوی، کانال های پر از آب، موانع خورشیدی، موانع ضد هاور کرافت و سنگرهای کمین نونی شکل ممتد؛ همه این ها شکسته شده بود. یک بار دیگر این همه مانع در مقابل اراده بسیجی ها سر تعظیم فرود آورده بود.

تمام این موانع در مقابل نام حضرت زهرا(س) و بسیجیانی که یازهرا گویان هستند نتوانستند مقاومت کنند.

خاطرات این کتاب از جنس سادگی،ایستادگی، گذشت و فداکاری هستند که همگی بیانگر اتحاد و همدلی آن روزهای مردم ایران در جنگ تحمیلی را یادآوری می کند.

 

انتهای پیام/ 

https://www.dana.ir/1682372
ارسال نظر
نظرات