شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان خراسان جنوبی
ساعت: 10:39 منتشر شده در مورخ: 1399/10/11 شناسه خبر: 1683169
همرزم دیرینه شهید سلیمانی مطرح کرد؛

ناگفته‌هایی از حبیبی که سردار دل‌ها شد/ وفای به عهد و شیوه مذاکره را از شهید سلیمانی بیاموزیم

ناگفته‌هایی از حبیبی که سردار دل‌ها شد/ وفای به عهد و شیوه مذاکره را از شهید سلیمانی بیاموزیم
عفتی با بیان این‌که حاج قاسم هرچه داشت برای رضای خدا بود و برای خودش چیزی نمی‌خواست گفت: اسم بیسیمی سردار سلیمانی "حبیب" بود و ایشان فطرتا حبیب بود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ مرتضی عفتی رزمنده هشت سال دفاع مقدس و همرزم شهید حاج قاسم سلیمانی در گفت‌وگو با خاورستان، اظهار کرد: همرزمی من با سردار سلیمانی در جنوب شرق کشور مربوط به زمانی است که سردار سلیمانی فرمانده قرارگاه قدس در زاهدان بودند.

وی افزود: حدود پنج سال در ماموریت و عملیات‌های جنوب شرق کشور که در استان‌های سیستان و بلوچستان، جنوب خراسان و هرمزگان برای مبارزه و درگیری با قاچاقچیان و اشرار انجام می‌شد در خدمت سردار سلیمانی بودم.

این همرزم شهید سلیمانی بیان کرد: شناخت من از سردار سلیمانی مربوط به قبل از حضور ایشان در منطقه جنوب شرق کشور است. من در دوران دفاع مقدس شناخت دقیقی از سردار سلیمانی داشتم و طی یک ماموریتی که به کره شمالی داشتیم نیز در خدمت سردار سلیمانی بودم.

ویژگی‌های حاج قاسم

عفتی در مورد ویژگی‌های حاج قاسم عنوان کرد: شجاعت، ولایت مداری، ایثار، تقوا و ... ویژگی‌های عامی بود که تمام رزمنده‌ها داشتند و اما آنچه که حاج قاسم را از دیگران متمایز می‌کرد خودشکنی ایشان بود؛ اگر غریبه‌ای وارد جمعی که حاج قاسم در آن جمع حضور داشتند می‌شد اصلا متوجه فرمانده، رفیق یا زیردست بودن ایشان نمی‌شد.

وی اظهار کرد: سردار سلیمانی از آن فرماندهانی نبود که به نیروهایش بگوید جلو بروید. اکثر اوقات به نیروها می‌گفتند بیایید؛ یعنی سردار سلیمانی فردی بودند که خودشان همیشه در صحنه درگیری بودند.

حاج قاسم فاتح دل‌ها بود

این رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: یکی دیگر از ویژگی‌های حاج قاسم فتح کردن دل نیروها بود؛ حاج قاسم فاتح دل همه بود و به اندازه‌ای که این صفت حاج قاسم پررنگ بود بقیه صفت‌های ایشان این گونه نبود.

عفتی عنوان کرد: اولین تیری که حاج قاسم به طرف نیروها شلیک می‌کرد تیر عشق، محبت و دلداگی بود و این تیرها جانانه به هدف می‌خورد. همه رزمنده‌ها و افرادی که با حاج قاسم کار می‌کردند عاشق سردار سلیمانی بودند.

وی بیان کرد: دوستان و اطرافیان حاج قاسم نیز توان دیدن ناراحتی ایشان را نداشتند. حاج قاسم وقتی ناراحت می‌شد که به پیروزی نمی‌رسید و بر این اساس نیروها تمام تلاش خود را برای پیروز شدن به کار می‌گرفتند.

سردار سلیمانی حبیبی بود که سردار دل‌ها شد

این همرزم حاج قاسم اظهار کرد: اسم بیسیمی سردار سلیمانی "حبیب" بود و این را بچه‌های بیرجند به خوبی می‌دانند. سردار سلیمانی از ابتدا و فطرتا حبیب بود. این نبود که بخواهد ادا در بیاورد بلکه فطرت سردار سلیمانی فطرت دوستی و مودت بود.

عفتی ادامه داد: این‌که چرا این سردار سلیمانی این همه محبوب و معروف به سردار دل‌ها شد به این دلیل بود که حاج قاسم هرچه داشت برای رضای خدا بود و برای خودش چیزی نمی‌خواست.

این رزمنده دوران دفاع مقدس افزود: ائمه اطهار همگی نور واحد و معصوم هستند، اما امام حسین(ع) در بین تمامی ائمه جایگاه خاصی دارد و در تمامی جلساتی که ذکر مصیبتی است اگر برای هر امامی باشد در نهایت به کربلا و امام حسین(ع) ختم می‌شود و این به این دلیل است که امام حسین(ع) هرچه داشت و نداشت را تقدیم خدا کرد و خدا نیز گفت کاری می‌کنم که هیچ‌کسی نتواند به پای امام حسین(ع) برسد.

وی عنوان کرد: وقتی انسان هرچه که دارد را برای رضای خدا بدهد خداوند نیز آن عزتی که حق او است را به او خواهد داد. عزت حاج قاسم نیز از خداوند است چراکه چیزی برای خودش نمی‌خواست و تمام اعمالش برای خدا بود.

سردار سلیمانی تنها نیست

عفتی به حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع شهید سلیمانی و پیام آن برای دشمن اشاره و تصریح کرد: حضور مردم به دشمن گفت که سردار سلیمانی تنها نیست و همه یاران و پیروان شهید سلیمانی هستند.

این همرزم شهید سلیمانی در مورد ادامه دادن راه و مکتب حاج قاسم، بیان کرد: مکتب حاج قاسم از مکتب امام حسین(ع) جدا نیست و مکتب امام حسین(ع) از مکتب رسول خدا(ص) که همان مکتب خداوند است جدا نیست.

وی عنوان کرد: اگر از خودگذشتگی، بی‌توجهی به دنیا و تمام مواردی که خداوند گفته است را عملی کنیم می‌توانیم همگی حاج قاسم باشیم و راه و مکتب ایشان پررونق ادامه خواهد داشت.

دشمن به دلیل به خطر افتادن منافعش از سردار سلیمانی هراس داشت

عفتی در مورد ترس دشمن از سردار سلیمانی، بیان کرد: دشمن به دلیل این‌که سردار سلیمانی کارهای بزرگی انجام داده بود از ایشان می‌ترسید. دشمن به دلیل این‌که منافعش، در عملیات‌های مختلفی که سردار سلیمانی انجام می‌دادند به خطر افتاده بود از ایشان واهمه داشت.

این همرزم شهید سلیمانی در مورد مذاکره با قاتل شهید سلیمانی گفت: سردار سلیمانی برای تمام کارهایش شاخص داشت؛ شاخص حاج قاسم، مقام معظم رهبری بودند و هر کاری که مقام معظم رهبری امر می‌کردند حاج قاسم اجرا می‌کرد. در خصوص مذاکره و ارتباط با دشمن نیز اگر مقام معظم رهبری به حاج قاسم دستور صلح می‌دادند این کار را انجام می‌داد. حال با توجه به این توضیحات اگر مقام معظم رهبری شاخص هستند که ایشان بارها نظرشان را در مورد مذاکره صریح اعلام کرده‌اند.

وی تصریح کرد: روسای جمهور آمریکا از بایدن گرفته تا ترامپ، اوباما، بوش و ... هیچ فرقی با یکدیگر ندارند. شاید تاکتیک و روش آن‌ها متفاوت باشد اما هدف همه آن‌ها سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

مذاکره‌طلبان به فکر منافع خودشان هستند

عفتی خطاب به مذاکره‌طلبان، تاکیدکرد: آقایان خودشان اهل مطالعه و تحلیل هستند؛ بد نیست کمی تاریخ را مطالعه کرده و ببینند که چه اتفاقاتی برای کشور افتاده است. کجا دشمن به عهد خود عمل کرده است که این بار بخواهد عمل کند؟

این رزمنده دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: البته من به آقایان حق می‌دهم که دم از مذاکره بزنند چراکه در حال حاضر فرزندانشان در آمریکا هستند و منافعشان آن‌جاست. افرادی که دم از مذاکره می‌زنند دلشان برای ایران نمی‌سوزد بلکه به فکر منافع و دلسوز خودشان هستند. کسی که دلسوز کشور باشد قطعا متوجه می‌شود که در غرب، دوست و دشمن مطلق وجود ندارد.

این همرزم شهید سلیمانی با بیان این‌که باید منافع ملی را در نظر گرفت، افزود: منافع ملی ما هیچ وقت با وابستگی تامین نخواهد شد. تا قدرت نداشته باشیم استقلال معنی ندارد و اگر استقلال نداشته باشیم هیچ چیزی معنی ندارد.

در منزل سردار سلیمانی مهمان شدم

عفتی به خاطراتش از سردار سلیمانی اشاره و عنوان کرد: خاطرات زیادی از سردار سلیمانی دارم.

وی ادامه داد: زمانی قرار بود در لکرکوه که در شمال شهر کرمان واقع شده عملیات انجام دهیم. خانواده من آن موقع در بیرجند بودند. سردار سلیمانی به من گفتند شما که در بیرجند خانواده را جایی نمی‌برید آن‌ها را برای چند روز به کرمان بیاور.

این همرزم شهید سلیمانی خاطرنشان کرد: چون در منطقه کویر به دلیل طوفان بعد از ظهرها نمی‌شد کاری انجام داد صبح ها برای بررسی و شناسایی کویر می‌رفتم و بعد از ظهرها وقتم آزاد بود. به همین دلیل سردار سلیمانی گفتند خانواده را به کرمان بیاور. خانواده را به کرمان بردم.

عفتی ادامه داد: یک شب که خانواده من مهمان خانه سردار سلیمانی بودند حاج قاسم به همسرشان گفتند غذا به اندازه خودتان تهیه کنید چراکه من و آقای عفتی برای شام خانه نیستیم. من از این حرف تعجب کردم که مگر قرار است کجا برویم که من خبر ندارم. سردار سلیمانی من را به داخل شهر و به یک رستوران سنتی بردند. تعجب کردم. سردار سلیمانی که فرمانده قرارگاه قدس زاهدان و فرمانده لشکر 41 ثارالله کرمان است کجا و رستوران سنتی کجا؟ خلاصه پس از دقایقی سردار سلیمانی به من گفتند کنار پنجره که به سمت خیابان است بنشین من هم نشستم.

وی عنوان کرد: سردار سلیمانی از من سوال کردند حتما تعجب کردی چرا تو را به این رستوران سنتی آوردم؟ گفتم: بله. ایشان گفتند: به سه دلیل تو را به اینجا آوردم.

حاج قاسم؛ از کارگری تا فرمانده سپاه قدس

این همرزم شهید سلیمانی افزود: سردار سلیمانی گفتند دلیل اول این بود که بدانی ما نیز در کرمان این طور جاهای خوش آب و هوا و سنتی داریم و شما تنها شاندیز و ... ندارید. بعد از آن خدمتکاری که در رستوران کار می‌کرد را صدا زدند و از او سوال کردند که شغل تو چیست؟ خدمتکار گفت: افسر هوانیروز هستم و شب‌ها در این رستوران کار می‌کنم. سردار سلیمانی به این پیش خدمت گفتند: برو. و رو به من کرده و گفتند آقای عفتی، مملکتی که افسر هوانیروزش شب در رستوران خدمتکار باشد باید به حال آن گریه کرد. امروز این مسئله باید پند و درسی باشد که مسئولان نگذارند خانواده‌ها و فرزندان شهدا و جانبازان به حدی فشار روی آنها باشد که یا باید بمیرند یا باید دست به دامان نااهلان شوند.

عفتی عنوان کرد: دلیل سوم سردار سلیمانی که اصل کلام است، این بود که به من گفتند پرده را کنار بزن و بگو پشت پرده چه می‌بینی؟ پرده را کنار زدم و گفتم خیابان و مغازه‌هایی که وجود دارد را می‌بینم. سپس سردار سلیمانی گفتند من هر موقع که وقت ایجاب کند اینجا می‌آیم و پشت این پنجره می‌نشینم، پرده را کنار زده و  به خودم می‌گویم قاسم یادت باشد که تو یک زمانی اینجا کارگر بودی که مبادا فراموش کنم.

 وی افزود: آقایان تا دیروز گالش (نوعی کفش) پایشان بود اما در حال حاضر نمی‌توانند در جنوب و مرکز شهر زندگی کنند بلکه باید در خانه‌های پنت‌هاوس‌دار، استخر و ماشین‌های آنچنانی زندگی کنند.

این همرزم شهید سلیمانی با بیان این‌که به این دلایل است که حاج قاسم، حاج قاسم می‌شود؛ به شعری اشاره کرد و گفت: از خود بگذر، ز قید رستن این است/ خود را بشکن که بت شکستن این است/ در گوشه خاطر عزیزان جا کن/ در مکتب ما گوشه نشستن این است.

عفتی به یکی دیگر از خاطراتش با حاج قاسم اشاره کرد و گفت: زمانی در مهد کاریز بودم؛ مهد کاریز در جاده بیرجند – زاهدان بعد از نهبندان است. مقر گردان‌های ما در مهد کاریز قرار داشت. یک مرتبه دیدم که بچه ها صدا می‌زنند حاجی بیسیم با شما کار دارد. رفتم دیدم که سردار سلیمانی پشت خط است. سردار سلیمانی به من گفتند سریع بیا کوله سنگی که اینجا اشرار 90 نفر از نیروهای انتظامی را به گروگان برده‌اند.

وی ادامه داد: من سریع بچه‌ها را که اغلب از بیرجند بودند سرجمع کردم و به سمت کوله سنگی رفتیم. وقتی رسیدم دیدم سردار سلیمانی نشسته و مشغول صحبت با بیسیم هستند. یکدفعه دیدم که حاج قاسم گفتند: "بله، کسی که می‌خواهد بالا برود آمد "منظورشان من بودم. وقتی رفتم متوجه شدم که اشرار، گروگان‌ها را به ارتفاعات ملک سیاه‌کوه بردند و سردار سلیمانی و همراهان منطقه را محاصره کرده بودند. مقام معظم رهبری نیز دستور داده بودند که گروگان‌ها به هر قیمتی که شده باید آزاد شوند.

وفای به عهد و قدرت مذاکره را از شهید سلیمانی یاد بگیریم

این رزمنده دوران دفاع مقدس با بیان این‌که از وفای به عهد می‌خواهم بگویم، افزود: آماده شدیم که پای کار رفته و عملیات را برای آزادسازی گروگان‌ها آغاز کنیم. در همین زمان فردی به نام "خلیفه" که اهل رباط افغانستان بود به طرف ما آمد و صحبت‌هایی کرد. آماده عملیات شده بودیم که دستور توقف عملیات دادند. به من گفتند نیروها را در حالت آماده نگه دارم، کاری انجام ندهند و خودم به عقب برگردم.

عفتی گفت: وقتی برگشتم دیدم همان فردی که نامش خیلفه و اهل رباط افغانستان بود از طریق بیسیم با اشرار صحبت می‌کند و صحبت‌هایش زیاد شد. (از همان منطقه با یک بیسیم راکال با بیت مقام معظم رهبری ارتباط داشتند). در هر صورت اشرار گفتند اگر شما (سردار سلیمانی و همراهان) محاصره را رها کنید تا ما برویم، گروگان‌های شما را آزاد می‌کنیم. سردار سلیمانی گفتند: نه. اول آزادی گروگان‌ها بعد از بین رفتن محاصره. اشرار در این هنگام گفتند ما با چه ضمانتی گروگان‌ها را آزاد کنیم؟ اگر گروگان‌ها را آزاد کردیم و شما عملیات کردید چه؟ سردار سلیمانی به آن‌ها گفتند ضمانت، خودم هستم. ضامن دیگری ندارم. من حاج قاسم سلیمانی هستم و ضمانت می‌کنم اگر تمام گروگان‌ها را آزاد کردید محاصره لغو شود. البته قابل ذکر است که تمام این مسائل با بیت رهبری هماهنگ بود.

وی بیان کرد: اشرار زمان خواستند تا در این خصوص فکر کنند. حاج قاسم حدود 10 دقیقه را تعیین کردند و گفتند سریع تصمیم بگیرید. اشرار گفتند زمان کم است. سردار گفتند نه همین 10 دقیقه که تعیین شده فکر کرده و پاسخ دهید. ما آماده عملیات هستیم. به این هم فکر نکنید که ما چون گروگان دست شما داریم شما را نخواهیم کشت. نه ما شما را می‌زنیم چراکه ما هشت سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشته‌ایم. سریع تصمیم گرفته و جواب دهید.

این همرزم شهید سلیمانی گفت: در نهایت اشرار راضی شدند که گروگان‌ها را بدون قید و شرط آزاد کنند.

عفتی تاکید کرد: قدرت یعنی این و اگر قرار است کسی پای میز مذاکره بنشیند، اگر قدرت داشت حرفش خریدار دارد اما اگر قدرت نداشته باشیم و پای میز مذاکره برویم حماقت است. افراد باید زمانی که مذاکره می‌کنند حرفشان را مانند حاج قاسم بزنند. حاج قاسم به اشرار گفت طی مدت زمان تعیین شده تصمیم بگیرید. هیچ شرطی را قبول نمی‌کنم و اگر قرار بر عملیات باشد این ارتفاعات ملک‌سیاه‌کوه را پودر می‌کنم.

به آن‌چه قول دادید عمل کنید

وی بیان کرد: دشمن که چاره‌ای نداشت حرف حاج قاسم را قبول کرد. وقتی که گروگان‌ها را آزاد کردند نیروهای ما گفتند حالا که گروگان‌ها را آزاد کردند، اشرار را بزنیم که حاج قاسم گفتند ما قول دادیم که این کار را نکنیم. بچه‌ها به حاج قاسم گفتند شما بروید ما اشرار را می‌زنیم. حاج قاسم گفتند من باید از مقام معظم رهبری سوال کنم. وقتی از حضرت آقا سوال کردند ایشان در پاسخ گفتند به آنچه قول دادید عمل کنید. بدون این‌که یک گلوله‌ای شلیک شود مرز سمت پاکستان را باز کردند و اشرار رفتند.

اگر قدرت دارید مذاکره کنید

این رزمنده هشت سال دفاع مقدس خطاب به دولت‌مردان تاکید کرد: اگر قدرت دارید مذاکره کنید و اگر قدرت ندارید بنشینید.

عفتی که در مراسم تشییع سردار سلیمانی در تهران حضور داشته در این خصوص اظهار کرد: حضور آن روز مردم در مراسم، بحث اسلام و انقلاب نبود بلکه بحث کلیت جامعه بود.

وی گفت: من آن روز دخترانی را با چشم‌های گریان در مراسم تشییع حاج قاسم دیدم که حجاب کاملی نداشتند. افرادی را دیدم که ظاهر انقلابی نداشتند اما برای سردار سلیمانی اندوهگین بودند.

این همرزم شهید سلیمانی خاطرنشان کرد: آن روز در و دیوار برای سردار سلیمانی گریه می‎کرد و یک خروش همگانی را شاهد بودم.

عفتی گفت: مراسم تشییع سردار سلیمانی مختص به نیروهای سپاه، بسیج، انتظامی و علما نبود. همه مردم در این مراسم بودند و همه مردم و ملت ایران از رفتن حاج قاسم ناراحت بوده و هستند.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1683169
ارسال نظر
نظرات