شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: سیاسی
ساعت: 08:59 منتشر شده در مورخ: 1399/10/13 شناسه خبر: 1683604
سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛

شهید سلیمانی اسم رمز ماندگاری وگسترش انقلاب/ الزامات غلبه نرم افزاری بر آمریکا

شهید سلیمانی اسم رمز ماندگاری وگسترش انقلاب/ الزامات غلبه نرم افزاری بر آمریکا
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:

 

 


ادامه راه به فرماندهی حاج اسماعیل سلیمانی

سعدالله زارعی در کیهان نوشت:


  السلام علی‌الحسین و علی‌الارواح التی حلت بفنائک (سلام بر تو ای اباعبدالله و بر آن ارواح مقدسی که کنار تو آرمیده‌اند). امروز یک سال از شهادت مردی که حضور و شهادتش یک انقلاب بود و به تعبیر دیگر تحولی عمیق بود، می‌گذرد. خداوند متعال در قرآن کریم، حضرت ابراهیم خلیل‌الرحمن را یک امت معرفی فرموده است (ان ابراهیم کان امهًْ 120/نحل) و حضرت امام خمینی (سلام‌الله علیه) شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی را «یک ملت برای ملت ما» (صحیفه امام، ج 15 ص 205) خواندند. سردار سلیمانی البته در عین به شهادت رسیدن، «حضور» دارد، جدای از صراحت قرآنی، ما به عینه هم حضور او را در جهان و جامعه خود مشاهده می‌کنیم. سردار سلیمانی هنوز هم برای ولی امر مسلمین، «مالک اشتر» است. هنوز به پیش می‌رود هنوز راه باز می‌کند، هنوز دشمن را عقب می‌زند و ترس دشمن از سردار سلیمانی کم نشده است، چرا که هنوز هست و دژی نیست که فرو ریخته باشد. قاسم سلیمانی هست. حالا پررنگ‌تر است چرا که بیش از این با عنصر شهادت و خون دیده نمی‌شد. حالا حرف او در میان مردم منطقه و در میان مردم ایران نافذتر است چرا که دیگر نمی‌توان حرف او را رنگ دنیایی زد. حالا وقتی از مبارزه با آمریکا حرف می‌زند، هیچ‌کس نمی‌گوید او آمریکا را نمی‌شناسد و تحلیل تندی از آن دارد. حالا همه می‌دانند آمریکا متجاوز است و منطق نمی‌شناسد. گواه این سخن شهادت اوست، حالا او فقط با زبان گواهی نمی‌دهد که آمریکا پلید و غیرقابل اعتماد است، با خون خود نیز همین را گواهی می‌دهد و حالا دیگر کسی نمی‌گوید حرف دیگری هم درباره آمریکا وجود دارد، آن را هم باید شنید. سخن شهید درباره ولایت‌فقیه و امام خامنه‌ای- دامت برکاته- هم با خون او جلوه دیگری پیدا کرده است. سردار سلیمانی با قسم پی‌درپی تبعیت از آقا را از برجسته‌ترین وجوه عاقبت‌به‌خیری می‌دانست و با صراحت از آن سخن می‌گفت و با وصیت‌نامه‌ای که پس از شهادت او منتشر شد و البته در حال و هوای شهادت هم نوشته شده بود، «التزام به ولایت» را مورد تأکید دوباره قرار داد. اینجا دیگر شهید راه را به هر چون و چرایی بسته است.

سردار سلیمانی هست، در ذهن ما، در قلب ما، در روح ما، در همه وجود ما، در اراده‌های خیر ما، در نگاه بصیرانه ما، در ایمان و اعتقادات ما، در باورها و آرمان‌های ما، در نگاه ما به آینده، در عزم و جهاد ما، در خط مقدم، در کنار رهبری، در جلوی شهدا حضور دارد، چه حضوری پررنگ‌تر از این؟ کدام زنده‌ای این همه حضور دارد؟ بنابراین آنچه ما را در رفتن او بی‌تاب می‌کند، عدم حضور او نیست، نقصان شخصی ما در تطبیق‌مان با اوست. تا پیش از شهادت ما گمان می‌کردیم با او وجه انطباق داریم و یکی چون او هستیم. حالا که به اوج او واقف شده‌ایم، در خودمان وجه انطباق با او نمی‌بینیم و از این روست که دلتنگیم که چرا با وجود اینکه دنیای ما پر است از قاسم سلیمانی، ما از او دوریم!
سردار حاج قاسم سلیمانی هنوز در منطقه، فرماندهی می‌کند، ساز و کاری که او در جای جای منطقه به وجود آورد، هنوز و تا ده‌ها سال دیگر کار می‌کند، نیروهایی که او تربیت کرد و عدد واقعی آن به میلیون‌ها نفر می‌رسد، حضور دارند و مهم‌تر از آن منطق سردار سلیمانی در مواجهه با مسایل مهم بین‌المللی و منطقه‌ای بر جای خود باقی است. آمریکا امروز از سوی همه ملت‌های منطقه، «دشمن» دیده می‌شود. این منطق منطقه ماست که آینده را «معماری تازه» خواهد کرد.

سردار اسماعیل قاآنی، در میان کسانی که ده‌ها سال با سردار شهید زندگی کرده و به او کمک نموده‌اند، «نزدیک‌ترین به حاج قاسم سلیمانی» است در خلوص، توکل، توسل، شجاعت، درایت، بصیرت و ولایی بودن هیچ کم از مرشد شهید خود ندارد. او حاج ‌اسماعیل سلیمانی است، در میان دوستان شهید، هیچ‌کس منزلت او را نزد حاج قاسم نداشت و این بی‌دلیل نبود. سردار روزی که با اطمینان به شهادت در بغداد، به بیروت رفت و با آیت‌الله مجاهد سید حسن نصرالله خداحافظی کرد، از هر حیث دلی آرام و قلبی مطمئن داشت و یک جنبه مهم این آرامش و اطمینان، توانایی سردار قاآنی به ادامه راه بود. او مطمئن بود با رفتنش خللی در جبهه منطقه‌ای جمهوری اسلامی پدید نمی‌آید و کار رهبر معظم انقلاب اسلامی در منطقه دچار مشکل نمی‌شود. اگر غیر از این می‌اندیشید، عشق شدیدش به امام خامنه‌ای - دامت برکاته- او را از رفتن آخر به بغداد- 13 دی ماه- بازمی‌داشت.

سردار شهید در دو دهه اخیر، منطقه را براساس «اخراج غرب» معماری کرد چرا که حضور و مداخلات غرب در منطقه، سرخط و عامل اصلی مشکلات مسلمانان است و تا این حضور و مداخلات: ازاله نشود، کار قاطعی نمی‌توان کرد. حتی ممکن است دولت‌هایی با خصوصیات دینی و مردمی روی کار آیند، اما از مداخلات و اقدامات خصمانه غرب و بویژه آمریکا در امان نیستند. کما اینکه در ایران این اتفاق مهم روی داد و یک نظام سیاسی مقتدر دینی و مردمی شکل گرفت اما هیچگاه از توطئه‌ها و سوء‌نیت‌های غرب در امان نبوده است. سردار شهید کلید حل مسایل منطقه را اولاً ازاله آمریکا از منطقه و پس از آن شکل گرفتن دولت‌های معنوی و مردمی می‌دانست و از این رو همه اقدامات شهید حول موضوع «اخراج آمریکا از منطقه» تمرکز داشت و تا حد زیادی هم موفق شد اما این راه در این دو دهه بطور کامل محقق نگردید. امروز اخراج آمریکا، بیش از دوره فرماندهی شهید در منطقه مد نظر قرار گرفته و آشکار شده است. در دوره شهید این سیاست اگرچه بطور جدی دنبال می‌گردید با صراحت ابراز نمی‌شد. اما امروز بعد از اینکه این تبدیل به مطالبه عمومی شده است، با صراحت ابراز می‌شود.

با پیگیری این سیاست، نیروهای آمریکایی در منطقه- از افغانستان تا لبنان- امنیت ندارند و در هر جا نغمه اخراج آمریکا به گوش می‌رسد. رفتار آمریکایی‌ها هم نشان می‌دهد که در شرایط دشواری قرار گرفته‌اند و در عین حال که می‌دانند بدون سلطه نظامی، نمی‌توانند سلطه سیاسی کنونی خود را حفظ کنند، به عدم امکان حفظ نظامیان خود از افغانستان و عراق اذعان دارند و لذا درصددند فضای آکنده از نفرت مردم از آمریکا را با صحبت کردن از امکان خروج، آرام نمایند.
آمریکا با به شهادت رساندن سرداران شهید حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، دچار خطای فاحش شد. مقامات پنتاگون گمان کردند با زدن یک زخم جدی، آنچنان رعبی بر منطقه حاکم می‌کنند که از آن پس هر چه از دولت‌ها و ملت‌ها بخواهند، بی‌درنگ در اختیار آنان می‌گذارند. در این جمعبندی یک چیز کلیدی نادیده گرفته شد و آن این بود که با عنایات خداوند متعال و رهبری امام خامنه‌ای- دامت‌برکاته- و اقدامات شهید و یارانش، منطقه، منطقه سلیمانی شده است. شاید اگر 20 سال پیش چنین اقدامی اتفاق می‌افتاد، پنتاگون به جمعبندی خود می‌رسید. کما اینکه در سالهای 1381 تا 1383 توانست با ضرباتی در افغانستان و عراق، دولت‌ها و ملت‌های منطقه را مرعوب کند. اما اکنون اقدام آمریکا در به شهادت رساندن سردار سلیمانی نه تنها رعبی ایجاد نکرده بلکه بر دامنه حملات مردم به نظامیان آمریکا در عراق، افغانستان و... افزوده است. هم اینک آمریکایی‌ها در عراق امنیت ندارند. پایگاه نظامی پرطمطراق آمریکا در اربیل- حریر- و در الانبار- عین‌الاسد- مورد حمله قرار گرفته‌اند و تاکنون ده‌ها نیروی نظامی آمریکا در عراق کشته شده‌اند.

آمریکایی‌ها با به شهادت رساندن شهید سلیمانی و شهید ابومهدی با یک گروه و یک کشور مواجه نشدند بلکه با همه ملت‌های منطقه مواجه شده‌اند. پس از این شهادت، گروه‌های ضد آمریکایی که دارای مذاهب مختلفند و از اقوام مختلف تشکیل شده‌اند، کنار هم قرار گرفتند و این در حالی است که تا پیش از این- بعنوان مثال- جنبش فلسطینی حماس از اینکه متحد جنبش یمنی انصارالله دیده شود، ملاحظه داشت. حالا جنبش‌های سنی و شیعی منطقه و جنبش‌های عربی و غیر عربی منطقه کنار هم قرار گرفته‌اند و بطور واقعی به یک جبهه تبدیل شده‌اند. الان همه این‌ها هم‌زمان علاوه بر آنکه در مقابل آمریکا و انگلیس قرار دارند، در مقابل رژیم صهیونیستی و دولت سعودی و دولت امارات هم قرار گرفته‌اند. آمریکایی‌ها با بلاهت خود، سردار سلیمانی را در بغداد شهید کردند، جولان سوریه را اسرائیل خواندند، کرانه باختری را متعلق به رژیم جعلی اسرائیل معرفی کردند. انصارالله یمن را به همراه حزب‌الله و سپاه پاسداران در لیست سیاه قرار دادند و به این نکته توجه نکردند که با این اقدامات، عملاً منطقه را به دو دسته، طرفداران اسلام و طرفداران اسرائیل تبدیل کرده و در واقع فرش منطقه را از زیرپای رژیم صهیونیستی کشیده‌اند. حالا با غلیظ شدن اوضاع، آمریکا نمی‌تواند در منطقه بماند و خیلی واضح است که با رفتن نظامیان آمریکا و یا حتی محصور شدن آنان، جبهه منطقه‌ای آمریکا هم فرو می‌پاشد. به همین جهت بعضی از تحلیلگران اسرائیلی با اشاره به تشدید فشارها به ارتش آمریکا برای خارج شدن از منطقه،‌شرایط اسرائیل را دشوار ارزیابی کرده و گفته‌اند یک موج جدید منطقه‌ای که راه انداختن آن برای ایران بسیار آسان است، بساط اسرائیل را در هم می‌پیچد.

یک هفته پیش، یک تحلیلگر صهیونیست در روزنامه جروزالم پست نوشت: «فلسطین برای مردم عربستان، مصر و... موضوعی بسیار مهم است. حکومت ایران تنها حکومت متعهد به آرمان فلسطین است و مردم عرب را با خود همراه خواهد کرد. ایران با مردم کشورهای عربی صحبت می‌کند و موضوع خیانت‌ حاکمان آن‌ها به آرمان فلسطین را مطرح خواهد کرد. این چیزی است که باید منتظر آن باشیم. ایران اکنون فرصت دارد تا قلب ملت‌های عربی را با خود همراه سازد. در نهایت ایران موفق می‌شود، قلب مردم برخی از این کشورها را با خود همراه سازد. بعنوان نمونه در آینده خواهیم دید که مردم مصر با ایران همراه خواهند شد.»
 

 

 

الزامات غلبه نرم افزاری بر آمریکا

بهمن دهستانی در خراسان نوشت:


رهبر انقلاب اواخر آذرماه در دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت سالگرد شهادت سردار سلیمانی و خانواده این شهید والامقام درباره مسئله ضربه و انتقام از آمریکا تصریح کردند:«سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه‌ نرم‌افزاری بر هیمنه‌ پوچ استکبار؛ این سیلی سخت به آمریکاست که باید زده بشود. باید جوانان انقلابی ما و نخبگان مؤمن ما با همّت، این هیمنه‌ استکباری را بشکنند و این سیلی سخت را به آمریکا بزنند».حضرت آیت ا... خامنه ای در تبیین ابعاد شخصیتی شهید سلیمانی خاطر نشان کردند: «در واقع ایشان نرم افزارِ مقاومت و الگوی مبارزه را به ملّت ها تعلیم کرد، به ملّت ها سرایت داد، در ملّت ها رایج کرد؛ این ها خب نقش های خیلی مهم و بسیار حسّاسی است؛ بنابراین ایشان به معنای واقعی کلمه، یک شخصیّت برجسته و یک چهره‌ قهرمانیِ اسلامی است.»توصیف غلبه نرم افزاری بر آمریکا که از آن به سیلی سخت تر یاد شده است حکایت از اهمیت و در عین حال دشواری این مرحله نسبت به دیگر انواع ضربه و انتقام از آمریکا دارد.از سال 1991 و آغاز حضور نظامی رسمی آمریکا با جنگ اول خلیج فارس در منطقه غرب آسیا، ایالات متحده همواره کوشیده است علاوه بر تثبیت سیطره نظامی و تحکیم قدرت سخت، با به کارگیری اقسام قدرت نرم، در مهار رشد جمهوری اسلامی در منطقه گام بردارد.

با فروپاشی شوروی و پیروزی نظامی آمریکا و غرب در جنگ نخست خلیج فارس، دکترین نظم نوین جهانی ایالات متحده به میدان آمد تا نقشه خاورمیانه را بعد از گذشت حدود نیم قرن از آخرین تغییرات که با محوریت تأسیس رژیم اسرائیل همراه بود بازآرایی کند. دهه 90 میلادی با ظهور و رونق مفاهیمی توسط نظریه پردازان آمریکایی همچون «قدرت نرم» از جوزف نای، «برخورد تمدن ها» از ساموئل هانتینگتون و «موج سوم» توسط آلوین تافلر سپری شد که همگی با رهیافت های مختلف بر تغییر راهبردهای حکمرانی و مناسبات قدرت در جهان تأکید می کردند و نرم افزار سیاست های بین المللی ایالات متحده را شکل می‌دادند.در این دهه بود که رهبر انقلاب، مسئله «تهاجم فرهنگی» یا «شبیخون فرهنگی» را مطرح کردند و راجع به تغییر مدل رفتاری آمریکا در قبال ایران هشدار دادند.با موج دوم لشکرکشی آمریکا به منطقه در سال 2003، دکترین «خاورمیانه جدید» یا «خاورمیانه بزرگ» سربرآورد. حضرت آیت ا... خامنه ای در توصیف ماهیت خاورمیانه بزرگ می گویند: «وزیرخارجه‌ آمریکا آن روز آمد گفت که «ما می خواهیم یک خاورمیانه‌ بزرگ درست کنیم»؛ در قضیّه‌ لبنان و جنگ ۳۳ روزه، اسم خاورمیانه‌ بزرگ را آورد. خاورمیانه‌ بزرگ یعنی چه؟ آن ها اسم منطقه‌ غرب آسیا را می گویند خاورمیانه؛ خاورمیانه‌ بزرگ یعنی منطقه‌ای از حدود پاکستان تا مدیترانه، یعنی تمام این کشورهای این منطقه، خاورمیانه است و آمریکا برای همه‌ این منطقه یک نقشه‌ کلّی کشیده بود که همه‌ این ها را با محوریّت اسرائیل توی مشت نگه‌دارد؛ خاورمیانه‌ بزرگ یعنی این».( 12/۰۸/1395)

تولد و تثبیت مفهوم «محور مقاومت» در این دوره اتفاق می افتد و ارزش ها، الگو و نرم افزار نوینی را در منطقه عرضه می کند. همزمان افزوده شدن بر عناصر اقتدار ایران همچون دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای و دانش ها و فناوری های نوین، پیشرفت چشمگیر نظام اسلامی در شاخص های قدرت منطقه ای با آغاز خیزش‌های موسوم به بهار عربی در سال 2011 و آشکار شدن موج اسلام خواهی در سطح منطقه و برهم خوردن موازنه و نظم آمریکایی پی ریخته شده و تزلزل رژیم های عربی متحد آمریکا، جنگ سوریه برای تغییر مسیر امواج آزادی خواهی و عدالت طلبی ملت های منطقه و نیز انفکاک و قطع اتصال در محور مقاومت شعله ور می شود.

بعد از آن، یورش داعش و جریان های تکفیری به سرزمین های همسو با مقاومت تحمیل می‌شود اما با حضور مؤثر سردار شهید سلیمانی این بزرگ ترین تهدید امنیتی و تروریستی قرن حاضر زمین گیر شده و دولت خود خوانده اش را از دست می دهد.سربرآوردن محور مقاومت از این چالش های بزرگ، نظام سلطه را در تضعیف هوشمند بنیان های اقتدار ایران اسلامی مصمم می سازد. گرچه تحریم های آمریکا و غرب در تمامی ادوار پس از انقلاب اسلامی با هدف کند کردن حرکت ایران پیگیری می شد اما طراحی و به کارگیری نسل جدیدی از تحریم ها در زمان ریاست جمهوری اوباما و بعد از آن کمپین فشار حداکثری دولت ترامپ که در هر دو دوره از آن ها به بی سابقه ترین نظام تحریم های معاصر یاد می کردند نشان از هدف قراردادن حیات تمدن و شکوفایی ایران با هدف حذف تأثیرگذاری آن از مناسبات آینده منطقه دارد.

نرم افزارهای پیشران ایران و انقلاب را در یک دهه گذشته علاوه بر موارد مذکور مفاهیم اساسی همچون مردم سالاری دینی، عدالت اجتماعی، کرامت انسانی، جنبش علمی، اقتصاد مقاومتی و جهش تولید به وجود آورده اند و در زمانه ای که رهبر انقلاب تصریح می کنند آمریکا اتاق جنگ با ما را از وزارت دفاع به وزارت خزانه داری منتقل کرده است و راهبردهای ضربه به ایران و مقاومت مبتنی بر قدرت نرم افزاری اقتصادپایه، فناوری پایه و حقوق و فرهنگ پایه است انتقام و سیلی سخت تر به بدخواهان، به طور مؤثر و بازدارنده با غلبه نرم افزاری بر هیمنه آمریکا ممکن است.
 

 

 



شهید سلیمانی اسم رمز ماندگاری وگسترش انقلاب

عباس حاجی نجاری در جوان نوشت:

حضرت امام خمینی (ره) ۱۴ اردیبهشت ۱۳۵۸ و بعد از شهادت شهید مطهری در سخنانی در مدرسه فیضیه قم، در دیدار قشر‌های مختلف مردم که برای عرض تسلیت در مدرسه تجمع کرده بودند، با اشاره به آبیاری شدن نهضت با خون شهدا، خطاب به آن رجاله فاجری که در سیاهی شب اقدام به ترور این متفکر اندیشمند و نظریه‌پرداز انقلاب اسلامی کرده بود، ابراز داشت: «با ریختن خون عزیز ما تأیید شد انقلاب ما، این انقلاب باید زنده بماند این نهضت باید زنده بماند و زنده ماندنش به این خونریزی‌هاست، بریزید خون‌ها را؛ زندگى ما دوام پیدا مى ‏کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر مى‏ شود. ما از مرگ نمى‏ ترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهى شب، متفکران ما را مى‏ کشید. براى اینکه منطق ندارید.»

در طول تاریخ انقلاب اسلامی فراز‌های بسیاری را می‌توان یافت که گواهی صادق بر این سخنان حکیمانه حضرت امام (ره) است و شاید بارزترین مصداق تحقق این پیش بینی تاریخی امام را بتوان حوادث وتحولات بعد از شهادت سردار سلیمانی و تأثیر شهادت وخون این عزیز در شکوفایی ظرفیت‌های مکتب و قدرت نرم انقلاب اسلامی دانست که ثابت کرد تأثیر شهید سلیمانی‌ها کمتر از سردار سلیمانی‌ها نیست.

هنگامی که ژنرال‌های جنگ سخت و نرم استکبار تصمیم به ترور سپهبد شهید سلیمانی وابو مهدی المهندس ودیگر یاران شهیدشان گرفتند، نمی‌توانستند باور کنند که اولین شکست را در کمتر از یک هفته باید از خون شهدای مقاومت تحمل کنند؛ تشییع میلیونی و فراموش‌نشدنی شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در عراق و ایران و مراسم‌های بزرگداشت این دو شهید، اولین سیلی سخت به امریکایی‌ها بود. تصور ترامپ این بود که با ترور سردار سلیمانی پرونده مقاومت در منطقه را خواهد بست وبه تبع آن قادر خواهد بود که علاوه بر تسلیم و شکست ایران وتثبیت موقعیت حکام متزلزل ودست نشانده خود در منطقه، پیروزی خود در انتخابات امریکا را نیز قطعی کند. اما نه تنها به این آرزو‌های خود نرسید، بلکه در این روز‌ها امریکا ومتحدانش بحرانی‌ترین شرایط را از ترس انتقام ایران ونیرو‌های جبهه مقاومت برای تقاص خون آن شهدا تجربه می‌کنند به همین دلیل با اعزام هواپیما‌ها وناو‌ها وزیر دریایی‌های خود به منطقه در روز‌های اخیر وچنگ و دندان نشان دادن، تلاش دارند نیرو‌های مقاومت را از انتقام بازدارند. علاوه بر آن در روز‌های اخیر کنگره امریکا هم برای حفظ جان پمپئو ودیگر عوامل ترور این شهدا به میدان آمده وبا تصویب بودجه ۱۵ میلیون دلاری برای تقویت حفاظت از عوامل این ترور بعد از برکناری از مناصب خود در کاخ سفید که با تغییر رئیس جمهور امریکا اتفاق خواهد افتاد، دست به اقدام نامتعارفی در تاریخ امریکا زده است. اما فارغ از ترس از انتقام، آنچه که موجب تحقیر مضاعف ترامپ و تیم افراطی همراهش شده است، شکست آن‌ها در تحقق راهبرد فشار حداکثری وناکامی در به نتیجه رساندن ۱۲ شرط پمپئو وزیر خارجه امریکاست که بعد از خروج ترامپ از برجام در اردیبهشت ماه ۹۷ اعلام کرد، شروطی که تحقق آن چیزی جز تسلیم محض ایران در برابر امریکا و به تبع آن فروپاشی نظام اسلامی را در پی نداشت.

بخشی از بند‌های این شروط دوازده گانه معطوف به حذف توان هسته‌ای ایران و توقف غنی سازی هسته‌ای و تولید آب سنگین بود که بعد از برجام هنوز باقی مانده بود واین در حالی است که در شرایط کنونی و در حالی که ترامپ وپمپئو در حال ترک کاخ سفید هستند، ایران مبتنی بر راهبرد مقاومت فعال که برگرفته از مکتب مقاومت است، توانسته است هم به لحاظ سطح غنی سازی و تولید آب سنگین، بخشی از ظرفیت‌هایی را که در زمان پذیرش برجام از بین برده بود، احیا کرده و هم عزم خود را برای تحقق غنی‌سازی ۲۰ درصد و تهیه سازوکار آن به مسئولان آژانس اعلام کرده است.

شرط دیگر پمپئو توقف برنامه موشکی ایران بود واین در حالی بود که امریکایی‌ها ودیگر متحدان غربی‌اش کشور‌های منطقه را به آخرین تجهیزات روز نظامی و هواپیما‌های پیشرفته تجهیز کرده و می‌کنند. پاسخ روشن ایران به این شرط نیز تداوم مسیر گذشته در تقویت دستاورد‌های موشکی وپهپادی بود، دستاورد‌های ارزشمند ایران در توسعه توان موشکی، ارسال ماهواره به فضا وتولیدات نوین در عرصه دفاع موشکی که در ماه‌های اخیر به نمایش درآمد، همچون کابوسی بر سر کاخ و سفید و دنبالچه‌های منطقه‌ای آن‌ها سایه انداخته است.

تعداد دیگری از شروط پمپئو معطوف به عدم حمایت ایران از نیرو‌های مقاومت در منطقه نظیر؛ حزب‌الله در لبنان، حماس وجهاد اسلامی در فلسطین و انصارالله در یمن بود. این در حالی است که راهبرد سردار سلیمانی در سازماندهی وحمایت از نیرو‌های مقاومت در منطقه، معطوف به ظرفیت سازی‌های درونی واستقلال عملی آن‌ها مبتنی بر ظرفیت‌های درونی کشور‌های خودشان بود. اما علاوه بر ناکامی در تحقق این بخش ازشروط، شکست مهم برای کاخ سفید در این عرصه این است که اگر قبل از ترور سردار سلیمانی مهره‌های منطقه‌ای امریکا به ویژه رژیم صهیونیستی، از شمال نگران قدرت حزب‌الله و از جنوب نظاره‌گر اقتدار حماس وجهاد اسلامی بودند، این روز‌ها عاجزانه شاهد گسترش قدرت انصارالله فراتر از مرز‌های یمن هستند. نکته‌ای که در هفته گذشته شبکه ۱۳ رژیم صهیونیستی به آن اعتراف و اعلام کرد: بسیاری از اسرائیلی‌ها در زمان شنیدن نام یمن تعجب می‌کنند زیرا این کشور هیچ‌گاه روی نقشه تهدیدات نبوده است، اما آری یمن یک تهدید است و آن پهپاد‌هایی که یک سال و نیم پیش پالایشگاه نفت آرامکو عربستان را هدف قرار دادند می‌توانند از یمن به اسرائیل هم برسند. الون بن دیوید، تحلیلگر امور نظامی شبکه ۱۳ رژیم صهیونیستی نیز می‌گوید: زمانی که در خصوص وجود زیردریایی اسرائیلی در دریای سرخ می‌شنویم و لزوماً مقصد این زیردریایی ممکن است خلیج (فارس) نباشد، در واقع نسبت به توانایی ایران در یمن احساس نگرانی می‌کنم. یکی دیگر از مقامات رژیم صهیونیستی نیز با اشاره به قایق‌های هدایت شونده‌ای که هفته قبل کشتی‌های سعودی را در بندر جده هدف قرار دادند، اذعان می‌کند که این قایق‌ها بنادر رژیم صهیونیستی را نیز می‌توانند به راحتی هدف قرار دهند.

حال و روز امروزین امریکایی‌ها را پس از گذشت یک سال از ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی به روشنی در گزارش پایگاه دیفنس بلاگ امریکا که متخصص امور نظامی در این کشور است می‌توان دید. این سایت هفته گذشته اعلام کرد که تمامی نیرو‌های امریکایی از ترس و نگرانی حمله احتمالی ایران در سالگرد ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران در آماده باش کامل هستند و گشت‌زنی‌های بالگرد‌ها و جنگنده‌های واشنگتن بر فراز عراق افزایش یافته است. این پایگاه افزود: مسئولان پنتاگون در خصوص تحرکات گروه‌های مقاومت در میان افزایش تنش‌ها در نزدیکی سالگرد ترور فرمانده ایرانی ژنرال قاسم سلیمانی در ۳ ژانویه نگران هستند. یکی از مسئولان نظامی بلندپایه وزارت دفاع امریکا در این خصوص گفت: احساس نگرانی می‌کنیم و نشانه‌هایی نگران کننده از آمادگی گروه‌های مقاومت عراق برای حمله احتمالی را رصد می‌کنیم.
در توصیف نقش وتأثیر سردار سلیمانی و پس از آن شهید سلیمانی، امام خامنه‌ای (مدظله العالی) رهبر حکیم وفرزانه انقلاب در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت سالگرد سپهبد شهید سردار سلیمانی و خانواده آن شهید والامقام، به درستی فرمود که شهید سلیمانی به قهرمان امت اسلامی نیز تبدیل شد زیرا تلاش‌ها، روحیات و شهادت آن عزیز، «اسم رمز برانگیختگی و بسیج مقاومت در دنیای اسلام» است و در هر نقطه جهان اسلام که بنای مقاومت در مقابل استکبار وجود داشته باشد، اسم رمز شان «شهید سلیمانی» است. شهید سلیمانی نرم افزار مقاومت و الگوی مبارزه را در میان ملت‌های اسلامی رایج کرد. معظم له با تأکید بر اینکه شهید سلیمانی، هم در زمان حیات و هم با شهادت خود استکبار را شکست داد، افزودند: رئیس‌جمهور امریکا گفت ۷ تریلیون دلار در منطقه هزینه کردیم، اما چیزی به دست نیاوردیم و در نهایت هم مجبور شد در تاریکی شب و برای چند ساعت به یک پایگاه نظامی برود. همه دنیا اذعان دارند که امریکا به اهداف خود در سوریه و به‌ویژه در عراق نرسیده است. ایشان گفتند: قهرمان این کار بزرگ، سردار سلیمانی است که در زمان حیات او، انجام شد.

 


 

 

 

روزهای آخر ترامپ، بیم‌ها و امیدها

یوسف مولایی در آرمان نوشت:

 

در روابط بین‌الملل، متغیرهای دخیل در تولید و بروز رویدادها بسیار گسترده است و هیچ‌کس نمی‌تواند دقیقا بگوید فردا یا یکساعت دیگر چه اتفاقی می‌افتد. علاوه بر رویدادهایی که براساس تصمیمات از پیش ساخته‌شده یا در یک روند قابل پیش‌بینی رخ می‌دهد، بسیاری از اتفاقات محصول شرایطی است که یکدفعه به‌وجود می‌آیند. همانطور که شهادت سردار سلیمانی یا حتی یکساعت قبل از آن قابل پیش‌بینی نبود. درحقیقت وقتی رویدادی رخ می‌دهد، پشت سر آن تحولاتی پیش می‌آید که قبلا نمی‌توانستید آن شرایط را تحلیل کنید برای اینکه اصلا اتفاقاتی که می‌افتد، قابل پیش‌بینی نیست.

لذا نمی‌توانید بگویید فردا به کدام سمت‌وسو حرکت خواهیم کرد ولی براساس گذشته و اتفاقاتی که تبدیل به بخشی از تاریخ شده و آنها را دیده‌ و آثارش را ملاحظه کرده‌ایم، به نظر نمی‌رسد که به طرف تنش بیشتر حرکت ‌کنیم. درواقع در اتفاقات و حرکاتی که در این چند روز شاهد بودیم، از آمدن تا بازگشت ناو هواپیمابر و بمب‌افکن بی52 و اظهارات مقامات آمریکایی و ایرانی، بیشتر به نظر می‌رسد که بازدارندگی به این معنا که از افزایش تنش بیشتر جلوگیری شود، پررنگ است. مضافا بر اینکه ما با آمریکا، بالغ بر40 سال است که همین روابط بسیار خاص را داشته‌ایم: درواقع سابقه همه نوع رویدادی با آمریکا وجود دارد و طرفین به سیاست‌ها و عکس‌العمل‌های همدیگر آشنایی دارند. لذا به نظر نمی‌رسد ترامپ دنبال انجام کار ویژه‌ای طی چند هفته پیش‌رو حضورش در کاخ سفید باشد. با این حال همیشه بااحتیاط و ملاحظه‌کاری می‌توان در مورد رویدادهای آتی سخن گفت، چون نمی‌دانیم در ذهن سیاستگذاران آمریکایی مخصوصا ترامپ که رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی‌اش بیشتر از رفتارهایی بوده که می‌شد براساس یک منطق مناسبات بین‌المللی آن را پیش‌بینی کرد، چه می‌گذرد؟ اما اینکه ترامپ بخواهد دست به اقدامی زند برای اینکه خودی نشان دهد تا شکست‌هایش را درموقع خروج از کاخ سفید تا حدودی کمرنگ نشان دهد، ممکن است.

اما اگر اقدامی هم صورت بگیرد، نمی‌دانیم با چه میزان و شدتی ممکن است باشد که این موضوع مهمی است و از آن مهم‌تر اینکه ایران چه عکس‌العملی نشان می‌دهد. ایران تابه‌حال نشان داده که در برخورد با آمریکا خیلی سنجیده عمل می‌کند؛ بنابراین اینکه چه کنشی از سوی آمریکا انجام می‌گیرد و ایران چه واکنشی نشان می‌دهد، خیلی مهم است. درحقیقت تا آنجا که به ایران برمی‌گردد، نشان داده که معمولا نحوه تقابل و درگیری با آمریکا را مدیریت و با حساب و کتاب برنامه‌ریزی و حرکت می‌کند. لذا بعید می‌دانم طی هفته‌های آینده اتفاق خاصی در مناسبات ایران و آمریکا رخ دهد.

از طرفی با اینکه به لحاظ ساختار حقوقی، فرماندهان تابع تصمیم رئیس‌جمهور هستند ولی در عین حال در این ساختار حقوقی، اختیاراتی هم به لحاظ بحث‌های کارشناسی دارند و تا نظر موافق ندهند اقدام نظامی صورت نمی‌گیرد و تابه‌حال چندین‌بار پنتاگون و فرماندهان عملیاتی در بحث کارشناسی نشان داده‌اند که با درگیری با ایران موافق نیستند و روی خوشی نسبت به عملیات نظامی نشان نداده‌اند و اظهارنظراتی مبنی بر اینکه در موضع دفاعی وارد عمل می‌شوند و نه در راستای حرکت تهاجمی داشته‌اند.

 

 

تاریخ خود انتقام گراست

محمدعلی وکیلی در ابتکار نوشت:

 

یک‌ سال از ترور شهید سلیمانی می‌گذرد. سال گذشته در همین روزها، فضای ایران تحت تاثیر شهادت حاج قاسم، عطر و بوی دیگری داشت. یک ایران سیاه‌پوشِ حاج قاسم شد. وحدتی بی‌نظیر زیر تابوت او جلوه فروخت. همه جریان‌های ایران‌دوست با حفظ سلائق خود، به زیر تابوت این سردار ملّی آمدند. زیر تابوت شهید سلیمانی، یک رنگ وجود نداشت، هزار رنگ به هم آمیخته بودند. شاید بتوان گفت پرچم واقعی ایران، همان موج رنگارنگی بود که این تابوت را به دوش می‌کشید. این از برکات خون او بود. از قضا سرکنگبین صفرا نمود. شهادتش، نه تنها ملت ما را ناامید نکرد بلکه انسجام ما را بیشتر کرد.


برای تشییع سردار همه آمدند. حتی کسانی که منتقد راهبردهایی بودند که سردار اجرا می‌کرد. اینان هنوز منتقدند اما شهید سلیمانی همچنان برایشان یک سردار ملّی است. این از اخلاص سردار بود. هرکس با هر موضعی، در اخلاص سردار اما شک نداشت. به همین علت قامتش ملّی شد. این نشان می‌دهد فرقی نمی‌کند از کدام رنگ باشیم؛ اگر رفتار و نگاه‌مان ملّی بود، می‌توانیم رجلی ملّی شویم.
البته مانند خیلی از مولفه‌های ملّی، اگر قد سردار را هم به اندازه قامت یک جریان خم کردیم، به او و ملت ایران ظلم کرده‌ایم. نباید به وحدتی که خون او ساخت، خیانت کنیم. برکات خون پاک او، محصول اخلاص او بود. اینکه او هر روز عزیزتر می‌شود و قاتلش منفورتر، حاصل همین اخلاص او بود.


پس از یک سال، هرچند انتقام‌هایی هم گرفتیم و به تعبیر رهبر انقلاب سیلی‌هایی به قاتلانش زدیم، اما انتقام اصلی را انگار تاریخ دارد می‌گیرد. در سالگرد او، قاتلش با حقارت از قدرت پایین کشیده می‌شود. سردار همچنان در دل‌ها حاضر است اما قاتل او به بدترین شکل باید کاخش را ترک کند. پس از یکسال، سردار همچنان در اوج احترام است اما قاتلان مغرورش، با روسیاهی باید کاخ سفید را تحویل دهند. قاتل روسیاه می‌خواست سردار ایرانی و ایران را تحقیر کند و به قول خود زهر چشم نشان دهد اما از تاریخ پشت دستی خورد و نه تنها سردار ما پس از شهادتش عزیزتر شد، بلکه قاتلش نیز سقوط کرد. قطعاً این حرف سطحی را نمی‌زنم که رای نیاوردن ترامپ محصول ترور سردار ما بود، اما با جسارت می‌گویم این سنت تاریخ است که متکبران بی‌شرم، از هستی سیلی می‌خورند و مخلصان باحیا درنهایت وارثان حیات می‌شوند. اینکه یاد کسی اینچنین عزیز است یعنی او حیات دارد.
 

انتهای پیام/ک

 

https://www.dana.ir/1683604
ارسال نظر
نظرات