شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان البرز
ساعت: 11:11 منتشر شده در مورخ: 1399/10/20 شناسه خبر: 1696071
یکه‌تازی که به خاک ذلت نشست؛

افول آمریکای ابرقدرت؛ از سیلی نظامی ایران در عین‌الاسد تا شکست در جنگ اقتصادی با چین/ گریه ۷ ساله حلقه نیاوران بر سر قبری که خالی از مُرده بود

افول آمریکای ابرقدرت؛ از سیلی نظامی ایران در عین‌الاسد تا شکست در جنگ اقتصادی با چین/ گریه ۷ ساله حلقه نیاوران بر سر قبری که خالی از مُرده بود
امروز داعیه ابرقدرتی آمریکا نه تنها با سیلی ایران در عرصه نظامی دچار فروپاشی شده است، بلکه این ایالت حتی در حوزه اقتصادی هم توان رقابت با کشورهایی مانند چین را ندارد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیتریک، «به زودی آمریکایی ها شاهد انتقامی خدایی خواهند بود و قطعا ملت آمریکا از انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور پشیمان می شوند»، این همان جمله ای که بود که غالب کارشناسان پس از شهادت سردار سلیمانی در بغداد توسط آمریکا به آن اذعان داشتند.

امروز دست انتقام الهی که بسیاری از فعالان عرصه سیاست به آن معتقد بودند، دامنگیر ترامپ شده و وی را به رئیس جمهوری مبدل کرد که تنها 4 سال عهده دار این مسئولیت بود و از میدان به در شد.
 
به گفته حسن محبتی دکتری علوم سیاسی در گفتگو با خبرنگار تیتریک، نباید یادمان برود که رهبر معظم انقلاب انتقام سخت را مطرح کردند و فرمودند: آمریکایی ها باید به جای اعزام ناو جنگی و هواپیماها به منطقه، کارخانه تابوت سازی راه اندازی کرده و تخته و میخ به خاورمیانه برای اجساد نیروهایشان ارسال کنند.
 
سردار رحیم نوعی اقدم همرزم سردار سلیمانی به خبرنگار تیتریک می گوید؛ "آمریکا داعش را جهانی ساخت، از فرانسه یازده هزار نفر در داعش حضور داشتند، برای داعش جغرافیای عراق و شام و مسئولیت خلافت اسلامی را قائل شدند اما هلال مقاومت در برابر زیاده خواهی آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه شکل گرفت.
 
ما کسی را زدیم که بعد از جنگ جهانی دوم هیچ احدی در دنیا جرات نکرده بود او را بزند، آمریکا را زدیم که این اقدام هیمنه اش را درهم شکست،  در واقع با این اقدام آن را نابود کردیم.
 
حداقل خروجی این کار برای تمام آزادگان، استکبار ستیزان و کسانی که ضد آمریکا هستند اما جرات ندارند علیه آمریکا یک گلوله شلیک گنند، این بود که می شود آمریکا را زد.
 
 
آمریکا را زدیم و کوبیدیم و حداقل تاثیرش این بود که بعد از شهادت شهید سلیمانی هواپیمای فوق سری، جاسوسی و نظامی آمریکایی توسط طالبان مورد اصابت قرار گرفته و طالبان مسئولیت آن را بر عهده می گیرد و حتی وقتی بالگرد آمریکایی بلند می شود تا ببیند لاشه هواپیما کجا افتاده، آن را هم سرنگون می کند".  
 
بله، اتفاقی که در عین الاسد صورت گرفت، بزرگ و قابل ستایش بود از این جهت که ایران پس از جنگ جهانی دوم تنها کشوری بود که مستقیما توانست به یک پایگاه آمریکا حمله کند و امریکا هم توان پاسخ نداشت.
 
با دقت  به تاریخ جنگ جهانی دوم بیشتر به اهمیت کاری که ایران کرد پی خواهیم برد زیرا آمریکا آن زمان طرفدار متفقین بود و زمانی وارد جنگ جهانی دوم شد که ژاپن به پایگاهش در هاربر حمله کرد.

یک کارشناس علوم سیاسی هم در گفتگو با خبرنگار تیتریک می گوید؛ حمله به یک پایگاه برای آمریکا حیثیتی است، اگر تفاوت زمانی را درک کنیم، اهمیت کار ایران بیشتر به چشم می آید زیرا آمریکا در جنگ جهانی دوم قدرت هژمون و برتر در نظام بین الملل نبود.
 
مصطفی قربانی افزود: بعد از جنگ جهانی دوم بود که آمریکا به ابرقدرت دنیا تبدیل شد و در حالی که خود را قدرت یکه تاز در نظام بین الملل می دانست و به لحاظ نظامی هم هیچ کشوری به اندازه آمریکا توانایی های بالقوه ندارد با سیلی محکم ایران در عین الاسد مواجه شد.
 
وی اظهار داشت: درست زمانی که حفظ پرستیژ بین المللی و هژمونی برای آمریکا اهمیت دارد توانایی پاسخ متقابل به اقدام ایران در عین الاسد را نداشت، البته ناتوانی آمریکا در پاسخ به اقدامات ایران در اتفاقات قبل از عین الاسد هم وجود داشت.
 
قربانی تصریح کرد: ساقط شدن پهپاد فوق پیشرفته گلوبال هاوک آمریکا توسط سپاه و توبیخ نفت کش انگلیسی، مجموعه ای از اقدامات بود که از عجز واقعی امریکا در برابر ایران حکایت دارد. این روند نشان می دهد که آمریکا دیگر آمریکای سابق نیست و رو به افول است.
 
وی گفت: اگر آمریکا توان سابق را داشت با اقداماتی که ایران از سال گذشته تا کنون در برابر آمریکا انجام داد باید به آن پاسخ می داد اما این کار را انجام نداد چون در موقیعت ضعف قرار گرفته و دست قدرت ایران را احساس کرده است.
 
به گفته این کارشناس اتفاقاتی که در حوزه نظامی به ویژه در رویارویی آمریکا با جمهوری اسلامی و عجز این کشور در مقابله با ایران صورت گرفت، وقتی در کنار بحث های اقتصادی قرار می گیرد افول هژمونی بین المللی آمریکا را بیشتر نمایان می کند.
 
 
برای تحلیل افول هژمونی جهانی آمریکا باید به برخی مولفه ها توجه کنیم که از جمله آنها می توان به ضعف نظامی آمریکا در برابر قدرت های نوظهور مثل ایران و آهنگ کند رشد اقتصادی آمریکا در برابرآهنگ فزاینده رشد اقتصادی کشورهایی مانند چین اشاره کرد.
 
امروز داعیه ابرقدرتی آمریکا نه تنها در عرصه نظامی دچار فروپاشی شده بلکه حتی در حوزه اقتصادی هم توان رقابت با کشورهایی مثل چین را ندارد و پیش بینی شده تا سال 2037 رشد اقتصادی چین از آمریکا بیشتر و بزرگتر می شود.
 
سلسله وقایع قبل از انتخابات ریاست جمهوری از ماه نوامبر تا برگزاری انتخابات و بعد ازآن، نشان می دهد آمریکا به لحاظ داخلی با آمریکای چند سال پیش تفاوت دارد زیرا حمله به کنگره آمریکا توسط طرفداران افراطی ترامپ توجه تحلیلگران آمریکایی را هم به خود جلب کرد.
 
ماجرا تا جایی پیش رفت که یک گزارشگر آمریکایی به این موضوع واکنش نشان داد و نوشت اینجا نه بغداد است و نه کابل، اینجا دقیقا آمریکاست و این رفتارها و این قبیل اتفاقات در آمریکا بعید است.
رئیس شورای روابط خارجی آمریکا هم معتقد است این اتفاقی که در حمله به کنگره صورت گرفته است دقیقا نشان می دهد که دوره افول آمریکا شروع شده است.
 
 
مصطفی قربانی همچنین می گوید؛ در داخل ایران بین دو دیدگاه منازعه وجود دارد، دیدگاهی که معتقد است با اتکا به ظرفیت های داخلی می توان مشکلات را حل کرد و دیدگاهی که معتقد است در اتصال، ارتباط و وابستگی به دنیا به ویژه آمریکا می توان مشکلات را حل کرد.
 
سوال اینجاست که به چه آمریکایی می توان اتکا کرد؟ آمریکایی که امروز در موقعیت افول قرار دارد و ناتوان از حل مسائل داخلی و خفظ هژمونی خودش است؟ قطعا خیر.
 
مجموعه تحولات آمریکا این درس بزرگ را برای ایران دارد  که راه حل مشکلاتش را باید در داخل جستجو کند، همانگونه که رهبری روی اقتصاد مقاومتی، استحکام ساختار درونی، نظریه مقاومت و ... تاکید دارند.
 
البته نگاه مذکور به به معنای این نیست که باب مذاکره، تعامل و ارتباط با دنیا بسته شود، ما با دنیا ارتباط برقرار می کنیم به شرطی که طرف های روبرو بر اساس احترام متقابل، حفظ حقوق ملت ایران و بر اساس مقررات بین المللی با ما برخورد کنند.
 
نباید در تعامل با دنیا کلید حل مشکلات را در دست کشورهای دیگر ببینیم، امروز آمریکا خودش گرفتار مشکلات اساسی است بنابراین باید کلید حل مشکلات را نه در ارتباط با آمریکا بلکه در اتکا به ظرفیت های داخلی جستجو کنیم،
 
سابقه تاریخی جنایت هایی که آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران داشته است نشان می دهد اساسا آمریکا قدرت قابل اعتمادی نیست. این بی اعتمادی و عم اعتماد به آمریکا امروز شدید تر از گذشته شده است، چون آمریکا سابقا در موضع ابرقدرتی قرار داشت، در دنیا با مشکل رقابت کشورهای دیگر مواجه نبود و قدرت یکه تاز بود.
 
امروز با یک آمریکای در حال افول مواجه هستیم، قطعا الگوی رفتاری آمریکای در حال افول با آمریکایی که قبلا در موضع هژمونی در نظام بین الملل بوده است، متفاوت خواهد بود. الگوی رفتاری آمریکای در حال افول بسیار متزلزل تر و غیر قابل اعتمادتر خواهد بود.
 
 
آمریکا در وضعیتی قرار گرفته که احساس می کند نظم بین المللی از دستش خارج شده است، طبیعتا برای حفظ این نظم تلاش خواهد کرد تا کشورهای دیگر مانند جمهوری اسلامی را که داعیه مخالفت با آمریکا را دارد را با ابزارهای پیچیده تر کنترل کند.
 
آمریکا با گذر زمان غیر قابل اعتمادتر هم خواهد شد و منطقی نیست مسئولی در جمهوری اسلامی بخواهد حل مشکلات را به این کشور گره بزند. عدم اعتماد به آمریکا برای ما به عنوان یک تجربه و علم اثبات شده تبدیل شده است.
 
تاریخ روابط ایران با آمریکا، یک جانبه گرایی غرب و تلاش آن برای زورگویی علیه ملت ایران را نشان می دهد، آنچه غیر قابل اعتمادی را تشدید می کند این است که در موقعیت افول قرار گرفته است.
 
اگر قرار باشد رابطه یا مذاکره ای با آمریکا صورت بگیرد باید آمادگی داشته باشیم که با بی اعتمادی ها و عدم اطمینان های افزون تری خود را مواجه ببینیم. در نتیجه راه حل مشکلات کشور در داخل است و تجربه ثابت کرده در حوزه هایی که ما به درون اتکا کرده ایم توانسته ایم آسیب ها را حل کنیم و تولید قدرت کنیم.
 
مقال تولید قدرت در ایران حوزه دفاعی و علم و فناوری است، دو حوزه ای که در 42 سال گذشته تحت شدید ترین فشارهای بین المللی قرار گرفتند اما چون به ظرفیت داخل اعتماد شد توانستند موشک بالستیک نقطه زن بسازند و در زمینه هایتک و تکنولوژی های پیشرفته جز 10 قدرت برتر دنیا باشند. 
 
بله این مهم به جز اتکا به ظرفیت های داخلی کشور امکان پذیر نبوده است.


انتهای پیام/
https://www.dana.ir/1696071
ارسال نظر
نظرات