شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان خوزستان
ساعت: 09:39 منتشر شده در مورخ: 1399/11/12 شناسه خبر: 1703095
حال و هوای مردم خوزستان در فجر ۵۷:

از شادی آزادی زندانیان سیاسی تا دارالمبارزه آیت‌الله بهبهانی/ حمایت دانشگاهیان اهواز از همافران

از شادی آزادی زندانیان سیاسی تا دارالمبارزه آیت‌الله بهبهانی/ حمایت دانشگاهیان اهواز از همافران
حال و هوای خوزستان در بهمن‌ماه سال پیروزی انقلاب شنیدنی و خواندنی ست؛ روزگاری که مردم کوچه و بازار، طلبه و کسبه، ارتشی و دانشجو همه یک صف بودند و یک صدا.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از رهیاب، بهمن‌ماه ۱۳۵۷ با اعلان خبر ورود امام به کشور حال و هوای دیگری پیدا کرده بود. مبارزه در شهرهای مختلف با شدت و حدت بیشتری جریان می‌یافت.

در این میان استان خوزستان و به ویژه شهر اهواز یکی از مراکز موثر در مبارزات انقلابی بود. بازخوانی حوادث اهواز در بهمن ماه ۱۳۵۷ به خوبی سیر تحولات و نقش مردم انقلابی خوزستان را در پیروزی انقلاب اسلامی نشان می‌دهد.

اوج‌گیری مبارزات و آزادی زندانیان سیاسی اهواز

در بهمن ماه ۱۳۵۷، شمارش معکوس سرنگونی رژیم آغاز شده بود؛ مبارزات ملت ایران می‌رفت تا طومار رژیم پادشاهی ۲۵۰۰ ساله را در هم بپیچد؛ و در این میان حوادثی که اتفاق می‌افتاد هر لحظه رژیم را به ورطه‌ سقوط و اضمحلال کامل می‌کشانید. در اهواز از بین بردن سرگرد عیوقی، مبارزات دانشگاه و دانشگاهیان را به صورتی جهشی، جلو برد. در حقیقت پس از این اقدام، دانشگاه به دست خود دانشگاهیان اعم از دانشجو، استاد و کارمند افتاد.

از طرفی اثر این مسئله در روزهای بعد خود را به صورت آزادی بخشی از زندانیان سیاسی اهواز نشان داد. زندانیان سیاسی که هفت نفر از مبارزین شهر بودند پس از آزادی، دست به افشاگری بر علیه رژیم زده و اعلام نمودند که گفته‌های مقامات مبنی بر آزادی کلیه‌ زندانیان سیاسی، دروغی بیش نیست و اسامی ۱۰ نفر زندانی را اعلام نمودند که هنوز در بند رژیم پهلوی اسیر بودند.

علام تشکیل مراکز رسیدگی به شکایات مردم توسط دارالعلم آیت‌الله بهبهانی

یکی از نشانه‌های زوال رژیم پهلوی، در بهمن ماه ۱۳۵۷علاوه بر ناتوانی آن در نگهداری زندانیان سیاسی، اداره‌ امور سازمان‌ها و ادارات، کنترل اعتصابات و تحصن‌ها به اداره شهرها نیز کشیده شد؛ چرا که در این مقطع مخصوصاً شهرهای بزرگ، از کنترل مأموران رژیم خارج شد؛ به طوری که مراکزی توسط مردم ایجاد و به رتق و فتق امور مشغول شدند.

در اهواز معتمدین و بخشی از روحانیت در پی چاره‌جویی برای مقابله با ناامنی‌های احتمالی دست به تشکیل این هسته‌ها زده و به اموری از قبیل راهنمایی و رانندگی و رسیدگی به شکایات مردم و حل اختلافات پرداختند. در تأسیس این مراکز نقش روحانیتی که مورد اعتماد مردم بود، مؤثر و کارگشا نشان داد.

متن خبر چنین است: «از سوی جامعه‌ روحانیت، ۲۶ مرکز رسیدگی به شکایات و تصادفات در اهواز تشکیل شد.»‌ معتمدین محلی در ۲۶نقطه‌ شهر اهواز، رسیدگی به تصادفات راهنمایی و رانندگی و حل اختلافات بین مردم را به عهده گرفتند. 

در این زمینه دارالعلم آیت‌الله بهبهانی طی اعلامیه‌ای اعلام کرد: « به پیروی از منویات حضرت آیت‌الله العظمی خمینی سایر مراجع عالی‌قدر، دامت تأییداتهم، به منظور جلوگیری از بروز هر نوع اغتشاش و هرج و مرج که مغایر با نیات عالیه‌ی مبارزهای مقدس ملت ایران بوده و خواست دشمنان تفرقه‌افکن این نهضت می‌باشد؛ برای تأمین امنیت شهر اهواز در مقابل کسانی که مبارزات مذهبی مردم را با ایجاد آتش سوزی و تخریب از مسیر صحیح خود منحرف می‌نمایند، شهرستان اهواز به ۲۶

منطقه تقسیم و در هر منطقه، هیئتی از معتمدین و متدینین محل و کارشناس راهنمایی و رانندگی و حقوقدانان با همکاری یکی از روحانیون به رتق و فتق امور پرداخته و از جوانان متدین و مبارزات هر منطقه، جهت خدمت در موارد ضروری برای اجرای دستوران هیئت معتمد به کار مشغول شده‌اند».

اقدام فرهنگی جوانان اهواز

به موازات حرکت‌های سیاسی و بعضاً نظامی که در اهواز رخ می‌داد، گهگاه حرکت‌های فرهنگی هم صورت می‌گرفت که هر چند در غوغای حرکت‌های سیاسی نمی‌توانست چندان جلب توجه کند، اما در اینجا باید از حرکتی سخن گفت که بسیاری را به خود جلب کرد. این حرکت تشکیل یک نمایشگاه «سیر تاریخی حرکت‌های سیاسی در ایران» بود.

این حرکت که در پاییز سال ۱۳۵۷، به ابتکار و همت بعضی از افراد از جمله سید‌حمید علم‌الهدی و علی شمخانی که تأثیر زیادی در آشنایی مردم شهر اهواز با تاریخ حرکت‌های سیاسی در ایران داشت. شخصیت‌های تاریخی، سیاسی همچون سردارجنگل، سید‌حسن مدرس و سید‌جمال‌الدین اسدآبادی در این نمایشگاه به مردم شناسانده می‌شدند. در مورد انگیزه، چگونگی تشکیل و تأثیر این حرکت در میان مردم، حجت‌الاسلام سید‌حمید علم‌الهدی چنین توضیح می‌دهد:‌ «بعد از فرار شاه بود، فکر کنم همان روزها بود که تصمیم گرفتیم در اهواز یک حرکت فرهنگی به راه بیاندازیم و به این نتیجه رسیده بودیم که برای انقلاب این امر لازم است. رفتیم با آقای حدادپور صحبت کردیم.

گفتیم، آقا شما زینبیه را به ما بده که ما اینجا نمایشگاهی برپا کنیم. ایشان پذیرفت و من رفتم با مقداری تلاش، سیری از تاریخ ۲۰۰سال گذشته‌ ایران مثل مشروطه، جریان جنگل، مسئله شهید مدرس و حرکت‌های شهید سید‌نواب صفوی را تهیه و با یک سری عکس و تصویر در نمایشگاه نصب کردیم. در خاطرم هست آقای علی شمخانی آن زمان دانشجو بودند، که در حدود  ۲سال از ما جلوتر بود. در چندین جلسه که با ایشان گفتگو داشتم، قرار بر این شد که ایشان در مورد مطالب نمایشگاه قبول زحمت کنند.

نمایشگاه، بسیار نمایشگاه مهم و مؤثری شد؛ یعنی در عرض چند روز شاید صدها نفر از مردم اهواز آمدند و از نمایشگاه دیدن کردند و در نمایشگاه، ما که حضور داشتیم و آن جا را اداره می‌کردیم، برای آنها توضیح می‌دادیم که مثلاً سردار جنگل چه کسی بود و چه کارهایی را انجام داده است. این نمایشگاه در مکان زینبیه ادامه پیدا کرد؛ به طوری که در خاطرم هست که تا روزهای پیروزی انقلاب طول کشید.»

حمایت دانشگاهیان اهواز از همافران انقلابی

روزنامه‌ها نوشتند که ۲۸۰۰ تن از همافران و افسران و درجه‌داران پایگاه شاهرخی همدان دست به یک اعتصاب غذای یک هفته‌ای زده‌اند، خبر رسید جمع دیگری به آن‌ها پیوسته‌اند و سپس اعلام شد، پایگاه هوایی بندرعباس به نهضت مردم پیوسته و دست به اعتصاب غذا زده است، هزار نفر از پرسنل هوایی به یک راهپیمایی آرام مبادرت نموده‌اند.

از این به بعد، مسئله‌ پرسنلی هوایی و حمایت از آنان به انقلاب پیوند می‌خورد. اخبار مربوط به دستگیری و شایعات مربوط به اعدام بعضی از همافران بر خروش مردم می‌افزاید.

یکی از فعال‌ترین جریانات سیاسی در اهواز «دانشگاهیان دانشگاه جندی‌شاپور» بودند که بلافاصله پس از حوادث تهران، در بیانیه‌ای با حمایت از آنان، تحت فشار قرار گرفتن آن‌ها از سوی نیروهای آشکار و نهان رژیم پهلوی را محکوم کردند. متن اعلامیه‌ صادره توسط دانشگاهیان اهواز بدین شرح است: «اکنون که گروهی از همافران دلیر، با اعتصابات و تظاهرات پر شکوه خود به صفوف ملت پیوسته‌اند و توسط حامیان استبداد و غارت‌گران بیگانه که درصدد ایجاد شکاف بین ارتش و ملت می‌باشند، تحت فشار و تعقیب قرار گرفته‌اند، پشتیبانی از آنان وظیفه همه‌ی افراد آگاه و مبارز است. دانشگاهیان جندی‌شاپور، عمل عاملان استبداد را محکوم کرده، ضمن ابراز همبستگی با این فرزندان بیدار دل خلق مبارز ایران، اقدام آنان را منطبق بر خواست اکثریت قاطع ملت می‌دانند و خود را در نگرانی اعضای خانواده‌های آنان سهیم می‌شمارند، بدین وسیله از کانون وکلا، جمعیت دفاع از حقوق بشر و سایر مراجع ذی‌صلاح استمداد می‌جویند که در آزادی هر چه سریع‌تر آنان بکوشند. دانشگاهیان دانشگاه جندی‌شاپور ۱۳۵۷/۱۱/۱۸»

پیروزی مردم اهواز و پیوستن ارتش و شهربانی به انقلاب

مقارن با پیروزی‌های بزرگ انقلاب به رهبری امام‌خمینی در تهران، شهر اهواز نیز پا به پای تحولات مذکور، مراحل پیروزی انقلاب را به سرعت طی می‌کرد.

در اهواز با توجه به تدبیر و هوشیاری مردم و رهبران مذهبی و محلی، درگیری شدیدی پیش نیامد و در نتیجه، نیروهای رژیم، درمانده و بی‌انگیزه تسلیم انقلابیون شدند.

آیت‌الله موسوی جزایری جریان تسلیم شدن نیروهای ارتش و شهربانی را چنین توصیف می‌نماید: «صبح روز بهمن بود که یکی از دوستان نزد من آمد و گفت خبر داری یا نه؟ در تهران کار در حال اتمام است و اینجا هم عده‌ای در حال رفتن به طرف شهربانی هستند، با عجله حرکت کردم، رفتیم به شهربانی. یکی دو ساعت طول کشید. یک اصطکاک با منافقین بود که آمده بودند و سهم خود را از اسلحه، مطالبه می‌کردند. بالاخره با سر و صدا آنها را طرد کردیم و یک فشنگ هم به آنها ندادیم.

درگیری دیگر با رئیس شهربانی سرتیپ هاشم هوشمند بود، که زیر بار نمی‌رفت. بالاخره پس از پافشاری زیاد و مشورت او با شمس تبریزی فرماندار نظامی و موافقت او، همه چیز تحویل ما شد و کمیته‌ انقلاب تشکیل گردید و عوامل رژیم دستگیر شدند و بدون خون‌ریزی در لحظات آخر، پیروزی محقق شد.

روز بعد هم به پادگان لشکر رفتیم و آنجا هم، کار با ملایمت تمام شد و همه چیز به ما تحویل داده شد. برای اداره‌ لشکر یک کمیته 5 نفر تشکیل دادم و خودم در رأس آن بودم که برای اهواز، شهردار و فرماندار تعیین کرد. سایر کارهای ضروری را به همین کیفیت و سپس برای تعیین استاندار به تهران رفته و برای تعیین فرمانده‌ لشکر، چند بار با مرحوم شهید سرلشگر قرنی تماس گرفتم و به نتیجه رسیدیم.»

پنجشنبه، ۱۲ بهمن ۱۳۵۷

آبادان- هزاران دسته‌گل، هزاران شیشه گلاب، هزاران کیلو نقل و نبات به مناسبت ورود امام خمینی(ره) به وطن از طرف مردم آبادان به یکدیگر هدیه داده شد. در راهپیمایی که به همین مناسبت از طرف گروه‌های مختلف مردم ترتیب یافته بود، هنگامی‌که مردم از جلو سینما رکس عبور می‌کردند دسته‌گل‌هایی به رسم یادبود بر سر در این سینما می‌گذاشتند و با فریاد این شعار را می‌داند "در طلوع آزادی جای شهدا خالی” این روزها محوطه سینما رکس که شهادتگاه بیش از ۷۰۰ نفر از هموطنان آبادانی ما است به میعادگاه راهپیمایان تبدیل شده بود. همچنین به مناسبت ورود امام خمینی(ره) به وطن از طرف تعاونی اسلامی در این شهر مقدار ۱۷ تن روغن به طور رایگان بین مستمندان توزیع شد.

آغاجاری- نمایشگاه عکسی که در پی بازگشایی دانشکده نفت آبادان به مدت ده روز در این شهر دائر بود و حدود یک‌صد هزار نفر از آن دیدن کردند امروز به آغاجاری منتقل شد. در این نمایشگاه ۱۰ هزار نوار مذهبی و ۷۰ هزار جلد کتاب اسلامی به فروش رفت.

خرمشهر- حدود دو هزار نفر از جوانان خرمشهر که حفاظت از شهر را در شب‌ها بر عهده دارند موفق به دستگیری عده‌ای سارق دوچرخه و موتورسیکلت شدند. این جوانان زیر نظر آیت‌الله نوری و آیت‌الله موسوی شب‌ها تا صبح به کار نگهبانی مشغول هستند. سارقین دستگیر شده در سه باند متشکل شده بودند و به سرقت می‌پرداختند.

دزفول- ساعت ۱۱ (امروز) حدود ۲ هزار نفر از مردم دزفول در حالی که پرچم‌های سبز رنگ در دست داشتند با اتومبیل و موتورسیکلت با بوق زدن‌های ممتد و روشن نمودن چراغ ماشین از دزفول به اندیمشک حرکت و در مقابل درب پایگاه هوایی شعار "برادر هوایی تو نور چشمی مایی” (می‌دادند) که تعدادی از پرسنل پایگاه مذکور قصد خروج از یگان را داشتند که توسط عوامل حفاظتی ممانعت به عمل آمد.

همچنین در ساعت ۱۷ تعداد کثیری از مردم دزفول در گورستان شهدا اجتماع نموده و پس از گذاردن نماز برای انجام تظاهرات به طرف شهر حرکت نمودند.

شوشتر- ۵۰ هزار نفر از اهالی شوشتر و روستاهای اطراف پس از یک راهپیمایی بزرگ در میدان ۱۷ شهریور اجتماع کرده و به کشتارهای اخیر شهرهای کشور اعتراض نمودند؛ پلاکارد‌ها حاکی از آن بود که مردم شوشتر نماینده این شهر را در مجلس به رسمیت نمی‌شناختند.

ماهشهر- امروز روحانیون شهرستان ماهشهر طی اطلاعیه‌ای همبستگی خود را با تحصن‌کنندگان دانشگاه تهران اعلام داشتند.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1703095
ارسال نظر
نظرات