شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: سیاسی
ساعت: 15:31 منتشر شده در مورخ: 1399/12/10 شناسه خبر: 1711271
دانا گزارش می دهد؛

نامه تَکراری برای کسب اعتبار/ خاتمی نگران چیست؛ انسجام ملی یا آینده سیاسی‌اش!

نامه تَکراری برای کسب اعتبار/ خاتمی نگران چیست؛ انسجام ملی یا آینده سیاسی‌اش!
اگرچه رئیس جمهور اسبق در این مقطع زمانی و در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 1400 قرار دارد، با انگیزه انتخابات دست به قلم شده است اما او یک انگیزه قوی تر برای نوشتن این نامه دارد؛ ترس از بی اعتباری سیاسی!

به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یک سایت خبری نزدیک به جریان اصلاحات در روزهای اخیر مدعی شد محمد خاتمی خطاب به مقام معظم رهبری دست به قلم شده و نامه نگاری کرده است.

این اقدام شیخ اصلاحات در نگاه اول اگرچه نشان از انگیزه انتخابات دارد اما با یک بررسی سرانگشتی می توان فهمید که پشت پرده نامه نگاری خاتمی تنها به انتخابات ریاست جمهوری پیش رو منحصر نمی شود، به نظر می رسد خاتمی هوای بازگشت به حاکمیت به سرش زده و دست به قلم شده است.

پس از گذشت بیش از 10 سال از فتنه 88 محمد خاتمی اگرچه چندین بار فرصت داشت از بدنه فتنه و تهمت زنندگان به نظام جمهوری اسلامی ایران فاصله گرفته و خط و مسیر خود را از آنها جدا کند، اما هیچ گاه این کار را نکرد، حال اینکه اراده این کار وجود نداشت یا اعتقاد آن مسئله این است که خاتمی در تمام این سالها پیوند خود را با فتنه گران 88 حفظ کرد.

او در این سالها در حالی که احساس می کرد از موقعیت کاریزماتیک در بین جریان اصلاحات برخوردار است، خود را عامل اجماع ساز و وحدت آفرین در بین احزاب و جریان های سیاسی اصلاح طلب می دانست از این رو همواره تلاش کرد خود را لیدر اصلاحات نشان داده و در مهمترین بزنگاه های کشور یعنی انتخابات های مختلف دست به کار شده و برای اصلاح طلبان خط و ربط تعیین کند.

در جریان انتخابات مجلس نهم در سال 1390 حضور وی پای صندوق خبر ساز شد، کمتر از دو سال از فتنه 88 سپری شده بود جریان حق به جانب اصلاحات با وجود آنکه در انتخابات ریاست جمهوری 88 در کشور فتنه انگیزی کرده بودند دست پیش گرفته و تهدید کردند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

تحریم انتخابات از سوی اصلاحات اما تنها در حد شعار باقی ماند چرا  محمد خاتمی لیدر و شیخ اصلاحات بر خلاف شعار جریانش در روز انتخابات سال 90 در فیروزکوه پای صندوق رای حاضر شد و رسانه ها مشارکت وی در انتخابات و اعتقاد او به اینکه تنها راه انتخاب در جمهوری اسلامی ایران صندوق رای است را به ثبت رساندند.

بعدها این اقدام خاتمی واکنش های بسیاری را در بین جریان اصلاحات به دنبال داشت اما در نهایت روشن شد که وی از انزوا هراس دارد و از هیچ تلاشی برای حفظ جایگاه خود فروگذار نمی کند به طوری که بعدها رفتار سیاسی خاتمی نشان از صحت این ادعا داشت.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری 92 خاتمی از کاندیداتوری حسن روحانی حمایت کرد و رسانه ها خبر دیدار وی با روحانی را منعکس کردند.

خاتمی می خواست با ورود این چنینی به انتخابات و حمایت همه جانبه از حسن روحانی وی را به کرسی ریاست قوه مجریه بنشاند تا از این طریق رد پایی در بخشی از حاکمیت کشور که نماد آن دولت بود، داشته باشد.

اصلاح طلبان به تبع حمایت خاتمی از کاندیداتوری حسن روحانی ساز حمایت از او را سر دادند اما هیچ کس از مرید اصلاحات سوال نکرد که پس تحریم انتخابات چه شد؟ مگر ما نگفتیم که انتخابات را قبول نداریم؟ مگر به بهانه اینکه در انتخابات تقلب می شود فتنه 88 را به راه نینداختیم؟! فتنه 88 را به راه انداختیم که چهار سال بعد دوباره پای صندوق رای حاضر شویم؟

 

 

پس از گذشت چهار سال از ریاست جمهوری حسن روحانی با وجود آنکه رگه هایی از ضعف و بی تدبیری در عملکرد دولت نمایان شده بود اما خاتمی بدون توجه به آن با حمایت دوباره از روحانی ریاست جمهوری وی را تمدید کرد.

شیخ اصلاحات البته به دنبال آن بود که رئیس جمهور بسازد زیرا فکر می کرد هیچ کس مانند او نمی تواند جریان اصلاحات را به اجماع برساند.

خاتمی در جریان انتخابات ریاست جمهوری 96 با کلید واژه «تَکرار» روحانی را راهی پاستور کرد تا از این طریق برای بخشی از بدنه جامعه تصمیم گیری کند.تکرار ریاست جمهوری حسن روحانی نقطه عطف نمایان شدن مشکلات مختلف در حوزه های گونانگون ائم از اقتصادی، معیشتی و سیاست خارجی شد.

 

 

در طول 4 سال گذشته با سقوط برجام، مشخص شدن بی اثر بودن مذاکرات، مشکلات اقتصادی، سوق دادن جامعه به سمت عصبانی شدن و افزایش نارضایتی عمومی برای میل به مذاکره دوباره آرام آرام باعث شد که نه تنها حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور بلکه حامیان وی نیز بی اعتبار شوند.

همین امر مقدمه ای شد تا پروژه حمله به روحانی کلید بخورد. سیاستی که اصلاح طلبان پیش از روحانی در مواجهه با مرحوم هاشمی رفسنجانی آن را به کار بسته بودند؛ یعنی هر زمان منافعشان ایجاب کند از یک نفر حمایت می کنند و به محض اینکه منافعشان به خطر بیفتد پروژه تخریب و حمله به وی را کلید می زنند با این تفاوت که این بار خاتمی هم به عنوان حامی روحانی از حملات اصلاح طلبان در امان نماند.

غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزارن سازندگی در اظهاراتی ضمن درباره عدم وجود رهبری در جبهه اصلاحات خاتمی را رهبر این جریان ندانست بلکه خاتمی را به عنوان یک شخص مورد احترام در جبهه اصلاحات معرفی کرد. کرباسچی حمایت و معرفی لیست امید توسط خاتمی را خطا دانست و این را هم گفت که من دیدم آقای خاتمی هم از شورای شهر و هم از مجلس و هم از دولت ابراز نارضایتی و انتقاد می‌کند.

کرباسچی در اظهارنظر دیگری هم خاتمی را متهم به بازجویی از اصلاح طلبان کرده بود.

فائزه هاشمی هم در اظهارنظری ضمن حمله به خاتمی گفته بود: «مواردی بوده که کارگزاران با آقای خاتمی در یک موضوعی بحث کرده اند، پیشنهاد دیگری داده اند اما ایشان بدون منطقی آن را قبول نکرده یا منطق ضعیفی داشته که قابل قبول نبوده است.»

 

 

صادق خرازی هم در اظهاراتی گفته است «آقای خاتمی نتوانسته جامعه را اقناع کند و این نشان می‌دهد که بین آقای خاتمی، مشاورین ایشان و عمق جامعه فاصله زیادی افتاده است».

نقش خاتمی در هرم اصلاحات به ویژه در طول سالهای اخیر که با ریاست جمهوری حسن روحانی همراه بود بارها از سوی اصلاح طبان زیر سوال برده شد.

حتی وقتی رسانه ها از تشکیل نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان خبر دادند، در بیان جزئیات جایگاه ویژه ای برای خاتمی متصور نشد و رد پای اثرگذاری از او به نمایش در نیامد. 

شیخ اصلاحات در حالی که در شورای عالی سیاست گذاری اصلاحات خود وزنه اثرگذار و یک قطب برای بدنه اصلاح طلبی به شمار می رفت اما در نها اجماع ساز به یک جناح محدود شد.

احساس بی اعتباری جدی بین خودی ها و حاکمیت و علاقه وصف ناپذیر برای برگشتن به اعتبار از دست رفته سرانجام خاتمی را بر آن داشت تا دست به قلم برده و نامه نگاری کند. خاتمی ناامید از جریان خودی به دنبال حفظ حیات سیاسی بر آن شد تا با نوشتن نامه ای خطاب به رهبر انقلاب حداقل بین بخشی از حاکمیت اعتبار از دست رفته را باز آفریند.

و زمین بازی را اول بار اسحاق جهانگیری برای او چید. معاون اول روحانی که خود سابقه طولانی در اردوگاه اصلاحات دارد در اظهاراتی عنوان کرد در سال 95 از طرف جریان اصلاحات به دیدار رهبری رفته بودم تا مطالبی را در این باره مطرح کنم.

اگرچه شیخ اصلاحات در این مقطع زمانی که کشور در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 1400 قرار دارد، با انگیزه انتخابات دست به قلم شده است اما پشت پرده این انگیزه ترس از بی اعتباری است به طوری که براساس برخی بررسی های کارشناسی ترس از بی اعتباری جزء ویژگی های شخصی خاتمی است از این رو وی همواره در تلاش برای کسب اعتبار در بین گروه های مختلف است.

انتهای پیام/ک

https://www.dana.ir/1711271
ارسال نظر
نظرات