شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 09:10 منتشر شده در مورخ: 1399/12/25 شناسه خبر: 1717132
یادداشت؛ نگاهی به سریال «من یک مستاجرم» به بهانه پخش از شبکه آی فیلم

شناخت درست از ژانر کمدی

شناخت درست از ژانر کمدی
عامل اصلی‌ای که سریال من یک مستاجرم را به اثری تماشایی و با کمی اغماض، بدون تاریخ مصرف تبدیل کرده، به شناخت درست سازندگانش از ژانر کمدی و مقوله طنز بازمی گردد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گاهی سادگی با خود اصالت به همراه دارد و جذابیت. چه بسا طنزی ساده و بی پیرایه چنان خوش بر جان و دل مخاطب بنشیند که هزار کمدی روشنفکرانه و پر طمطراق نتوانند. سریال «من یک مستاجرم» بیش و کم مصداق همین سادگی صادقانه است. مجموعه نمایشی‌ای که در عین سادگی، اصالت دارد و بدون پرچانگی و گنده گویی، می تواند بیننده را پای تلویزیون بنشاند و با خود همراه کند. جنس طنزی که سریال پریسا بخت آور از آن بهره می ‌برد، شاید گمشده آثار نمایشی کمدی موخر تلویزیون باشد که بعضی هایشان آمده اند و رفته اند، بدون آن که انتظارات را برآورده کنند و اقبال مخاطب را بینند. گویی فلسفه وجودی شان تنها پر کردن آنتن بوده است و بس.

نکته قابل تامل در پرداخت به سریال من یک مستاجرم، جذابیت این اثر با وجود عدم برخورداری از امتیازی ویژه و خاص است. پریسا بخت‌آور و شادمهر راستین در مقام کارگردان و نویسنده این سریال، با سوژه ای معمولی و به وفور دستمالی شده، داستانی ساده و تقریباً تخت خطی، بازیگران جوان به دور از شمایل ستاره، لوکیشن هایی به شدت محدود و به احتمال زیاد بودجه ای اندک توانسته اند اثری جذاب و چشم نواز را ساخته و روانه آنتن کنند که با وجود گذشت ۱۶ سال از پخش اولیه اش همچنان ارزش دیدن دارد و در قیاس با بسیاری از سریال ‌های امروزی، در جلب نظر مخاطب موفق تر است.

 قصه مستاجر و صاحب خانه، حکایتی قدیمی و ریشه دار است که بارها و بارها دستمایه ساخت فیلم ها و سریال های متعدد قرار گرفته؛ از «اجاره نشین ها»ی داریوش مهرجویی در سینما گرفته تا «روزهای بد بدر» سعید آقاخانی در تلویزیون. من یک مستاجرم هم داستان چند زوج جوان است که در خانه پیرزنی تازه از فرنگ برگشته، حکم مستاجر را دارند و وقتی صاحبخانه مهربان اعلام می ‌کند که قرار است سهم خودش از واحدها را با شرایط ویژه و در اقساط بلندمدت واگذار کند و البته مستاجران فعلی اش در اولویت هستند، نوعی رقابت و کشمکش میان این زوج های جوان برای جلب توجه و به دست آوردن دل صاحبخانه شکل می‌ گیرد، اغلب هم جذاب و دیدنی. از آن سو، بازگشت خواهرزاده این پیرزن به ایران و ورودش به قصه و تصمیم برای فروش سهمش، ماجرا را وارد فاز تازه ‌ای کرده و حوادثی و اتفاقاتی را پیرامونش رقم می ‌زند که تماشایی است.

پیرنگی چنین ساده وقتی در تنور قلم نویسندگانی خلاق و با ذوق همچون شادمهر راستین و سروش صحت قرار می ‌گیرد محصول، خواستنی و چشم نواز می شود. خلق موقعیت های کمیک جذاب در چهارچوب چنین قصه ‌ای و با کاراکترهای معدود و لوکیشن های محدود کار چندان آسانی نیست. به نظر می ‌رسد خالقان من یک مستاجرم از همان ابتدا بنا را بر سادگی و روراستی با مخاطب گذاشته‌ اند و لحنی صادقانه را برای روایت قصه خود برگزیده اند که البته با ریتم و ضرباهنگی مناسب هم همراه است و سریال را در تمامی ۲۶ قسمتش، در یک جایگاه معقول و مقبول نگه می ‌دارد. سازندگان سریال هر جا که احساس کرده اند ممکن است عیار جذابیت قصه شان پایین آمده باشد یا ریتم شان به کندی مبتلا، با ورود کاراکتری جدید و خلق موقعیت های تازه، اثرشان را از ورطه تکرار و ملال آوری رهانیده اند. ورود کاراکترهایی همچون نیلوفر، نوری و پدر ناصر به قصه بر مبنای این استراتژی طرح ریزی شده است.

سریال من یک مستاجرم حتی از منظر حضور بازیگران خیلی معروف و به ستاره نزدیک نیز، از امتیاز خاصی برخوردار نیست و بازیگرانی جوان و معمولی اما به شدت مستعد و با انگیزه را در اختیار دارد. امثال امیر جعفری، ریما رامین فر، بهاره رهنما، آرش مجیدی و حتی سعید آقاخانی در سال های ابتدایی دهه 80، وزن امروزی را نداشتند و به اندازه حالا شناخته شده و محبوب نبودند. این قاعده برای دیگر بازیگران سریال از جمله نورا هاشمی، الهام چرخنده و زهرا داوودنژاد رنگ و لعابی بیشتری هم دارد. شاید بازگو کردن این مطلب خالی از لطف نباشد که جواد عزتی در سریال پریسا بخت آور در نقش کوتاه پیک موتوری رستوران و فقط در یکی دو سکانس حضور دارد.

دستپخت پریسا بخت آور به لحاظ لوکیشن و فضا هم در مضیقه بوده و در نهایت، یک سریال آپارتمانی است با لوکیشن‌ هایی در حد داخل آپارتمان و حیاط و خیابان جلوی خانه. تمام قصه با همین شخصیت های نه چندان پر شمار و در یک اتمسفر بسته روایت می ‌شود.

عامل اصلی‌ای که سریال من یک مستاجرم را به اثری تماشایی و با کمی اغماض، بدون تاریخ مصرف تبدیل کرده، به شناخت درست سازندگانش از ژانر کمدی و مقوله طنز بازمی گردد. طنز سریال، ساده اما در چهارچوب و با مختصات صحیح شکل گرفته و پیش می‌ رود. البته در این ماندگاری یک فاکتور دیگر هم تاثیرگذار است که نباید از آن غافل ماند. موضوعاتی که در من یک مستاجرم به آنها پرداخته می ‌شود، به خصوص آنهایی که به نسل جوان مرتبط است و به طور مشخص، معضل فقدان مسکن برای زوج های جوان، همچنان و با گذشت نزدیک به دو دهه از ساخت سریال نه تنها همچنان موضوعیت دارد که قضا را ببین، مضاعف و گل درشت هم شده است. تورم امروز قابل قیاس با سال ۱۳۸۳ نیست و نرخ کرایه خانه ها که از زمین تا آسمان فاصله دارد. مخاطب جوانی که در روزهای پایانی قرن سیزدهم شمسی به تماشای من یک مستاجرم می نشیند و تلاش جوانان سریال را برای تامین یک سرپناه و سقفی برای بالای سر می بیند، نه تنها با آنها احساس غریبگی نمی‌ کند که از سر ابتلای خودش به این معضل، نهایت همذات پنداری را با قصه و کاراکترها دارد.

تمام نقاط قوتی که از سریال من یک مستاجرم ذکر شد این اجازه را می دهد تا برخی از کاستی ها و نقصان های اثر از جمله پایان خوش باورانه و فانتزی کاذبش و پرداخت زیاد از حد به کمدی کلامی را نادیده گرفت و شتر دیدی، ندیدی.

من یک مستاجرم همچنان اثری جذاب و پر مخاطب است، نشانه اش استقبال فوق العاده مخاطبان شبکه آی‌ فیلم از بازپخش این سریال. شبکه خاطره ساز آی فیلم این روزها سریال من یک مستاجرم را روی آنتن خود دارد، برای اثبات این ادعا که دود همچنان از کنده بلند می ‌شود.

انتهای پیام/

به قلم: محسن محمدی

https://www.dana.ir/1717132
ارسال نظر
نظرات