شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان گیلان
ساعت: 13:55 منتشر شده در مورخ: 1400/01/15 شناسه خبر: 1721380

چرا ایران چین را شریک تجاری خود قرار داد؟/ “برجام پلاس” گزینه ای که تیم بایدن دنبال می کند

چرا ایران چین را شریک تجاری خود قرار داد؟/ “برجام پلاس” گزینه ای که تیم بایدن دنبال می کند
قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین را می توان یک ترفند یا نرمش قهرمانه برای دور زدن تحریم های ریز و درشت آمریکا و همفکرانش دانست.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ۸دی، قرارداد ایران و چین یک توافق چندجانبه است که همه ی بخش های کشور را در بر می گیرد. بخش های اقتصادی، تجاری، سیاسی و…. برای همین تحلیل های مختلفی در حوزه های مختلف از آن می شنویم. به طور مثال کارشناس اقتصادی به یک شیوه تحلیل می کند و کارشناس حوزه بین الملل به گونه ی دیگری. از این روز چون مفاد این قرارداد هنوز علنی نشده هر آنچه گفته شود بر اساس داده های ذهنی است.

 
اما تفاهمنامه، سند یا قرارداد را از بعد حقوقی بیشتر می توان سنجید و کارشناسان حقوق بین الملل می توانند به خوبی در این رابطه ورود کنند و بعد از آنکه مفاد قرارداد مشخص شد می شود در موردش اظهار نظر کرد که”  برد ـ برد بوده” ، “برد ـ باخت بوده” یا در یک کلام  به نفع ایران بوده است ویا که خیر !
 
اما آنچه مشخص است این است که وقتی ماهیت سند هنوز مشخص نیست کسی که واقعگرا باشد و بخواهد تحلیل کند، نباید و نمی تواند چنین قراردادی را سیاه یا سفید ببیند.
 
چرا ایران چین را شریک تجاری خود قرار داده است؟!
 
بعد از روی کارآمدن بایدن در آمریکا خیلی ها امید داشتند او به برجام برگردد و خیلی از مشکلات کشور را، حتی آب خوردن مردم را هم حل کند، اما دیدیم که بایدن نه تنها به برجام برنگشت بلکه به دنبال برجام قوی تری با ابعاد امنیتی و نظامی با عنوان “برجام پلاس” است. برجامی که باز هم به دنبال تحریم و محدود کردن است و می خواهد قدرت استراتژیک ایران را تحت الشعاع خود قراردهد. که این امر در این منظر وقتی پلن های مختلف را بررسی کنیم  و مانند جورچین بازیگران منطقه ای و بین المللی  را کنار هم می بینیم که دنبال هرچیزی هستند جز حل مشکلات خود با ایران و این هرکسی را به دچار تنقاض می کند.
 
در خبر آمده است که “وندی شرمن” معاون وزیر امور خارجه آمریکا یا خود وزیر امور خارجه بار ها از برجام پلاس سخن می گویند و می گویند که نمی خواهیم به برجامی که در سال ۲۰۱۵ امضا شده است برگردیم، بلکه دم از برجام جدیدتری می زنند که از نظر ایالت متحده محکم تر و محدودیت هایش برای ایران بیشتر است.
 
یعنی در ظاهر می گویند می خواهیم به برجام برگردیم، آماده مذاکره هستیم اما در واقع می خواهند توپ را بیاندازند در زمین ایران. آمریکا می خواهد بگوید آماده مذاکره است و کسی که حاضر به مذاکره نیست حکومت ایران است اما واقعیت مطلب این است که آمریکا نمی خواهد به برجام سال ۲۰۱۵ برگردد بلکه هدفش برجام قوی تر با محدودیت های نظامی، امنیتی و موشکی برای ایران است.
 
در مورد برجام صحبت کردیم تا بگوییم با آمدن تیم مذاکره کننده زمان ریاست جمهوری اوباما، آقای “رابرت مالی” و اضافه شدن شخصیتی مانند “آرین طباطبایی” که آشنایی کامل با ایران و ایرانی و سیاست کلی کشورمان دارند، سعی می کنند برنامه ای بچینند که ایران را یا به سمت افراط  یا به سمت تفریط بکشاند.
 
افراط چیست؟! افراط این است که ایران را  به سمت ساخت  بمب هسته ای بکشاند و بخواهد برای بازدارندگی  از تهدیدات احتمالی بسمت دست یابی به صلاح هسته ای برود و سیاستی شبیه به کره شمالی اتخاذ نماید  تا آمریکا و متحدینش  با اجماع جهانی علیه ایران علاوه بر فشارهای اقتصادی حمله نظامی را هم در دستور کار قرار دهند.
 
اما تفریط چیست؟! اینکه ایران خلع سلاح شود و از آرمان های خودش دست بردارد و تحت سلطه آمریکا قرار بگیرد.
 
به نظر می آید عقلای ایرانی باید راه میانه ای را در پیش بگیرند؛ راه میانه همین اقدامی است که صورت گرفته است یعنی توافق با یک قدرت اقتصادی  مانند چین‌!.
 
چرا روسیه نه؟!
 
در قراردادهای بین المللی فاکتورهای مختلفی را در نظر می گیرند‌. یکی از آن فاکتورها این است که هرچقدر طرف مقابل {شریک}از نظر اقتصادی برتر بوده و هم مرز باشد خطرش به مراتب بیشتر است از قدرتی است که به از مرزهای سرزمینی ات دور باشد . روسیه از نظر جغرافیایی به ایران نزدیک تر است و این نزدیکی علاوه بر منافعی را که با خود به مراه دارد  می تواند یک خطرات بالقوه هم باشد . پس چین می تواند به عنوان می تواند از این لحاظ مناسب  باشد.
 
هر چند که در معادلات جهانی منافع حرف اول را می زند اما نمی شود به همین راحتی از کنار بعد تاریخی  هم گذشت و   در نظر نگرفت ، مداخلات مختلفی که در تاریخ، روسیه و سابقا شوروی در ایران داشته، ذهنیت بدی از خود به جا گذاشته است و بی شک نمی توان آن ذهنیت را با عملکرد روس ها در پروژه های همچون نیروگاه بوشهر  را در این مهم نادیده گرفت که چرا ایران خواسته بیشتر به سمت چین متمایل باشد.
 
می توان گفت چین در ازای خرید نفت و سرمایه گذاری در زیرساخت های نفت و گاز ضمن کمک به ایران برای مقاومت در مقابل فشارها، و همچنین درآمدهای این مهم؛ به دنبال نفوذ در آسیای میانه است و راهی بهتر از ایران ندارد که هم از نظر دریایی می تواند از طریق اقیانوس هند و هم  و از راه زمینی با کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، ازبکستان و… ارتباط  بیشتری بگیرد و سهم بیشتری از بازار این کشور ها را تصاحب کند.  پس می توان نتیجه گرفت ایران در بعد نظام بین الملل و فشارهایی که وجود دارد راهی را انتخاب کرده است تا از فشارهایی که آمریکا، کشورهای اروپایی و… ایجاد کرده اند خارج کند.
 
بنابراین قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین را می توان یک ترفند یا نرمش قهرمانه برای دور زدن تحریم های ریز و درشت آمریکا و همفکرانش دانست.
 
میثم گوهرپور
 
انتهای پیام/
 
 
https://www.dana.ir/1721380
ارسال نظر
نظرات