شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان همدان
ساعت: 13:40 منتشر شده در مورخ: 1400/03/02 شناسه خبر: 1736621
روایتی متفاوت از نخستین فاتح و عملدار گمنام خونین شهر؛

راز نگین سرخ مهاجر، در عملیات الی بیت المقدس فاش شد/شهید شهبازی؛ فرمانده ای باغبان و گمنامی آشنا

راز نگین سرخ مهاجر، در عملیات الی بیت المقدس فاش شد/شهید شهبازی؛ فرمانده ای باغبان و گمنامی آشنا
پس از روزها پیگیری با خواهر و برادر شهید محمود شهبازی یکی از فاتحان خرمشهر و از حماسه سازان خرداد، به گفت و گو نشستیم، شناحت این گمنام آشنا راز " الی بیت المقدس" را فاش کرده و امتدادش می تواند مسیر ما را در همه صحنه های انقلاب از جمله انتخابات را روشن کند و انتهایش نیز رهایی قدس از چنگال صهینویسم جهانی باشد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عصر همدان؛ از سال 61 به بعد، بوی خرداد که می آید، با خود نوید پیروزی خون بر گلوله، توپ، تانک و جنگنده های عراقی را می آورد، بوی رشادت ها و شهادت های شهید حسین فهمیده ها، شهید بهنام ها، شهید همت ها، شهید متوسلیان ها، شهید جهان آراها، شهید همدانی ها و شهید شهبازی ها و مهمتر بوی خون پاک شهدا، بوی آزادی خرمشهر و حماسه خرداد را می آورد.

می گویند از ماه ها قبل از عملیات الی بیت المقدس، همان عملیات آزادسازی خرمشهر، نحوه اجرای آن را برنامه ریزی کرده بودند و باید شناسایی ها انجام می شد، در میان افرادی که تیم اصلی شناسایی را تشکیل می داد؛ شهید شهبازی فرمانده سپاه همدان هم بود، 25 روز تمام کار شناسایی عملیات را حتی در شب انجام می داد تنها زیر نور مهتاب.

شهید شهبازی؛ معلم نهج البلاغه

قرآن، نهج البلاغه و رساله امام وسایل جزء همراهان همیشگی او بود و ورد زبانش علی(ع) و غربت مولا.

شهید شهبازی یک روز مانده به آزادسازی خرمشهر یعنی در دوم خرداد نور شهادت در دلش تابید و دعوت حق را لبیک گفت.

او که دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت بود، در پیروزی انقلاب به عنوان راهنمایی برای وحدت دانشحویان در تظاهرات ضد پهلوی هم می درخشید و به ویژه در تسخیر لانه جاسوسی جزء یکی از دانشجویان خط امام محسوب می شد.

شهید شهبازی را به عنوان مفسر نهج البلاغه هم می شناختند و گاه گاهی آیت الله نوری همدانی به جای خود برای تدریس این مهم به کلاس می فرستاد.

او آن قدر گمنام بود که حتی در زادگاهش اصفهان هم قبل از شهادت دوستان و نزدیکانش و در واقع هیچ کس او را عنوان فرمانده نمی شناخت.

گرچه پایگاه مجازی شهید شهبازی و نرم افزار الکترونیکی زندگینامه شهید شهبازی تهیه شده و درباره این شهید بزرگوار کتاب های بسیاری نوشته اند، اما هنوز هم که هنوز ابعاد شخصیتی او آن چنان که باید معرفی نشده است.

کتاب هایی برای معرفی یک فاتح

کتاب هایی هم برای این فاتح گمنام منتشر شده است. عطر شب بوها به قلم حسام از زبان همرزم شهید شهبازی، راز نگین سرخ که به سه زبان انگلیسی، عربی و اردو ترجمه شده،، بی‌نشان، مهتاب خیّن؛ کتبی که در لبنان و سوریه هم توزیع می شود، حماسه بی‌پایان، اولین فاتح روایتی کوتاه از زندگی سردار شهید مهندس حاج محمود شهبازی، مهاجر بخشی از زندگینامه و خاطراتی از سردار شهبازی، پای درس استاد روایتی از سلوک معنوی شهید شهبازی، بهار82 و دو کتاب مثل یک ستاره و مهندس شهر قشنگ در حوزه کتاب های کودک و نوجوانان.

سردار شهید محمود شهبازی که پس از انقلاب در مقابله با اشرار، منافقین و فتح لانه جاسوسی نقش بسزایی ایفا کرد، فرمانده سپاه پاسداران همدان و قائم مقام لشگر 27محمد رسول الله (ص) بود و همان گونه که گفته شد، دوم خرداد ماه سال 1361 و در جریان عملیات بیت‌المقدس، آن حماسه عظیم به جمع شهدا پیوست.

در "نحر خین" یادمان و نمادی از "شهید محمود شهبازی" نصب کنید

یافتن خانواده شهید شهبازی در اصفهان برای خبرنگار رودآور، روزها به طول انجامید.این گزارش روایت گونه برگرفته از مصاحبه های اختصاصی خبرنگار عصرهمدان؛ با حاج احمد شهبازی برادر و مهین شهبازی خواهر شهید شهبازی است، در میان گفت و گوهایی که شد، خواسته برادر شهید آن بود که برای شناساندن شهدا، همرزمان آنان به میدان بیایند و خاطرات خود را برای نسل جوان بازگو کنند و گاهی هم با کمک نویسندگان به رشته تحریر درآورند.حاج احمد از متولیان راهیان نور هم خواست تا "در نحر خین" یادمان و نمادی از "شهید محمود شهبازی" قرار دهند .

و اما برسیم به بخش نخست این گفت و گوها و روایت برادر این شهید بزرگوار از آن روزها...

نمی دانستیم شهید شهبازی فرمانده سپاه بود

خرداد ماه 61، حوالی هشت صبح، صدای درب منزل به گوش رسید، نیم ساعتی می شد مادرم را که تازه از بیمارستان مرخص شده بود به خانه برادرم برده بودند، خدا را شکر سکته قلبی از سرش گذشت، خدا به همه ما رحم کرد، حال و روزش مناسب نبود.

و ما در خانه بودیم، حالا یکی یکی بر تعداد پاسداران افزوده می شد، 20 نفری می شدند، پدر مبهوت در گوشه ای از اتاق نشسته و من، احمد، 9 ساله این طرف و آن طرف می رفتم نمی دانستم ماجرا چیست؟ گفتند فرمانده سپاه همدان شهید شده، پدرم حاج و واج نگاه می کرد و گفت فرمانده شهید شده؟ خدا رحمت کند و حقش را بر ما ببخشد، گفتند حاج آقا، حاج محمود شهبازی فرمانده سپاه همدان شهید شده! و او آرام آرام اشک از گونه هایش جاری شد و یا حسین(ع) گفت.

دادا محمود یک قاری قرآن

عکس دادا محمود را آوردم، بغل کردم و گریه پشت گریه، دا دای خوبم رفت، حالا چه کسی بیاید و برایمان قرآن بخواند؟ چه کسی بیاید برایمان کتاب بیاورد و تشویقمان کند؟ دا دا خیلی زود آسمانی شد...

دا دا محمودم خیلی حواسش به رعایت بیت المال بود، گلایه می کردیم که چرا وقتی به دیدارمان می آید، لااقل برای چند ساعتی ما را به پارک و عالی قاپو نمی برد، او هم می گفت خودروی بیت المال را بروم تحویل بدهم سپاه بعد میایم، می آمد و از دوستانش موتور یا دوچرخه ای امانت می گرفت و ما را می برد گردش.

پیکر مطهر دا دا را اول در همدان، بعد در نماز جمعه تهران با حضور پرشور مردم تشییع کردند، در نهایت مراسم تشییع و تدفین در اصفهان و در زادگاهش انجام شد، تازه آن روز که پیکر دا دا را آوردند، به نه نه گفتیم که حاج محمود رفته، شهید شده قلبش به سختی تحمل کرد، اما استوار ایستاد تا به دشمن بگوید هنوز هم برای اسلام و انقلاب ایستاده ایم.

فرمانده سپاهی که خود را باغبان معرفی کرد

ما تازه آن روزها متوجه شدیم که دا دا محمود فرمانده سپاه همدان بوده، قبل از شهادت، پدر روزی راهی همدان می شود، نزدیکای صبح به همدان رسیده و به سپاه می رود، حاج محمود چمن محوطه سپاه را آبیاری می کرده، بعد از خوش و بش کردن و احوالپرسی، حاج محمود به پدر می گوید که اینجا باغبانی می کند و پدر موقع بازگشت خبر سلامتی فرزندش را به همه می دهد و ما اصلاً تصور نمی کردیم که مسئولیتی داشته باشد.

می گفتند با سربازها نشست و برخواست می کند و یا همان غذایی را می خورد که آنان می خورند، همان مکانی می خوابد و استراحت می کند که آنان استراحت می کنند.شوخ طبع بود، اما حسابی در انجام وظایفش مقید و وقت شناس.

کسی از پست و مقام حاج محمود خبری نداشت، سال ها گذشت و گذشت و همچنان او در گمنامی تمام بود، تا سال 88، یادواره های متعددی برای شهید شهبازی هر ساله برگذار می شد اما به گفته سردار شهید همدانی آنچنان که باید حرفی از شهید در این یادواره ها به میان نمی آمد و گویا قرار بود گمنامی حاج محمود بعد از شهادت هم باقی بماند، تا اینکه تصیم گرفتیم با کمک چندین نفر از همرزمانش، همان شهید خوش لفظ ها، شهید همدانی ها و سردار شادمانی و نویسندگانی مثل حمید حسام و حسین بهزاد و چندین نویسنده دیگر کم کم خاطرات شهید منتشر شود.

توصیه شهید همدانی: برای شناسناندن شهید شهبازی حرکتی کنید

و شهید همدانی گفت شما بروید جلو و برای شهید شهبازی حرکت کنید سپاه محمدرسول(ص) تمام قد پشتتان است.

در حدود سه سالی گذشت و شهید همدانی در یکی از یادواره ها به من رسید و گفت شما توانستید در طول سه سال ره 30 ساله را طی کنید تا جایی که امروز شهید شهبازی دیگر آن گمنام آشنا نیست.

خود شهید همدانی هم برای معرفی ویژگی شهید شهبازی اقدامات بسیاری انجام داد. خاطراتی را که همرزمانش تعریف می کردند برایمان بسیار باور نکردنی بود، از آن روزهایی که حتی گاهی به عنوان مدرس نهج البلاغه به جای آیت الله نوری همدانی سر کلاس حاضر می شده، یا مفسری عالی برای قرآن و نهج البلاغه در دو کوه بوده.

از سال 88 تاکنون نزدیک به 20 جلد کتاب منتشر در راستای تبیین ابعاد شخصیتی حاج محمود، برای سنین مختلف، منتشر شده و شاید در میان این کتاب های راز نگین سرخ و مهتاب خین که به صورت داستانی نوشته شده، بیشترین مخاطب را به خود جذب کرده است.

سنگ تمام همدانی ها برای معرفی شهید شهبازی

مردم دیار خونگرم همدان برای شهید شهبازی پس از شهادتش هم سنگ تمام گذاشتند، از شهید همدانی و حمید حسام گرفته تا مردم خوب این شهر که به صورت گسترده به معرفی او پرداختند و تندیسی که در باغ موزه است و بلوار و کلینیکی که به نام شهید مزین شده است.

حتی شهید خوش لفظ و شهید همدانی دست به تهیه یک برنامه الکترونیکی درقالب یک سی دی با عنوان شناسایی ناتمام در معرفی شهید شهبازی زدند، همرزمان حاج محمود از هیچ کوششی در معرفی او دریغ نکردند.

شهید شهبازی گره گشای اقوام و دوستان

«مهین شهبازی» خواهر شهید شهبازی در گفت و گو با خبرنگار عصرهمدان؛ از برادرش شهیدش می گوید آنجا که هنگام شهادت حاج محمود دانش آموز مقطع راهنمایی بودم و بعد ادامه ماجرا..

10سال از حاج محمود کوچکتر بودم، قدرت نفوذ کلام برادرم در بین اقوام و آشنایان زبانزد بود و به طور عمده همیشه برای حل مشکلات راه حلی داشت و عمده فامیل از او برای گره گشایی کسب تکلیف می کردند.

حاج محمود از هوش بالایی برخوردار بود و جزء رتبه های برتر دانشگاه علم و صنعت تهران، او قبل از انقلاب با افرادی چون سردار فرجیان زاه و جاویدالاثر متوسلیان هم دانشگاهی بود و همه شهید را به فروتنی می شناختند.

شهید شهبازی یک انقلابی به تمام معنا

روزهای دانشگاه برادرم با توزیع اعلامیه حضرت امام(ره)، پیروزی انقلاب و بعد انقلاب فرهنگی در دانشگاه سپری شد و با شروع جنگ هشت ساله صدام علیه ملت ایران از آنجا که همیشه خود را خدمت رسان به مردم و آب و خاک کشورمان می دانست دل را به دریا زد تا در برابر دشمنان اسلام و انقلاب جانفشانی کند.

سردار فرجیان زاده همرزم برادرم بود او که جزء آزادگان است 14 سال پس از شهادت برادرم به خانه ما آمد و درخصوص شهید شهبازی مواردی گفت که ما حتی فکرش را نمی کردیم، اصلا حاج محمود اینقدر در پاسداری از اسلام در خط مقدم باشد.

سردار فرجیان زاده در آن دیدار از رشادت های شهید شهبازی در تمامی صحنه انقلابی گفت؛ آنجا که در دوران رژیم ستم شاهی جزء سردسته های جنبش دانشگاهی برای روشنگری درخصوص جنایات پهلوی بود و از هر فرصتی برای برملا کردن سرسپردگی شاه بهره می گرفت.

حاج محمود در دوران تحصیل دانشگاه بارها اتفاق افتاده بود که از سالن غذاخوری هم برای شروع یک تظاهرات ضد ستم شاهی بهره می گرفت تا جایی که حتی ضربه اول غاشق را او بر روی میز می زد و تداوم کار با خود شهید بود تا یک تظاهرات گسترده شکل بگیرد.

عدالت علی الگوی شهید شهبازی در مسیر زندگی/جاذبه و دفاع حاج محمود برگرفته از نهج البلاغه بود

فکر و ذکر شهید شهبازی توسل به ائمه در تمامی امور بود و همیشه سعی می کرد با الگوگیری از مولای متقیان امام علی(ع) در مسیر عدالت گام بردارد.

جاذبه و دافعه برادرم در برخورد با دوست و دشمن برگرفته از مطالعه عمیق او در حوزه قرآن و نهج البلاغه بود، او همیشه سعی می کرد همچون امام اول شیعیان رفتار کند و دوستان بسیاری داشت، در کار جدی بود و اما آن متانت و ملایمت خاص خودش را هم نشان می داد، او جزء عابدان شب بود و مجاهدان فی سبیل الله در روز.

تا روز شهادتش هیچ کدام از خانواده و اقوام نمی دانستیم که حاج محمود از فرماندهان سپاه است زمانی که پرچم های عزا را بر در خانه زدند تازه متوجه شدیم.

حاج محمود، در شناخت حق از باطل بصیرت نافذی داشت

بصیرت نافذ برادرم را همه دیگر می دانستند، از همرزمان برادرم شنیدم که روزی در دوره فرماندهی اش در سپاه همدان، بنی صدر خائل به اسلام و ملت به همدان سفر می کند، با وجود آنکه بنی صدر رئیس جمهور بود و تصمیم به دیدار با فرمانده سپاه همدان را می گیرد اما حاج محمود با توجه به عمق شناختی که از فتنه انگیزی و روحیه خیانکارانه بنی صدر داشت اجازه دیدار از سپاه را به این خائن نداد.

حاج محمود لایه های پنهان خیانت های بنی صدر را شناخته بود و با بصیرت خاص خود از آن پرده بر می داشت.

حماسه های خرداد؛ نوید بخش آزادی ایران اسلامی است

به گزارش عصرهمدان؛ به حقیقت امام راحل فرمودند شهادت هنر مردان خداست، همان گونه که شهید مطهری عنوان کرده قداست شهدا دو دلیل دارد؛ یکی راهشان که فی سبیل الله است و دیگری انتخاب آگاهانه همین مسیرشان.

امید آن که همگی ما خصوصیت های بارز شهدا را بشناسیم و ادامه دهنده راه این فاتحان و حماسه سازان خرداد باشیم.

بوی خرداد برای ملت ما بوی آزادی است از سوم خرداد و ابتدای ماهش گرفته تا نیمه ماه و 15 خرداد و آن قیامی که در سال 42 رقم خورد و زمینه ساز پیروزی انقلاب 57 شد و انتهای ماهش یعنی 28 خرداد ماه سال جاری و انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری در این شرایط حساس ایران اسلامی، هر رأی ماه حرکتی است در مسیر شهدا و تیری است به قلب دشمنان اسلام و انقلاب.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1736621
ارسال نظر
نظرات