شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان قزوین
ساعت: 10:10 منتشر شده در مورخ: 1400/03/26 شناسه خبر: 1743485
یادداشت؛

چه کسی از بازی صالح و اصلح سود می‌برد؟

چه کسی از بازی صالح و اصلح سود می‌برد؟
اگر به این نتیجه رسیده‌ایم که جلیلی اصلح است، این را هم بدانیم که تکلیف در تثبیت یک دولت انقلابی است، نه به کرسی نشاندن فردی که ما به اصلحیت او رسیده‌ایم و ممکن است تشخیص‌مان خطا داشته باشد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از صبح قزوین، اصل موضوع اصلح و صالح، قبل از آنکه یک قاعده شرعی باشد، یک اصل عقلی است. اصلا این چیزها نیازی به استفتاء ندارد و نمی‌دانم چرا برخی بجای فکرکردن و خواندن، خودشان را خلاص می‌کنند و فتوا می‌طلبند.

 
از زمان آغاز تبلیغات، این سوال مطرح است؛ بین دو کاندیدای مطرح جبهه انقلاب چه کسی بار انقلاب را بهتر به منزل می‌رساند. چه کسی قرار است در رأس آن دولت جوان حزب‌الهی قرار است ببگیرد و چه کسی می‌تواند مدلی موفق از دولت انقلابی را محقق کند؟
 
برای رسیدن به این پاسخ، نیاز است به بررسی و نهایتا حصول نتایج زیر:
 
۱. از کجا می‌دانیم کدام فرد در اداره کشور موفق‌تر عمل خواهد کرد؟ یکی تمرکزش بر بیان برنامه است و دیگری بر ذکر کارنامه. چطور می‌شود تضمین کرد صاحب برنامه، توان اجرای موفق را هم دارا باشد و حرف‌هایش در حد حرف نماند؟ و آیا می‌شود پیش‌گویی بدبینانه‌ای کرد که نکند آن صاحب کارنامه، از برنامه خوب دیگری و تجربه برنامه‌ریزی‌اش استفاده نکند؟ تأمل ما می‌گوید: بخشی از توانایی و قوت هر دو کاندیدای صاحب برنامه و کارنامه، محرز است و بخشی مبهم. اگر بخواهیم ابعاد مبهم آنها را خوب فرض کنیم و به آن اعتماد کنیم، منطقا باید سراغ آنی برویم که تجربه عملیاتی‌اش قابل اتکاءتر است. همو که اتفاقا برنامه هم دارد، ولی نه به آن تفصیل که دیگری توشه راه کرده است.
 
۲. کشور نابسامانی‌هایی دارد که عمدتا ناشی از بی‌شعوری‌های مدیریتی است (درحالت خوشبینانه)؛ رفع عاجل این بهم ریختگی‌ها، مدیرِ مقتدرِ صاحب کارنامه می‌طلبد؛ همه اصول علمی و تجربیات عملی مدیریت، این را تایید می‌کند؛ بلاشک.
 
۳. انتقال کارنامه ممکن نیست، ولی انتقال برنامه به آسانی ممکن است. یعنی صاحب کارنامه، حتی با فرض فقدان برنامه مفصل _ که قطعا اینگونه نیست _ می‌تواند برنامه را دریافت و با کمک صاحبانش آن را بخوبی اجرا کند. پس نبود برنامه آنچنانی، بحران نمی‌آفریند، اما احتمال عدم اجرای درست برنامه، خطرناک است.
 
۴. بنظر می‌رسد اصلا ما نیاز نداریم برای اثبات صلاحیت رییسی، نفی جلیلی کنیم یا بالعکس.
 
هرکدام گلی هستند خوشبو که خوبی‌های آنها بَیــّن و قابل مشاهده است؛ چرا این همه انرژی برای اثبات یکی از این دو نامزد مقبول را جابجا نمی‌کنیم با اصرار بر تشکیل دولتی ممزوج از این دو ظرفیت عظیم و دو سرمایه گران‌سنگ؟
 
۵. برخی طرفداران آقای جلیلی، که حاضر نیستند از طرفداری‌شان کوتاه بیایند، اصرار دارند آراء ایشان از سبد رأی‌های آقای رییسی جداست. واقعا اینطور است؟ به کدام منطق علمی به این نتیجه رسیده‌اند؟ مگر نه این است که در این دو هفته از سبد آراء رییسی کم شده و بر جلیلی اضافه؟ اگر به اصل بقای رأی مانند اصل بقای ماده و انرژی معتقد باشیم، خواهیم دانست که این کاهش و افزایش ارتباط معناداری باهم دارند؛ (البته می‌دانم که همه پاس‌کاری رأی‌ها و جابجایی نظر مردم، صرفا بین این دو کاندیدا نیست).
 
اما تردید نکنید که با این همین روند، انتخابات دور دومی است. دور دومی که یک سر رقابت رییسی است و سر دیگرش، همان دروغگوی متورم کننده دلار و قیمت‌های دیگر. اصرار بیشتر بر اثبات جلیلی به دوست‌داران انقلاب هم ثمری جز کاهش آرای رییسی ندارد و بس. یعنی بازی از پیش برده را ممکن است ۳ بر صفر ببازیم!
 
۶. اگر نمی‌بینیم، ببینیم که همان جناح دروغگویی که خانمان مردم را سوزانده، با نفوذی‌های مذبذبش و با رسانه‌هایش، در کوره اصلح و صالح می‌دمد. اینکه عرض کردم «بازی اصلح و صالح»، منظورم همین است. القا می‌کنند اصلحیت جلیلی و صالحیت رییسی را به متدینین، و دنباله‌روی ما از این مساله، یک خطای راهبردی است که فردای انتخابات، دودش چشم هم‌مان را کور می‌کند.
 
اگر هنوز هم این تحلیل را باور ندارید، ببینید دشمن دارد به چه توصیه و تبلیغ می‌کند، شما برعکس عمل کنید.
 
۷. الان سال ۱۴۰۰ است. دشمن نظام در لباس آخوند و دکتر و حقوقدان و هر خائن دیگری، سال‌هاست خون مردم را در شیشه کرده. با بورس و دلار و تورم و بهم ریختن سامانه‌های اقتصادی و مدیریتی کشور، یک هدف راهبردی را دنبال کرده و آن القای ناکارآمدی نظام اسلامی و ایجاد نارضایتی مردمی و نهایتا حذف پشتوانه مردم از حاکمیت است.
 
به ضرس قاطع باید گفت که دولت سیزدهم، یکی از اولین و آخرین فرصت‌های جبهه انقلاب است.
 
اولین فرصت است چون تاکنون دولت در دست حزب‌الهی‌ها نبوده؛ و آخرین فرصت است چون دولت دروغگویان و بدکاران، تپه سالم باقی نگذاشته و طاقت مردم را به طاق چسبانده. در همین گاه آخر، همین لحظاتی که چند شمشیر تا سقوط خیمه نفاق مانده، دشمن درونی نظام دارد بازی‌ای را راه می‌اندازد تا نفس‌های به شماره افتاده‌اش را احیا کند. نکند در زمین او بازی کنیم و چندروز بعد، دشمن‌شاد شویم.
 
حتی اگر به این نتیجه رسیده‌ایم که جلیلی اصلح است، این را هم بدانیم که تکلیف در تثبیت یک دولت انقلابی است، نه به کرسی نشاندن فردی که ما به اصلحیت او رسیده‌ایم و ممکن است تشخیص‌مان خطا داشته باشد.
 
در پایان، متمسک می‌شوبم به چند جمله از رهبر فرزانه انقلاب، که شاید در باب مسایل اختلافی بالا، حجت را تمام کند:
 
بیانات ۱۴ خرداد ۱۴٠٠ خطاب به مردم:
 
«در قانون اساسی، رجال سیاسی و مذهبی را به عنوان رئیس‌جمهور، رئیس دولت، رئیس قوّه‌ی مجریّه، یعنی همه‌کاره‌ی مسائل کشور قرار داده. این قید «رجال سیاسی و مذهبی» برای چیست؟ برای این است که در میدان سیاست بتواند مصلحت کشور را در نظر بگیرد، در میدان اعتقادات مردم و دین مردم هم بتواند مردم را هدایت کند و کمک کند و در هر دو مورد خردمندانه عمل بکند......»
 
«به حرف زدن و به گفتن و به وعده دادن نمیشود اعتماد کرد؛ در مسائل مهمّ کشور هم همین جور است. خب حرف، آسان است؛ هر کسی می‌آید یک ادّعایی میکند، یک وعده‌ای میدهد، یک حرفی میزند؛ به اینها نمیشود اعتماد کرد؛ باید نگاه کرد و دید که آیا یک عملی در گذشته‌ی این شخص وجود دارد که این وعده را تأیید کند و تصدیق کند، یا نه؛ اگر چنانچه وجود داشت میشود به او اعتماد کرد، وَالّا نه. بنابراین کارآمدی را با حرف نمیشود تشخیص داد.»
 
بیانات ۱ فروردین ۱۴٠٠ خطاب به کاندیداها:
 
«بدانید که مشکل کشور کجا است و مسائل کشور چیست، برای حلّ آن مسائل هم یک برنامه‌ای و راه حلّی داشته باشید، ولو اجمالی؛ حالا نمیگوییم تفصیلی؛ ولو به نحو اجمال، یک راه حلّی برای آن داشته باشید.»
 
محمدحسین فائزی مسول سابق جهاد دانشگاهی قزوین
 
انتهای پیام/

 

https://www.dana.ir/1743485
ارسال نظر
نظرات