شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان تهران
ساعت: 15:15 منتشر شده در مورخ: 1400/06/25 شناسه خبر: 1768795
ارتقای تولید ملی در گرو نیروی انسانی توانمند؛

بی‌توجهی به توانمندسازی نیروی انسانی ضربه‌ای بر پیکره بازار سرمایه

بی‌توجهی به توانمندسازی نیروی انسانی ضربه‌ای بر پیکره بازار سرمایه
بی‌توجهی به رشد آگاهی نیروی انسانی ضربه‌ای مهلک بر پیکره بازارهای سرمایه‌ای و اقتصاد کشور در طول سال‌های متمادی وارد ساخته است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تهران نیوز، خروج از رکود و ارتقای تولید ملی در گرو نیروی انسانی توانمندی است که می‌تواند سازمانی توانمند را با تلاش و آگاهی خود به وجود ‌آورد. توانمندسازی نیروی کار آنچنان از اهمیت بالایی برخوردار است که بسیاری از تولیدکنندگان مطرح دنیا پیش از به کارگیری نیروی توانمند کار در کارخانجات و یا شرکت‌های خود هزینه‌های هنگفتی را برای آموزش و توانمندسازی این نیروها به کار می‌گیرند و پس از آن نیز این آموزش‌ها تعطیل نمی‌شود و در طول فعالیت این آموزش‌ها با به روز رسانی متدهای آموزشی همچنان ادامه دارد.

این موضوع در کشور ما آنچنان که لازم بوده به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش شرط‌های تولید موفق در نظر گرفته نشده و گاه حتی مشاهده می‌شود افرادی که در مشاغل مختلف به کار گرفته می‌شوند صرف داشتن تحصیلات دانشگاهی و بدون داشتن مهارت‌های فنی و حرفه‌ای به کارهایی گمارده می‌شوند که کمترین بازدهی را نسبت به آن کار دارند و در مدت زمان کوتاهی این نیروی کار با بازدهی پایین در روند فعالیت خود مواجه شده و در نتیجه سازمان را با افت مواجه می‌کند.

توانمندسازی نیروی انسانی تحصیلکرده برای آماده سازی آنها جهت ورود به بازار کار از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند به تقویت کسب و کار و رشد اقتصادی کشور کمک کند که در این زمینه سیستم آموزشی کشور باید دست به تربیت نیروهایی بزند که بتوانند گره از اقتصاد کشور باز کند.

ضرورت توانمندسازی نیروی انسانی

امیرحسین آشنا، کارشناس اقتصادی در رابطه با توانمندسازی بازارهای کسب و کار و رقابت پذیر بودن آنها به خبرنگار سرویس اقتصادی تهران نیوز گفت: سرمایه انسانی لازم برای پیشرفت فضای کسب و کار و پیشبرد بهره وری بسیار مهم است و در این زمینه باید به این امر مهم توجه کرد که دانشگاه‌ها در این مأموریت توانایی نسبی نداشته‌اند به این دلیل که منابع آموزشی ایران بسیار عقب‌تر از دنیا است و دانش اساتید محدود به تئوری‌ها و نظراتی است که برخی از آن سال‌هاست باطل و یا بی‌اثر شده است.

وی بها ندادن به دانشگاه‌ها را عاملی تخریب کننده در افزایش آگاهی نیروهای انسانی دانست و افزود: متأسفانه ساختار پایان نامه‌های دانشجویان در دوره‌های کارشناسی و دکتری و یامقالاتی که در کشور به چاپ می‌رسد یک سری کپی برداری و تجربه‌های ناقص از کشورهای دیگر است در حالی که این روش‌ها جواب نمی‌دهد و اگر در سیاست‌های تدوین دانشجویی بازنگری شود موفق‌تر خواهد بود.

این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه نباید عامل آموزش نیروی انسانی را تنها محدود به دانشگاه‌ها شود، توضیح داد: بسیاری از آموزشگاه‌ها، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی مراکز آموزشی دارند اما نقش خود را به درستی ایفا نکرده‌اند به‌طور مثال در تمام این مراکز باید سیستم مدیریت دانش وجود داشته باشد تا در چند مرحله دانش حاصل از تجربه طولانی بازنشستگان را از بدو خدمت تا انتهای خدمت آن‌ها مستندسازی و به اشتراک بگذارد و در اختیار آیندگان قرار دهد.

وی با اشاره به اینکه سیستم مدیریت دانش می‌تواند نقش بسیاری در توانمندسازی نیروی انسانی جوان ایفا کند، بیان کرد: این سیستم کاملا مورد اغفال قرار گرفته از سویی وجه دیگر در تربیت نیروی انسانی بحث توانمندسازی است که این قصور هم از سوی دانشگاه و سازمان‌های دولتی است. توانمندسازی به معنای بالا بردن قدرت و قابلیت خلق ایده‌ها و پرداختن به آنها که منجر به نوآوری و ارتقا فناوری می‌شود اما این امر مهم هیچگا جدی گرفته نشده است.

سوداگری‌های نامولد

آشنا یکی از موانع بزرگ در مسیر تولید را وجود کسب و کارهای موازی غیر مولد یا سوادگری‌های نامولد در کشور دانست که سود بسیار بالاتری نسبت به کار تولیدی دارند و عنوان کرد: در همه اقتصادهای سالم سوداگری‌های نامولد را با اعمال انواع مالیات‌ها سرکوب می‌کنند اما در ایران به رغم وجود قوانین بازدارنده از فعالیت سوداگران در عرصه‌های تولیدی، این قوانین به صورت کارآمدی اجرا نمی‌شود.

وی با بیان این‌که در زمینه امور مالیاتی ابهامات فراوانی وجود دارد، گفت: در شاخص‌های مالیاتی که در زمینه اجرا صدای تولیدکنندگان را درآورده است معافیت‌های مالیاتی با ذکرمصداق به خوبی روشن نشده و هر ممیز مالیاتی می‌تواند یک تعریفی از معافیت‌های مالیاتی داشته باشد و بسته به روحیات خود در لحظه اعمال مالیات می‌تواند این میزان افزایش یا کاهش پیدا کند.

این کارشناس اقتصادی همچنین افزود: سیستم خود اظهاری مالیاتی سال‌هاست به‌دلیل عدم اعتماد بخش‌های مالیاتی اعم از مالیات دهندگان و گیرندگان به درستی مورد استفاده قرار نگرفته است در حالی که این نوع سیستم‌ها در کشورهای توسعه یافته مبنا قرار می‌گیرد و در صورت اثبات خلاف آن افراد خاطی نقره داغ می‌شوند.

وی خاطرنشان کرد: اگر مالیات واقعی گرفته شود و در یک واژه عدالت مالیاتی پیاده شود و به گونه‌ای باشد که تولید کنننده خاص محصول به تولید کنندهای دیگر مالیات یکسان بدهند و اجحافی در این زمینه صورت نگیرد یقینا دلالی و واسطه گری از میان برداشته می‌شود و این فقط در بخش مالیات نیست و در بخش‌های دیگری اقتصادی و پولی هم شاهد این بی عدالتی‌ها هستیم.

بر این اساس استفاده صحیح از ابزار بازارهای سرمایه‌ای همچون بازار بورس کالا در شرایطی که نیروهای کارآمد آموزش دیده در این زمینه بتوانند فعالیت کنند و پذیرش ریسک سرمایه گذاری در بازارهای مولد و ممانعت از فعالیت موازی بازارهای غیر مولد و سوداگری، می‌تواند در روند افزایش سرمایه‌های مالی بازارهای سرمایه‌ای به صورت صحیح و قانونمندی مؤثر باشد که در این میان نباید از مخاطرات به وجود آمده در این بازارها همچون رشد دلالی و یا سرمایه‌های نامعلوم غافل بود و با وضع مالیات‌هایی مانع از رشد آن‌ها شد.

انتهای پیام/*

https://www.dana.ir/1768795
ارسال نظر
نظرات