شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 16:18 منتشر شده در مورخ: 1400/09/03 شناسه خبر: 1787039
گزارش دانا به بهانه آغاز اکران سینمایی «شهر گربه ها»؛

سینمای کودک؛ غفلتی جبران ناپذیر

سینمای کودک؛ غفلتی جبران ناپذیر
سینمای کودک سال هاست که با بی مهری سیاست گذاران این حوزه به دست فراموشی سپرده شده و نیاز به تحولی اساسی دراین ژانر به شدت احساس می شود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سید جواد هاشمی، بازیگری که اکثر مخاطبان او را با فیلم های دفاع مقدسی در خاطر دارند، یک دهه ای می شود که با دغدغه سینمای کودک و در مقام کارگردان و تهیه کننده این ژانر، در این حوزه فعالیت می کند تاجاییکه در سال 97 از طرف بنیاد فارابی جایزه فعال ترین تهیه کننده سینمای کودک را از آن خود کرده است.

به بهانه آغاز اکران سینمایی «شهر گربه ها» به تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی سید جواد هاشمی در سینماهای کشور، مروری کوتاه داریم به فعالیت های هاشمی در ژانر سینمای کودک و فعلیت های او در حوزه ای پرمخاطب و به شدت مغفول.

هاشمی با سینمایی «پیشونی سفید» به تهبه کنندگی مسعود اطیابی در ابتدای دهه 90 پا به این عرصه گذاشت و با داستانی قصه گو و موزیکال توانست نظر مخاطبان و منتقدان را به سمت خود جلب کند و با فروشی 800 میلیونی، تماشاگران و مخاطبان به نسبت زیادی را در آن سال ها به سینما بکشاند.

در ادامه، هاشمی با انگیزه ای که از استقبال تماشاگران از سینمایی اختاپوس یا «پیشونی سفید» گرفت، این بار خود علاوه بر کارگردانی، تهیه کنندگی قسمت دوم «پیشونی سفید» را برعهده گرفت و در سال 96 این فیلم سینمایی را راهی پرده سینما ها کرد که با فروش بیش از 4 میلیاردی مواجه شد و بلافاصله در سال بعد، «پیشونی سفید3» این سه گانه را تکمیل کرد؛ هر چند قسمت سوم این سینمایی در مقایسه با قسمت دوم از فروش کمتری برخوردار شد (بیش از 3 میلیارد تومان) اما باعث نشد تا سید جواد هاشمی با وجود همه سختی ها و گلایه ها و انتقاداتی که در ساخت این فیلم ها به او می شد، دست از کار بکشد و این عرصه را خالی بگذارد.

سال 98 بود که هاشمی سینمایی «تورنادو» را به پرده سینماها رساند. داستانی تخیلی که پروفسوری را روایت می‌کند که موفق به ساخت یک رستوران شده‌است. رستورانی که در نهایت به یک سفینه تبدیل می‌شود. حال با ورود چهار نوجوان به قصه و با شیطنت آنان، این سفینه مقداری زودتر از موعد به پرواز درمی‌آید. سفینه در نهایت به فضا رفته و در یک سرزمین ناشناخته فرود می‌آید.

و حالا پس از دو سال مواجه شدن با ویروس کرونا و تعطیلی های سینماها، «شهر گربه ها» را راهی اکران کرده است؛ اکرانی که خیلی با آن موافق نیست. این کارگردان و بازیگر درباره اکران «شهر گربه‌ها» و اینکه چرا در این مقطع - با توجه به تماشاگران محدود در روزهای کرونایی - تصمیم گرفته یک فیلم کودک را در سینماها نمایش دهد؟ با لحنی جدی و گاهی آمیخته به طنزی تلخ می گوید:‌ واقعیت این است که چاره دیگری نداشتیم، شرایط ما آنقدر بغرنج شده که نمی‌توانستم کار دیگری جز اکران فیلم بکنم. در حال حاضر سه فیلم روی دستم مانده، «تورنا دو ۲»، «شهر گربه‌ها ۱» و «شهر گربه‌ها ۲» که در حال تدوین است. «شهر گربه‌ها۱» را مجبورم اکران کنم چون آنقدر بدهکاری دارم که باید به نحوی برای پرداخت آن‌ها اقدام کنم و پرداخت بدهی‌ها نیز منوط به این است که فیلم فروش خوبی داشته باشد و اگر نفروشد در زندان همه را ملاقات می‌کنم.

هاشمی در این راه با انتقادات فراوانی نیز مواجه بوده است. برخی به او این گلایه و انتقاد را دارند که چرا در فیلم هایی که در این ژانر ساخته ای، با کپی کاری و شبیه سازی ترانه های لس آنجلسی، فقط به فکر گیشه و فروختن بیشتر فیلم هستی و به محتوای فرهنگی اثر توجهی نداری و هاشمی در پاسخ به این انتقادها می گوید: « به عنوان فیلمساز مجبورم تصویرگر نوستالژی پدرها و مادرها در فیلم‌هایم باشم؛ از متن و موسیقی گرفته تا انتخاب بازیگران. مثلاً شاید برای تماشاگر نوجوان تفاوت چندانی میان امیررضا احمدی (بازیگر نوجوان فیلم تورنادو) و اکبر عبدی نباشد ولی این والدین هستند که باید بچه‌هایشان را به سینما بیاورند؛ بنابراین اول آنها باید فیلم را بپسندند.»

«من مجبورم خانواده را به سینما بیاورم. مجبورم پدر و مادر را در سینما بنشانم. بچه‌ها این ترانه را درک نمی‌کنند، اما به محض شنیدن آن دست می‌زنند و شادی می‌کنند. من چاره‌ای ندارم جز اینکه در فیلم نوستالژیک بزرگ‌ترها را هم زنده کنم.»!

هاشمی در گفت و گویی درخصوص سینمای کودک و تفاوت های این دهه و روزهایی که در ان قرار داریم با دهه 60 و 70 معتقد است « مدت هاست زمانیکه همه درباره فیلم کودک صحبت می‌کنند از دهه۶۰ مثال می‌زنند و فیلم‌هایی مثل «دزد عروسک‌ها ‌» و «گلنار» را یادآوری می‌کنند در حالی که باید آن دوران را رها کرد. این چه مقایسه‌ای است؟ هرچند من آرزو داشتم «گلنار» را بسازم ولی در دوران جدید اصلا نباید از آن فیلم‌ها ‌ساخت. باید به دنبال فیلمی ‌پاک و دلنشین بچه‌ها ‌بود. من می‌گویم باید دهه ۶۰ را فراموش کنیم چون بچه‌های الان با بچه‌های دهه ۶۰ تفاوت دارند و زمانه‌ای نیست که درباره آن حرف بزنیم بنابراین باید ببینیم چرا به سینما نمی‌روند؟»

صحبت از سینمای کودک و ساخت آثار درجه یک برای آنها و راه هایی که بتوانیم در این حوزه موفق باشیم، نیاز به بحث های کارشناسی و دقیقی دارد تا همه زوایای این حوزه مورد بررسی قرار گیرد؛ اما بدون شک سینمای کودک سال هاست که با بی مهری سیاست گذاران این حوزه به دست فراموشی سپرده شده و نیاز به تحولی اساسی دراین ژانر به شدت احساس می شود.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1787039
ارسال نظر
نظرات