شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان یزد
ساعت: 14:04 منتشر شده در مورخ: 1401/03/31 شناسه خبر: 1877563
در میزگردی با حضور کارشناسان مطرح شد؛

بی‌مهری جامعه به آسیب‌پذیری زنان سرپرست خانوار دامن می‌زند/ نیاز به بازنگری در تعریف سرپرستی خانوار

بی‌مهری جامعه به آسیب‌پذیری زنان سرپرست خانوار دامن می‌زند/ نیاز به بازنگری در تعریف سرپرستی خانوار
آسیب‌پذیری زنان سرپرست خانوار چه در زمان رسیدن به سن تجرد قطعی، چه بعد از طلاق و چه زمانی که با همسران بیکار یا از کار افتاده زندگی می‌کنند، هر روز در حال افزایش است که بخشی از این مسائل به دلیل محدودیت‌های قانونی و برخی نیز اقتضائات فرهنگی است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یزدرسا، بر اساس مقالات موجود در مورد زنان سرپرست خانوار می توان گفت که زنان سرپرست خانوار از جمله گروه­های محروم جامعه محسوب شده که هم از حیث مادی و هم از جنبه‌های عاطفی و روانی در معرض مخاطراتی قرار دارند.

زنان سرپرست خانوار مقوله ای است که در چهارچوب رفاه خانواده امر مهمی تلقی می شود و حقیقتاً زن و خانواده دو مقوله غیر قابل تفکیک از یکدیگرند. واقعیات موجود در جامعه نشان از آن دارد که علی رغم اعلامیه ها و بیانیه ها و تاسیس نهادها و سازمان های بین المللی مختلف در تحقق حقوق زن، مسئولیت و هزینه های قابل توجه و طاقت فرسای تامین معاش خانواده که بر عهده این قشر آسیب پذیر اجتماعی می باشد در بسیاری از موارد سخت و یا حتی غیر ممکن است و در صورت تحقق نیز زندگی سرشار از سختی ها و محنت ها را متحمل این قشر از جامعه می کند. در این میان زنان سرپرست خانوار دارای مسئولیت سنگین اقتصادی و اجتماعی در خانواده هستند.

به همین مناسبت، مسئولان فعال در این زمینه در میزگرد یزدرسا، ابعاد مختلف مسئله زنان خانوار را مورد بررسی قرار دادند. مشروح این نشست که با حضور دکتر جعفر رحمانی معاون آمار و اطلاعات سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان، اسراء فتاحی کارشناس ارشد روانشناسی و فعال در زمینه خانواده و مهدیه السادات حسینی مطلق  مدیر کل دفتر امور زنان و خانواده استانداری یزد برگزار شد، در ادامه می‌آید:

 

از منظر علم شما، زنان سرپرست خانوار به چه افرادی گفته می­شود؟

رحمانی: منظور از سرپرست خانوار، عضوی از خانوار است که سایر اعضاء او را به این عنوان می شناسند. لازم به ذکر است سرپرست خانوار عضوی از خانوار است که معمولا مسئولیت تامین تمام یا بخش عمده ای از هزینه های خانوار یا تصمیم گیری در مورد آن را بر عهده دارد. سرپرست خانوار لزوما مسن ترین عضو خانوار نیست و می تواند زن یا مرد باشد و معمولا بیش از ده سال سن دارد. بدیهی است که در خانوار یک نفره، تنها عضو خانوار سرپرست خانوار محسوب می شود.  با توجه به اینکه در هر منطقه و کشوری نقش هایی که زنان در خانواده به عهده دارند فرق می کند، تعاریف متفاوتی برای زنان سرپرست خانوار وجود دارد. در تعاریف سازمان بهزیستی، زنان سرپرست خانوار، زنانی هستند که عهدار تامین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوار هستند.

فتاحی: زنان سرپرست خانوار به زنانی گفته می­شود که به تنهایی مسئولیت زندگی خود را به دوش می کشند و به عنوان زنان سرپرست خانوار در جامعه معرفی می شوند. سازمان بین المللی کار، زنان سرپرست خانوار را شامل خانواده هایی می داند که مردان بالغ در آن به دلیل طلاق، جدایی، مهاجرت، عدم ازدواج یا بیوه گی حضور ندارند و یا در صورت حضور، مانند مردان معتاد، بیکار، زندانی، متواری یا از کارافتاده و سهمی در درآمدهای خانواده ندارند. پدیده خانوارهای زن سرپرست به دلایل مختلف در دنیا رو به افزایش است.زنان سرپرست به علت وجود مشکلاتی که در زمینه سرپرستی دارند جزء اقشار آسیب پذیر جامعه محسوب می شوند. زنان سرپرست خانواده، بدون حضور منظم یا حمایت یک مرد بزرگسال، سرپرستی خانواده را به عهده دارند و از همان زمان که همسر خود را به هر دلیلی از دست می دهند مجبور به ایفای نقش های چند گانه ای می شوند که گاهی در تعارض با یکدیگر قرار دارند. از جمله این نقش ها می توان به مسئولیت اداره اقتصادی، اجتماعی و تربیتی خانواده و تصمیم گیری های عمده و حیاتی زندگی اشاره نمود.

حسینی مطلق: سرپرست خانوار به فردی اطلاق می شود که مسئولیت تامین هزینه های زندگی، معاش و سایر امور مادی و معنوی خانوار را بر عهده دارد. در خانوار های یک نفره همان شخص سرپرست خانوار است.

بنابراین زنان و دختران سرپرست خانوار نیازمند به زنانی که بنا به عللی از قبیل: فوت همسر، مفقودالاثر شدن، محکومیت به زندان، مجهول المکان بودن همسر، طلاق، از کار افتادگی همسر به دلیل ابتلا به بیماری صعب العلاج، اعتیاد همسر و نیز دخترانی که به دلیل عدم ازدواج مسئولیت تامین معاش مالی خانواده را بر عهده داشته اطلاق می شود .زنان و دختران خود سرپرست نیازمند به زنان و دخترانی اطلاق می شود که مسئولیت تامین هزینه های زندگی، معاش و سایر امور خود را بر عهده داشته و واجد شرایط حمایت محسوب شوند.

 

زنان سرپرست خانوار استان یزد چه تعداد است؟

رحمانی: بر اساس آمار تهیه شده از سوی اداره مدیریت و برنامه ریزی استان یزد تعداد زنان سرپرست خانوار در ۱۰ سال اخیر که همسر آنها بدون دلیل فوت کرده ۲۹ هزار و ۱۳۰ نفر، زنان سرپرست خانوار به دلیل طلاق ۶ هزار و ۲۶۹ نفر و زنان سرپرست خانوار که هرگز ازدواج نکرده اند ۹۷ هزار و ۸۳۹ نفر هستند که جمع کل این تعداد ۱۳۳ هزار و ۲۳۸ نفر است.

از این تعداد ۱۷ هزار و ۲۱۶ نفر بی سواد و ۸۱۳ نفر دارای تحصیلات عالیه هستند که بیشترین تعداد زنان سرپرست خانوار در سنین ۳۰ تا ۴۰ سال هستند.

حسینی مطلق: در حال حاضر طبق آماری که از سازمان بهزیستی اخذ شده تعداد ۲ هزار و ۳۶۷ خانواده زن سرپرست خانوار در حوزه توانمندسازی خانواده و زنان حمایت مستمر می­شوند و ضمنا در همین دفتر ۴۳۸ خانواده نیازمند دارای فرزند دوقلو و ۵۲ خانواده دارای فرزند سه قلو و بیشتر حمایت می­شوند.

مهمترین مشکلاتی که زنان سرپرست خانوار با آن دست و پنجه نرم می کنند چیست؟

 

رحمانی: چالش‌های پیش روی زنان سرپرست خانوار، از سه بعد فرهنگی مانند مسائل مرتبط با بیوگی و ازدواج مجدد، بعد اقتصادی مانند مسکن و اشتغال و بعد مسائل جمعیتی مانند خانوارهای تک نفره پیروی می‌کند. بنابراین در کنار توجه به توانمند کردن اقتصادی زنان سرپرست خانوار که می‌تواند از طریق اشتغال زایی و ایجاد کسب و کار برای آنها انجام شود و زمینه خروج آن‌ها از چرخه را فراهم می‌کند؛ باید به زمینه‌های فرهنگی و جمعیتی نیز توجه شود.

با توجه به این که تعداد قابل توجهی از زنان سرپرست خانوار ایرانی در سنین بالا قرار دارند و سالخورده شدن جمعیت، بر روند افزایشی آن تاثیرگذار خواهد بود. همچنین تداوم باروری پایین بر افزایش خانوارهای تک نفره که سهم بالایی از آن را زنان سرپرست خانوار تشکیل می‌دهند، اثرگذار خواهد بود.

با توجه به اینکه دو علت اصلی خانوارهای زن سرپرست، فوت همسر و طلاق است؛ توجه به بحث ازدواج مجدد زنان در جامعه ایرانی و چالش‌ها و موانع پیش روی آن، بیش از هر زمانی لازم و ضروری است.

طرد شدگی از سوی جامعه و دیگران از دیگر مشکلات زنان سرپرست خانوار است که متناسب با تلاش­ها و لیاقت­ ایشان نیست. بیشتر آنها در تمامی روابط بین فردی خود‌ در محیط ­کار، رابطه‌ی دوستانه با خویشاوندان و اطرافیان و...، در برقراری رابطه‌ی عادلانه و منصفانه مشکلاتی را تجربه کرده اند و علی­رغم تمایل به ارتباط با دیگران، تفاوت گذاری رفتاری اطرافیان بین آن­ها و زنان دیگر را بی انصافی تلقی می کنند. به علاوه از اینکه اطرافیان در مقایسه با دیگر زنان،  تلاش­های بدون وقفه آن­ها را برای  بهبود وضعیت اقتصادی و تامین مایحتاج زندگی نادیده گرفته و قضاوتی منصفانه در مورد آن­ها ندارند، گله مند هستند.

حسینی مطلق: بیشتر مشکلات زنان سرپرست خانوار از نوع اقتصادی است که به تبع آن فشار روحی و روانی بر آنها وارد می‌کند و بر توانایی و عملکرد آنها نیز تأثیر می‌گذارد که از این موارد می­توان به مشکل مسکن یا مشکلات اقتصادی تهیه مسکن و سرپناه،  عدم اشتغال، نداشتن مهارت حرفه ای لازم و یا نداشتن مهارت کسب و کار؛ که این مشکل عدم اشتغال دائم با توجه به اینکه حضانت فرزندان هم به عهده دارند(مراقبت و نگهداری فرزندان ) بسیار در شرایط زندگی آنها اثرگذار است و مشکل محدودیت‌های اجتماعی که شامل   باورهای غلط و قضاوت‌های تنگ‌ نظرانه افراد جامعه نسبت به طلاق و زنان بیوه که باعث احساس بیگانگی، ناامنی و ناراحتی در روابط خود با دیگران دانسته که موجب می‌شود از حضور در جمع فامیلی احساس معذب بودن کنند و همچنین این قشر بسیار در  معرض آسیب های اجتماعی به نسبت بقیه زنان جامعه قرار دارند.

فتاحی: آسیب های روانشناختی زنان سرپرست خانوار دارای طیف گسترده ای است که شامل موارد مختلفی می­شود. زنان سرپرست خانوار، به دلیل محرومیت‌ها و محدودیت‌های فراوانی همچون محرومیت از نیازهای اقتصادی (خوراک، پوشاک، مسکن ...)، محرومیت از نیازهای فرهنگی (داشتن توانایی، مهارت یا فرصت شغلی، تحصیلات ...)، محرومیت از نیازهای اجتماعی (داشتن اعتبار و نفوذ در بین دیگران، ارتباط با اطرافیان و اعتماد به آن‏ها) و محرومیت از نیازهای سیاسی (احساس عدالت و امنیت) جزو اقشار آسیب‌پذیر جامعه‌اند و بیشتر از سایر گروه‌ها در معرض آسیب‌های روانی هستند. گروه عمده ای از این زنان با فقر، ناتوانی، بی قدرتی به ویژه در ادارة امور اقتصادی خانواده روبه رو هستند به طوری که عزت نفس و سلامت روانی آنان را مختل و زمینة ابتلا به افسردگی و سایر اختلالات را فراهم می سازد. مشکلات بی‌سرپرستی زنان نیز می‌تواند باعث ایجاد انواع اختلالات روانی و رفتاری در آن‌ها از جمله اختلالاتی نظیر پرخاشگری و ناسازگاری با محیط و خانواده و فرزندان، بزهکاری و اعتیاد و افسردگی و سرانجام ناتوانی آن‌ها در اداره زندگی شود. این امکان وجود دارد که زنان سرپرست خانوار هم از حیث مادی و هم از جهت عاطفی و روانی دارای مشکل شوند و اضطراب و استرس بیش‌تر و در نتیجه نوسانات خلقی زیادی را تجربه کنند که این امر می‌تواند باورشان را در مورد توانمندی‌های خویش تحت تأثیر قرار داده و احساس لذت از زندگی را کاهش دهد.

همچنین زنان سرپرست خانوار سطوح بالاتری از آسیب پذیری و استرس را نشان می­دهند.  شاغل بودن، کار در منزل، مراقبت از فرزندان، نگرانی های مالی و عدم برخورداری از منابع حمایتی کافی به طور روزانه سبب اضطراب و پریشانی زنان سرپرست خانوار می شوند و آنها را با مشکلاتی از قبیل بیماری های جسمی، مشکلات خواب و افسردگی مواجه می کنند که در نهایت بهزیستی خود و خانواده شان را تحت تاثیر قرار می­دهند. رویدادهای استرس زای زندگی می تواند هم در شـروع و هـم در تشدید اختلالات روانی و بیمار یهای جسمی نقـش کلیـدی داشـته باشـد.

مجموعه عوامل اجتماعی و اقتصادی سلامت روانی این زنان را تحت تاثیر قرار می­دهد، باعث می­گردد که اغلب آن­ها خلق افسرده داشته باشند، که این خلق افسرده میل به انزوا و کناره­گیری از دیگران را ترغیب می­کند و در نتیجه در یک چرخه معیوب افسردگی آن­ها تشدید می­شود. این زنان به طور دائم با نگرش های منفی فرهنگی نسبت به خود و فرزندانشان مواجه می شوند، نگرش هایی که بسیار عذاب دهنده است و موجب احساس حقارت، درماندگی، ترس و خجالت در آنان می­شود.

افـراد جامعه، فرزندان زنان سرپرست خانوار را به چشم یتیم نگاه می کنند . فرزندان این خانواده ها از وضعیت زندگی خود راضی نیستند چون خانواده های تک واحدی هنوز از نظـر فرهنگـی مورد پذیرش جامعه قرار نگرفته اند و همین امر موجب می شـود کـه در جامعـه در ارتباطـات خـود احساس حقارت، ترس و خجالت و درماندگی کنند.

تاب آوری ظرفیت بازگشتن از دشواری پایدار و ادامه‌دار و توانایی در ترمیم خویشتن است. تاب‌آوری یعنی اینکه فرد بتواند قوام و سلامت روانشناسی خود را در مواجهه با سختی‌ها حفظ کند. تاب­آوری پایین زنان سرپرست خانوار و ‌مقابلة‌ غیرمنطقی‌ با ‌مسایل ‌موجب کاهش خودآگاهی، عزت نفس، پیوندجویی، هدفمندی، خودکارآمدی (حل مساله، تصمیم گیری، مسئولیت پذیری) و کنترل هیجانات می­شود. ‌و شیوع‌ اختلالات‌ روانی‌ را‌ در ‌سطح ‌جامعه ‌به ‌دنبال‌ می­آورد. دلایلی چون عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری و مسائل اجتماعی زمینه ساز های تاب­آوری پایین در این زنان اند.

زنـان سرپرسـت بـه دلیـل زن بـودن و حمـل نقشـی مردانـه بـه طـور ناخواستهای دچار تعارضی رفتاری شده و از سوی دیگر جامعه به دلیـل عـدم حضـور همسر همواره این قشر را نادیده گرفته و به رسمیت نمی شناسد، این آسـیب متضمن خسارتهای جبران ناپذیری برای فرد، خانواده و جامعه است. طرد در بعد ذهنی مقولاتی مربوط به سلامت روانی ذهنی، یعنی میزان احساس رضایت از زندگی، شاد بودن یا منزوی بودن فرد را بیان می­کند و افسردگی و اضطراب از شایع ترین مشکلات مطرودان اجتماعی است و ایـن گـروه از زنـان بـه اذعان بسیاری از تحقیقات با طرد و محرومیت بیشتری نسبت به سایر اقشار مواجه­اند، بـه نظـر می­رسد طرد اجتماعی و هر یک از عوامل تأثیرگذار بر آن بـه­ تنهایی یـا بـه صـورت ترکیبـی از مجموعه عوامل، که نظریه­های طرد اجتماعی مدعی آنند، میتواند بر احساس شادمانی این قشر از زنان تاثیرگذار باشد.

اختلالات خواب ، زیاد یا کم خوابیدن، پریدن از خواب، نرفتن به مرحله خواب عمیق و سخت به خواب رفتن است. با توجه به نوع اختلال خواب، این زنان ممکن است به‌سختی به‌خواب بروند و در طول روز به‌شدت احساس خستگی کنند. کمبود خواب می‌تواند روی انرژی، خلق‌وخو، تمرکز و سلامت کلی تاثیر منفی بگذارد.

زنان سرپرست خانوار به دلیل فراوانی بالای نقش هایی که بر عهده می گیرند، نسبت به سایر زنان تنش بیشتری را تجربه می کنند و این تنش زیاد ممکن است باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن شده و در نهایت سلامت جسمانی آنها را متاثر می کند.

عوامل عمده ارتکاب رفتارهایی نظیر اعتیاد، احساس تنهایی، از هم گسیختگی خانواده، اعتیاد همسر ، نارضایتی از زندگی، فقر و .. است؛ زنان سرپرست خانواری که ارتباط مستحکمی با دیگران (خانواده، دوستان، بستگان) ندارند و همیشه احساس تنهایی میکنند و تنهایی آنان نتیجه ناکامی و شکست است، سعی می­کنند برای فراموشی شکست و ناکامی خود و رهایی از تنش و فشارهای زندگی به مواد مخدر روی آورند.

 

حمایت هایی که از این افراد در زمینه راه اندازی کسب و کار می شود چگونه است؟

حسینی مطلق: انجام مصاحبه های تخصصی توسط مددکار اجتماعی با هدف توانمندسازی، انجام مشاوره های شغلی؛ در صورتیکه زن سرپرست خانوار به شغلی علاقه مند است و در کنار آن، مهارت حرفه ای هم دارد در خصوص راه اندازی کسب و کار با همان حرفه حمایت می شود ، کمک هزینه سرمایه کار و تسهیلات اشتغال از بهزیستی دریافت میکند تا شغلی را راه اندازی کند.

در صورتی که فرد به حرفه ای علاقه مند است و توانایی حرفه آموزی هم دارد، جهت حرفه آموزی و کسب مهارت های لازم معرفی می گردد پس از اخذ مدرک و داشتن مهارت بابت راه اندازی کسب و کار هم آموزش داده میشود و هم حمایت میگردد.

و در برخی موارد فرد متقاضی کسب و کار های خدماتی ساده یا اشتغال با حضور کارفرما است که به شرکت های خدماتی و کارگاه های و کارخانه های مورد اعتماد حوزه اشتغال معرفی میشود و گاها خود فرد آن شغل را از طریق اطلاعیه های سطح شهر پیدا میکند و در آن شغل مشغول میشود.

رحمانی: علاوه بر کمک های نهادهای حمایتی همچون کمیته امداد و بهزیستی در راستای راه اندازی کسب و کار و توانمند سازی زنان سرپرست خانوار از طریق آموزش، پرداخت تسهیلات و ارائه مشاوره های کسب و کار؛ براساس بند "ت" ماده 80 قانون برنامه ششم مبنی بر:

"تهیه و اجرای کامل طرح جامع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار طبق قوانین و مصوبات شورای اجتماعی تا پایان اجرای قانون برنامه توسط ریاست جمهوری (معاونت امور زنان) با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سایر نهادهای ذیربط و تایید برنامه مذکور در هیات وزیران و تصویب در مجلس شورای اسلامی و نظارت بر اجرایی شدن آن"

دولت موظف است شرایطی را برای زندگی بهتر از منظر مادی و معنوی برای زنان سرپرست خانوار فراهم آورد. طرح فوق الذکر طرحی جامع و مانع که با همکاری، هم افزائی و تشریک مساعی بخش دولتی و سازمانهای مردم نهاد، ضمن بازشناسی، بازبینی و اقدام در جهت رفع خلاها و کاستی های سیاست ها و برنامه های موجود دستگاه ها، به ارائه برنامه اقدام و عمل پیرامون موضوعات اقتصاد و معیشت، سلامت و بهداشت ، مساعدتها و تامین اجتماعی و مسکن،  فرهنگی و اجتماعی و حقوقی برای زنان سرپرست خانوار واجد شرایط می پردازد.

با توجه به اینکه در طرح جامع،  زنان سرپرست خانوار واجد شرایط نیازمند و متقاضی توانمند سازی اعم از تحت پوشش نهادهای حمایتی، پشت نوبتی ها و شاغلین بهره مند می شوند لازم به توضیح است که نیازهای این گروه از زنان در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و حقوقی در کمیته های برنامه اقدام و عمل (1.اقتصاد و معیشت ، 2. سلامت و بهداشت ،3. مسکن /مساعدتهای اجتماعی و  تامین اجتماعی ، 4.  فرهنگی / اجتماعی و 5. حقوقی ) شناسایی و برنامه ریزی های مبتنی بر مطالعات و شواهد در این کمیته ها مطابق آیین نامه اجرایی کارگروه ملی توانمندسازی زنان سرپرست خانوار اعلام و به مرحله اجرا در می آید.

 

وظایف جامعه در قبال زنان سرپرست خانوار چیست؟

فتاحی: در خانواده های تک سرپرست حمایت های درک شده از سوی خانواده و اجتماع مانند سپری در برابر رویدادهای استرس زا، اثر مثبت و مستقیم بر کیفیت زندگی دارد. زنان سرپرست خانوار بویژه زنان فاقد همسر، با مشکل تنهایی، انزوا، طردشدگی و عدم درک از سوی دیگران مواجهند. فقدان حمایت های اجتماعی مهمترین عامل پیش بینی پیامدهای منفی وضعیت این زنان است که در مطالعات متفاوتی تاثیر آن بر کاهش کیفیت زندگی مورد تایید قرار گرفته است. فقر، فقدان حمایتهای اجتماعی و نگرش منفی موجب فشار و تنش، فرسودگی و احساس ناتوانی در این گروه از زنان می شود و این امر منجر به بروز اختلالات روانشناختی و تاثیر بر سطح کیفیت زندگی آنان می شود. زنان سرپرست خانوار با استرس های متفاوتی روبرو هستند. توانایی کنترل هیجانات منفی و مقابله صحیح در برابر عوامل استرس زا بر عملکرد روزانه و کیفیت زندگی آنان تاثیر گذار است. به عنوان مثال، سبک مقابله مساله مدار کیفیت زندگی را افزایش می دهد. در این سبک از مقابله، فرد با ارزیابی موقعیت تنش زا، سعی در کنترل هیجانات منفی کرده و بر حل مساله تمرکز می کند، در حالی که سبک مقابله هیجان مدار به عنوان روش سازمان نیافته در مقابله با شرایط استرس زا سبب می شود فرد موقعیت را مصیبت­بار تلقی کند و به جای تمرکز بر حل مشکل به بروز رفتارهایی جهت کاهش احساسات ناخوشایند پرداخته و این مانع تصمیم گیری صحیح می شود. ارتباط مثبتی بین حمایت اجتماعی و سبک مقابله ای با کیفیت زندگی وجود دارد. نقش مداخلات آموزشی در استفاده از شیوه زندگی سالم، سبک های مقابله ای موثر و کسب مهارت های ضروری در افراد مختلف خصوصاً زنان سرپرست خانواده که بسیار آسیب پذیر هستند، نباید نادیده گرفته شود. اگر این مداخلات به صورت علمى و برنامه ریزی شده از طریق الگوهای جامع و شناخته شده صورت گیرد، به طور یقین نتایج بهتری را به همراه خواهد داشت. آموزش مهارت های مقابله ای با فشار روانی موجب افزایش کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی زنان خانه دار می شود. به عبارتی، با آموزش مهارت های مقابله ای موثر مانند بیان احساس، خود رهبری، تقویت خود، حل مساله و بازسازی شناختی می توان کیفیت زندگی زنان را افزایش داد.

رحمانی: دولت وظیفه دارد به مشکلات این زنان سرپرست خانوار توجه کند و با فراهم کردن شرایطی به آن‌ها کمک کند. تامین اجتماعی باید این خانواده‌ها را تحت پوشش خود قرار دهد و با پرداخت مستمری ماهیانه به آن‌ها، از مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی وارده بر این خانواده‌ها کم کنند. ایجاد ظرفیت های شغلی، فراهم کردن شرایط استفاده از امکانات آموزشی در کشور و فرهنگ سازی در خصوص برخورد صحیح با زنان این قشر از جمله وظایف دولت در برابر زنان سرپرست خانوار می باشد.

کمیته امداد و سازمان بهزیستی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی مربوط به زنان، اولویت ساخت مسکن را به خانواده‌های زنان سرپرست خانوار اختصاص داده‌اند تا دغدغه این افراد نسبت به سایر مشکلاتی که در زندگی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند کمتر شود. با این کار بعضی از مشکلات زنان سرپرست خانوار کم می‌شود و به آن‌ها فرصت لذت از زندگی را می‌دهد.

تامین مسکن از نیازهای اولیه هر انسانی است. تامین مسکن، مهمترین دغدغه‌ی زنان سرپرست خانوار است زیرا بیش از نیمی از هزینه زندگی را تأمین مسکن اجاره‌ای تشکیل می‌دهد و اگر سازمان‌های مربوطه این دغدغه را حل کنند آسیب کمتری از جنبه مسائل اقتصادی متوجه زنان سرپرست خانوار می‌شود.

سازمان بهزیستی و تامین اجتماعی برای کمک به این خانواده‌ها برنامه‌های خاصی را انجام می‌دهند. پس از معرفی زنان سرپرست خانوار نیازمند، سازمان بهزیستی پس از تحقیق و اطمینان از شرایط زندگی آن‌ها، این خانواده‌ها را تحت پوشش خود قرار می‌دهد و به صورت ماهیانه به آن‌ها کمک می‌کند.

حسینی مطلق: وظیفه جامعه حمایت از این افراد، بررسی مشکلات و آسیب های پیرامون آنها و ارایه راه حل است. همچنین می توان از ظرفیت و توانمندی آنها استفاده کرد، حتی می توان آنها را در راستای ایجاد اشتغال پایدار توانمند ساخت.

 

حرف ­های ناگفته این قشر از جامعه؟

رحمانی: زنان سرپرست خانوار معمولا با توجه به رفتارهایی که با آنها می شود و اتفاقاتی که در زندگی آنها رخ میدهد احساساتی منفی دارند که از جمله حرف ها و احساسات ناگفته آنها عبارت است از:

محرومیت از نیازهای اقتصادی

محرومیت از نیازهای اقتصادی از اصلی ترین موانع زندگیِ راحت  محسوب می­شود. زنان سرپرست خانوار علاوه بر نقش زنانه خود یعنی همسری، مادری، خانه داری و…، نقش اقتصادی و نان­ آوری را نیز بر عهده داشته اند و از آنجا که اغلب در ایفای این نقش جدید چندان موفق نمی شوند و علی­رغم تلاش بسیار به نتیجه مطلوب و دلخواه دست نمی یابند احساس کمبود و نابرابری می کنند.

محرومیت از نیازهای فرهنگی

آن ها به واسطه جایگاه فروتر فرهنگی خود که عمدتاً با میزان تحصیلات در ارتباط است احساس ناشادی و نابرابری می کنند. از نظر زنان سرپرست خانوار عدم امکان تحصیل به دلیل مشکلات اقتصادی و به دنبال آن، عدم کسب مهارت یا فنّی که بتوانند به وسیله آن کسب شغل و درآمد نمایند همه ارکان زندگی و امنیت شغلی آن ها را تحت تاثیر قرار داده است. چرا که امنیت شغلی، اوقات فراغت مناسب، آینده تحصیلی و ازدواج فرزندان را تضمین می کند.

محرومیت از نیازهای اجتماعی

در تعریف زندگی راحت بیش از 60 درصد از زنان سرپرست خانوار، محرومیت از نیازهای اجتماعی را علت نداشتن یک زندگی راحت و آرامش ­بخش می دانند. آن­ها به دلیل دشواری اداره اقتصادی زندگی خود و خانواده و مسائل فرهنگی نظیر نگاه منفی جامعه به آن­ها، دچار نوعی انزوای اجتماعی شده و ارتباطشان با اطرافیان محدود شده بود بنابراین هیچ اعتمادی به افراد جامعه ندارند.  در نتیجه بسیاری از این زنان «زندگی راحت» را بعد از تأمین اقتصادی، شغل، مهارت و تحصیلات، در داشتن ارتباط خوب با خویشاوندان و همسایگان...  می بینند و از اینکه هیچ اعتبار و نفوذی در میان آن­ها ندارند ابراز ناراحتی می کنند.

محرومیت از نیازهای سیاسی

در نظر آن­ها عدالت و امنیت در سایه توجه مسئولین، به منظور تحقق اهداف و دسترسی به فرصت­های اجتماعی برای رشد و پیشرفت خود و فرزندان تعریف می گردد. تحصیلات و شغل خصوصاً برای فرزندان، دو موضوع اصلی است که همواره و در همه گفت­ و­ گوها، بیان می شود.

مجموعه عواملی همچون پیشینه نامناسب، محرومیت از نیازهای اساسی و ارزیابی از آیندۀ نامناسب، زمینه‌ی طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده است که رهایی از آن برایشان به آسانی امکان‌پذیر نیست. گر چه در بعضی از موارد آن‌ها به صورت ارادی، داوطلبانه و خودخواسته دچار وضعیت طردشدگی شده اند، اما دلایل قانع­ کننده‌ای برای این کناره‌گیری دارند و معتقدند تمام ارتباط­ ها و حمایت­ها، پیامدی جز تحقیر آن‌ها و از دست دادن اعتماد به نفسشان نداشته است. بنابراین انواع ارتباط­ های اجتماعی و خانوادگی را ظاهری و طرد آمیز می دانند. با توجه به وضعیت فعلی نامناسب، این گروه از زنان برای گریز از بازخوردهای منفی از سوی جامعه، تصمیم به کاهش ارتباطات خود در جهت تخفیف استراتژی احساس نابرابری می­گیرند. علاوه بر این، داشتن پیشینۀ نامناسب با استراتژی افسردگی، پیامدی جز انزوای اجتماعی برای آن­ها نخواهد داشت. همچنین نگرانی نسبت به آینده فرزندان، منجر به افزایش تمایل این گروه از زنان به تلاش بیشتر، جهت تامین نیازهای زندگی آتی فرزندانشان و پیشرفت و تحرک خودشان می شود. این تمایل در صورت عدم امکان برآورده شدن، منجر به شکل­گیری استرس عمیق در کنشگران می­گردد. در مقابل این بازخورد منفی، کنشگران به صورت خودآگاه و ناخودآگاه از شبکه های ارتباطی خود فاصله می­گیرند. در نتیجه مجموعه عوامل مذکور زمینه طرد اجتماعی را در دو بعد ارادی و تحمیلی پدید آورده است.

و همچنین مشکلات اقتصادی و نگرش‎های منفی نسبت به زنان سرپرست خانوار در جامعه گریبان‌گیر این زنان است و شرایط زندگی را برایشان دشوار می‌کند. این زنان علاوه بر مشکلات اقتصادی ­ای که دارند از کمبود عاطفی و مشکلات عاطفی نیز برخوردارند. شرایط سخت زندگی از لحاظ مالی و عاطفی منجر به افسردگی و دلسرد شدن این زنان سرپرست خانوار از زندگی می‌شود.

انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1877563
ارسال نظر
نظرات