شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: ورزشی
ساعت: 15:43 منتشر شده در مورخ: 1394/02/19 شناسه خبر: 303133

پژمان جمشیدی: دوست دارم مارادونا را از نزدیک ببینم

پژمان جمشیدی: دوست دارم مارادونا را از نزدیک ببینم
بازیکن اسبق پرسپولیس که این روزها او را بیشتر باید در صحنه‌های تئاتر جست و جو کرد، می‌گوید همیشه دوست داشته تا مارادونا را از نزدیک ببیند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا جلال بابایی، پژمان جمشیدی بازیکن اسبق پرسپولیس است، ولی در تیم‌های دیگری هم بازی کرده است. یک گل ملی بیشتر نزده است. اما حالا دیگر او را به عنوان بازیگر می‌شناسند. سال 92 را با بازی در سریالی با نام خودش سپری کرد. خودش شخصیت شوخ‌طبعی دارد و بازی هم برایش به همین اندازه سهل و ممتنع است. سال 93 تئاتر هم بازی کرد.

پژمان جمشیدی چطور آدمی است؟

نمی‌‌دانم چه بگویم؛ یک انسان معمولی.

بچگی‌تان چگونه گذشت؟

همه‌اش با فوتبال.

چرا فوتبال؟

آن زمان مهم‌ترین تفریحمان بود. من هم به این سمت رفتم.

چرا از همان اول نرفتید سراغ هنرپیشگی؟

اصلا به فکرم نرسید.

زمین خاکی؟

نسل ما خاطره خوبی دارد.

چرا؟

همه از آنجا شروع کردند.

بزرگ‌ترین مصدومیت‌تان چه زمانی بود؟

سال 78 در دیدار با ذوب‌آهن بود که مینیسک پایم پاره شد.

شده مصدوم بشوید، اما دردی حس نکنید؟

مصدومیت همیشه با درد همراه است.

روی برانکارد خوابیدن چه حسی دارد؟

می‌ترسم.

چرا؟

چون احساس می‌کنید هر لحظه ممکن است بیفتید.

خداحافظی از فوتبال؟

افتضاح است. ما خداحافظی نکردیم.

پس چه کار کردید؟

کنار رفتم.

بهترین گلی که زدید؟

با پیراهن سایپا به استقلال گل زدم، تازه با تعویض به میدان آمده بودم.

استقلال؟

یک رقیب سنتی.

بهترین مربی پرسپولیس؟

علی پروین.

الان هم با او ارتباط دارید؟

خودش را کمتر می‌بینم، اما تلفنی درتماسیم.

پسرش؟

فرزندانش برای تماشای بازی‌‌ام می‌آیند تئاتر.

رنگ قرمز؟

رنگ تیمی است که خودم را مدیون آن می‌دانم.

مربی نمی‌شوید؟

خیلی دوست دارم و دو سال هم این کار را در لیگ‌های پایین‌تر انجام دادم.

موسیقی؟

یکی از تفریحاتم است.

خواننده مورد علاقه‌تان کیست؟

نمی‌توانم کسی را بگویم، هر آهنگ خوبی را گوش می‌دهم.

کنسرت هم می‌روید؟

خیلی وقت است نرفته‌ام.

وقتی می‌روید وی‌آی‌پی‌ می‌نشینید؟

دوستان لطف دارند؛ بله.

آخرین باری که از حمل‌ونقل عمومی استفاده کردید؟

زمان خیلی زیادی می‌گذرد، یادم نیست.

نوجوان بودید عاشق هم شدید؟

بله یک بار این اتفاق افتاد.

خب خاطره‌ای ندارید؟

نگویم بهتر است.

بهترین رفیق استقلالی‌تان؟

در سال‌های اخیر نکونام و امیرآبادی بودند.

بیشترین تاوانی که برای رفاقت دادید؟

در این مورد نامش را تاوان نمی‌گذارم.

اصلا رفیق‌باز هستید؟

خیلی زیاد. دوستان زیادی دارم و با آنها رفت و آمد می‌کنم.

باعث شکست تیم شدن چه حسی دارد؟

بستگی دارد در چه تیمی بازی کنید.

مثلا پرسپولیس؟

وقتی در تیم بزرگی هستید، مسلماً اشتباه هم بیشتر به چشم می‌آید.

دربی؟

آرزویم است یک بار دیگر در آن بازی کنم.

اگر محقق شود؟

شاید در جهانی دیگر!

تماشاچی؟

همه لذت فوتبال.

تماشاگرنما؟

خیلی مشکلی با آنها نداشتم.

آنهایی که در جایگاه تماشاچیان به خانواده بازیکنان فحاشی می‌کنند؟

نباید به آن توجه کرد، تاثیری ندارند.

شده با آنها درگیر شوید؟

درگیر نشدم. طرفدار صلح هستم.

علی پروین بداخلاق است؟

اصلاً.

توی رختکن از او می‌ترسند؟

ترس نیست.

پس چیست؟

احترام می‌گذارند.

ریش پروفسوری؟

جذاب است دیگر.

اصلا خودتان را خوش‌تیپ می‌دانید؟

اصلا

چرا؟

آن قدر که در فوتبال آسیب دیدیم.

ظاهر بازیکن چقدر به نظرت مهم است؟

برای ستاره شدن خیلی مهم است.

یک بازیکن فنی و خوش‌تیپ؟

زیاد بودند.

مثلا؟

عابدزاده، نیکبخت.

دیوید بکهام؟

یک ستاره.

الگویت در ورزش؟

الگوی ورزشی نداشتم، اما همیشه دوست داشتم مارادونا را از نزدیک ببینم.

هنرپیشه مورد علاقه‌تان چه کسی است؟

متیو مک کان‌هی انگلیسی.

ایرانی چطور؟

پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا.

در بچگی با کدام فیلم همذات‌پنداری کردید؟

فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند.

سروش صحت؟

آدم خیلی روشن و دوست‌داشتنی.

چه کسی شما را بازیگر کرد؟

محراب قاسم‌خانی.

وقتی قرار بود سریال پژمان ساخته شود چه حسی داشتید؟

می‌ترسیدم.

از چه چیزی؟

از بازی کردن.

چرا؟

چون تا به حال تجربه نداشتم. ریسک بزرگی بود.

از بازی خودتان راضی بودید؟

باور نکردنی بود.

بهترین کارگردان ایران؟

نمی‌توانم شخص خاصی را نام ببرم.

وقتی به گذشته فکر می‌کنی حسرت چه چیزی را می‌خوری؟

حسرت چیزی را نمی‌خورم.

مگر می‌شود؟

دوست داشتم عمر فوتبالی‌ام بیشترمی‌شد.

پایان رأفت؟

بازیکنی با چهره خشن، اما قلبی مهربان

پیراهن مالدینی بالاخره به کی رسید؟

نمی‌دانم والا!

نیکبخت واحدی؟

رفیق دوست‌داشتنی.

بازیکن خشنی بودید؟

خشن نبودم، اما محکم بازی می‌کردم.

کسی را مصدوم کردید؟

بازی ایران و چین بود که تکلم روی یک بازیکن باعث شد، تعویض شود.

فوتبال بازی خشنی است؟

پر برخورد است، اما خشن نیست.

در فوتبال قدرت بدنی مهم‌تر است یا هوش؟

مسلما یک بازیکن خوب هر دوی آنها را باید باهم داشته باشد.

بازی تماشاگرپسند چطوری است؟

پرگل یا پرموقعیت باشد.

بازی‌هایی که مربی‌اش کی‌روش است، تماشاگرپسند است؟

همه چیز بحث فنی نیست.

پس چه؟

در تیمش ستاره‌هایی مانند خداداد، مهدوی‌کیا یا کریمی را ندارد.

اصلا احساست به کی‌روش چیست؟

طرفداراوهستم، اما این روزها ظاهرا سر ناسازگاری دارد.

بعد از فوتبال شغلت چیست؟

بیشتر به دنبال تئاتر هستم که البته آن هم شغل نیست.

برج نمی‌سازی؟

اصلا.

دوست دارید چه نقشی توی سینما بازی کنید؟

کلا کارهای طنز را می‌پسندم.

چرا طنز؟

چون حال مردم را بهتر می‌کند.

جلوی آینه می‌روی چه می‌بینی؟

هر روز موهای سفید بیشتر.

تصورتان از پیرشدن خودت چیست؟

احساس می‌کنم شبیه پدرم می‌شوم.

تصورتان از پیر شدن علی دایی چطور؟

آدم‌های قدبلند خیلی بد نمی‌شوند. علی دایی هم که خوش‌تیپ است.

تعریف‌تان از علی کریمی؟

دوست خیلی قدیمی و بازیکن محبوب و مهربان فوتبال.

عادل فردوسی‌پور؟

فردی با اطلاعات که بحق بر صندلی برنامه 90 تکیه زده است.

آشنایی‌تان با او به برنامه 90 می‌رسد؟

او را قبل از این‌که به تلویزیون برود، می‌شناختم.

چطور؟

همکلاسی برادرم بود.

رضا صادقی؟

نخستین چیزی که به ذهنم می‌رسد رنگ مشکی است.

تیم ملی فوتبال ایران؟

ویترین ورزش است.

توی زندگی نقش مدافع رو بازی می‌کنید؟

راستش هجومی هستم.

فکر می‌کنی در زندگی‌ات از چه کسی بیش از بقیه دفاع کردی؟

طبیعتا خانواده که باید در سخت‌ترین شرایط کنارشان باشی.

اصلا حمایت یعنی چی؟

این‌که با بودنت کسی احساس تنهایی نکند.

توی جایگاه تماشاچیان نشستید؟

بله، آخرین بار سال گذشته بود.

کدام بازی؟

تیم ملی با یکی از کشورهای آفریقایی یا آمریکایی بود.

چه حسی دارد؟

حس خوبی دارد و یک بارهم از بالا بازی را نگاه می‌کنی.

لقب فوتبالی هم داشتید؟

لقب «مارک اوورمارس» هلندی را به من دادند.

کی این لقب را به شما داد؟

تماشاچی‌ها.

انتهای پیام/

 

https://www.dana.ir/303133
ارسال نظر
نظرات