شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان بوشهر
ساعت: 08:54 منتشر شده در مورخ: 1395/03/03 شناسه خبر: 743720
یادداشت

جماعت لبو فروشِ افراطی را چه به داشتن هزلیاتی چون راکتور!

جماعت لبو فروشِ افراطی را چه به داشتن هزلیاتی چون راکتور!
به راستی آن ریاستی که بر جماعت "لبوفروش" حکومت داشت خوب دانست که کار امت "افراطی" و بی بهره از "سوادش" که با زودپز حل می شود را چه به داشتن هجویات و هزلیاتی چون راکتور!!! آنهم تنها و فقط برای تهیه و طبخ کیک از نوع زردش!!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "دانشجونیوز" ،

از: من

به: خودم

نکته: وقتی از و به، من و خودم هستم دیگر چه جای گلایه و عکس العمل گلادیاتورهای سینه چاک

 

-فصلی است چند که سیل درد آنچنان سیاهه ی لشکرش فزون است که از شدت آن این قلم، شکیب فرو نهشته و دامن خردورزی رها نموده است.

باری چون کدخدا دانست که رئیس ملتم بر طبل خدایی او کوفته، به ده مان زد و داشته هامان را در ازای قواله ای برجام نام به بام نیستی کوچاند.

به راستی آن ریاستی که بر جماعت "لبوفروش" حکومت داشت خوب دانست که کار امت "افراطی" و بی بهره از "سوادش" که با زودپز حل می شود را چه به داشتن هجویات و هزلیاتی چون راکتور!!! آنهم تنها و فقط برای تهیه و طبخ کیک از نوع زردش!! به درستی آن فریدون ربانی خوب دانسته بود که ریاستش بر جماعتی عاری از سواد آنقدرها هم سخت نیست که نشود آنها را در پاپس کشیدن از داشته هایش اقناع کرد که البته زمان بر بود ولیکن غایت قصوای مقصود در بیست دقیقه حاصل آمد، تمهید بهینه آن بود که چون خط ولایت راه گشا نبود مدیریت نوین اقتضای آن را کرد که محور را خط کدخدا آبستن باشد.

 

 آن نیکو سرشت که رقعه ی دانشگاهی اش به مهر سرزمین اربابان حلقه ی کدخدا ممهور بود سخن فردوسی وارش مبنی بر حسد مردمان سرزمینش که بر طبل بی اعتمادی کدخدا می کوبیدند مصداق بارزی از من شر حاسدٍ اذا حسد از کلام وحیانی آن فریدون روحانی بود که اگر آن فقیه مفسر فریدونی نبود همچنان برای چیزهای که نباید می داشتیم و عبث می نمود چه ترقه های که باید مجدداً به درشکه علی محمدی ها و شهریاری ها چسبانده می شد و صنف صفورمان را مکدر خاطر می نمود از این بازی های مذبوحانه ی مشمئز کننده ای که کار آنها را مزید می نمود.

صد البته که اصراری به پذیرش گفته خویش از جانب یارانم نیست اما یاداور می شوم تنها ان فریدون الممالک بود که توانست به زعم خود امیرکبیر دیگری برای ده مان دست و پا کند و کلید تمام مصائب مردم آبادیمان را در خنده ی ملیحش بگنجاند و از این باب کدخدا را در ریختن بتن آن هم جهت " استحکام بخشی" هرچه بیشتر حوضچه های کیک رنگیمان متقاعد نماید.

سواد قلم قد نمی دهد ولی گویا تنها امیرکبیرِ رئیس ده ما است که با خنده های ژکُندوارش می تواند اثرگذاری حواریون مسیح را در دل مخاطبان تداعی کند چرا که تنها آن شکرخند سمرقندی(امیرکبیرما) توانست کدخدا را مایل به همکاری در تبدیل داشته هایمان به یادمان کند که البته در این عمل بکر داشته هایمان همیشه به یادمان خواهد بود که اصلاً حُسن یادمان همین به یاد ماندن هاست!!

" اما چه حیف که رئیس دهمان ندانست که آن کدخدای آرزوهایش راهزنی بود که تمام عمر خویش را پشت پرچین ملکمان به پاسبانی نشسته بود تا با داشته هایمان آن کند که کرد."

عادل جوکار

/انتهای پیام

https://www.dana.ir/743720
ارسال نظر
نظرات