اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

میزان اطلاعات رضاشاه از امور بانکی چقدر بود؟

میزان اطلاعات رضاشاه از امور بانکی چقدر بود؟
سرتیپ رضاقلی امیرخسروی مدیرکل بانک ملی دوره رضاشاه، غیرمترقبه توسط او احضار می‌شود. علت احضارش توسط رضاخان این بود که شاه خیال می‌کردند پول سپرده هرکس علی حده (جداگانه) نگاه‌داری می‌شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛سرتیپ رضاقلی امیرخسروی (۱۲۷۵-۱۳۳۷) نظامی دوران قاجار و پهلوی و مدیرکل بانک ملی (۱۳۱۲-۱۳۱۶)، که به گفته ابتهاج، برای خودش در بانک ملی یک رضاشاه کوچک بود و بانک را مثل یک سربازخانه اداره می‌کرد، روز یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۱۵ ش به صورت غیرمترقبه توسط رضاشاه احضار می‌شود: «ساعت ۲ بعدازظهر روز یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۱۵ش، شاه، امیر خسروی رئیس بانک ملی، را احضار می‌کند.

ضمنا دستور داده بود که وضعیت و صورت اعتبارات و موجودی خزانه بانک را همراه داشته باشد. امیر خسروی گفت: معمولا من روزهای جمعه ساعت ۱۰ صبح شرفیاب می‌شدم، احضار آن روز و آن ساعت، خیلی غیرمترقبه بود. ... شاه از من پرسید: این اعتبارات برای شرکت‌ها چیست؟ و از چه محلی پرداخت می‌شود؟ امیر خسروی اظهار می‌کند: این پول‌ها مربوط به درآمد و عایدات کشور نیست، بلکه از موجودی بانک و حساب‌های پس‌انداز افراد پرداخت شده، مثل اعتباری که به بازرگانان و کارخانجات داده می‌شود.

شاه عصبانی شده می‌گوید: چرا این پول‌ها داده شده؟ پول سپرده اشخاص چرا به دیگران داده می‌شود؟ ایشان خیال می‌کردند پول سپرده هرکس علی حده(جداگانه) نگاه‌داری می‌شود، غافل از اینکه سپرده اشخاص، موجودی بانک بوده و بانک آن‌ها را برای معامله به کار انداخته، در نتیجه سود بانک افزوده شده و بهره‌ای که بانک می‌پردازد از همین عایدات معامله است. (به طور معترضه باید اضافه کنم که شاه خیال کرده موجودی خودش در بانک به اشخاص داده شده و مصرف گردیده است. شاید عصبانیت ایشان برای دلسوزی پول و سپرده خودش بوده است، نه سپرده‌های مردم! ... شاه شروع می‌کند به فحاشی که پدرسوخته‌ها این طور پول بانک را از بین می‌برید. می‌دهم شماها را محاکمه و تیرباران کنند».

انتهای پیام/

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
,
,
,
,

منبع:
پژوهشکده مطالعات تاریخ معاصر
عباسقلی گلشائیان، گذشته‌ها و اندیشه‌های زندگی یا خاطرات من، ج ۱، تهران، انتشارات انیشتین، ۱۳۷۷، صص ۳۳۷-۳۳۸

,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه