اخبار داغ

بازخوانی گفت‌وگوی قالیباف با CNN در جنگ روایت‌ها

بازخوانی گفت‌وگوی قالیباف با CNN در جنگ روایت‌ها
در مصاحبه اخیر CNN با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران که صبح ۸ بهمن ۱۴۰۴ در تهران انجام شد، مجموعه‌ای از پیام‌های سیاسی و راهبردی مهم به مخاطب بین‌المللی و به‌ویژه آمریکایی منتقل شد.

اردشیر زابلی زاده-شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در مصاحبه اخیر CNN با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران که صبح ۸ بهمن ۱۴۰۴ در تهران انجام شد، مجموعه‌ای از پیام‌های سیاسی و راهبردی مهم به مخاطب بین‌المللی و به‌ویژه آمریکایی منتقل شد. این گفت‌وگو اگرچه در ظاهر گفت‌وگویی رسانه‌ای بود، اما در سطح استراتژیک حامل پیام‌هایی فراتر از یک گفتگو صرف، برای مخاطب خارجی و مخاطب داخلی ایران بود.
مصاحبه محمدباقر قالیباف، با شبکه خبری CNN را نمی‌توان صرفاً یک گفت‌وگوی رسانه‌ای دانست. این مصاحبه در بستر تهدیدات آشکار و ضمنی آمریکا علیه ایران، تشدید جنگ روانی، و فعال‌شدن ماشین روایت‌سازی رسانه‌های غربی انجام شد؛ ازاین‌رو باید آن را به‌مثابه یک کنش هدفمند در میدان جنگ رسانه‌ای و نبرد روایت‌ها تحلیل کرد. در چنین شرایطی، هر جمله، هر سکوت و حتی انتخاب رسانه، حامل معنا و پیام راهبردی است.
نخستین نکته کلیدی، انتخاب شبکه CNN به‌عنوان بستر مصاحبه است. CNN نه یک رسانه حاشیه‌ای، بلکه یکی از ستون‌های اصلی رسانه‌های جریان غالب هژمون غرب است؛ رسانه‌ای که:
1.    روایت اولیه را تولید می‌کند،
2.    خوراک تحلیلی برای اتاق‌های فکر، سیاست‌گذاران و رسانه‌های ثانویه فراهم می‌آورد،
3.    در بزنگاه‌های امنیتی، نقش تعیین‌کننده در شکل‌دهی ادراک جهانی دارد.
حضور قالیباف در CNN به این معناست که ایران تلاش کرده از موضع کنشگر روایت وارد میدان شود، نه صرفاً واکنش‌دهنده در رسانه‌های داخلی یا همسو. این انتخاب، خود بخشی از پیام است، ایران روایت رسمی خود را مستقیماً در قلب رسانه‌ای غرب مطرح می‌کند.
رئیس مجلس ایران، در این گفت‌وگو، در نقش یک مصاحبه‌شونده منفعل ظاهر نشد. ساختار پاسخ‌ها نشان می‌دهد که او مصاحبه را ابزار انتقال پیام راهبردی می‌داند، نه میدان پاسخ به پرسش‌های طراحی‌شده خبرنگار شبکه حرفه ای و بین المللی غرب. در اصطلاح عملیات روانی – رسانه ای به آن " مصاحبه به‌مثابه عملیات رسانه‌ای، نه پاسخ‌گویی خبری" گفته می شود. در این چارچوب: پاسخ‌ها الزاماً هم‌راستا با صورت سؤال نیستند، مصاحبه حرفه ای مسیر گفتگو را در نقاطی تغییر می دهد و پیام‌های کلیدی مستقل از دام‌های پرسشی منتقل می‌گردد.
این رویکرد، از منظر حرفه‌ رسانه، نشانه درک مصاحبه به‌عنوان کنش قدرت نرم است، نه تعامل خبری برابر.
یکی از مهم‌ترین محورهای جنگ رسانه‌ای غرب علیه ایران، قاب‌بندی حوادث داخلی در چارچوب: بحران مشروعیت – اعتراضات مردمی – سرکوب سیاسی است.
رئیس مجلس، در این مصاحبه تلاش نمود در مقابل قاب بندی رسانه های غرب، کلید واژه اعتراض را در بازقاب‌بندی روایت بحران به مسئله اصلی "امنیت" برگرداند و این یعنی قاب بندی غرب را جابه‌جا نمودن، بدون انکار وجود مسائل اجتماعی، روایت را از سطح "اعتراض اجتماعی" به سطح چالش امنیتی و پروژه بی‌ثبات‌سازی منتقل می شود. اشاره به خشونت سازمان‌یافته، گروه‌های مسلح و ناامنی عمومی، بخشی از همین بازقاب‌بندی است.
در جنگ روایت‌ها، این جابه‌جایی بسیار حیاتی است؛ زیرا:پاسخ‌دادن در قاب رسانه دشمن، حتی با استدلال قوی، به تثبیت همان قاب می‌انجامد،اما تغییر قاب، قواعد داوری مخاطب را عوض می‌کند. یکی از نقاط قوت این مصاحبه، مهندسی پیام متناسب با ذهن مخاطب غربی بود که ترجمه گفتمان ایران به زبان شناختی غرب صورت گرفت.
به نظر می رسد رئیس مجلس شورای اسلامی، عمداً از ادبیات ایدئولوژیک، شعارمحور یا مصرف داخلی فاصله گرفت و به‌جای آن از مفاهیمی استفاده نمود که برای مخاطب غربی قابل فهم و ارزیابی است:
1.    عقلانیت سیاسی
2.    هزینه و پیامد جنگ
3.    ثبات منطقه‌ای
4.    منطق مذاکره در برابر منطق تهدید
این رویکرد نشان می‌دهد که ایشان مخاطب اصلی مصاحبه را نه افکار عمومی داخلی، نه حتی خبرنگار CNN، بلکه نخبگان سیاسی، تصمیم‌سازان امنیتی و تحلیل‌گران غربی قرار داد.
قالیباف در این گفت‌وگو، به‌طور هم‌زمان دو پیام مکمل اما متفاوت را رمز گذاری نمود: 1. مذاکره 2. بازدارندگی، پیام اول (برای افکار عمومی غرب) ایران اهل منطق، گفت‌وگو و عقلانیت است و پیام دوم (برای سیاست‌گذاران و نهادهای امنیتی آمریکا) بود. "جنگ آسان شروع می‌شود، اما پایان آن قابل کنترل نیست و هزینه‌های آن سنگین خواهد بود". این تکنیک که در ادبیات ارتباطات راهبردی به "پیام دوگانه" معروف است، از نشانه‌های مصاحبه حرفه‌ای در شرایط تنش امنیتی است؛ نه عقب‌نشینی، نه تهدید هیجانی، بلکه بازدارندگی عقلانی است. از آنجای که مخاطب این مصاحبه افراد خارجی بودند نه داخلی، در طول مصاحبه، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران از چند خطای رایج پرهیز نمود:
1.    وارد دفاع مستقیم از مشروعیت نشد‌.
2.    دچار عصبانیت یا واکنش احساسی نگردید.
3.    خبرنگار را به چالش شخصی نکشید،
4.     از افشاگری‌های غیرقابل راستی‌آزمایی پرهیز کرد.
این نگفتن‌ها به اندازه گفته‌ها اهمیت دارند. در رسانه‌هایی مانند CNN و BBC، کوچک‌ترین لغزش احساسی می‌تواند کل روایت را علیه مصاحبه‌شونده برگرداند.
در مجموع، این گفت‌وگو در جنگ روایت‌ها نه برای اقناع فوری، بلکه برای کاشت پیام، تضعیف روایت مسلط و ارسال سیگنال راهبردی انجام شده است. در شرایطی که تهدیدات آمریکا علیه ایران با فشار رسانه‌ای و روانی همراه شده، این مصاحبه نشان می‌دهد که میدان تقابل فقط نظامی یا دیپلماتیک نیست؛ میدان روایت نیز بخشی از معادله قدرت است.
رئیس مجلس شورای اسلامی، در این گفت‌وگو تلاش کرد ایران را نه به‌عنوان "سوژه بحران"، بلکه به‌عنوان کنشگر عقلانی، آگاه به هزینه‌ها و مسلط بر پیام خود معرفی کند؛ تلاشی که از منظر رسانه‌ای، قابل تحلیل، قابل آموزش و قابل مقایسه با سایر مصاحبه‌های راهبردی است.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه