نقدی بر جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر؛
تحریم در حاشیه، سینما در متن/ روایت فجر چهلوچهارم
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی به خط پایان رسید که پیش از آنکه با فیلمهایش قضاوت شود، با حاشیههایش سنجیده شد، از تحریمهای پرسروصدا و غیبت برخی چهرهها تا حضور غیرمنتظره رئیسجمهور در اختتامیه.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر در شرایطی به پایان رسید که بیش از آنکه یک رویداد صرفاً سینمایی باشد، به صحنهای برای تقابل سیاست، رسانه و فرهنگ تبدیل شد. جشنوارهای که زیر سایه فراخوانهای تحریم، موضعگیریهای هنرمندان و التهاب فضای اجتماعی قرار گرفت و از همان روزهای نخست، روشن بود که داوری درباره آن تنها با معیار کیفیت فیلمها ممکن نخواهد بود.
در این دوره، فجر نه فقط محل نمایش آثار سینمایی، بلکه میدان سنجش نسبت سینما با جامعه شد، نسبت سینماگران با مخاطبانشان و نسبت اعتراض با کنش فرهنگی. برخی چهرهها راه قهر و غیبت را برگزیدند، برخی ترجیح دادند سکوت کنند و گروهی دیگر، آگاهانه در جشنواره ماندند و بر این باور بودند که گفتوگو، حتی در شرایط دشوار، از حذف و انصراف مؤثرتر است.
حواشی سیاسی و اجتماعی، از تحریمهای پرسروصدا گرفته تا غیبت معنادار برخی برندگان سیمرغ در مراسم اختتامیه، عملاً متن جشنواره را تحتالشعاع قرار داد. در این میان، حضور غیرمنتظره مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، در تالار وحدت و سخنان او درباره نقش ترمیمگر هنر در جامعهای زخمخورده، بار دیگر نشان داد که جشنواره فجر همچنان جایگاهی فراتر از یک رویداد صنفی دارد و بهمثابه آیینهای از وضعیت فرهنگی کشور عمل میکند.
تحریم؛ ادعای بزرگ با اثری ناچیز
تحریم جشنواره فیلم فجر، بیش از آنکه کنشی مؤثر باشد، به یک ژست رسانهای شبیه شد. نه فیلمی از مسابقه کنار رفت، نه سالنها خالی ماند و نه چرخه سینما مختل شد. بلیتها طبق روال سالهای گذشته فروش رفت و خانه جشنواره، با وجود محدودیت رسانهها، در اغلب سانسها پر بود.
علی رفیعی وردنجانی، منتقد سینما، در این خصوص با صراحت میگوید: جشنواره فجر متعلق به مردم است، نه دولتها. تحریم آن، نه ضربه به قدرت سیاسی، بلکه پشتکردن به مخاطب است. او با اشاره به مواضع برخی هنرمندان خارجنشین تأکید میکند ایستادن پشت دوربین رسانههای معاند، شجاعت نیست؛ شجاعت، ماندن و حرفزدن در متن جامعه است.
سینماگران علیه سینما
آرش فهیم، منتقد سینما، تحریم را «مکگافین» میداند؛ حاشیهای پرصدا و کماثر.
وی معتقد است جشنواره فجر مهمترین موتور محرک سینمای ایران در رکود زمستانی است و تضعیف آن، نه به حاکمیت ضربه میزند و نه معادلات سیاسی را تغییر میدهد، بلکه فقط سینما و خود سینماگران را تضعیف میکند
به گفته او، واقعیت این است که اگر جشنواره تعطیل شود، دولت فقط کمتر هزینه میکند؛ اما سینما، تریبون اصلی خود را از دست میدهد.
غیبتها و یک حضور معنادار
عدم حضور برخی برندگان سیمرغ از جمله آزیتا حاجیان و شهرام حقیقتدوست، بیش از آنکه نشانه بحران باشد، انتخابی شخصی یا حرفهای بود. جوایز اهدا شد و روند جشنواره متوقف نشد.
در مقابل، حضور ناگهانی مسعود پزشکیان، رئیس جمهور کشورمان، در مراسم اختتامیه تالار وحدت، توجهها را به خود جلب کرد.
پزشکیان با اشاره به زخمهای تلخ جامعه، از هنرمندان خواست نقش ترمیمکننده داشته باشند، نه تشدیدکننده شکافها؛ پیامی که نشان داد سینما هنوز عرصه گفتوگوست، نه قهر.
فیلمها؛ متوسط و قابل دفاع
از منظر کیفی، جشنواره ۴۴ شگفتی بزرگی نداشت، اما نسبت به دوره قبل یک گام جلوتر بود. «نیمشب» با دریافت جوایز متعدد، از جمله بهترین فیلم از نگاه ملی، شاخصترین اثر جشنواره بود.
فیلمهایی چون «زندهشور»، «اسکورت» و «سرزمین فرشتهها» نیز توانستند توجه داوران و مخاطبان را جلب کنند و نشان دهند سینمای ایران، با وجود همه حاشیهها، هنوز زنده است.
هنر، سیاست نیست
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر یک واقعیت ساده را دوباره عیان کرد که تحریم جشنواره، نه سینما را متوقف کرد، نه سالنها را خالی گذاشت و نه حتی معادلات فرهنگی را تغییر داد. آنچه باقی ماند، صرفاً چند بیانیه و حجم زیادی هیاهوی مجازی بود، هیاهویی که با روشن شدن چراغ سالنها، عملاً به حاشیه رفت.
جشنواره فجر نه مُلک دولتهاست و نه تریبون یک جناح خاص، این رویداد، مهمترین نقطه تماس سینمای ایران با مردم است. هرکس آگاهانه از آن کنار میکشد، پیش از هر چیز، خودش را از مخاطب دور میکند، نه ساختار را.
تحریم، اگر قرار بود مؤثر باشد، باید هزینه میداشت، اما آنچه دیدیم، بیشتر نمایش اعتراض بدون پرداخت هزینه بود. اعتراض واقعی، ماندن است، ساختن است و حرفزدن در متن جامعه، نه فریاد زدن از بیرون گود.
ارسال دیدگاه