اخبار داغ

دانا گزارش می‌دهد؛

طنین افطار؛ چگونه «ربنا» به پلی میان زمین و آسمان تبدیل شد؟

طنین افطار؛ چگونه «ربنا» به پلی میان زمین و آسمان تبدیل شد؟
مناجات‌خوانی، به‌ویژه قرائت آوای «ربنا» در ماه مبارک رمضان، بیش از یک سنت مذهبی، به بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی و خاطرات جمعی ایرانیان تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در تار و پود فرهنگ اسلامی-ایرانی، مناجات‌خوانی صرفاً یک آیین نیست؛ بلکه پژواک عمیقی است که در حافظه شنیداری ما جای گرفته و هویت معنوی‌مان را شکل می‌دهد. این هنر، جایی است که کلام وحی با نجوای اصیل موسیقی ایرانی در هم می‌آمیزد و در شب‌های پر فیض رمضان به اوج خود می‌رسد. در میان این نواها، «ربنا» همچون پلی است میان زمین و آسمان.

چهار راز در کلام ربنا

قرائت «ربنا» در فرهنگ ما، ترجمان خالص‌ترین تضرع بنده به خالق است. چهار آیه‌ای که مشهورترین ربناها را تشکیل می‌دهند، مجموعه‌ای از خواسته‌های بنیادین انسانی است: طلب ثبات بر هدایت، درخواست رحمت، جستجوی راه راست در سختی‌ها، و استمداد برای صبر و پیروزی. نخستین زمزمه، دعای تثبیت قلب است و آخرین، طلب استقامت در برابر ناملایمات.

ذبیحی، پیشگام در عین محجوبیت

پیشگام این سنت، صدای سید جواد ذبیحی بود. او که فرزند مداحی بود، با تسلطی بی‌نظیر بر دستگاه‌های موسیقی، این مناجات‌ها را به اوج رساند. با وجود اینکه نوای او همراه لحظات افطار مردم بود، اما پس از انقلاب، سایه سیاست بر آثارش افتاد و سکوتی ناخواسته بر صدای او حکمفرما شد.

معجزه تصادفی «سه‌گاه» شجریان

در تابستان داغ سال ۵۸، رادیو به دنبال صدایی تازه برای رمضان بود. محمدرضا شجریان، آوازخوان نامدار، ابتدا از ورود به این وادی پرهیز می‌کرد، مبادا که اجرای او سوءتعبیر شود. اما اصرارها او را واداشت تا به عنوان الگو، این چهار آیه را در دستگاه «سه‌گاه» بخواند. شجریان این اجرا را تنها یک نمونه درسی ضبط کرد و خواستار عدم پخش آن شد. اما جادوی نهفته در این اجرا، آنقدر قوی بود که مسئولان، در اولین روز رمضان آن را روانه آنتن کردند.

صدای شجریان چنان متواضعانه و در عین حال استادانه بود که حتی نزدیکانش در ابتدا او را نشناختند. ظرافت‌های موسیقایی او، شامل گردش ماهرانه بین سه‌گاه و آواز افشاری، باعث شد این اثر در سال ۱۳۹۶ به عنوان میراث ملی ثبت شود و از مرز یک تلاوت صرف بگذرد و به بخشی از سفره‌های افطار ایرانیان بدل شود.

این نغمه پاک با صداهای دیگری نیز غنا یافته است. استاد لیثی مصری با حزن سوزناکش در خرمشهر خاطره‌ای غمگین و ملکوتی ساخت. سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی، با اصالت خانوادگی در اذان و مداحی، صدایی بی‌بدیل از پیوند زبان و مذهب پدید آورد و میراثی از دو هزار کاست بر جای نهاد. نسل‌های پس از آن‌ها، مانند حامد شاکرنژاد و نوجوانانی چون سید علیرضا موسوی، نشان دادند که این چشمه همچنان جوشان است.

نوستالژی؛ اتصال به ریشه‌ها

«ربنا» برای ما ایرانیان، صرفاً یک صوت نیست؛ یک بسته‌ی احساسی است که با طعم نان تازه، گرمای خانواده و خاطرات کودکی گره خورده است. این نوستالژی یک دلتنگی منفعل نیست، بلکه یک استاندارد زیبایی است که از دل تکرار و استحکام فنی برآمده است. ماه رمضان بدون این طنین، ناقص است. وظیفه امروز ما پاسداری از این میراث و خلق نوستالژی‌های آینده است تا این زنجیره قدسی هیچ‌گاه قطع نشود.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه