به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ اخیراً انتشار اخباری در فضای مجازی مبنی بر ازدواج علیرضا سپاهی، متهم پرونده جنایت میدان علیخانی اصفهان، بار دیگر موجی از واکنشهای هیجانی را از سوی برخی سلبریتیها به همراه داشت. اقدام چهرههایی نظیر حامد بهداد و ایمان صفا در انتشار پیامهای تبریک برای این فرد، فارغ از صحتوسقم اصل خبر، پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد. گسست فکری و تحلیلی بخشی از جامعه هنری از واقعیتهای ملموس جامعه.
روایت یک جنایت؛ واقعیتی که در پس هیاهوی اینستاگرامی گم شد
برای درک عمق فاجعهای که این چهرههای مشهور با سفیدشویی کورکورانه نسبت به آن بیتفاوت بودهاند، باید نگاهی به پرونده جنایت دیماه سال گذشته در میدان علیخانی اصفهان انداخت. این حادثه، نه یک درگیری ساده، بلکه تجلی عریان خشونت بود. علیرضا سپاهی به عنوان عامل اصلی، در اقدامی که با معیارهای انسانیِ هیچ جامعهای همخوانی ندارد، پس از متوقف کردن مامور امنیت و ضربات چاقو، وی را با رفتاری وحشیانه بر زمین کشید. در فجیعترین بخش این ماجرا، وی با تلفن همراه مامور مجروح، با همسر باردار او تماس گرفت و با وقاحتی وصفناپذیر، خبر از سلاخی همسرش داد؛ امری که منجر به شوک عصبی و زایمان زودرس همسر شهید و در مقطعی، از دست رفتن قدرت تکلم او شد. سوزاندن زنده زنده مامور مجروح با بنزین، نقطه پایان این نمایشِ وحشت بود.
سلبریتیها و دام اخبار جعلی
در حالی که افکار عمومی هنوز داغدار این جنایت است، رسانههای معاند با طراحی یک سناریوی کثیف و انتشار خبر کذب ازدواج این قاتل در زندان، سعی در دوقطبیسازی و ترحمخری برای یک جنایتکار داشتند. سلبریتیهایی که گویی بیش از آنکه به مسئولیت اجتماعی خود پایبند باشند، به دنبال موجسواری هیجانی هستند، بدون کوچکترین تحقیق درباره اصالت این خبر ساختگی، به استقبال آن رفتند. این در حالی است که قوه قضائیه بلافاصله با صدور اطلاعیهای رسمی، هرگونه رابطه زوجیت میان فرد مذکور و شخص مورد اشاره را تکذیب کرد و آن را سناریوی طراحیشده در کانالهای وابسته به جریانهای صهیونیستی و بازنشر شده توسط عناصر برانداز دانست.
چرا سلبریتیها «مرجع» نیستند؟
این فقره، مصداق بارزی از احساسگرایی افراطی است که در عصر پساحقیقت دامنگیر برخی چهرههای مشهور شده است. این گروه، بدون شناخت زمینههای تاریخی و قضایی پروندهها، صرفاً بر اساس آنچه در اتاقهای فکر رسانهای بیگانه چیده میشود، به ایفای نقش میپردازند. واکنش حامد بهداد و همفکرانش، نشان میدهد که آنها چگونه به جای تفکر انتقادی، به بازوهای اجرای پروپاگاندا تبدیل شدهاند.
مسئله فقط یک تبریک اشتباه نیست؛ مسئله، تقلیل جنایت به یک درام رمانتیک است تا از طریق آن، قبح خشونت سازمانیافته شکسته شود. جامعهای که سلبریتیهایش در شناخت واقعیتهای امنیتی پیرامونشان تا این حد دچار کوری رسانهای هستند، بیش از هر چیز نیازمند بازخوانی مرزهای میان کنشگری و بازیچه شدن است. این سلبریتیها که خود را صدای مردم میدانند، در بزنگاههای حساس، با بیاطلاعی مفرط، عملاً در جبهه کسانی قرار میگیرند که تیشه به ریشه امنیت همین مردم میزنند.
ارسال دیدگاه