اخبار داغ
  1. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  2. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  3. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  4. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  5. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  6. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  7. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  8. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  9. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  10. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  11. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  12. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  13. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  14. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  15. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  16. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  17. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  18. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  19. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون
  20. هنر؛ خط مقدم تاب‌آوری در میدان بحران

اختلاف امام(ره) و همسرشان در نام‌گذاری فرزندان

اختلاف امام(ره) و همسرشان در نام‌گذاری فرزندان
همسر مکرمه امام خمینی(ره) می‌گوید: وقتی فرزند چهارممان به دنیا آمد، نام او را فریده گذاردیم، من برای اینکه آقا مخالفت نکند، گفتم اگر فریده نگذاری آن‌قدر دختر یه دنیا می آورم تا اسم دختر تمام شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مشرق، همسر مکرمه امام خمینی (ره) درباره نحوه نام‌گذاری فرزندان و اختلاف میان ایشان و امام در انتخاب نام فرزندان را این‌گونه روایت می‌کنند: مصطفی را من اصرار داشتم، آقا می‌گفت محمد باشد. من گفتم اسم پدر من محمد است و در میان ما ایرانی‌ها رسم نیست که اسم آدم زنده خانواده را روی فرزندشان بگذراند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

قرار شد اسم مصطفی باشد و لقب محمد و آقا پذیرفت و در پشت قرآن نوشت. وقتی فرزند دوم به دنیا آمد، من گفتم مرتضی باشد، آقا مایل به علی بود، ضمناً اسم برادر آقا، مرتضی بود که باز همان مشکل رسم خانوادگی را داشت، پس او را علی نام نهادیم و مرتضی لقب او شد. در مورد صدیقه من دوست داشتم فریده باشد، آقا گفتند: نه، صدیقه و قرار شد صدیقه صدا کنیم، اما من هنوز مایل به فریده بودم. یک روز در حیاط بودیم به آقا گفتم ننوی فریده را تکان بده. آقا گفتند: ما فریده نداریم، گفتم بسیار خوب، صدیقه را تکان بده، آقا گفت: حتماً و بعد ننوی صدیقه را تکان داد.

,

وقتی فرزند چهارممان به دنیا آمد، نام او را فریده گذاردیم. من برای اینکه آقا مخالفت نکند، گفتم اگر فریده نگذاری آن‌قدر دختر می‌زایم تا اسم دختر تمام شود، خندید و گفت: نه، باشد فریده. در مورد اسم دخترم زهرا، او زهرا را انتخاب کرد، من مخالفت نکردم، اما فهمیه دوست داشتم، لذا در خانه او را فهمیه صدا کردم و همه هم او را فهمیه گفتند و آقا فهیم می‌گفتند.

,

در مورد نام احمد، من این اسم را خیلی دوست داشتم و می‌خواستم اگر پسر دیگری به دنیا بیاورم نامش را محمود بگذارم. در آن موقع خواهرم، شمس آفاق، فرزندی به دنیا آورد که با پیشنهاد من محمود را برای فرزند خود انتخاب کرد. ضمناً احمد اسم پدربزرگ آقا بود و میل داشت احمد باشد. پس هر دو به اتفاق او را احمد نامیدیم.

,

انتهای پیام/بخ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه