به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فرهنگ کده ،
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , فرهنگ کده , ، ,,
بخیه های فقر!!!
, بخیه های فقر!!!,شنیدم که در خطه ی اصفهان / به شهری که نام خمینی است بر آن
,,
یکی کودک چار ساله و پاک / قضا صورتش را نمودست چاک
,,
برای مداوا به درمانگهی / شده با پدر مادر خود رهی
,,
پدر کارگر بود و مادر، فقیر/ در آمد به حد بخور که نمیر
,,
پزشکان حاذق پس از دیدنش /مهیا شدند بهر دوشیدنش
,,
پرستار با ناله های بدی /بخیه بر آن زخم صورت زدی
,,
چوصندوق داد فاکتور شیر گیر /به زانو در آمد چو آهوی پیر
,,
چنین مبلغی در توانش نبود /رمق در تن و بازوانش نبود
,,
ندارد، نگاهش پر از خواهش است /خدا را، بر این بنده بخشایش است
,,
چو عاجز شد از مبلغ این عمل /پزشکش در آمد به دین دغل
,,
به سیمای خود اخم را میکشد /و خود بخیه ی زخم را می کشد
,,
پزشکا به چشم تو ما کیستیم /به الله ما داعشی نیستیم
,,
ز شهر توایم با تو یک پیکریم /بنی آدمیم، عضو یکدیگریم
,,
از این مردمست هرچه داری، پزشک / چه کردی؟ چرا نابکاری پزشک؟
,,
یکی مرد تا تو امیری کنی /نه در معرکه زور گیری کنی
,,
یکی شد اسیر و یکی شد شهید /که تو قامتت تا بدین جا رسید
,,
پزشکا تو که موسم هر اذان /جلوتر ز منشی بگردی دوان
,,
وضو سازی و پاکسازی کنی /تنت را دوباره نمازی کنی
,,
دلیل نمازی که خوانی تو چیست؟ اگر سعی و منظورتان، بندگیست
,,
عبادت بجز خدمت خلق نیست /به تسبیح و سجاده و دلق نیست
,,
انتهای خبر/
, انتهای خبر/]
ارسال دیدگاه