اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

اروم نیوز بررسی کرد؛

بداخلاقی های انتخاباتی در چهارچوب تبلیغات انتخابات

بداخلاقی های انتخاباتی در چهارچوب تبلیغات انتخابات
بداخلاقی انتخاباتی و تبلیغات خارج از چهارچوب عرفی و قانونی آن یکی از مشکلات موجود در فضای پیش از انتخابات است که باعث می شود نامزدهای انتخاباتی و طرفدارانشان به هرشیوه ای برای تبلیغ و برجسته کردن خود دست بزنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،  یکی از آسیب های بزرگ فرایندهای تبلیغاتی در چهارچوب انتخابات استفاده از هر شیوه برای تبلیغ است. به گونه ای که نامزدهای انتخاباتی به هر شیوه ای برای تبلیغ خود روی می آورند و طوری عمل می کنند که میلی متر از گوشه ی موارد مطرح شده در قانون انتخابات و بخش تبلیغات آن می گذرند. 

, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،  یکی از آسیب های بزرگ فرایندهای تبلیغاتی در چهارچوب انتخابات استفاده از هر شیوه برای تبلیغ است. به گونه ای که نامزدهای انتخاباتی به هر شیوه ای برای تبلیغ خود روی می آورند و طوری عمل می کنند که میلی متر از گوشه ی موارد مطرح شده در قانون انتخابات و بخش تبلیغات آن می گذرند. , به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،  یکی از آسیب های بزرگ فرایندهای تبلیغاتی در چهارچوب انتخابات استفاده از هر شیوه برای تبلیغ است. به گونه ای که نامزدهای انتخاباتی به هر شیوه ای برای تبلیغ خود روی می آورند و طوری عمل می کنند که میلی متر از گوشه ی موارد مطرح شده در قانون انتخابات و بخش تبلیغات آن می گذرند. , شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,  یکی از آسیب های بزرگ فرایندهای تبلیغاتی در چهارچوب انتخابات استفاده از هر شیوه برای تبلیغ است. به گونه ای که نامزدهای انتخاباتی به هر شیوه ای برای تبلیغ خود روی می آورند و طوری عمل می کنند که میلی متر از گوشه ی موارد مطرح شده در قانون انتخابات و بخش تبلیغات آن می گذرند. ,


برای مثال در ادوار گذشته انتخابات در گوشه و کنار شهر ارومیه دیده می شد که عکس و تصویری نامزدی رو تیر برق بروی تصویر و عکس کاندیدای دیگری چسبانده شده است و حتی عکس و تصویر نامزد مربوطه را پاره کرده اند و... مورد دیگر تبلیغ در عرصه فضای مجازی است . پایگاه های خبری مختلف به اسم کاندیدا و یا به طرفداری از آنها فعالیت می کنند ، وب لاگ نویس ها مطالب مختلفی از خود نوشته و رد و بدل می کنند، در این میان هستند کس یا کسانی  و یا پایگاه های که بی واسطه و یا با واسطه وعمدا ًو یا سهوا ًبه اسم افشاگری و... دست به تخریب رقیب یا رقبا  می زنند. با فراگیرشدن نرم افزار تلگرام بین شهروندان، تخریب و افشاگری و توهین و افترا در گروهها و کانالهای تلگرامی نیز افزایش روزافزونی یافته و به عینه شاهد بداخلاقی انتخاباتی در این فضا هستیم.

حتی بعضا ً با نقل خبر و در اوج به خبری دست به انجام چنین اقدامی می زنند. گو اینکه شاید بعضی از مطالب مطروحه با ارائه استنادات، واقعی به نظر برسد ولی در انتها هیج ربطی به شخص نامزد انتخاباتی ندارد و در اوج خود شاید فقط دامن یکی از هواداران او را بگیرد و نه خود را. در این میان چیری که عجیب  به نظر می رسد این است که  این ادعاها در حالی مطرح می شود که شورای نگهبان با نظارت کامل وظیفه خود را به انجام رسانده و صلاحیت واقعی افراد را بنا به استنادات ، تایید و یا رد کرده است.

اما آنچه نگارش این نوشتار را توجیه پذیر می کند تصویر یا تصاویری است که در فرصت تبلیغ برای نامزدها، شاهد آن خواهیم بود.البته باید اعتراف کرد که با تدابیر قانونی که اندیشه شده و تا حدودی با رعایت نامزدهای انتخاباتی دیگر از هرج و مرج تبلیغی و زشت نمایی شهر و ... خبری نیست.

 اما هنوز از لحاظ فرهنگی جا برای کار زیاد است. به این تصویر دقت کنید: هنوز برگه معرفی و تصاویر مختلف الاضلاع نامزدهای انتخاباتی، کارت های ویزیت آنها و... در جولان باد و  دستهای پیاد روهای شهر ارومیه مشغول تبلیغ نامزدهای شریف انتخاباتی به خلاء هستند. یا سطلهای آشغال سطح شهر تلنبار شده از برگها و کاغذهای سابقا ً تبلیغاتی و حالا باطله شده است.گو اینکه هر چه باشد کار و بار چاپخانه ها و کانونهای تبلیغاتی و اصحاب رسانه و مطبوعات گرفته است و برای چند روزی موقتا ً بازار این جمع داغ است.

نمونه و شاهدی از ادوار گذشته انتخابات مجلس در ارومیه:

روز دوشنبه هشت اسفند ماه یعنی چهار روز مانده به روز موعد (جمعه 12 اسفند)  بنده یعنی نگارنده متن حاضر در حد فاصل خیابانهای شهید مدنی تا حافظ یک حوالی ساعت 8 شب در حال تردد بودم. درست درنقطه تقاطع حافظ با پنجراه در پیادرو ودر یک لحظه با تصویری رو برو شدم که جای بسیار گلایه و شکایت داشت و دارد.

 کارت ویزیت یک نامزد انتخاباتی کف پیادرو افتاده بود، پرچم مقدس کشور مان با آرم جلاله و زیبایش روی پیشانی کارت خود نمایی می کرد مردم شهرهم با عجله از گوشه و کنار خیابان و پیادروها در حال رفت و آمد بودند. 

آنهایی متوجه کارت ویزیت بودند از کنار آن رد می شدند و آنهایی که از زور خستگی روزمره و فکر و خیالهای روزانه و مستمر در حال خود نبودند با گذاشتن پا روی کارت ویزیت و و ایضا ًپرچم مقدس و آرم جلاله! از روی آن رد می شدند. من هم که نگارنده این متن باشم  در حال سعی برای رد شدن از شیب کم ولی ناجور پیادرو وعبور به خیابان حافظ یک بودم که متوجه تصویر فوق الذکرشدم. با تمام حس نا خوشایندی که به تمام وجودم پیچیده بود سعی در عبور داشتم که ناگهان یک سکندری ِ در جا خوردم ولی پخش زمین نشدم.

جوانی این صحنه را دید و ملتفت ماجرا شد.قبل از اینکه من به خودم بیایم خم شد و از زمین کارت ویزیت مزبور را برداشت. با گفتن این جمله که چه کسی جواب گویی صاحب این آرم جلاله در آن دنیا و این دنیا خواهد بود.از من و تقاطع دور شد. 

تمام لحظاتی که در حال قدم زدن در سطح شهر بودم تا به مقصدم برسم و از آنجا راهی منزل بشوم در حال و هوای ماجرای ساعت 8 شب و تقاطع حافظ یک بودم. 

نمی دانم آیا فاتح انتخابات مجلس شورای اسلامی شدن آن هم برای کسانی که بوی از احساسات ملی و مذهبی نبرده اند و فرهنگ والای دینی و انسانی در عملکرد معمولی و تبلیغی آنها جای ندارد، چه فاید و سود دارد جز منافع شخصی ؟ کسی که پرچم مقدس کشورش و آرم جلاله آن فقط وسیله ی پیروزی و فتح مرحله هاست نه رمز پیروزی! 

نماینده من وشما هم که بشود اسم آن را یدک خواهد کشید و ازاو چراغی برای  کشور و شهر مان روشن نخواهد شد.نامزدی که هیچ اشرافی به نحو فعالیت گروه ها و افراد و ستادهای طرفدار خود ندارد و حتی شاید خود  و فرهنگ خود را هم نشناخته باشد وحتی عاجز از یک تبلیغ و اطلاع رسانی در سطح عادی  برای خوداست آیا لیاقت نمایندگی شهری با قریب یک میلیون نفرجمعیت را دارد و آیا قدرت جمع و جور کردن و رسیدگی به مشکلات و کمبودهای آن را در خود احساس می کند.؟ والله اعلم.

انتهای پیام/

 
,


برای مثال در ادوار گذشته انتخابات در گوشه و کنار شهر ارومیه دیده می شد که عکس و تصویری نامزدی رو تیر برق بروی تصویر و عکس کاندیدای دیگری چسبانده شده است و حتی عکس و تصویر نامزد مربوطه را پاره کرده اند و... مورد دیگر تبلیغ در عرصه فضای مجازی است . پایگاه های خبری مختلف به اسم کاندیدا و یا به طرفداری از آنها فعالیت می کنند ، وب لاگ نویس ها مطالب مختلفی از خود نوشته و رد و بدل می کنند، در این میان هستند کس یا کسانی  و یا پایگاه های که بی واسطه و یا با واسطه وعمدا ًو یا سهوا ًبه اسم افشاگری و... دست به تخریب رقیب یا رقبا  می زنند. با فراگیرشدن نرم افزار تلگرام بین شهروندان، تخریب و افشاگری و توهین و افترا در گروهها و کانالهای تلگرامی نیز افزایش روزافزونی یافته و به عینه شاهد بداخلاقی انتخاباتی در این فضا هستیم.

حتی بعضا ً با نقل خبر و در اوج به خبری دست به انجام چنین اقدامی می زنند. گو اینکه شاید بعضی از مطالب مطروحه با ارائه استنادات، واقعی به نظر برسد ولی در انتها هیج ربطی به شخص نامزد انتخاباتی ندارد و در اوج خود شاید فقط دامن یکی از هواداران او را بگیرد و نه خود را. در این میان چیری که عجیب  به نظر می رسد این است که  این ادعاها در حالی مطرح می شود که شورای نگهبان با نظارت کامل وظیفه خود را به انجام رسانده و صلاحیت واقعی افراد را بنا به استنادات ، تایید و یا رد کرده است.

اما آنچه نگارش این نوشتار را توجیه پذیر می کند تصویر یا تصاویری است که در فرصت تبلیغ برای نامزدها، شاهد آن خواهیم بود.البته باید اعتراف کرد که با تدابیر قانونی که اندیشه شده و تا حدودی با رعایت نامزدهای انتخاباتی دیگر از هرج و مرج تبلیغی و زشت نمایی شهر و ... خبری نیست.

 اما هنوز از لحاظ فرهنگی جا برای کار زیاد است. به این تصویر دقت کنید: هنوز برگه معرفی و تصاویر مختلف الاضلاع نامزدهای انتخاباتی، کارت های ویزیت آنها و... در جولان باد و  دستهای پیاد روهای شهر ارومیه مشغول تبلیغ نامزدهای شریف انتخاباتی به خلاء هستند. یا سطلهای آشغال سطح شهر تلنبار شده از برگها و کاغذهای سابقا ً تبلیغاتی و حالا باطله شده است.گو اینکه هر چه باشد کار و بار چاپخانه ها و کانونهای تبلیغاتی و اصحاب رسانه و مطبوعات گرفته است و برای چند روزی موقتا ً بازار این جمع داغ است.

نمونه و شاهدی از ادوار گذشته انتخابات مجلس در ارومیه:

,
, برای مثال در ادوار گذشته انتخابات در گوشه و کنار شهر ارومیه دیده می شد که عکس و تصویری نامزدی رو تیر برق بروی تصویر و عکس کاندیدای دیگری چسبانده شده است و حتی عکس و تصویر نامزد مربوطه را پاره کرده اند و... مورد دیگر تبلیغ در عرصه فضای مجازی است . پایگاه های خبری مختلف به اسم کاندیدا و یا به طرفداری از آنها فعالیت می کنند ، وب لاگ نویس ها مطالب مختلفی از خود نوشته و رد و بدل می کنند، در این میان هستند کس یا کسانی  و یا پایگاه های که بی واسطه و یا با واسطه وعمدا ًو یا سهوا ًبه اسم افشاگری و... دست به تخریب رقیب یا رقبا  می زنند. با فراگیرشدن نرم افزار تلگرام بین شهروندان، تخریب و افشاگری و توهین و افترا در گروهها و کانالهای تلگرامی نیز افزایش روزافزونی یافته و به عینه شاهد بداخلاقی انتخاباتی در این فضا هستیم.

حتی بعضا ً با نقل خبر و در اوج به خبری دست به انجام چنین اقدامی می زنند. گو اینکه شاید بعضی از مطالب مطروحه با ارائه استنادات، واقعی به نظر برسد ولی در انتها هیج ربطی به شخص نامزد انتخاباتی ندارد و در اوج خود شاید فقط دامن یکی از هواداران او را بگیرد و نه خود را. در این میان چیری که عجیب  به نظر می رسد این است که  این ادعاها در حالی مطرح می شود که شورای نگهبان با نظارت کامل وظیفه خود را به انجام رسانده و صلاحیت واقعی افراد را بنا به استنادات ، تایید و یا رد کرده است.

اما آنچه نگارش این نوشتار را توجیه پذیر می کند تصویر یا تصاویری است که در فرصت تبلیغ برای نامزدها، شاهد آن خواهیم بود.البته باید اعتراف کرد که با تدابیر قانونی که اندیشه شده و تا حدودی با رعایت نامزدهای انتخاباتی دیگر از هرج و مرج تبلیغی و زشت نمایی شهر و ... خبری نیست.

 اما هنوز از لحاظ فرهنگی جا برای کار زیاد است. به این تصویر دقت کنید: هنوز برگه معرفی و تصاویر مختلف الاضلاع نامزدهای انتخاباتی، کارت های ویزیت آنها و... در جولان باد و  دستهای پیاد روهای شهر ارومیه مشغول تبلیغ نامزدهای شریف انتخاباتی به خلاء هستند. یا سطلهای آشغال سطح شهر تلنبار شده از برگها و کاغذهای سابقا ً تبلیغاتی و حالا باطله شده است.گو اینکه هر چه باشد کار و بار چاپخانه ها و کانونهای تبلیغاتی و اصحاب رسانه و مطبوعات گرفته است و برای چند روزی موقتا ً بازار این جمع داغ است.

نمونه و شاهدی از ادوار گذشته انتخابات مجلس در ارومیه:
, برای مثال در ادوار گذشته انتخابات در گوشه و کنار شهر ارومیه دیده می شد که عکس و تصویری نامزدی رو تیر برق بروی تصویر و عکس کاندیدای دیگری چسبانده شده است و حتی عکس و تصویر نامزد مربوطه را پاره کرده اند و... مورد دیگر تبلیغ در عرصه فضای مجازی است . پایگاه های خبری مختلف به اسم کاندیدا و یا به طرفداری از آنها فعالیت می کنند ، وب لاگ نویس ها مطالب مختلفی از خود نوشته و رد و بدل می کنند، در این میان هستند کس یا کسانی  و یا پایگاه های که بی واسطه و یا با واسطه وعمدا ًو یا سهوا ًبه اسم افشاگری و... دست به تخریب رقیب یا رقبا  می زنند. با فراگیرشدن نرم افزار تلگرام بین شهروندان، تخریب و افشاگری و توهین و افترا در گروهها و کانالهای تلگرامی نیز افزایش روزافزونی یافته و به عینه شاهد بداخلاقی انتخاباتی در این فضا هستیم.

حتی بعضا ً با نقل خبر و در اوج به خبری دست به انجام چنین اقدامی می زنند. گو اینکه شاید بعضی از مطالب مطروحه با ارائه استنادات، واقعی به نظر برسد ولی در انتها هیج ربطی به شخص نامزد انتخاباتی ندارد و در اوج خود شاید فقط دامن یکی از هواداران او را بگیرد و نه خود را. در این میان چیری که عجیب  به نظر می رسد این است که  این ادعاها در حالی مطرح می شود که شورای نگهبان با نظارت کامل وظیفه خود را به انجام رسانده و صلاحیت واقعی افراد را بنا به استنادات ، تایید و یا رد کرده است.

اما آنچه نگارش این نوشتار را توجیه پذیر می کند تصویر یا تصاویری است که در فرصت تبلیغ برای نامزدها، شاهد آن خواهیم بود.البته باید اعتراف کرد که با تدابیر قانونی که اندیشه شده و تا حدودی با رعایت نامزدهای انتخاباتی دیگر از هرج و مرج تبلیغی و زشت نمایی شهر و ... خبری نیست.

 اما هنوز از لحاظ فرهنگی جا برای کار زیاد است. به این تصویر دقت کنید: هنوز برگه معرفی و تصاویر مختلف الاضلاع نامزدهای انتخاباتی، کارت های ویزیت آنها و... در جولان باد و  دستهای پیاد روهای شهر ارومیه مشغول تبلیغ نامزدهای شریف انتخاباتی به خلاء هستند. یا سطلهای آشغال سطح شهر تلنبار شده از برگها و کاغذهای سابقا ً تبلیغاتی و حالا باطله شده است.گو اینکه هر چه باشد کار و بار چاپخانه ها و کانونهای تبلیغاتی و اصحاب رسانه و مطبوعات گرفته است و برای چند روزی موقتا ً بازار این جمع داغ است.

نمونه و شاهدی از ادوار گذشته انتخابات مجلس در ارومیه:
, برای مثال در ادوار گذشته انتخابات در گوشه و کنار شهر ارومیه دیده می شد که عکس و تصویری نامزدی رو تیر برق بروی تصویر و عکس کاندیدای دیگری چسبانده شده است و حتی عکس و تصویر نامزد مربوطه را پاره کرده اند و... مورد دیگر تبلیغ در عرصه فضای مجازی است . پایگاه های خبری مختلف به اسم کاندیدا و یا به طرفداری از آنها فعالیت می کنند ، وب لاگ نویس ها مطالب مختلفی از خود نوشته و رد و بدل می کنند، در این میان هستند کس یا کسانی  و یا پایگاه های که بی واسطه و یا با واسطه وعمدا ًو یا سهوا ًبه اسم افشاگری و... دست به تخریب رقیب یا رقبا  می زنند. با فراگیرشدن نرم افزار تلگرام بین شهروندان، تخریب و افشاگری و توهین و افترا در گروهها و کانالهای تلگرامی نیز افزایش روزافزونی یافته و به عینه شاهد بداخلاقی انتخاباتی در این فضا هستیم.

حتی بعضا ً با نقل خبر و در اوج به خبری دست به انجام چنین اقدامی می زنند. گو اینکه شاید بعضی از مطالب مطروحه با ارائه استنادات، واقعی به نظر برسد ولی در انتها هیج ربطی به شخص نامزد انتخاباتی ندارد و در اوج خود شاید فقط دامن یکی از هواداران او را بگیرد و نه خود را. در این میان چیری که عجیب  به نظر می رسد این است که  این ادعاها در حالی مطرح می شود که شورای نگهبان با نظارت کامل وظیفه خود را به انجام رسانده و صلاحیت واقعی افراد را بنا به استنادات ، تایید و یا رد کرده است.

اما آنچه نگارش این نوشتار را توجیه پذیر می کند تصویر یا تصاویری است که در فرصت تبلیغ برای نامزدها، شاهد آن خواهیم بود.البته باید اعتراف کرد که با تدابیر قانونی که اندیشه شده و تا حدودی با رعایت نامزدهای انتخاباتی دیگر از هرج و مرج تبلیغی و زشت نمایی شهر و ... خبری نیست.

 اما هنوز از لحاظ فرهنگی جا برای کار زیاد است. به این تصویر دقت کنید: هنوز برگه معرفی و تصاویر مختلف الاضلاع نامزدهای انتخاباتی، کارت های ویزیت آنها و... در جولان باد و  دستهای پیاد روهای شهر ارومیه مشغول تبلیغ نامزدهای شریف انتخاباتی به خلاء هستند. یا سطلهای آشغال سطح شهر تلنبار شده از برگها و کاغذهای سابقا ً تبلیغاتی و حالا باطله شده است.گو اینکه هر چه باشد کار و بار چاپخانه ها و کانونهای تبلیغاتی و اصحاب رسانه و مطبوعات گرفته است و برای چند روزی موقتا ً بازار این جمع داغ است.

نمونه و شاهدی از ادوار گذشته انتخابات مجلس در ارومیه:
,
,
,
,
,
,
,
,
,

روز دوشنبه هشت اسفند ماه یعنی چهار روز مانده به روز موعد (جمعه 12 اسفند)  بنده یعنی نگارنده متن حاضر در حد فاصل خیابانهای شهید مدنی تا حافظ یک حوالی ساعت 8 شب در حال تردد بودم. درست درنقطه تقاطع حافظ با پنجراه در پیادرو ودر یک لحظه با تصویری رو برو شدم که جای بسیار گلایه و شکایت داشت و دارد.

 کارت ویزیت یک نامزد انتخاباتی کف پیادرو افتاده بود، پرچم مقدس کشور مان با آرم جلاله و زیبایش روی پیشانی کارت خود نمایی می کرد مردم شهرهم با عجله از گوشه و کنار خیابان و پیادروها در حال رفت و آمد بودند. 

آنهایی متوجه کارت ویزیت بودند از کنار آن رد می شدند و آنهایی که از زور خستگی روزمره و فکر و خیالهای روزانه و مستمر در حال خود نبودند با گذاشتن پا روی کارت ویزیت و و ایضا ًپرچم مقدس و آرم جلاله! از روی آن رد می شدند. من هم که نگارنده این متن باشم  در حال سعی برای رد شدن از شیب کم ولی ناجور پیادرو وعبور به خیابان حافظ یک بودم که متوجه تصویر فوق الذکرشدم. با تمام حس نا خوشایندی که به تمام وجودم پیچیده بود سعی در عبور داشتم که ناگهان یک سکندری ِ در جا خوردم ولی پخش زمین نشدم.

جوانی این صحنه را دید و ملتفت ماجرا شد.قبل از اینکه من به خودم بیایم خم شد و از زمین کارت ویزیت مزبور را برداشت. با گفتن این جمله که چه کسی جواب گویی صاحب این آرم جلاله در آن دنیا و این دنیا خواهد بود.از من و تقاطع دور شد. 

تمام لحظاتی که در حال قدم زدن در سطح شهر بودم تا به مقصدم برسم و از آنجا راهی منزل بشوم در حال و هوای ماجرای ساعت 8 شب و تقاطع حافظ یک بودم. 

نمی دانم آیا فاتح انتخابات مجلس شورای اسلامی شدن آن هم برای کسانی که بوی از احساسات ملی و مذهبی نبرده اند و فرهنگ والای دینی و انسانی در عملکرد معمولی و تبلیغی آنها جای ندارد، چه فاید و سود دارد جز منافع شخصی ؟ کسی که پرچم مقدس کشورش و آرم جلاله آن فقط وسیله ی پیروزی و فتح مرحله هاست نه رمز پیروزی! 

نماینده من وشما هم که بشود اسم آن را یدک خواهد کشید و ازاو چراغی برای  کشور و شهر مان روشن نخواهد شد.نامزدی که هیچ اشرافی به نحو فعالیت گروه ها و افراد و ستادهای طرفدار خود ندارد و حتی شاید خود  و فرهنگ خود را هم نشناخته باشد وحتی عاجز از یک تبلیغ و اطلاع رسانی در سطح عادی  برای خوداست آیا لیاقت نمایندگی شهری با قریب یک میلیون نفرجمعیت را دارد و آیا قدرت جمع و جور کردن و رسیدگی به مشکلات و کمبودهای آن را در خود احساس می کند.؟ والله اعلم.

, روز دوشنبه هشت اسفند ماه یعنی چهار روز مانده به روز موعد (جمعه 12 اسفند)  بنده یعنی نگارنده متن حاضر در حد فاصل خیابانهای شهید مدنی تا حافظ یک حوالی ساعت 8 شب در حال تردد بودم. درست درنقطه تقاطع حافظ با پنجراه در پیادرو ودر یک لحظه با تصویری رو برو شدم که جای بسیار گلایه و شکایت داشت و دارد.

 کارت ویزیت یک نامزد انتخاباتی کف پیادرو افتاده بود، پرچم مقدس کشور مان با آرم جلاله و زیبایش روی پیشانی کارت خود نمایی می کرد مردم شهرهم با عجله از گوشه و کنار خیابان و پیادروها در حال رفت و آمد بودند. 

آنهایی متوجه کارت ویزیت بودند از کنار آن رد می شدند و آنهایی که از زور خستگی روزمره و فکر و خیالهای روزانه و مستمر در حال خود نبودند با گذاشتن پا روی کارت ویزیت و و ایضا ًپرچم مقدس و آرم جلاله! از روی آن رد می شدند. من هم که نگارنده این متن باشم  در حال سعی برای رد شدن از شیب کم ولی ناجور پیادرو وعبور به خیابان حافظ یک بودم که متوجه تصویر فوق الذکرشدم. با تمام حس نا خوشایندی که به تمام وجودم پیچیده بود سعی در عبور داشتم که ناگهان یک سکندری ِ در جا خوردم ولی پخش زمین نشدم.

جوانی این صحنه را دید و ملتفت ماجرا شد.قبل از اینکه من به خودم بیایم خم شد و از زمین کارت ویزیت مزبور را برداشت. با گفتن این جمله که چه کسی جواب گویی صاحب این آرم جلاله در آن دنیا و این دنیا خواهد بود.از من و تقاطع دور شد. 

تمام لحظاتی که در حال قدم زدن در سطح شهر بودم تا به مقصدم برسم و از آنجا راهی منزل بشوم در حال و هوای ماجرای ساعت 8 شب و تقاطع حافظ یک بودم. 

نمی دانم آیا فاتح انتخابات مجلس شورای اسلامی شدن آن هم برای کسانی که بوی از احساسات ملی و مذهبی نبرده اند و فرهنگ والای دینی و انسانی در عملکرد معمولی و تبلیغی آنها جای ندارد، چه فاید و سود دارد جز منافع شخصی ؟ کسی که پرچم مقدس کشورش و آرم جلاله آن فقط وسیله ی پیروزی و فتح مرحله هاست نه رمز پیروزی! 

نماینده من وشما هم که بشود اسم آن را یدک خواهد کشید و ازاو چراغی برای  کشور و شهر مان روشن نخواهد شد.نامزدی که هیچ اشرافی به نحو فعالیت گروه ها و افراد و ستادهای طرفدار خود ندارد و حتی شاید خود  و فرهنگ خود را هم نشناخته باشد وحتی عاجز از یک تبلیغ و اطلاع رسانی در سطح عادی  برای خوداست آیا لیاقت نمایندگی شهری با قریب یک میلیون نفرجمعیت را دارد و آیا قدرت جمع و جور کردن و رسیدگی به مشکلات و کمبودهای آن را در خود احساس می کند.؟ والله اعلم.
, روز دوشنبه هشت اسفند ماه یعنی چهار روز مانده به روز موعد (جمعه 12 اسفند)  بنده یعنی نگارنده متن حاضر در حد فاصل خیابانهای شهید مدنی تا حافظ یک حوالی ساعت 8 شب در حال تردد بودم. درست درنقطه تقاطع حافظ با پنجراه در پیادرو ودر یک لحظه با تصویری رو برو شدم که جای بسیار گلایه و شکایت داشت و دارد.

 کارت ویزیت یک نامزد انتخاباتی کف پیادرو افتاده بود، پرچم مقدس کشور مان با آرم جلاله و زیبایش روی پیشانی کارت خود نمایی می کرد مردم شهرهم با عجله از گوشه و کنار خیابان و پیادروها در حال رفت و آمد بودند. 

آنهایی متوجه کارت ویزیت بودند از کنار آن رد می شدند و آنهایی که از زور خستگی روزمره و فکر و خیالهای روزانه و مستمر در حال خود نبودند با گذاشتن پا روی کارت ویزیت و و ایضا ًپرچم مقدس و آرم جلاله! از روی آن رد می شدند. من هم که نگارنده این متن باشم  در حال سعی برای رد شدن از شیب کم ولی ناجور پیادرو وعبور به خیابان حافظ یک بودم که متوجه تصویر فوق الذکرشدم. با تمام حس نا خوشایندی که به تمام وجودم پیچیده بود سعی در عبور داشتم که ناگهان یک سکندری ِ در جا خوردم ولی پخش زمین نشدم.

جوانی این صحنه را دید و ملتفت ماجرا شد.قبل از اینکه من به خودم بیایم خم شد و از زمین کارت ویزیت مزبور را برداشت. با گفتن این جمله که چه کسی جواب گویی صاحب این آرم جلاله در آن دنیا و این دنیا خواهد بود.از من و تقاطع دور شد. 

تمام لحظاتی که در حال قدم زدن در سطح شهر بودم تا به مقصدم برسم و از آنجا راهی منزل بشوم در حال و هوای ماجرای ساعت 8 شب و تقاطع حافظ یک بودم. 

نمی دانم آیا فاتح انتخابات مجلس شورای اسلامی شدن آن هم برای کسانی که بوی از احساسات ملی و مذهبی نبرده اند و فرهنگ والای دینی و انسانی در عملکرد معمولی و تبلیغی آنها جای ندارد، چه فاید و سود دارد جز منافع شخصی ؟ کسی که پرچم مقدس کشورش و آرم جلاله آن فقط وسیله ی پیروزی و فتح مرحله هاست نه رمز پیروزی! 

نماینده من وشما هم که بشود اسم آن را یدک خواهد کشید و ازاو چراغی برای  کشور و شهر مان روشن نخواهد شد.نامزدی که هیچ اشرافی به نحو فعالیت گروه ها و افراد و ستادهای طرفدار خود ندارد و حتی شاید خود  و فرهنگ خود را هم نشناخته باشد وحتی عاجز از یک تبلیغ و اطلاع رسانی در سطح عادی  برای خوداست آیا لیاقت نمایندگی شهری با قریب یک میلیون نفرجمعیت را دارد و آیا قدرت جمع و جور کردن و رسیدگی به مشکلات و کمبودهای آن را در خود احساس می کند.؟ والله اعلم.
, روز دوشنبه هشت اسفند ماه یعنی چهار روز مانده به روز موعد (جمعه 12 اسفند)  بنده یعنی نگارنده متن حاضر در حد فاصل خیابانهای شهید مدنی تا حافظ یک حوالی ساعت 8 شب در حال تردد بودم. درست درنقطه تقاطع حافظ با پنجراه در پیادرو ودر یک لحظه با تصویری رو برو شدم که جای بسیار گلایه و شکایت داشت و دارد.

 کارت ویزیت یک نامزد انتخاباتی کف پیادرو افتاده بود، پرچم مقدس کشور مان با آرم جلاله و زیبایش روی پیشانی کارت خود نمایی می کرد مردم شهرهم با عجله از گوشه و کنار خیابان و پیادروها در حال رفت و آمد بودند. 

آنهایی متوجه کارت ویزیت بودند از کنار آن رد می شدند و آنهایی که از زور خستگی روزمره و فکر و خیالهای روزانه و مستمر در حال خود نبودند با گذاشتن پا روی کارت ویزیت و و ایضا ًپرچم مقدس و آرم جلاله! از روی آن رد می شدند. من هم که نگارنده این متن باشم  در حال سعی برای رد شدن از شیب کم ولی ناجور پیادرو وعبور به خیابان حافظ یک بودم که متوجه تصویر فوق الذکرشدم. با تمام حس نا خوشایندی که به تمام وجودم پیچیده بود سعی در عبور داشتم که ناگهان یک سکندری ِ در جا خوردم ولی پخش زمین نشدم.

جوانی این صحنه را دید و ملتفت ماجرا شد.قبل از اینکه من به خودم بیایم خم شد و از زمین کارت ویزیت مزبور را برداشت. با گفتن این جمله که چه کسی جواب گویی صاحب این آرم جلاله در آن دنیا و این دنیا خواهد بود.از من و تقاطع دور شد. 

تمام لحظاتی که در حال قدم زدن در سطح شهر بودم تا به مقصدم برسم و از آنجا راهی منزل بشوم در حال و هوای ماجرای ساعت 8 شب و تقاطع حافظ یک بودم. 

نمی دانم آیا فاتح انتخابات مجلس شورای اسلامی شدن آن هم برای کسانی که بوی از احساسات ملی و مذهبی نبرده اند و فرهنگ والای دینی و انسانی در عملکرد معمولی و تبلیغی آنها جای ندارد، چه فاید و سود دارد جز منافع شخصی ؟ کسی که پرچم مقدس کشورش و آرم جلاله آن فقط وسیله ی پیروزی و فتح مرحله هاست نه رمز پیروزی! 

نماینده من وشما هم که بشود اسم آن را یدک خواهد کشید و ازاو چراغی برای  کشور و شهر مان روشن نخواهد شد.نامزدی که هیچ اشرافی به نحو فعالیت گروه ها و افراد و ستادهای طرفدار خود ندارد و حتی شاید خود  و فرهنگ خود را هم نشناخته باشد وحتی عاجز از یک تبلیغ و اطلاع رسانی در سطح عادی  برای خوداست آیا لیاقت نمایندگی شهری با قریب یک میلیون نفرجمعیت را دارد و آیا قدرت جمع و جور کردن و رسیدگی به مشکلات و کمبودهای آن را در خود احساس می کند.؟ والله اعلم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/, انتهای پیام/, انتهای پیام/,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه