یادداشت؛
مهمترین عوامل «شکست شاهانه»
شاید خودبزرگ پنداری شاه و اشتباه محاسباتی او از میزان و سطح حمایت آمریکاییها و نیز عدم اشراف و پیش بینی او از قدرت بسیج کنندگی حضرت امام(ره)، مهمترین عوامل سرعت بخشیدن به انقلابی بود که بعدها بزرگترین رویداد قرن نام گرفت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح قزوین؛ همه ساله در آستانه سالگرد 26 دی 1357 و خروج محمدرضا پهلوی از ایران، مروری کلی بر این حادثه تاریخساز میشود و عمدتا وقایع آن روز خاص مورد بررسی قرار میگیرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین,اما بنظر میرسد آنچه ضرورت دارد بازخوانی عوامل یا پیشزمینههای این «شکست شاهانه» است که منجر به این رخداد سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران شد.
در یک دوره طولانی و به خصوص در دهه پایانی، حکومت شاه تلاش داشت تا مردم را نسبت به مسائل ملی، نادان و کر و کور تربیت کرده تا فقط جنبههای مثبت عملکرد حکومت او را ببینند و تایید کنند. ولی این روش به تدریج و در سالهای پایانی کارکرد خود را از دست داد و به جای مردم، شاه و حکومت او به عارضه نادانی و نابینایی دچار شدند.ن
نگاه مستکبرانه محمدرضا و دستگاه حکومت پهلوی به مردم از طرفی و دراز بودن دائمی دست شاه ایران مقابل بیگانگان بخصوص آمریکا بعنوان پشتوانه و حامی ابدی او، شاه ایران را دچار این خطای استراتژیک کرد که سرکوب و خفقان میتواند در مقابل موج انقلابیون کارساز باشد تا جاییکه در سالهای منتهی به انقلاب شکوهمند اسلامی، شاه به حرفها و تحلیلها و پیش بینیها و هشدارهای اطرافیان و دلسوزان و نزدیکانش هم گوش نمیداد.

سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ خورشیدی در ایران از پرماجراترین و پرآشوبترین سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود، بسیاری از احزاب با انگیزههای مختلف و متفاوت دست به تجدید فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود زدند و تظاهرات پراکنده به صورت علنی علیه رژیم پهلوی را آغاز کردند.
این تظاهرات روز به روز گسترش یافت. با افزایش سطح نارضایتیها در داخل ایران دیگر قابل پیش بینی بود که جناح مذهبی به رهبری امام روح الله پرچمدار تظاهرات ضد رژیم در ایران است و به خوبی توانسته است تا در مدت کوتاهی همه گروههای مخالف رژیم پهلوی را تحتالشعاع خود قرار دهد.د
در چنین شرایطی انتصاب امیرعباس هویدا و بعدها جمشید آموزگار به پست نخست وزیری هم نتوانست کارساز شود و حتی شرایط بدتر از دیروز و علایم بحران در رژیم شاهنشاهی پدیدار میشد.
پس از آموزگار، انتخاب شاپور بختیار به نخستوزیری با اعمال فشار لابی بریتانیا و برخی اطرافیان داخلی شاه و برخلاف میل شاه صورت گرفت اما او هم قادر به کنترل اوضاع نشد.
در واقع بختیار حتی از حمایت واقعی شخص شاه و رهبری جبهه ملی و دیگر جناحهای ناسیونالیست برخوردار نبود و باوجود اعلام حمایت توامان امریکا و بریتانیا نتوانست کاری از پیش ببرد و نتوانست موج انقلاب و سقوط سلطنت را متوقف کند.
پس از سفر کارتر به ایران در ۱۰ دی ۱۳۵۶خورشیدی، پهلوی دوم چنین می پنداشت که از حمایت کامل آمریکا برخوردار است.
از این رو و با هدف یکسره کردن کار جناح مذهبی، مقاله توهین آمیزی در خصوص حضرت امام خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات درج شد. 26 دی 1357، اگرچه بهطور نمادین روز خروج همیشگی محمدرضا شاه از ایران است، ولی این خروج و تغییر شرایط از سالها قبل آغاز شده بود. دیگران عوامل منجر به این سقوط را دیده بودند، ولی شخص شاه هیچ وقت نه دید و نه شنید!ش
شاید خودبزرگ پنداری شاه و اشتباه محاسباتی او از میزان و سطح حمایت آمریکاییها [در هر شرایطی] و نیز عدم اشراف و پیش بینی او از قدرت بسیج کنندگی حضرت امام(ره)، مهمترین عوامل سرعت بخشیدن به انقلابی بود که بعدها بزرگترین رویداد قرن نام گرفت و سرآغاز گشودن راهی دشوار اما امیدبخش برای تحقق تمدن اسلامی و هموارکردن جاده ظهور شد.
پشت کردن به مردم و سرنوشت کشور و دل بستن به حمایتهای شرطی آمریکاییها، شاه ایران را از تصمیم مبتنی بر عقلانیت و صلاحدید ملت ایران باز داشت و راهی جز سرکوب و امنیتی کردن فضای کشور و برخورد قهری با منتقدین باقی نماند.
از این رو چرایی استیصال آخرین پادشاه ایران و فرار تاریخی او را باید در چرایی شکل گرفتن فضای بسته سیاسی کشور و ریشههای بروز بحرانهای مختلف اجتماعی و فرهنگی جستجو کرد.
اما امروز در طلیعه چهل و دومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی توانسته است علیرغم همه کارشکنیها و دشمنیهای آشکار دنیای غرب و در راس آنها آمریکای جنایتکار، نظام سیاسی خود را به بهترین شکل ممکن حفظ کرده و مرزهای ایدئولوژیک خود را گسترش دهد و این پیام را به دنیا مخابره کند که رمز بقای نظام اسلامی، نه در تبعیت و دنباله روی کورکورانه از غربیها که در سایه ایستادگی و مقاومت و پافشاری بر ارزشهای اسلامی و انسانی و برانگیختن انگیزههای کار و تلاش و خودباوری در داخل کشور عزیزمان ایران است.

پیروزیهای بی سابقه در میدانهای جنگ سخت و دفاع از کیان جمهوری اسلامی و مرزهای کشور و دفاع از سرزمین های اسلامی دیگر، فائق آمدن بر فشارهای سیاسی و فتنههای داخلی و خارجی، فتح قلههای بلند علم و تکنولوژی و سنگربندیهای هوشمندانه انقلابیون در برابر جنگ تمام عیار اقتصادی، نمونههای مثال زدنی از ثمرات این خودباوری است که امید است بیش از پیش در کالبد زخم خورده این سرزمین دمیده شود و شاهد به ثمر رسیدن درخت خودباوری باشیم.
نویسنده:محمدرضا ذاکر
انتهای پیام/
اما بنظر میرسد آنچه ضرورت دارد بازخوانی عوامل یا پیشزمینههای این «شکست شاهانه» است که منجر به این رخداد سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران شد.
,در یک دوره طولانی و به خصوص در دهه پایانی، حکومت شاه تلاش داشت تا مردم را نسبت به مسائل ملی، نادان و کر و کور تربیت کرده تا فقط جنبههای مثبت عملکرد حکومت او را ببینند و تایید کنند. ولی این روش به تدریج و در سالهای پایانی کارکرد خود را از دست داد و به جای مردم، شاه و حکومت او به عارضه نادانی و نابینایی دچار شدند.ن
,نگاه مستکبرانه محمدرضا و دستگاه حکومت پهلوی به مردم از طرفی و دراز بودن دائمی دست شاه ایران مقابل بیگانگان بخصوص آمریکا بعنوان پشتوانه و حامی ابدی او، شاه ایران را دچار این خطای استراتژیک کرد که سرکوب و خفقان میتواند در مقابل موج انقلابیون کارساز باشد تا جاییکه در سالهای منتهی به انقلاب شکوهمند اسلامی، شاه به حرفها و تحلیلها و پیش بینیها و هشدارهای اطرافیان و دلسوزان و نزدیکانش هم گوش نمیداد.
,

, سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ خورشیدی در ایران از پرماجراترین و پرآشوبترین سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود، بسیاری از احزاب با انگیزههای مختلف و متفاوت دست به تجدید فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود زدند و تظاهرات پراکنده به صورت علنی علیه رژیم پهلوی را آغاز کردند.
,این تظاهرات روز به روز گسترش یافت. با افزایش سطح نارضایتیها در داخل ایران دیگر قابل پیش بینی بود که جناح مذهبی به رهبری امام روح الله پرچمدار تظاهرات ضد رژیم در ایران است و به خوبی توانسته است تا در مدت کوتاهی همه گروههای مخالف رژیم پهلوی را تحتالشعاع خود قرار دهد.د
,در چنین شرایطی انتصاب امیرعباس هویدا و بعدها جمشید آموزگار به پست نخست وزیری هم نتوانست کارساز شود و حتی شرایط بدتر از دیروز و علایم بحران در رژیم شاهنشاهی پدیدار میشد.
,پس از آموزگار، انتخاب شاپور بختیار به نخستوزیری با اعمال فشار لابی بریتانیا و برخی اطرافیان داخلی شاه و برخلاف میل شاه صورت گرفت اما او هم قادر به کنترل اوضاع نشد.
,در واقع بختیار حتی از حمایت واقعی شخص شاه و رهبری جبهه ملی و دیگر جناحهای ناسیونالیست برخوردار نبود و باوجود اعلام حمایت توامان امریکا و بریتانیا نتوانست کاری از پیش ببرد و نتوانست موج انقلاب و سقوط سلطنت را متوقف کند.
,پس از سفر کارتر به ایران در ۱۰ دی ۱۳۵۶خورشیدی، پهلوی دوم چنین می پنداشت که از حمایت کامل آمریکا برخوردار است.
,از این رو و با هدف یکسره کردن کار جناح مذهبی، مقاله توهین آمیزی در خصوص حضرت امام خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات درج شد. 26 دی 1357، اگرچه بهطور نمادین روز خروج همیشگی محمدرضا شاه از ایران است، ولی این خروج و تغییر شرایط از سالها قبل آغاز شده بود. دیگران عوامل منجر به این سقوط را دیده بودند، ولی شخص شاه هیچ وقت نه دید و نه شنید!ش
,شاید خودبزرگ پنداری شاه و اشتباه محاسباتی او از میزان و سطح حمایت آمریکاییها [در هر شرایطی] و نیز عدم اشراف و پیش بینی او از قدرت بسیج کنندگی حضرت امام(ره)، مهمترین عوامل سرعت بخشیدن به انقلابی بود که بعدها بزرگترین رویداد قرن نام گرفت و سرآغاز گشودن راهی دشوار اما امیدبخش برای تحقق تمدن اسلامی و هموارکردن جاده ظهور شد.
,پشت کردن به مردم و سرنوشت کشور و دل بستن به حمایتهای شرطی آمریکاییها، شاه ایران را از تصمیم مبتنی بر عقلانیت و صلاحدید ملت ایران باز داشت و راهی جز سرکوب و امنیتی کردن فضای کشور و برخورد قهری با منتقدین باقی نماند.
,از این رو چرایی استیصال آخرین پادشاه ایران و فرار تاریخی او را باید در چرایی شکل گرفتن فضای بسته سیاسی کشور و ریشههای بروز بحرانهای مختلف اجتماعی و فرهنگی جستجو کرد.
,اما امروز در طلیعه چهل و دومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی توانسته است علیرغم همه کارشکنیها و دشمنیهای آشکار دنیای غرب و در راس آنها آمریکای جنایتکار، نظام سیاسی خود را به بهترین شکل ممکن حفظ کرده و مرزهای ایدئولوژیک خود را گسترش دهد و این پیام را به دنیا مخابره کند که رمز بقای نظام اسلامی، نه در تبعیت و دنباله روی کورکورانه از غربیها که در سایه ایستادگی و مقاومت و پافشاری بر ارزشهای اسلامی و انسانی و برانگیختن انگیزههای کار و تلاش و خودباوری در داخل کشور عزیزمان ایران است.
,

, پیروزیهای بی سابقه در میدانهای جنگ سخت و دفاع از کیان جمهوری اسلامی و مرزهای کشور و دفاع از سرزمین های اسلامی دیگر، فائق آمدن بر فشارهای سیاسی و فتنههای داخلی و خارجی، فتح قلههای بلند علم و تکنولوژی و سنگربندیهای هوشمندانه انقلابیون در برابر جنگ تمام عیار اقتصادی، نمونههای مثال زدنی از ثمرات این خودباوری است که امید است بیش از پیش در کالبد زخم خورده این سرزمین دمیده شود و شاهد به ثمر رسیدن درخت خودباوری باشیم.
,نویسنده:محمدرضا ذاکر
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه