آفتاب آمد
آفتابصبح، هیاهویی عجیب به پا کرده و مدینه را دلشورهای غریب فرا گرفته است، گویا که مسافری آشنا در راه است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛علی خالقی به مناسبت ولادت امام حسین(ع) در متن ادبی برای سرویس اجتماعی شیرازه نوشت: آفتابصبح هیاهویی عجیب به پا کرده و مدینه را دلشورهای غریب فرا گرفته است، گویا که مسافری آشنا در راه است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شیرازه,
یک اتفاق تازه در دست های شهر گل می کند و نوری را با آسمان پیوند می دهد، حجاز به شادی طلوع خورشید وجودش، پای می کوبد و کویر، آمدنش را کل می کشد.
,
ابرهای تیره نفاق در پستوی آسمان فرو می روند و سایه ها به دیوارها پناه می برند و آب چون آیه ای جدیدالنزول بر لب هایش تلاوت می شود.
,
خانه نور شولای عید بر دوش به مسجدالنبی فخر می فروشد و کویر، ندای رسای آزادگی را تا همیشه تاریخ سر می دهد.
,
سلام بر مولود امشب که عرش را حسرت نشین تلألؤ فرش کرد و نقاب از چهره روشن آزادی و آزادگی برگرفت و دستان آلوده ستم را از زیر دستکش ریا و تزویر بیرون کشید و رسوای تاریخ کرد.
,
سلام بر تو که انسانیت، مرهون اراده توست و نماز، زنده به ایاک نعبدت.
,
سلام بر تو که شمشیرهای نفاق را در نیام خاموشی فرو بردی و پیام شجاعت را بر قله نجابت فریاد زدی.
,
سلام بر تو که عدالتت علوی، مظلومیتت حسنی(ع)، سخاوتت محمدی(ع) و عبادتت فاطمی بود.
,
سلام بر تو آنگاه که خواب را بر چشم ستم کاران آشفته کردی و پرده خاموشی را از پنجره های عزت کنار زدی.
,
سلام بر تو آن گاه که آمدی تا جهان، بهشت بودن را تجربه کند و آسمان، نزول تو را بر پیشانی تفتیده حجاز به نظاره بنشیند.
,
سلام بر تو آن گاه که مصداق کرامت دامان پاک فاطمه(س) شدی.
,
سلام بر تو آن گاه که پشتوانه لایزال مظلومیت حسن(ع) بودی.
,
سلام بر تو آن گاه که شمشیر شجاعت علی(ع) را از نیام درآوردی و پیکر دشمنان را دوباره به لرزه درآوردی.
,
سلام بر تو آن گاه که با صبرت، وقارت، لبخندت، تعادلت، مهربانیت، سخاوتت و فرزندت؛ محمدی شدی بی کتاب و رسولی بی وحی.
,
سلام بر تو آن گاه که بندگی را در گودی قتلگاه متجلی کردی و خداوند تو را سلام داد. یا اباعبدالله!
,
سلام بر تو آن گاه که در نور آمدی و آن گاه که در جامه خون در برابر معبود سجده تسلیم به جا آوردی.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه