تشییع و بدرقه بی نظیر و تاریخی رهبر شهید در تهران و قم، نماد پیوندهای سیاسی و دینی حکومت جمهوری اسلامی

تشییع و بدرقه بی نظیر و تاریخی رهبر شهید در تهران و قم، نماد پیوندهای سیاسی و دینی حکومت جمهوری اسلامی
امروز مهمترین وظیفه نهادهای فرهنگی، علمی، پژوهشی و تبلیغی و شخصیت های روایت ساز، عیارسنجی و بهره برداری از این ظرفیت ممتاز و عظیم در ساختار نظام ولایی برای تحقق تمدن نوین اسلامی وبستر سازی ظهور منجی عالم بشریت است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛تاکنون، در مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب و تشییع و نماز باشکوه در تهران و قم و وداع نمادین در شهرها و روستاهای سراسر کشور ده ها میلیون نفر شرکت کردند و تصویر و پیام تازه ای از پیوندهای سیاسی- اجتماعی و دینی - فقهی حکمرانی جمهوری اسلامی و نشانه جدیدی از مشارکت ملی و بسیج اجتماعی دین محور و فقه بنیان، نظام انقلابی را به نمایش گذاشتند.

این در حالی است که دشمن با تکیه بر تلقی اشتباه خود از جامعه ایرانی و با طراحی یک جنگ تمام عیار شناختی و ترکیبی و یک مواجهه سنگین نظامی در پی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و تجزیه کشور بود . کمتر تحلیلگر خوش بینی در عرصه بین المللی و حتی شاید ملی بود که پایان این تهاجم بسیار سخت ترکیبی را به سود نظام جمهوری اسلامی بداند اما این روزهای بزرگ، انسجام اجتماعی ایرانیان در وداع با رهبر شهید و شخصیت ممتاز دینی و سیاسی معاصر نشان داد که تحلیل های مطرح شده بویژه ناظر به رابطه ملت و رهبری غیرواقعی و اشتباه بوده است.

اگر مراسم تشییع چندده‌میلیونی رهبر شهید انقلاب را یک رخداد راهبردی و دینی در نظر بگیریم، بی تردید تحلیل آن نیز صرفاً به یک آیین سوگواری، محدود نمی‌شود، بلکه باید آن را از منظری هویتی و معرفتی و راهبردی و در چارچوب قدرت اجتماعی دین پایه ایرانیان تحلیل کرد.

در ادبیات جدید قدرت ملی، در کنار قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت هوشمند، مفهوم قدرت اجتماعی یا ظرفیت بسیج اجتماعی نیز اهمیت یافته است؛ ظرفیتی که نشان می‌دهد یک جامعه تا چه اندازه توان همگرایی، انسجام و حضور داوطلبانه حول یک آرمان دینی یا نماد مشترک هویتی را دارد.

از این منظر، چنین مراسمی می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای داخلی داشته باشد که در چند رویکرد قابل مطالعه است. 

 ۱. نظریه نمایش قدرت اجتماعی دین محور: حضور گسترده مردم، نمایش ظرفیت بسیج اجتماعی یک کشور حول محور دین است. همان‌گونه که قدرت نظامی در رزمایش‌ها و قدرت اقتصادی در شاخص‌های کلان نمایان می‌شود، قدرت اجتماعی نیز در چنین رخدادهایی آشکار می‌گردد و پیام انسجام و توان همگرایی جامعه را به افکار عمومی داخلی و خارجی منتقل می‌کند.

۲. نظریه شکست شکاف ادراکی: در جنگ‌های شناختی، رقابت اصلی بر سر شکل‌دهی به ادراکات است. اگر روایت‌های غالب بر ضعف پایگاه اجتماعی یک نظام تأکید داشته باشند، اما یک حضور گسترده مردمی تصویر دیگری ارائه دهد، بخشی از این روایت‌ها با چالش مواجه شده و محاسبات سیاسی و رسانه‌ای دشمن نیازمند بازنگری خواهد شد.

۳. نظریه سرمایه نمادین تمدنی دینی: چنین رخدادی می‌تواند به سرمایه‌ای نمادین تبدیل شود؛ سرمایه‌ای که در حافظه تاریخی، فرهنگ عمومی، رسانه، هنر و گفتمان سیاسی و دینی بازتولید شده و به بخشی از هویت ملی و تاریخی یک جامعه تبدیل می‌شود.

۴. نظریه بازدارندگی اجتماعی دین محور: نمایش انسجام اجتماعی، در کنار بازدارندگی نظامی، می‌تواند در محاسبات امنیتی بازیگران خارجی اثرگذار باشد. جامعه‌ای که توان بسیج گسترده با محوریت تشییع یک شخصیت بزرگ دینی را دارد، هزینه هرگونه فشار یا بی‌ثبات‌سازی را برای رقیبان افزایش می‌دهد.

 ۵. نظریه ژئوپلیتیک احساسات: در روابط بین‌الملل امروز، احساس تعلق، هویت و سرمایه عاطفی نیز بخشی از قدرت ملی محسوب می‌شوند. مراسم‌ ملی بزرگ می‌توانند تصویر متفاوتی از ثبات، همبستگی و ظرفیت اجتماعی یک کشور در سطح منطقه‌ای و جهانی ارائه دهند.

۶. نظریه قدرت افزایی مناسک و آیین‌های دینی: آیین‌های جمعی و مناسک دینی، همبستگی اجتماعی و هویت مشترک را بازتولید می‌کنند. این‌گونه مراسم‌ احساس هم‌سرنوشتی را تقویت کرده، سرمایه اجتماعی را افزایش می‌دهند و می‌توانند به بازسازی وحدت ملی در شرایط حساس کمک کنند.

۷. اثر تکثری مراسم دینی بر قدرت ملی: پیامدهای چنین رخدادی محدود به یک حوزه نیست، بلکه به‌صورت زنجیره‌ای بر سرمایه اجتماعی، مشروعیت ادراک‌شده، امنیت ملی، رقابت‌های رسانه‌ای، سیاست خارجی، ژئوپلیتیک منطقه‌ای و حافظه تاریخی اثر می‌گذارد. هرچه این رخداد بیشتر در نهادهای فرهنگی، رسانه‌ای و پژوهشی بازنمایی شود، ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یکی از نمادهای ماندگار قدرت ملی و سرمایه راهبردی کشور نیز افزایش خواهد یافت.

مراسم تشییع رهبری با مشارکت میلیونی مردم را می‌توان هم به عنوان یک آیین سوگواری و هم یک رخداد راهبردی تحلیل کرد؛ رخدادی که در آن قدرت اجتماعی دین محور، سرمایه نمادین، هویت ملی، مشروعیت ادراک‌شده و بازدارندگی روانی به‌صورت هم‌زمان به نمایش گذاشته می‌شود و می‌تواند بر معادلات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی اثرگذار باشد.

امروز مهمترین وظیفه نهادهای فرهنگی، علمی، پژوهشی و تبلیغی و شخصیت های روایت ساز، عیارسنجی و بهره برداری از این ظرفیت ممتاز و عظیم در ساختار نظام ولایی برای تحقق تمدن نوین اسلامی وبستر سازی ظهور منجی عالم بشریت است.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه