به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گلستان ما، متن این شعر به شرح زیر است :
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما,یک مسلمان باز میسوزد در آتش،ای خدا پس زمین و آسمان از هم نمی باشد چرا؟
صد فغان و حسرت و صد آه و افسوس و دریغ زین حقوق بی بشر وین ظلمت و جور و جفا
در میانمار از مسلمان جان و مالش می برند در عمل ما خفته ایم و در سخن پر ادعا
لعنت و نفرین حق بر صاحبِ صلحِ نوبل داد از این قومِ کثیف و مُضحکانِ خود ستا
نسلِ ابلیس اند و اینان جمله در وحشی گری بسته اند از پشتِ سر دستِ وحوش و چارپا
لافِ انسانیت و صلح و رفاقت میزنند بی شک اما قاتل و کودک کشند و بی حیا
هرکجا باشد نشان از جرم و قتل و غارتی درحقیقت پایِ آمریکا بود در ماجرا
شاعر : صمد محمدی
انتهای پیام /
یک مسلمان باز میسوزد در آتش،ای خدا پس زمین و آسمان از هم نمی باشد چرا؟
صد فغان و حسرت و صد آه و افسوس و دریغ زین حقوق بی بشر وین ظلمت و جور و جفا
در میانمار از مسلمان جان و مالش می برند در عمل ما خفته ایم و در سخن پر ادعا
لعنت و نفرین حق بر صاحبِ صلحِ نوبل داد از این قومِ کثیف و مُضحکانِ خود ستا
نسلِ ابلیس اند و اینان جمله در وحشی گری بسته اند از پشتِ سر دستِ وحوش و چارپا
لافِ انسانیت و صلح و رفاقت میزنند بی شک اما قاتل و کودک کشند و بی حیا
هرکجا باشد نشان از جرم و قتل و غارتی درحقیقت پایِ آمریکا بود در ماجرا
شاعر : صمد محمدی
انتهای پیام /
یک مسلمان باز میسوزد در آتش،ای خدا پس زمین و آسمان از هم نمی باشد چرا؟
,صد فغان و حسرت و صد آه و افسوس و دریغ زین حقوق بی بشر وین ظلمت و جور و جفا
,در میانمار از مسلمان جان و مالش می برند در عمل ما خفته ایم و در سخن پر ادعا
,لعنت و نفرین حق بر صاحبِ صلحِ نوبل داد از این قومِ کثیف و مُضحکانِ خود ستا
,نسلِ ابلیس اند و اینان جمله در وحشی گری بسته اند از پشتِ سر دستِ وحوش و چارپا
,لافِ انسانیت و صلح و رفاقت میزنند بی شک اما قاتل و کودک کشند و بی حیا
,هرکجا باشد نشان از جرم و قتل و غارتی درحقیقت پایِ آمریکا بود در ماجرا
,شاعر : صمد محمدی
,انتهای پیام /
,]
ارسال دیدگاه