logo
سه‌شنبه 07 مهر 1405 | سه‌شنبه 29 سپتامبر 2026 |
اخبار داغ
  1. بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرت اوّل جهان است
  2. هلاکت عناصر داعشی در درگیری با نیروهای امنیتی عراق
  3. تأخیر در ترخیص کالاهای اساسی و تحمیل هزینه به مردم قابل قبول نیست/ قوه قضاییه در صیانت از حقوق عامه با جدیت ورود خواهد داشت
  4. مذاکره در کار نیست؛ آمریکا لاف می زند/ موج‌ سواری های ترامپ و بسنت گره گشای تنگه هرمز نیست!
  5. تئاترِ عریان، اخلاقِ پنهان؛ روایتِ یک گسستِ نامرئی در تئاتر
  6. پراید صفر به مرز ۱.۴ میلیارد تومان رسید / دلالان فضای مجازی، بازار خودرو را به گروگان گرفتند
  7. شهید موسوی می‌تواند الگویی برای نسل‌های آینده نیروهای مسلح باشد
  8. گسست میان ادعا و واقعیت
  9. «بدنام»؛ کارناوال دهن‌کجی به قانون در شبکه نمایش خانگی
  10. هنر، کارآمدترین ابزار برای جهانی‌سازی فرهنگ ایثار/ هنرمندان باید صدای مظلومیت ایران در عرصه بین‌الملل باشند
  11. اهرم‌های غیرنظامی برای خنثی سازی‌توطئه توقف‌ پروازهای ایرانی/ تیر واشنگتن باز هم به سنگ خواهد خورد!
  12. آلودگی روی دور تکرار؛ تهران دوباره در محاصره آلاینده‌ها
  13. توقف پروازهای ایرانی هیچ دستاوردی برای واشنگتن نخواهد داشت/ اهرم های بسیاری داریم که به موقع به کار خواهیم گرفت
  14. نامه ایران به سازمان ملل درباره اظهارات خصمانه دبیرکل ناتو
  15. با وجود شیطنت دشمن، تنگه هرمز در اختیار ایران است
  16. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  17. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  18. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  19. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  20. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا

اجرای «مدرنیته اسلامی» امکان پذیر است؟/ بررسی خدامحوری در تفکر مدرنیته

اجرای «مدرنیته اسلامی» امکان پذیر است؟/ بررسی خدامحوری در تفکر مدرنیته
به نظر می رسد که برخی از روشنفکران ایرانی درصدد پیاده کردن پروژه «مدرنیته شدن اسلامی» در ایران هستند در حالیکه این تفکر از اساس با بنیان های اسلامی در تضاد کاملا آشکاری است و بررسی مهمترین شاخص آن یعنی امانیسم این نکته را به خوبی نشان می دهد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «بسیج زنان کشور»؛ زهرا باقری: مدرنیته یکی از مهمترین دغدغه های اندیشمندان عرصه های مختلف مانند اجتماعی، فرهنگی، سیاسی است که همراهان و مخالفان زیادی را رویاروی هم قرار داده است، و دیدگاه غالب طرفداران مدرنیته در جهان اسلام، مدرنیته شدن اسلامی است یعنی تغییر برخی باورها و ارزش ها بر مبنای مدرنیته است که در این یادداشت قصد بررسی آن را داریم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بسیج زنان کشور,

مدرنیته به فارسی تجدد نام دارد و فرایندی است که در دو قالب مادی و غیرمادی اتفاق می افتد، به طور مثال در بخش مادی به صورت عینی و ملموس و در غیرمادی به صورت ذهنی و ناملموس تغییرات را ایجاد می کند به بدین ترتیب به حالت مادی آن مدرنیزاسیون یا نوسازی می گویند و به صورت غیرمادی آن مدرنیسم یا نوگرایی نسبت می دهند.

در بخش مادی می توان به تغییرات و نوآوری های علم روز در تولید گوشی های تلفن همراه، پیشرفته شدن آسانسورها و ایجاد و گسترش فروشگاه های زنجیره ای اشاره کرد اما در بخش غیرمادی تغییراتی که در ذهن و فکر فرد ایجاد می شود، مدرنیزاسیون می گویند. در واقع این دو با هم در تعامل هستند و وقتی در جامعه ای مدرنیزاسیون اتفاق بیفتد، پشت سر آن مدرنیته هم روی می دهد اما این اتفاق در کشورهای اسلامی با مقاومت رو به رو می شود، زیرا غالب این کشورها با مدرنیزاسیون موافقند اما در مقابل مدرنیسم یعنی تفکر حاکم بر مدرنیزاسیون مقاومت می کنند و این مخالفت بدون داشتن راهکار خوب و اثرگذار تنها اجرای این روند را به تاخیر می اندازد.

برخی معتقدند که چطور ممکن است ابزار را گرفت اما روح استفاده از آن را نادیده گرفت و از تاثیر روحی و فکری این تکنولوژی جلوگیری کرد، و بر همین اساس با استفاده از این تغییرات ملموس موافقت می کنند و در عین حال در صدد برطرف کردن موانع غیرملموس و ذهنی آن هستند تا روند مدرنیته به سرعت طبیعی خود برگردد و جامعه به سطح مدرن برسد.

در کشور ایران هم این مشکلات وجود دارد و هر یک از دیدگاه های موافق و یا مخالف مدرنیته طرفدارانی را به خود اختصاص داده است و با ورود هر نرم افزار و تکنولوژی جدید در کشور موضع گیری های مختلفی صورت می گیرد ولی حقیقت این است که ما نه می توانیم جدای از دین‌داری و تنزل دادن کارکرد دین به پشت در خانه ها و فردگرا شدن، مدرن بشویم و نه مانند برخی کشورهای اسلامی، در پیچ و خم سنتی بودن زیست کنیم.

دلیل این ادعا شاخصه هایی است که مدرنیسم با خود به همراه می آورد که مهمترین آن ها، انسان گرایی یا امانیسم (Humanism) است، در فارسی این واژه به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری، آدمیت و خودبنیادی ترجمه شده است و در اصل یک جهان‌بینی فلسفی و اخلاقی است که بر ارزش و عاملیت انسان‌ها به صورت فردی یا جمعی تأکید دارد و با ارزشمند دانستن تجربه گرایی در زندگی، سعی در تحلیل همه اتفاقات با عقل انسانی دارد.

در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد، بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدامحوری می باشد قرار گرفته است .

ریشه‌های این واژه، به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی می‌رسد و در واقع نهضت فکری ای است که در دوران تجدید حیات فرهنگی، رنسانس، در غرب به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجسته یونانی و رومی پدید آمد.

در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد. در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد.

اومانیسم در واقع به برتری انسان بر همه موجودات عالم هستی اشاره دارد، بدین ترتیب همه چیز در خدمت انسان و خواسته های اوست و چون می خواهد از زندگی لذت ببرد، حق دارد هر تغییری در جهان انجام دهد، بنابراین در اولین گام خدا را حذف می کند و معتقد است که  سرور و آقای خود است و کسی مالک او نیست و انسان رئیسی بالاتر از خود ندارد.

اولین گام در بیان تفاوت میان تفکر مدرنیته و اسلام، توجیه این دیدگاه در باور و عقیده مسلمانان است که گرچه در اسلام هم مادیات مهم است اما نه به این شکل که محور زندگی باشد و انسان در دیدگاه اسلامی به عنوان اشرف مخلوقاتی که برای رسیدن به کمالات اخلاقی پا به عرصه حیات گذاشته نگاه می شود که در برابر دیگران وظیفه و حس مسئولیت دارد، حتی در مقابل دیگر موجودات وظیفه و تکالیف مشخصی دارد اما در این دیدگاه انسان چنین تکلیفی ندارد و اصولا تکلیفی به جز رفع خواسته های خود ندارد.

در دیدگاه امانیستی حیات تنها، همین حیات دنیایی است و باید تمام بهره ها برای این زندگی به کار گرفته شود اما در نگاه خدامحوری انسان تنها بخشی از زندگی خود را در این دنیا صرف می کند و حیات ابدی در دنیای دیگری در انتظارش است!

هرچند که با نظریه مدرنیته همراه با مدرنیزاسیون وارد افکار مردم می شود، غیر قابل انکار است اما سوال اینجاست که طرفداران مدرنیته چگونه می توانند تفکر بنیادی مدرنیته(امانیسم) را توجیه کنند؟ نسخه شفابخش در اسلام، تمدن نوین اسلامی است، تفکری که ساخته و پرداخته جهان اسلام و بر مبنای حیات واقعی انسانی است اما تا زمانی که این نیاز احساس نشود، و تا زمانی که دلسوزان وارد عرصه علمی این فعالیت نشوند، هیچ راهی جز همراهی با مدرنیته برای مسلمانان باقی نخواهد ماند!

انتهای پیام/

,

مدرنیته به فارسی تجدد نام دارد و فرایندی است که در دو قالب مادی و غیرمادی اتفاق می افتد، به طور مثال در بخش مادی به صورت عینی و ملموس و در غیرمادی به صورت ذهنی و ناملموس تغییرات را ایجاد می کند به بدین ترتیب به حالت مادی آن مدرنیزاسیون یا نوسازی می گویند و به صورت غیرمادی آن مدرنیسم یا نوگرایی نسبت می دهند.

در بخش مادی می توان به تغییرات و نوآوری های علم روز در تولید گوشی های تلفن همراه، پیشرفته شدن آسانسورها و ایجاد و گسترش فروشگاه های زنجیره ای اشاره کرد اما در بخش غیرمادی تغییراتی که در ذهن و فکر فرد ایجاد می شود، مدرنیزاسیون می گویند. در واقع این دو با هم در تعامل هستند و وقتی در جامعه ای مدرنیزاسیون اتفاق بیفتد، پشت سر آن مدرنیته هم روی می دهد اما این اتفاق در کشورهای اسلامی با مقاومت رو به رو می شود، زیرا غالب این کشورها با مدرنیزاسیون موافقند اما در مقابل مدرنیسم یعنی تفکر حاکم بر مدرنیزاسیون مقاومت می کنند و این مخالفت بدون داشتن راهکار خوب و اثرگذار تنها اجرای این روند را به تاخیر می اندازد.

برخی معتقدند که چطور ممکن است ابزار را گرفت اما روح استفاده از آن را نادیده گرفت و از تاثیر روحی و فکری این تکنولوژی جلوگیری کرد، و بر همین اساس با استفاده از این تغییرات ملموس موافقت می کنند و در عین حال در صدد برطرف کردن موانع غیرملموس و ذهنی آن هستند تا روند مدرنیته به سرعت طبیعی خود برگردد و جامعه به سطح مدرن برسد.

در کشور ایران هم این مشکلات وجود دارد و هر یک از دیدگاه های موافق و یا مخالف مدرنیته طرفدارانی را به خود اختصاص داده است و با ورود هر نرم افزار و تکنولوژی جدید در کشور موضع گیری های مختلفی صورت می گیرد ولی حقیقت این است که ما نه می توانیم جدای از دین‌داری و تنزل دادن کارکرد دین به پشت در خانه ها و فردگرا شدن، مدرن بشویم و نه مانند برخی کشورهای اسلامی، در پیچ و خم سنتی بودن زیست کنیم.

دلیل این ادعا شاخصه هایی است که مدرنیسم با خود به همراه می آورد که مهمترین آن ها، انسان گرایی یا امانیسم (Humanism) است، در فارسی این واژه به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری، آدمیت و خودبنیادی ترجمه شده است و در اصل یک جهان‌بینی فلسفی و اخلاقی است که بر ارزش و عاملیت انسان‌ها به صورت فردی یا جمعی تأکید دارد و با ارزشمند دانستن تجربه گرایی در زندگی، سعی در تحلیل همه اتفاقات با عقل انسانی دارد.

در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد، بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدامحوری می باشد قرار گرفته است .

ریشه‌های این واژه، به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی می‌رسد و در واقع نهضت فکری ای است که در دوران تجدید حیات فرهنگی، رنسانس، در غرب به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجسته یونانی و رومی پدید آمد.

در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد. در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد.

اومانیسم در واقع به برتری انسان بر همه موجودات عالم هستی اشاره دارد، بدین ترتیب همه چیز در خدمت انسان و خواسته های اوست و چون می خواهد از زندگی لذت ببرد، حق دارد هر تغییری در جهان انجام دهد، بنابراین در اولین گام خدا را حذف می کند و معتقد است که  سرور و آقای خود است و کسی مالک او نیست و انسان رئیسی بالاتر از خود ندارد.

اولین گام در بیان تفاوت میان تفکر مدرنیته و اسلام، توجیه این دیدگاه در باور و عقیده مسلمانان است که گرچه در اسلام هم مادیات مهم است اما نه به این شکل که محور زندگی باشد و انسان در دیدگاه اسلامی به عنوان اشرف مخلوقاتی که برای رسیدن به کمالات اخلاقی پا به عرصه حیات گذاشته نگاه می شود که در برابر دیگران وظیفه و حس مسئولیت دارد، حتی در مقابل دیگر موجودات وظیفه و تکالیف مشخصی دارد اما در این دیدگاه انسان چنین تکلیفی ندارد و اصولا تکلیفی به جز رفع خواسته های خود ندارد.

در دیدگاه امانیستی حیات تنها، همین حیات دنیایی است و باید تمام بهره ها برای این زندگی به کار گرفته شود اما در نگاه خدامحوری انسان تنها بخشی از زندگی خود را در این دنیا صرف می کند و حیات ابدی در دنیای دیگری در انتظارش است!

هرچند که با نظریه مدرنیته همراه با مدرنیزاسیون وارد افکار مردم می شود، غیر قابل انکار است اما سوال اینجاست که طرفداران مدرنیته چگونه می توانند تفکر بنیادی مدرنیته(امانیسم) را توجیه کنند؟ نسخه شفابخش در اسلام، تمدن نوین اسلامی است، تفکری که ساخته و پرداخته جهان اسلام و بر مبنای حیات واقعی انسانی است اما تا زمانی که این نیاز احساس نشود، و تا زمانی که دلسوزان وارد عرصه علمی این فعالیت نشوند، هیچ راهی جز همراهی با مدرنیته برای مسلمانان باقی نخواهد ماند!

انتهای پیام/

,

مدرنیته به فارسی تجدد نام دارد و فرایندی است که در دو قالب مادی و غیرمادی اتفاق می افتد، به طور مثال در بخش مادی به صورت عینی و ملموس و در غیرمادی به صورت ذهنی و ناملموس تغییرات را ایجاد می کند به بدین ترتیب به حالت مادی آن مدرنیزاسیون یا نوسازی می گویند و به صورت غیرمادی آن مدرنیسم یا نوگرایی نسبت می دهند.

در بخش مادی می توان به تغییرات و نوآوری های علم روز در تولید گوشی های تلفن همراه، پیشرفته شدن آسانسورها و ایجاد و گسترش فروشگاه های زنجیره ای اشاره کرد اما در بخش غیرمادی تغییراتی که در ذهن و فکر فرد ایجاد می شود، مدرنیزاسیون می گویند. در واقع این دو با هم در تعامل هستند و وقتی در جامعه ای مدرنیزاسیون اتفاق بیفتد، پشت سر آن مدرنیته هم روی می دهد اما این اتفاق در کشورهای اسلامی با مقاومت رو به رو می شود، زیرا غالب این کشورها با مدرنیزاسیون موافقند اما در مقابل مدرنیسم یعنی تفکر حاکم بر مدرنیزاسیون مقاومت می کنند و این مخالفت بدون داشتن راهکار خوب و اثرگذار تنها اجرای این روند را به تاخیر می اندازد.

برخی معتقدند که چطور ممکن است ابزار را گرفت اما روح استفاده از آن را نادیده گرفت و از تاثیر روحی و فکری این تکنولوژی جلوگیری کرد، و بر همین اساس با استفاده از این تغییرات ملموس موافقت می کنند و در عین حال در صدد برطرف کردن موانع غیرملموس و ذهنی آن هستند تا روند مدرنیته به سرعت طبیعی خود برگردد و جامعه به سطح مدرن برسد.

در کشور ایران هم این مشکلات وجود دارد و هر یک از دیدگاه های موافق و یا مخالف مدرنیته طرفدارانی را به خود اختصاص داده است و با ورود هر نرم افزار و تکنولوژی جدید در کشور موضع گیری های مختلفی صورت می گیرد ولی حقیقت این است که ما نه می توانیم جدای از دین‌داری و تنزل دادن کارکرد دین به پشت در خانه ها و فردگرا شدن، مدرن بشویم و نه مانند برخی کشورهای اسلامی، در پیچ و خم سنتی بودن زیست کنیم.

دلیل این ادعا شاخصه هایی است که مدرنیسم با خود به همراه می آورد که مهمترین آن ها، انسان گرایی یا امانیسم (Humanism) است، در فارسی این واژه به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری، آدمیت و خودبنیادی ترجمه شده است و در اصل یک جهان‌بینی فلسفی و اخلاقی است که بر ارزش و عاملیت انسان‌ها به صورت فردی یا جمعی تأکید دارد و با ارزشمند دانستن تجربه گرایی در زندگی، سعی در تحلیل همه اتفاقات با عقل انسانی دارد.

در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد، بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدامحوری می باشد قرار گرفته است .

ریشه‌های این واژه، به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی می‌رسد و در واقع نهضت فکری ای است که در دوران تجدید حیات فرهنگی، رنسانس، در غرب به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجسته یونانی و رومی پدید آمد.

در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد. در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد.

اومانیسم در واقع به برتری انسان بر همه موجودات عالم هستی اشاره دارد، بدین ترتیب همه چیز در خدمت انسان و خواسته های اوست و چون می خواهد از زندگی لذت ببرد، حق دارد هر تغییری در جهان انجام دهد، بنابراین در اولین گام خدا را حذف می کند و معتقد است که  سرور و آقای خود است و کسی مالک او نیست و انسان رئیسی بالاتر از خود ندارد.

اولین گام در بیان تفاوت میان تفکر مدرنیته و اسلام، توجیه این دیدگاه در باور و عقیده مسلمانان است که گرچه در اسلام هم مادیات مهم است اما نه به این شکل که محور زندگی باشد و انسان در دیدگاه اسلامی به عنوان اشرف مخلوقاتی که برای رسیدن به کمالات اخلاقی پا به عرصه حیات گذاشته نگاه می شود که در برابر دیگران وظیفه و حس مسئولیت دارد، حتی در مقابل دیگر موجودات وظیفه و تکالیف مشخصی دارد اما در این دیدگاه انسان چنین تکلیفی ندارد و اصولا تکلیفی به جز رفع خواسته های خود ندارد.

در دیدگاه امانیستی حیات تنها، همین حیات دنیایی است و باید تمام بهره ها برای این زندگی به کار گرفته شود اما در نگاه خدامحوری انسان تنها بخشی از زندگی خود را در این دنیا صرف می کند و حیات ابدی در دنیای دیگری در انتظارش است!

هرچند که با نظریه مدرنیته همراه با مدرنیزاسیون وارد افکار مردم می شود، غیر قابل انکار است اما سوال اینجاست که طرفداران مدرنیته چگونه می توانند تفکر بنیادی مدرنیته(امانیسم) را توجیه کنند؟ نسخه شفابخش در اسلام، تمدن نوین اسلامی است، تفکری که ساخته و پرداخته جهان اسلام و بر مبنای حیات واقعی انسانی است اما تا زمانی که این نیاز احساس نشود، و تا زمانی که دلسوزان وارد عرصه علمی این فعالیت نشوند، هیچ راهی جز همراهی با مدرنیته برای مسلمانان باقی نخواهد ماند!

انتهای پیام/

,

مدرنیته به فارسی تجدد نام دارد و فرایندی است که در دو قالب مادی و غیرمادی اتفاق می افتد، به طور مثال در بخش مادی به صورت عینی و ملموس و در غیرمادی به صورت ذهنی و ناملموس تغییرات را ایجاد می کند به بدین ترتیب به حالت مادی آن مدرنیزاسیون یا نوسازی می گویند و به صورت غیرمادی آن مدرنیسم یا نوگرایی نسبت می دهند.

در بخش مادی می توان به تغییرات و نوآوری های علم روز در تولید گوشی های تلفن همراه، پیشرفته شدن آسانسورها و ایجاد و گسترش فروشگاه های زنجیره ای اشاره کرد اما در بخش غیرمادی تغییراتی که در ذهن و فکر فرد ایجاد می شود، مدرنیزاسیون می گویند. در واقع این دو با هم در تعامل هستند و وقتی در جامعه ای مدرنیزاسیون اتفاق بیفتد، پشت سر آن مدرنیته هم روی می دهد اما این اتفاق در کشورهای اسلامی با مقاومت رو به رو می شود، زیرا غالب این کشورها با مدرنیزاسیون موافقند اما در مقابل مدرنیسم یعنی تفکر حاکم بر مدرنیزاسیون مقاومت می کنند و این مخالفت بدون داشتن راهکار خوب و اثرگذار تنها اجرای این روند را به تاخیر می اندازد.

برخی معتقدند که چطور ممکن است ابزار را گرفت اما روح استفاده از آن را نادیده گرفت و از تاثیر روحی و فکری این تکنولوژی جلوگیری کرد، و بر همین اساس با استفاده از این تغییرات ملموس موافقت می کنند و در عین حال در صدد برطرف کردن موانع غیرملموس و ذهنی آن هستند تا روند مدرنیته به سرعت طبیعی خود برگردد و جامعه به سطح مدرن برسد.

در کشور ایران هم این مشکلات وجود دارد و هر یک از دیدگاه های موافق و یا مخالف مدرنیته طرفدارانی را به خود اختصاص داده است و با ورود هر نرم افزار و تکنولوژی جدید در کشور موضع گیری های مختلفی صورت می گیرد ولی حقیقت این است که ما نه می توانیم جدای از دین‌داری و تنزل دادن کارکرد دین به پشت در خانه ها و فردگرا شدن، مدرن بشویم و نه مانند برخی کشورهای اسلامی، در پیچ و خم سنتی بودن زیست کنیم.

دلیل این ادعا شاخصه هایی است که مدرنیسم با خود به همراه می آورد که مهمترین آن ها، انسان گرایی یا امانیسم (Humanism) است، در فارسی این واژه به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری، آدمیت و خودبنیادی ترجمه شده است و در اصل یک جهان‌بینی فلسفی و اخلاقی است که بر ارزش و عاملیت انسان‌ها به صورت فردی یا جمعی تأکید دارد و با ارزشمند دانستن تجربه گرایی در زندگی، سعی در تحلیل همه اتفاقات با عقل انسانی دارد.

در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد، بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدامحوری می باشد قرار گرفته است .

ریشه‌های این واژه، به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی می‌رسد و در واقع نهضت فکری ای است که در دوران تجدید حیات فرهنگی، رنسانس، در غرب به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجسته یونانی و رومی پدید آمد.

در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد. در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد.

اومانیسم در واقع به برتری انسان بر همه موجودات عالم هستی اشاره دارد، بدین ترتیب همه چیز در خدمت انسان و خواسته های اوست و چون می خواهد از زندگی لذت ببرد، حق دارد هر تغییری در جهان انجام دهد، بنابراین در اولین گام خدا را حذف می کند و معتقد است که  سرور و آقای خود است و کسی مالک او نیست و انسان رئیسی بالاتر از خود ندارد.

اولین گام در بیان تفاوت میان تفکر مدرنیته و اسلام، توجیه این دیدگاه در باور و عقیده مسلمانان است که گرچه در اسلام هم مادیات مهم است اما نه به این شکل که محور زندگی باشد و انسان در دیدگاه اسلامی به عنوان اشرف مخلوقاتی که برای رسیدن به کمالات اخلاقی پا به عرصه حیات گذاشته نگاه می شود که در برابر دیگران وظیفه و حس مسئولیت دارد، حتی در مقابل دیگر موجودات وظیفه و تکالیف مشخصی دارد اما در این دیدگاه انسان چنین تکلیفی ندارد و اصولا تکلیفی به جز رفع خواسته های خود ندارد.

در دیدگاه امانیستی حیات تنها، همین حیات دنیایی است و باید تمام بهره ها برای این زندگی به کار گرفته شود اما در نگاه خدامحوری انسان تنها بخشی از زندگی خود را در این دنیا صرف می کند و حیات ابدی در دنیای دیگری در انتظارش است!

هرچند که با نظریه مدرنیته همراه با مدرنیزاسیون وارد افکار مردم می شود، غیر قابل انکار است اما سوال اینجاست که طرفداران مدرنیته چگونه می توانند تفکر بنیادی مدرنیته(امانیسم) را توجیه کنند؟ نسخه شفابخش در اسلام، تمدن نوین اسلامی است، تفکری که ساخته و پرداخته جهان اسلام و بر مبنای حیات واقعی انسانی است اما تا زمانی که این نیاز احساس نشود، و تا زمانی که دلسوزان وارد عرصه علمی این فعالیت نشوند، هیچ راهی جز همراهی با مدرنیته برای مسلمانان باقی نخواهد ماند!

انتهای پیام/

,

مدرنیته به فارسی تجدد نام دارد و فرایندی است که در دو قالب مادی و غیرمادی اتفاق می افتد، به طور مثال در بخش مادی به صورت عینی و ملموس و در غیرمادی به صورت ذهنی و ناملموس تغییرات را ایجاد می کند به بدین ترتیب به حالت مادی آن مدرنیزاسیون یا نوسازی می گویند و به صورت غیرمادی آن مدرنیسم یا نوگرایی نسبت می دهند.

,

در بخش مادی می توان به تغییرات و نوآوری های علم روز در تولید گوشی های تلفن همراه، پیشرفته شدن آسانسورها و ایجاد و گسترش فروشگاه های زنجیره ای اشاره کرد اما در بخش غیرمادی تغییراتی که در ذهن و فکر فرد ایجاد می شود، مدرنیزاسیون می گویند. در واقع این دو با هم در تعامل هستند و وقتی در جامعه ای مدرنیزاسیون اتفاق بیفتد، پشت سر آن مدرنیته هم روی می دهد اما این اتفاق در کشورهای اسلامی با مقاومت رو به رو می شود، زیرا غالب این کشورها با مدرنیزاسیون موافقند اما در مقابل مدرنیسم یعنی تفکر حاکم بر مدرنیزاسیون مقاومت می کنند و این مخالفت بدون داشتن راهکار خوب و اثرگذار تنها اجرای این روند را به تاخیر می اندازد.

,

برخی معتقدند که چطور ممکن است ابزار را گرفت اما روح استفاده از آن را نادیده گرفت و از تاثیر روحی و فکری این تکنولوژی جلوگیری کرد، و بر همین اساس با استفاده از این تغییرات ملموس موافقت می کنند و در عین حال در صدد برطرف کردن موانع غیرملموس و ذهنی آن هستند تا روند مدرنیته به سرعت طبیعی خود برگردد و جامعه به سطح مدرن برسد.

,

در کشور ایران هم این مشکلات وجود دارد و هر یک از دیدگاه های موافق و یا مخالف مدرنیته طرفدارانی را به خود اختصاص داده است و با ورود هر نرم افزار و تکنولوژی جدید در کشور موضع گیری های مختلفی صورت می گیرد ولی حقیقت این است که ما نه می توانیم جدای از دین‌داری و تنزل دادن کارکرد دین به پشت در خانه ها و فردگرا شدن، مدرن بشویم و نه مانند برخی کشورهای اسلامی، در پیچ و خم سنتی بودن زیست کنیم.

, در کشور ایران هم این مشکلات وجود دارد و هر یک از دیدگاه های موافق و یا مخالف مدرنیته طرفدارانی را به خود اختصاص داده است و با ورود هر نرم افزار و تکنولوژی جدید در کشور موضع گیری های مختلفی صورت می گیرد ولی حقیقت این است که ما نه می توانیم جدای از دین‌داری و تنزل دادن کارکرد دین به پشت در خانه ها و فردگرا شدن، مدرن بشویم و نه مانند برخی کشورهای اسلامی، در پیچ و خم سنتی بودن زیست کنیم.,

دلیل این ادعا شاخصه هایی است که مدرنیسم با خود به همراه می آورد که مهمترین آن ها، انسان گرایی یا امانیسم (Humanism) است، در فارسی این واژه به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری، آدمیت و خودبنیادی ترجمه شده است و در اصل یک جهان‌بینی فلسفی و اخلاقی است که بر ارزش و عاملیت انسان‌ها به صورت فردی یا جمعی تأکید دارد و با ارزشمند دانستن تجربه گرایی در زندگی، سعی در تحلیل همه اتفاقات با عقل انسانی دارد.

,

در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد، بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدامحوری می باشد قرار گرفته است .

, اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدامحوری می باشد قرار گرفته است ,

ریشه‌های این واژه، به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی می‌رسد و در واقع نهضت فکری ای است که در دوران تجدید حیات فرهنگی، رنسانس، در غرب به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجسته یونانی و رومی پدید آمد.

,

در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد. در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد.

,

اومانیسم در واقع به برتری انسان بر همه موجودات عالم هستی اشاره دارد، بدین ترتیب همه چیز در خدمت انسان و خواسته های اوست و چون می خواهد از زندگی لذت ببرد، حق دارد هر تغییری در جهان انجام دهد، بنابراین در اولین گام خدا را حذف می کند و معتقد است که  سرور و آقای خود است و کسی مالک او نیست و انسان رئیسی بالاتر از خود ندارد.

,

اولین گام در بیان تفاوت میان تفکر مدرنیته و اسلام، توجیه این دیدگاه در باور و عقیده مسلمانان است که گرچه در اسلام هم مادیات مهم است اما نه به این شکل که محور زندگی باشد و انسان در دیدگاه اسلامی به عنوان اشرف مخلوقاتی که برای رسیدن به کمالات اخلاقی پا به عرصه حیات گذاشته نگاه می شود که در برابر دیگران وظیفه و حس مسئولیت دارد، حتی در مقابل دیگر موجودات وظیفه و تکالیف مشخصی دارد اما در این دیدگاه انسان چنین تکلیفی ندارد و اصولا تکلیفی به جز رفع خواسته های خود ندارد.

,

در دیدگاه امانیستی حیات تنها، همین حیات دنیایی است و باید تمام بهره ها برای این زندگی به کار گرفته شود اما در نگاه خدامحوری انسان تنها بخشی از زندگی خود را در این دنیا صرف می کند و حیات ابدی در دنیای دیگری در انتظارش است!

,

هرچند که با نظریه مدرنیته همراه با مدرنیزاسیون وارد افکار مردم می شود، غیر قابل انکار است اما سوال اینجاست که طرفداران مدرنیته چگونه می توانند تفکر بنیادی مدرنیته(امانیسم) را توجیه کنند؟ نسخه شفابخش در اسلام، تمدن نوین اسلامی است، تفکری که ساخته و پرداخته جهان اسلام و بر مبنای حیات واقعی انسانی است اما تا زمانی که این نیاز احساس نشود، و تا زمانی که دلسوزان وارد عرصه علمی این فعالیت نشوند، هیچ راهی جز همراهی با مدرنیته برای مسلمانان باقی نخواهد ماند!

, هرچند که با نظریه مدرنیته همراه با مدرنیزاسیون وارد افکار مردم می شود، غیر قابل انکار است اما سوال اینجاست که طرفداران مدرنیته چگونه می توانند تفکر بنیادی مدرنیته(امانیسم) را توجیه کنند؟ نسخه شفابخش در اسلام، تمدن نوین اسلامی است، تفکری که ساخته و پرداخته جهان اسلام و بر مبنای حیات واقعی انسانی است اما تا زمانی که این نیاز احساس نشود، و تا زمانی که دلسوزان وارد عرصه علمی این فعالیت نشوند، هیچ راهی جز همراهی با مدرنیته برای مسلمانان باقی نخواهد ماند!,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه