به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، بهمنماه سال 92 بود که خبر شهادتش را در حلب سوریه شنیدیم؛ شهیدی از تبار اسماعیل و از جنس فاطمیون.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,,
شهیدی از تبار اسماعیل
, شهیدی از تبار اسماعیل,,
شهید «رضا اسماعیلی»، دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد و قهرمان ورزشکار پرورش اندام؛ جوانی 19 ساله که لباس رزم به تن کرد؛ تازه داماد بود اما عروس و فرزند در راهش را به خدا سپرد و رفت. رفت تا نخستین ذبیح لشگر فاطمیون و جلودار حماسهسازان بیسر باشد.
,,

, ,
,
حاتمیکیای کارگردان پس از شهادت رضا اینگونه حسرت بر دل میگوید: چند وقتی است که تصویر یکی از بچههای افغانستانی که بهدست داعشیها سرش بریده شده بود از جلوی چشم من نمیرود. من خجالت میکشم که در سوریه نبودم و این نوجوان... و درست در همین لحظه و همین نقطه است که عقب افتادهام. من خجالت میکشم که در سوریه نبودم. احساس میکنم عقب افتادم. یکزمانی خودم را پیشرو میدانستم ولی جبهه وسعت گرفت و میبینم که خیلی عقب هستم و خجالت میکشم وقتی بچههای افغانستانی یا بچههایی که بیسروصدا در منطقه میجنگند کشته میشوند».
,,
4 سال از پرپر شدنش گذشت
, 4 سال از پرپر شدنش گذشت,,
4 سال از پرپر شدنش گذشت؛ محمدرضایش هم دیگر چیزی نمانده که 4 ساله شود؛ میگویند عجیب شباهت به پدر دارد.
,,

, ,
اما چه شد که رضا عزم رفتن کرد؟ آن روزها که داعشیها رسما تهدید کردند که به حرم عمه سادات رحم نمیکنند خون این جوان افغانستانی به جوش آمد و عزم رفتن کرد تا هتاکی گستاخان را پاسخ دهد. گفت برنمیگردد تا زمانی که حرم آزاد گردد.
,,
برنمیگردم تا زمانی که حرم آزاد گردد
, برنمیگردم تا زمانی که حرم آزاد گردد,,
مادر میگوید از او خواستم که ما را تنها نگذارد و بماند؛ اما رضا میگفت هرگز نمیشود؛ تا حرم حضرت زینب (س) را آزاد نکنم نمیتوانم آسوده بمانم و زندگی کنم. میروم و تا حرم را آزاد نکنم برنخواهم گشت، گفت خدا هست و شما هرگز تنها نیستید.
,,

, ,
گفت: شما که خواهر شهید هستی بگذار تا نام مادری شهید هم برایتان افتخار شود. اینگونه بود که مادر را راضی کرد و رفت.
,,
فی امانالله...
, فی امانالله...,,
همسر رضا میگوید: فرزندم محمدرضا نیز همچون پدرش، بیپدر شد. به همسرم گفتم فرزندمان در راه است؛ بمان اما او مرا نیز همچون مادرش قانع کرد و فیاماناللهی و رفت.
,,
سربند «یا علی ابن ابیطالب» را نیز به رسم شیعه بودن بر سر بست بست و رفت، میگویند عشقش همین سربند بود و با همین سربند هم اسیرش کردند و با همین سربند شهیدش.
,,
با سربند یا علی (ع) سر به تیغ دشمن داد
, با سربند یا علی (ع) سر به تیغ دشمن داد,,
شنیدهایم که شکنجهات کردند تا بد آقایمان علی(ع) را بگویی و اما تو نگفتی و اینگونه سرت را بر سر نیزه بلند کردند و باز هم «ذبحوا الحسین(ع) من قفاها» تکرار شد.
,,

, ,
به رسم یزید و عبیدالله سرش را در طبق کردند
, به رسم یزید و عبیدالله سرش را در طبق کردند,,
تروریستهای تکفیری راه و روش عبیدالله بن زیاد را پیش گرفته و به طرز وحشیانهای سرت را جا کردند و آن را به رسم اسلافشان ـ یزید و عبیدالله ـ در طَبَق قرار دادند.
, ,,
پیکرت را آوردند اما بگو که سرت را چرا جا گذاشتی؟ سالهاست که مادر هر جمعه در قطعه 30 گلزار شهدای بهشت رضا (ع) حاضر میشود و بر پیکر بی سرت گریه میکند.
,,
الهی! صبری برای مادری....
, الهی! صبری برای مادری....,,
امشب در شب سالگرد تو یادوارهای به پاس مقام والایت برگزار میکنند؛ میآییم؛ باشد که شما نیز به یادمان بیایی و آنجا که لغزشی در راهمان است دستمان بگیری.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه