اخبار داغ
  1. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا
  2. تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات/ آمریکا تاب تحمل هزینه تنش را ندارد
  3. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران چگونه صادر شد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  4. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  5. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  6. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  7. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  8. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  9. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  10. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  11. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  12. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  13. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  14. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  15. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  16. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  17. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  18. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  19. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  20. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد

طنز/

روند گفتگوی تلفی روحانی با اوباما

روند گفتگوی تلفی روحانی با اوباما
سایت افسران در خبری نحوه گفتگوی روحانی و اوباما را مشخص کرد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، سایت افسران در خبری نحوه ی گفتگوی روحانی و اوباما را با زبان شعر بیان کرد که متن آن به شرح زیر است:

, به گزارش , شبکه اطلاع رسانی دانا, ، سایت افسران در خبری نحوه ی گفتگوی روحانی و اوباما را با زبان شعر بیان کرد که متن آن به شرح زیر است:,

 

,

ما ز "باراک" چشم یاری داشتیم 

, ما ز "باراک" چشم یاری داشتیم ,

خُب... غلط بود آنچه می پنداشتیم!!!

خُب، مگر از ما گناهی سرزده 
او خودش تک زد و ما برداشتیم!!!


گر چه یارم گفت: " من خوشبین نیَـم "
"ما دم همت بر او بگماشتیم"

گرچه از اول حقوقدان بوده ایم 
دستی در کار مجازی داشتیم

تا که دست دوستی با ما دهد 
توی پیجش (page) لایک (like) ها میذاشتیم

وقتی با آقا جواد ما داشتیم 
پا توی ماشین خود میذاشتیم

قلب ما گویی گواهی داد پس 
چشم پوشیدیم، محل نگذاشتیم

بعد چند روزی که از آن مملکت 
قصد برگشتن به ایران داشتیم

هِی گواهی داد توی راه باز 
باز هم نادیده ما انگاشتیم

باز هم چون هِی گواهی داد هِی 
ما به پای شام شب بگذاشتیم

ناگهان بر من سقلمه زد جواد 
با شعف گفتا که میس کال داشتیم

پس دوباره زنگ زد آن ناشناس 
از سر رسم ادب برداشتیم

"نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد 
جانب حرمت فرو نگذاشتیم"

چون صمیمی گشت با ما بعد از آن 
مهر او در قلب خود ما کاشتیم

سرخوش و با افتخار و با شعف 
گوشیش قطع کرده و بگذاشتیم

چون رسیدم سوی ایران ناگهان 
با خبر گشتم چه گل ها کاشتیم

گفته بودش او که تحریمش کنید 
حیف آن پرچم که ما افراشتیم

پرچم صلحی تکان دادیم پس 
ما باراک را یار خود پنداشتیم

او از اوّل هم فریب جنگ داشت 
ما "غلط" کردیم و صلح انگاشتیم

گفت او: "تو خود زدی تک شیخنا!" 
ور نه ما با تو چه کاری داشتیم؟!

میتوانستی مرا ریجـِکت reject کنی
" ما محصل بر کسی نگماشتیم"

"گفت و گو آیین درویشی نبود " 
ور نه با "او" ماجراها داشتیم 

ای خوشا اکسنت آمریکایی اش 
مرحبا الفاظ دانشگاهیش 
 

, خُب... غلط بود آنچه می پنداشتیم!!!

خُب، مگر از ما گناهی سرزده 
او خودش تک زد و ما برداشتیم!!!
,
,
,
,
,
, گر چه یارم گفت: " من خوشبین نیَـم ",
, "ما دم همت بر او بگماشتیم",
,
, گرچه از اول حقوقدان بوده ایم ,
, دستی در کار مجازی داشتیم,
,
, تا که دست دوستی با ما دهد ,
, توی پیجش (page) لایک (like) ها میذاشتیم,
,
, وقتی با آقا جواد ما داشتیم ,
, پا توی ماشین خود میذاشتیم,
,
, قلب ما گویی گواهی داد پس ,
, چشم پوشیدیم، محل نگذاشتیم,
,
, بعد چند روزی که از آن مملکت ,
, قصد برگشتن به ایران داشتیم,
,
, هِی گواهی داد توی راه باز ,
, باز هم نادیده ما انگاشتیم,
,
, باز هم چون هِی گواهی داد هِی ,
, ما به پای شام شب بگذاشتیم,
,
, ناگهان بر من سقلمه زد جواد ,
, با شعف گفتا که میس کال داشتیم,
,
, پس دوباره زنگ زد آن ناشناس ,
, از سر رسم ادب برداشتیم,
,
, "نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد ,
, جانب حرمت فرو نگذاشتیم",
,
, چون صمیمی گشت با ما بعد از آن ,
, مهر او در قلب خود ما کاشتیم,
,
, سرخوش و با افتخار و با شعف ,
, گوشیش قطع کرده و بگذاشتیم,
,
, چون رسیدم سوی ایران ناگهان ,
, با خبر گشتم چه گل ها کاشتیم,
,
, گفته بودش او که تحریمش کنید ,
, حیف آن پرچم که ما افراشتیم,
,
, پرچم صلحی تکان دادیم پس ,
, ما باراک را یار خود پنداشتیم,
,
, او از اوّل هم فریب جنگ داشت ,
, ما "غلط" کردیم و صلح انگاشتیم,
,
, گفت او: "تو خود زدی تک شیخنا!" ,
, ور نه ما با تو چه کاری داشتیم؟!,
,
, میتوانستی مرا ریجـِکت reject کنی,
, " ما محصل بر کسی نگماشتیم",
,
, "گفت و گو آیین درویشی نبود " ,
, ور نه با "او" ماجراها داشتیم ,
,
, ای خوشا اکسنت آمریکایی اش ,
, مرحبا الفاظ دانشگاهیش ,
,

انتهای پیام/

, انتهای, پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه