اخبار داغ

دانا گزارش می دهد؛

دیپلماسی قلابی زیر سایه ناوهای آمریکایی؛ بازی دوگانه ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو

دیپلماسی قلابی زیر سایه ناوهای آمریکایی؛ بازی دوگانه ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو
هم‌زمانی اعزام ناو هواپیمابر به غرب آسیا با ادعای «پیشرفت در مذاکرات» و دیدار محرمانه ترامپ و نتانیاهو در واشنگتن، بار دیگر نشان داد کاخ سفید همچنان به سیاست قدیمی «فشار برای امتیاز» دل بسته است؛ سیاستی که تهران صراحتاً آن را ناسازگار با منطق گفت‌وگو دانسته است.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  در روزهایی که مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن پس از یک وقفه پرتنش دوباره فعال شده، کاخ سفید ترجیح داده تصویر متناقضی از خود ارائه دهد؛ تصویری که در آن لبخند مذاکره با سایه ناوهای جنگی همراه است.

دونالد ترامپ در اظهاراتی هم‌زمان از «امکان دستیابی به توافق» سخن گفت و از بررسی اعزام ناو هواپیمابر دیگر به منطقه خبر داد؛ پیامی که بیش از آنکه نشانه حسن‌نیت باشد، تکرار نسخه‌ای آزموده و شکست‌خورده از فشار حداکثری است.

اعلام این خبر در گفت‌وگو با وب‌سایت Axios آن هم پیش از دیدار با بنیامین نتانیاهو، معنادار بود. رئیس‌جمهور آمریکا تلاش کرد این‌گونه القا کند که دست بالا را هم در میدان نظامی و هم پشت میز مذاکره در اختیار دارد؛ اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که افزایش حضور نظامی، بیش از آنکه قدرت چانه‌زنی آمریکا را تقویت کند، بی‌اعتمادی طرف مقابل را عمیق‌تر می‌کند.

دیدار ترامپ و نتانیاهو که بدون کنفرانس خبری و بیانیه مشترک برگزار شد، خود به یکی از نقاط ابهام تحولات اخیر تبدیل شده است. کاخ سفید برخلاف روال معمول، از علنی کردن جزئیات نشست خودداری کرد و تنها روایت موجود، پیامی بود که ترامپ در شبکه اجتماعی متعلق به خود، Truth Social منتشر کرد؛ پیامی که در آن هم از تداوم مذاکرات گفت و هم از «پیامدهای سخت» در صورت عدم توافق.

این دوگانه‌گویی، دقیقاً همان نقطه‌ای است که ایران نسبت به آن هشدار داده است. سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان به‌صراحت اعلام کرد که گفت‌وگو تنها در فضایی عاری از تهدید معنا دارد و استمرار تحریم‌ها و آرایش نظامی، علامت سؤال جدی درباره صداقت طرف مقابل ایجاد می‌کند. پیام روشن تهران این است: مذاکره ابزار امتیازگیری زیر سایه تهدید نیست.

در سطح راهبردی، تحولات اخیر را می‌توان در سه قاب متفاوت تحلیل کرد. نخست آنکه میان واشنگتن و تل‌آویو بر سر دامنه و چارچوب مذاکرات اختلاف واقعی وجود دارد. رژیم صهیونیستی سال‌هاست هرگونه توافق محدود هسته‌ای را ناکافی می‌داند و بر گسترش مذاکرات به حوزه‌های موشکی و منطقه‌ای اصرار دارد؛ موضوعاتی که جمهوری اسلامی آن‌ها را خط قرمز قطعی خود اعلام کرده است. سکوت خبری پس از دیدار می‌تواند نشانه‌ای از همین شکاف باشد.

قاب دوم اما از هماهنگی پشت پرده حکایت دارد؛ هماهنگی‌ای که بر اساس آن، مذاکرات ادامه می‌یابد اما با شروطی سخت‌تر و با نمایش هم‌زمان قدرت نظامی. تأکید ترامپ بر اینکه هر توافقی باید «همه مسائل» را در بر گیرد، با خواسته‌های اعلامی تل‌آویو هم‌راستا است. در این سناریو، اعزام ناو هواپیمابر نه نشانه اختلاف، بلکه بخشی از طراحی مشترک برای افزایش فشار روانی بر ایران است.

سناریوی سوم نیز بر احتمال یک بازی چندلایه تأکید می‌کند؛ بازی‌ای که در آن مذاکره نقش پوششی برای آماده‌سازی گزینه‌های دیگر را ایفا می‌کند؛ افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و تکرار ادبیات تهدیدآمیز از سوی ترامپ، این گمانه را تقویت کرده که واشنگتن می‌خواهد هم‌زمان چند مسیر را باز نگه دارد؛ مسیری برای توافق احتمالی و مسیری برای اعمال فشار شدیدتر در صورت عدم تحقق خواسته‌هایش.

با این حال، آنچه معادله را پیچیده می‌کند، تجربه تاریخی بدعهدی آمریکاست؛ خروج یک‌جانبه واشنگتن از توافق پیشین و بازگرداندن تحریم‌ها، اعتماد را به حداقل رسانده است؛ در چنین شرایطی، هرگونه توافق جدید نیازمند تضمین‌های عینی و راستی‌آزمایی‌شده است؛ نه وعده‌های رسانه‌ای و نه نمایش قدرت نظامی.

واقعیت این است که سیاست «تهدید در کنار مذاکره» بیش از آنکه اهرم فشار باشد، اعتراف به ناتوانی در اقناع است. اگر کاخ سفید واقعاً به دنبال توافقی پایدار است، باید نشان دهد که از چرخه آزموده‌شده فشار حداکثری عبور کرده است؛ در غیر این صورت، ناوهای بیشتر در خلیج فارس نه معادلات سیاسی را تغییر خواهد داد و نه اراده ایران برای صیانت از خطوط قرمز خود را متزلزل خواهد کرد.

اکنون توپ در زمین واشنگتن است؛ یا انتخاب صریح دیپلماسی بر پایه احترام متقابل و رفع واقعی تحریم‌ها، یا ادامه بازی پرهزینه تهدید و فشار؛ بازی‌ای که تجربه نشان داده است، نتیجه‌ای جز پیچیده‌تر شدن بحران به همراه نخواهد داشت.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه