اخبار داغ
  1. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  2. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  3. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  4. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون
  5. هنر؛ خط مقدم تاب‌آوری در میدان بحران
  6. با «اعتراف می‌کنم» ریسک کردیم و جواب داد/ به جوان‌ها اعتماد کنید
  7. پهپاد MQ-1 آمریکا در آسمان تنگه هرمز رهگیری و منهدم شد
  8. چراغ سبز شیوخ منطقه برای توطئه تازه واشنگتن!/ در نشست آلمان چه گذشته است؟
  9. همصدایی کشورهای منطقه با آمریکا برایشان هزینه دارد/ توطئه‌های آمریکا علیه ایران موضوع تازه ای نیست
  10. از وعده پیروزی سریع تا جست‌وجوی راه خروج؛ ۷ ماه جنگ، آمریکا را به کجا رساند؟
  11. واکسن آنفلوآنزا قربانی زنجیره تأمین؛ یک محموله و روایتی از شکنندگی زنجیره دارو
  12. سه کانون عملیاتی وابسته به گروهک‌های تروریست منهدم شدند
  13. خورشید در حصار؛ امام حسن عسکری (ع) معماری که تشیع را برای عصر غیبت مهیا کرد
  14. رشد ۱۸ میلیاردی گیشه سینما همزمان با «روز ملی سینما»
  15. بازی‌های آسیایی ناگویا| صید نخستین مدال کاروان ایران توسط آسمانخراش ها/ پیروزی 3 سانداکار ایران در مبارزه نخست
  16. خودروهای آلاینده زیر ذره‌بین راهور؛ از اخطار ۱۰ روزه تا محدودیت خدمات
  17. تضمین امنیت بلند مدت ایران راه برون رفت از بحران جنگ نه بسته پیشنهادی میانجی ها!/ چرا ترامپ در پی دستاوردی فوری است؟
  18. تاراج ۲۱ همتی در فولاد بافق؛ فروش ۳۶ هزار تن محصول راهبردی در جنگ به شرکت‌های صوری / مدیرعامل با لابی سیاسی به دنبال فرار از عدالت
  19. تمهیدات ترافیکی تهران برای بازگشایی مدارس/ آماده‌باش ۱۰۰ درصدی پلیس راهور از ۳۱ شهریور
  20. پروژه بی اعتبارسازی بازوی رسانه ای رهبری/ جریان غربگرا در پی ضربه زدن به گفتمان ضد سهم خواهی است!

شکاف دیجیتال و بحران هویت/ نسل جدید در دام سطحی‌نگری اینستاگرامی

شکاف دیجیتال و بحران هویت/ نسل جدید در دام سطحی‌نگری اینستاگرامی
توسعه واقعی زمانی آغاز می‌شود که ما به همان اندازه که برای به‌روز کردن ابزارهایمان تلاش می‌کنیم، برای به‌روز کردن رفتارهای مدنی، نظم شخصی نیز وقت بگذاریم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در خیابان‌های کلان‌شهرهای امروز، منظره‌ای پارادوکسیکال پیش روی هر ناظری است. شهروندانی که با آخرین مدل‌های گوشی‌های هوشمند در حال جابه‌جایی هستند، خودروهایی با پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های روز را می‌رانند و در خانه‌هایی مجهز به سیستم‌های هوشمند زندگی می‌کنند؛ اما همین شهروندان در مواجهه با ساده‌ترین اصول زیست شهری، مانند رانندگی بین خطوط، تفکیک زباله یا رعایت حقوق عابر پیاده، رفتارهایی متعلق به دوران پیشامدرن از خود نشان می‌دهند. این وضعیت که می‌توان آن را «شبه‌مدرنیته» نامید، حکایت از یک گسست عمیق دارد؛ پذیرش ابزار مدرن بدون پذیرش اندیشه‌ مدرن.

ابزار به مثابه هویت، نه کارکرد

بنابر روایت مهر، نخستین لایه شبه‌مدرنیته در ایران، در حوزه مصرف تکنولوژی خود را نشان می‌دهد. در جوامع توسعه‌یافته، تکنولوژی ابزاری برای افزایش بهره‌وری، تسهیل ارتباطات و تولید دانش است. اما در لایه‌های وسیعی از جامعه ما، ابزار مدرن از «کارکرد» تهی شده و به «نماد منزلت» تغییر ماهیت داده است.

وقتی آخرین مدل یک تلفن هوشمند مثل آیفون پیش از آنکه برای قابلیت‌های پردازشی‌اش خریداری شود، برای «دیده شدن» در دست صاحبش تهیه می‌گردد، ما با پدیده کالایی شدن هویت روبرو هستیم. در این فضا، «داشتن» جای «بودن» را می‌گیرد. شهروند شبه‌مدرن تصور می‌کند با تملک اشیاء مدرن، لزوماً مدرن شده است؛ در حالی که اندیشه و رفتار او همچنان در قید و بند الگوهای گاه بدوی باقی مانده است. این تضاد، تکنولوژی را از یک موتور محرک توسعه به یک ابزار تفاخر طبقاتی تقلیل می‌دهد.

ما با نسلی روبرو هستیم که اخبار را از طریق تیترهای تلگرامی دنبال می‌کند، فلسفه را در جملات قصار اینستاگرامی می‌جوید و سیاست را در کامنت‌های تند و تیز خلاصه می‌کند

رانندگی شهری؛ آینه تمام‌نمای اخلاق مدنی

شاید هیچ عرصه‌ای به اندازه ترافیک و رانندگی، تضاد میان ابزار و اندیشه را عیان نکند. رانندگی در کلان‌شهرها، صحنه نبرد خودروهای مدرنی است که توسط ذهنیت‌های غیرمدرن هدایت می‌شوند. مدرنیته در ذات خود با «نظم»، «پیش‌بینی‌پذیری» و «رعایت قراردادهای اجتماعی» گره خورده است. اما در پشت فرمان پیشرفته‌ترین خودروها، ما شاهد رفتارهایی هستیم که بر پایه «حق تقدم زوری»، «زرنگی کاذب» و «تجاوز به حریم دیگری» بنا شده‌اند.

این پارادوکس نشان می‌دهد که لایه‌هایی از جامعه، فرم تمدن که خودرو باشد را پذیرفته‌اند، اما از پذیرش روح تمدن که قانون‌گرایی باشد سر باز می‌زنند. در واقع، خودرو به جای آنکه وسیله‌ای برای جابه‌جایی منظم باشد، به اکستنشن قدرت فردی تبدیل شده است تا فردیت مهارنشده‌ خود را در فضای عمومی به رخ دیگران بکشد. اینجاست که «آیفون و آیین‌نامه» در دو دنیای کاملاً متفاوت سیر می‌کنند.

شکاف دیجیتال؛ دانش سطحی در برابر تفکر عمیق

ورود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، وعده‌ «جامعه اطلاعاتی» را می‌داد، اما در اتمسفر شبه‌مدرنیته، این ابزارها عمدتاً به بستری برای بازتولید سطحی‌نگری تبدیل شده‌اند. دسترسی سریع به اطلاعات، جایگزین فرآیند دشوار «کسب دانش» شده است. شهروند شبه‌مدرن خود را در دریایی از اطلاعات غوطه‌ور می‌بیند، اما فاقد تفکر انتقادی برای تحلیل آن‌هاست.

ما با نسلی روبرو هستیم که اخبار را از طریق تیترهای تلگرامی دنبال می‌کند، فلسفه را در جملات قصار اینستاگرامی می‌جوید و سیاست را در کامنت‌های تند و تیز خلاصه می‌کند. این «توهم دانایی» که ابزار مدرن ایجاد کرده، مانع از شکل‌گیری اندیشه‌ی عمیق و پرسشگر شده است. در واقع، تکنولوژی به جای آنکه افق‌های فکری را بگشاید، به ابزاری برای تثبیت پیش‌فرض‌های قدیمی و تعصبات گذشته در قالبی نو تبدیل گشته است.

ریشه‌های فرهنگی؛ مدرنیته‌ وارداتی و غیاب رنسانس فکری

چرا جامعه در میانه این تضاد گرفتار شده است؟ ریشه اصلی را باید در این واقعیت جستجو کرد که مدرنیته در ایران، نه محصول یک تحول درونی و فکری مانند رنسانس یا عصر روشنگری، بلکه یک «پروژه وارداتی» بوده است. ما همواره تکنولوژی را خریده‌ایم، اما فلسفه‌ی پشت آن را نه.

وقتی ابزار مدرن بدون زیرساخت فکری متناسب وارد یک فرهنگ می‌شود، فرهنگ میزبان سعی می‌کند آن ابزار را در قالب‌های قدیمی خود هضم کند. نتیجه، یک «موجود کاریکاتوری» است که لباسی مدرن بر تن دارد اما به زبانی کهن سخن می‌گوید. شبه‌مدرنیته محصول فرار از دشواری «تغییر رفتار» و پناه بردن به سهولت «خرید اشیاء» است. تغییر اندیشه دهه‌ها زمان می‌برد، اما خرید یک گجت جدید تنها چند ساعت طول می‌کشد؛ و جامعه‌ی در حال گذار، همواره مسیر کوتاه‌تر را برمی‌گزیند.

چالش بهره‌وری در جامعه شبه‌مدرن

شبه‌مدرنیته تنها یک مسأله فرهنگی نیست؛ بلکه یک مانع بزرگ اقتصادی است. توسعه پایدار نیازمند «انضباط صنعتی»، «تخصص‌گرایی» و «اخلاق کار» است. اما در جامعه شبه‌مدرن، چون اندیشه‌ی مدرن (مانند زمان‌سنجی و برنامه‌ریزی) نهادینه نشده، تکنولوژی‌های گران‌قیمت لزوماً به افزایش بهره‌وری منجر نمی‌شوند.

ما کارخانه‌های مدرنی داریم که با ذهنیت سنتی اداره می‌شوند، ادارات الکترونیکی داریم که همچنان درگیر بروکراسی کاغذبازانه هستند و شهرهایی هوشمند که شهروندانش به جای همکاری جمعی، در رقابتی فرساینده برای منافع شخصی هستند. این اتلاف منابع، محصول همان شکاف «فرم و محتوا» است. تا زمانی که تکنولوژی با «اخلاق تمدنی» همراه نشود، سرمایه‌گذاری‌های کلان در زیرساخت‌ها، خروجی مطلوبی نخواهند داشت.

برای عبور از تله‌ی شبه‌مدرنیته، راهی جز بازگشت به آموزش «مبانی شهروندی» و «تفکر منطقی» وجود ندارد.تکنولوژی باید به عنوان ابزاری برای مسئولیت‌پذیری بیشتر معرفی شود، نه فرار از آن.علاوه بر آن نهادهای مدنی و رسانه‌ها باید به جای تبلیغ مصرف‌گرایی، بر آموزش رفتارهای تمدنی (مانند حقوق متقابل و صبوری اجتماعی) تمرکز کنند. جامعه باید یاد بگیرد که ارزش فرد به عمق اندیشه و خروجی عمل اوست، نه به مدل ابزاری که در دست دارد.

تمدن در جان است، نه در اشیاء

شبه‌مدرنیته شهری، خواب آشفته‌ای است که در آن خیال می‌کنیم با تغییر ظاهر، تغییر ماهیت داده‌ایم. اما واقعیت سرسخت نشان می‌دهد که «آیفون» به تنهایی نمی‌تواند کسی را مدرن کند، اگر «اندیشه» همچنان در بند پیش‌داوری‌ها و رفتارهای ضداجتماعی باشد.

توسعه واقعی زمانی آغاز می‌شود که ما به همان اندازه که برای به‌روز کردن ابزارهایمان تلاش می‌کنیم، برای به‌روز کردن رفتارهای مدنی، نظم شخصی و احترام به قانون نیز وقت بگذاریم. مدرنیته یک «ایستگاه» نیست که با خرید بلیط (تکنولوژی) به آن برسیم؛ بلکه یک «فرآیند فکری» و «انضباط اخلاقی» است که باید در لایه‌های عمیق جان و روان یک ملت ریشه بدواند. تنها در آن صورت است که ابزارهای مدرن، واقعاً در خدمت زندگی و پیشرفت قرار خواهند گرفت

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه