logo
دوشنبه 06 مهر 1405 | دوشنبه 28 سپتامبر 2026 |
اخبار داغ
  1. بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرت اوّل جهان است
  2. هلاکت عناصر داعشی در درگیری با نیروهای امنیتی عراق
  3. تأخیر در ترخیص کالاهای اساسی و تحمیل هزینه به مردم قابل قبول نیست/ قوه قضاییه در صیانت از حقوق عامه با جدیت ورود خواهد داشت
  4. مذاکره در کار نیست؛ آمریکا لاف می زند/ موج‌ سواری های ترامپ و بسنت گره گشای تنگه هرمز نیست!
  5. تئاترِ عریان، اخلاقِ پنهان؛ روایتِ یک گسستِ نامرئی در تئاتر
  6. پراید صفر به مرز ۱.۴ میلیارد تومان رسید / دلالان فضای مجازی، بازار خودرو را به گروگان گرفتند
  7. شهید موسوی می‌تواند الگویی برای نسل‌های آینده نیروهای مسلح باشد
  8. گسست میان ادعا و واقعیت
  9. «بدنام»؛ کارناوال دهن‌کجی به قانون در شبکه نمایش خانگی
  10. هنر، کارآمدترین ابزار برای جهانی‌سازی فرهنگ ایثار/ هنرمندان باید صدای مظلومیت ایران در عرصه بین‌الملل باشند
  11. اهرم‌های غیرنظامی برای خنثی سازی‌توطئه توقف‌ پروازهای ایرانی/ تیر واشنگتن باز هم به سنگ خواهد خورد!
  12. آلودگی روی دور تکرار؛ تهران دوباره در محاصره آلاینده‌ها
  13. توقف پروازهای ایرانی هیچ دستاوردی برای واشنگتن نخواهد داشت/ اهرم های بسیاری داریم که به موقع به کار خواهیم گرفت
  14. نامه ایران به سازمان ملل درباره اظهارات خصمانه دبیرکل ناتو
  15. با وجود شیطنت دشمن، تنگه هرمز در اختیار ایران است
  16. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  17. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  18. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  19. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  20. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا

گزارشی ویژه و خواندنی از تشییع پیکیر دو شهید در تویسرکان/زمین به احترام تو شهید؛ آسمانی شد

گزارشی ویژه و خواندنی از تشییع پیکیر دو شهید در تویسرکان/زمین به احترام تو شهید؛ آسمانی شد
پیکیر مطهر دو شهید گمنام سال های دفاع مقدس در میان خیل مشتاقان شهرستان تویسرکان تشییع شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، صبح امروز در مراسمی با شکوه پیکر مطهر دو شهید گمنام دفاع مقدس در میان خیل عظیم مردم روستاهای شهرستانه، وردآوردعلیا و سفلی، کهنوش، کندر، سوری، هوش، شأن آباد و کنجوران تشییع شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

,

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

,

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

,

, , ,

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

,

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

,

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

,

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

,

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

,

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

, , ,

, , ,

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

,

, , ,

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

,

, , ,

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

,

, , ,

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

,
,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه