اخبار داغ
  1. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  2. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  3. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  4. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  5. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  6. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  7. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  8. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  9. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  10. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  11. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون
  12. هنر؛ خط مقدم تاب‌آوری در میدان بحران
  13. با «اعتراف می‌کنم» ریسک کردیم و جواب داد/ به جوان‌ها اعتماد کنید
  14. پهپاد MQ-1 آمریکا در آسمان تنگه هرمز رهگیری و منهدم شد
  15. چراغ سبز شیوخ منطقه برای توطئه تازه واشنگتن!/ در نشست آلمان چه گذشته است؟
  16. همصدایی کشورهای منطقه با آمریکا برایشان هزینه دارد/ توطئه‌های آمریکا علیه ایران موضوع تازه ای نیست
  17. از وعده پیروزی سریع تا جست‌وجوی راه خروج؛ ۷ ماه جنگ، آمریکا را به کجا رساند؟
  18. واکسن آنفلوآنزا قربانی زنجیره تأمین؛ یک محموله و روایتی از شکنندگی زنجیره دارو
  19. سه کانون عملیاتی وابسته به گروهک‌های تروریست منهدم شدند
  20. خورشید در حصار؛ امام حسن عسکری (ع) معماری که تشیع را برای عصر غیبت مهیا کرد

نقد رسانه/

بازهم فرهادی دوربین به دست می شود…!

بازهم فرهادی دوربین به دست می شود…!
امیر و سارا زوج جوانی که تا 8ساعت دیگر پروازی به استرالیا دارند برای یک مسافرت5 ساله!!! تینا دختر همسایه در خانه آنها خوابیده است و…
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از آفتاب ری؛ صادق فرامرزی- فیلم ملبورن اولین اثر سینمایی نیما جاویدی است که در جشنواره فیلم فجر به روی پرده رفت.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, آفتاب ری؛ ,

ملبورن

,

امیر و سارا زوج جوانی که تا 8ساعت دیگر پروازی به استرالیا دارند برای یک مسافرت5 ساله!!! تینا دختر همسایه در خانه آنها خوابیده است و…

,

  این تمام داستان فیلم ملبورن است که به رغم خوش ساختی اش بخاطر فرهادی زدگی غیرقابل انکارش توجه هیچ منتقدی را جلب نکرد و هیچگاه به بخش مسابقه نرسید.

,

 ملبورن بیش از آنکه بشود فکرش را کرد فاقد ابتکار است و هرچه دارد آمیخته ای است از چهارشنبه سوری و جدایی نادر از سیمین اصغرفرهادی و پیام اخلاقی اش هم سراسر الگو گرفته شده از درباره الی… فرهادی است!

,

, ,

 

,

بعد از کسب اسکار و گلدن گلوب توسط جدایی نادر از سیمین بر همگان واضح بود که سینمای ایران تا سالیان سال می خواهد فرهادی زده شود.

,

همانگونه که سینمای قبل از انقلاب بشدت تحت تاثیر موفقیت قیصر و گوزن های کیمیایی و گاو مهرجویی تا سالیان سال می خواست خودش را شبیه کیمیایی و مهرجویی کند و اندکی بعد از انقلاب هم با نابودی موقتی فیلم فارسی کیارستمی و عیاری و بعدها تقوایی و مخملباف بودند که شده بودند الهه های سینمای ایران که همگان در پی پرستش آنها فیلم هایشان را از آنها الگو می گرفتند.

,

«ملبورن» تقلیدش از سینمای فرهادی از حد لرزش بیجای دوربین، بازی معادی، میزانسن ها و لوکیشن های فیلم فراتر رفته است و حتی پیام اخلاقی فیلم باز تکرار پیام درباره الی… و جدایی نادر از سیمین است که می گوید: اخلاق نسبی است…

,

 

, ,

 

,

تعلیق فیلم که ساختار را هدایت می کند کاملا تحت تاثیر سبک و شیوه تعلیق فرهادی است و به هیچ وجه نگاه به آینده ندارد و می خواهد رو به گذشته باشد، در جدایی هیچ کس نمی خواهد بداند آخر چه می شود چون آینده در فرع گذشته ای تعریف می شود که واقعا چه کسی فرزند راضیه را کشته است و همچنین در فیلم بعدی فرهادی باز هم کسی تمایلی ندارد بداند سرانجام احمد چه می کند، یا اصلا همسر سمیر زنده می ماند یا نه بلکه توجه مخاطب کاملا به گذشته روایت است؛ که چه کسی موجب خودکشی همسر سمیر شده است و در این بین «ملبورن» هم کاملا تعلیقی رو به گذشته و سوال گونه دارد که مهم ترین شگرد سینمای فرهادی است…

,

 چه کسی مقصر بلایی است که سر تینا آمده؟ در این میان تینا همانقدر مبهم است که اِلی مبهم بود و هر چقدر بخواهی خوشبینانه قضیه را بسنجی که همه این شباهت ها یک اتفاق بوده است؛ بازی معادی را به هیچ وجه نمی توان یک بازی ابتکاری دانست و در واقع نیما جاویدی در فیلم اولش به قدری اسیر جاذبه فیلم فرهادی شده که حتی کاراکترهایش هم شبیه آنها ساخته است.

,

, ,

 

,

هرچند ملبورن می خواسته با محدود کردن تمام فیلم (بجز سکانس اول و آخر) در یک آپارتمان و رئال تایم بودن خودش قدرت فیلمنامه را به رخ مخاطب بکشد، اما به قدری فیلم از تعلیق های فرعی دوری کرده است که همه چیز ذیل همان تعلیق اصلی تعریف شود و نگاه رو به گذشته و سوال هایی که هر 15دقیقه یکبار در داستان فیلم برای مخاطب شکل می گیرد همه ذهن ها را به سمت سینمای فرهادی ببرد.

,

گذشته از اینها فیلمنامه فیلم گاهی اوقات از منظر علت و معلولی می لنگند و کسی دقیقا نمی داند چرا امیر ماجرا را به پدر تینا نمی گوید؟

,

 گفتن ماجرا به پدر تینا به مراتب قابل هضم تر است تا دروغ های پی در پی امیر که خود نیز بیش از پیش همه را یاد همان اِلِمان تکراری فیلم فرهادی می اندازد، که همه چیز از یک دروغ شروع شد و اینجاست که هر مخاطبی با خودش می گوید ملبورن می خواهد برایم حرف های جدایی را کپی برابر اصل تعریف کند.

,

, ,

 

,

شاید در جشنواره امسال که همانند جشنواره سال گذشته بشدت فیلم ها (بخصوص نحوه اتمامشان) شبیه سینمای فرهادی است؛ «ملبورن» بیش از هر فیلم دیگری هشدار می دهد که سینمای شبه روشنفکری ما دغدغه هایش ته کشیده و طبقه بورژا جامعه اگر قرار است در آپارتمان های شمال و غرب تهران به تصویر کشیده شود، حتی میزانسن هایش هم شبیه فیلم های فرهادی است و در این بین یکبار مرکز دعوا الی است، یکبار ترمه و این بار هم تینا!

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه