به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار پیک هشترود، متن این مثنوی بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود, پیک هشترود,,
غسل شهادت کرده در نهر خروشان دمشق
افتاده از پا لالهای در ساحل خونین عشق
,
آورده عشق آسان بر او، جان بهر دلبر باختن
خود را به طوفانِ بلا از عاشقی انداختن
,
افتاده از پا بی نفس، فریاد میدارد جَرَس
این است آخر عاشقی، بیند هر او دارد هوس
,
ای در سرت شور ولا، ای بیقرار کربلا
این ره ندارد آخری، جز محنت و رنج و بلا
,
مَحرَم به درگاهی بیا، گر مرد این راهی بیا
گر کربلا خواهی بیا، برنیزه چون ماهی بیا
,
لا تا مگردی ابتدا، کِی ره بیابی بر اِلا
باید بلا بینی بلا، تا ره دَهندَت کربلا
,
باید به خون سجاده را رنگین نمود از عشق او
باید خضاب آرا کنی، چون لاله از خون روی و مو
,
در عاشقی اول قدم، ترکِ سَر است و جان و تن
عاشق کجا دارد خبر، جز یارِ خود، از ما و من
,
در ساحل آزادگی، خوابیده در آرامِ عشق
خون گشته جاری از تنش بر خاکِ گلگون دمشق
,
ماهی دگر گُل میکند، در برکۀِ چشمِ شَفق
بلبل تَغزُل میکند، جاء الحق و باطل زهق
,
شب در سیاهی کرده غرق، این عالم پُر زرقوبرق
عالم تمنا میکند، غوغایِ اشراقی ز شرق
,
گُل میکند آخر به ناز، آن شاخِ نرگس در حجاز
گردد سحرگاهی فَراز، بر این شب دورودراز
,
زهرا نشانی میرسد، بَر ناقه مَحمِل بَسته نور
در صبح عاشورا به لَب، فریاد میدارد ظُهور
,
کُل نهفلک را خامُشا، در کعبه خواند چاووشا
انی انا المهدی خوشا، بر لب برد حیدر ووشا
,
ای غرقه در خونش یمن، ای لالهگون دشت و دَمَن
گُمگشته آن یوسف تو را، بازآید آخر در وطن
,
بوی ظهورش میرسد از لالهزارانِ دمشق
از جا بخیزید عاشقان، میآید آن آقای عشق
,
,
دلخوش نما سید علی، ای خونجگر ما را وَلی
میگردد آخر شیعه را، آن ماه پنهان منجلی
,
پیر خراسانیِ ما، یاری یمانی را نَما
ما را به قاف عشق او، ای پیر عاشق رهنما
,
با ما بگو از کربلا، پیر خراسانی سخن
باید گرفت از اهرمن، مکه، منامه تا یمن
,
کُن لشکر حق را بهصف، هم ذوالفقارت را به کف
سوی سعودیها بگو، آورده موشکها هدف
,
ضحاک تا کی تا کجا، قوم یمن در خون کشد
خواهد که قلب شیعه را از سینه غم بیرون کشد
,
تا کی حرامی بر حرم، با دیدۀِ بد بنگرد
تا کی سعودی حنجرِ، مردانِ ما از کین درد
,
سخت است ما را ای ولی، دیدن و بنشستن بهجا
ظلم سعودی تا به کی؟این صبر خونین تا کجا؟
,
جوش آمده خون در رگِ ما حضرت سید علی
ده اذن جانبازی به ما، تا مکه گیریم ای ولی
,
آل سعودی را بگو تا تخت و تاج آتشزنیم
تیر بلا بر پیکرش مردانه چون آرش زنیم
,
باران بگو او را به سر بارد ز موشکهای ما
آل سعودی له شود چون ذره زیر پای ما
,
بوی ظهورش میرسد از لالهزارانِ دمشق
از جا بخیزید عاشقان، میآید آن آقای عشق
,
به امید ظهور حضرت یار…
دوشنبه ۲۸ دیماه ۱۳۹۴ – منصور نظری
,
,
پایان پیام/م
]
ارسال دیدگاه