به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از"ناصرون " در زیر خاطره ای از زمان انقلاب توسط یکی از انقلابیون شهر برازجان نقل شده است را می خوانید:
,
در زمان انقلاب در روستای ما که از توابع شهرستان دشستان بود دو نفر شاه دوست زندگی می کردند و در ایام اعتراضات و تظاهرات این دو نفر با چهرهای عبوس و خشمگین ابراز ناراحتی می کردند و با چوب و چماق به جان جوانان و افراد حاضر در روستا که به نشانه اعتراض به خیابان ها آمده بودند می افتادند.
,
در روزی که ما در حال اعتراض به رژیم بودیم من و یکی از همراهانم که پسر دایی بنده می شد یک الاغ را پیدا کردیم که یکی نر و دیگری ماده بود که بر صورت الاغ نر عکس شاهنشاه آریامهر را زدیم و بر صورت الاغ ماده عکس شهربانو را نصب کردیم.
,
خلاصه پسر دایی من افسار آن الاغ ها را گرفت و در جلوی همه معترضین اعم از جوان و پیر حرکت کرد و و بقیه مردم هم شروع به شعار دادن کردند که شعار ما این بود"شاه فرار ی شده، سوار گاری شده ...".
,
علت واکنش نشان دادن یکی از شاه دوست ها این بود که وی تازه در یکی از ارگان های دولتی استخدام شده بود و ترس از این داشت که کار روستاییانش منجر به اخراج وی از محل کارش شود.
,
این فرد هر روز ما را تهدید می کرد و تیکه کلامش این بود یک بلایی سرتان در می آورم که مرغان آسمان به حالتان گریه کنند"سرانجام شعارهایش هیچ عکس العملی در پی نداشت.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه