به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نافع؛ خاطره شهید" در عملیات بدر، برادر مجروحی را دیدم که تیر به چشم چپ او اصابت کرده بود؛ به طوری که مردمک و کاسه چشم او روی چانهاش آویزان شده بود. از ناحیه دست و سر هم مجروح بود. از بس فشاری که بر اثر جراحت به این برادر وارد میشد، زیاد بود، نه قدرت تکلم داشت و نه میتوانست حداقل با اشاره منظور خود را به کسی تفهیم کند. چون وسیلهای برای بردن ایشان در منطقه عملیاتی بدر نبود و وسایل پزشکی لازم هم وجود نداشت، چند ساعت در همان جا ماند و درد و رنج را تحمل کرد. در عین حال، هنگا م نماز ظهر خود را جمع و جور کرد و دو زانو نشست و نماز خواند"
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع,, ,
,
,
ارسال دیدگاه